X
تبلیغات
سربازان ولایت - چهل حدیث

سربازان ولایت

اعتراض يزيد به امام سجّاد ـ عليه السّلام ـ و پاسخ آن حضرت

در زمان اسارت اهل بيت سيّدالشهدا ـ عليهم السّلام ـ ، يزيد ديد در دست امام سجاد ـ عليه السّلام ـ تسبيحى است كه حضرت آن را مى چرخاند، لذا به امام ـ عليه السّلام ـ اعتراض كرد كه چرا كار بيهوده انجام مى دهى؟!
 امام سجاد ـ عليه السّلام ـ فرمود:
 از پدرم شنيدم كه: جدّم ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ ، «كان إِذا أَصْبَحَ وَ أَمْسى يَقُولُ: أَللّهُمَّ إِنِّى أَصْبَحْتُ وَ أَمْسَيْتُ أُسَبِّحُكَ وَ أُمَجِّدُكَ و أَحْمَدُكَ وَ أُهَلِّلُكَ وَ أُكَبِّرُكَ بِعَدَدِ ما أُدِيرُ بِهِ سَبْحَتِى.»(1)

 

رسول خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ هر صبح و شام مى فرمود: خداوندا، صبح و شام كردم در حالى كه تسبيح و تمجيد و ستايش و تهليل و تكبير تو را مى گويم به تعداد گرداندن تسبيحم.
و سپس تسبيح خود را مى گرداند. هر كس اين كار را انجام دهد، براى او اجر تسبيح نوشته مى شود و نيز براى او مايه ى فَرَج و گشايش است.
 

 

 

1. ر.ك: بحارالانوار، ج 45، ص 200؛ ج 98، ص 136؛ سنن النبىّ ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ ، ص 366

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 20:33  توسط   | 

چهل حدیث از امام موسی کاظم (علیه السلام)

احادیثی پیرامون دعا، توکل، انتظار فرج، فهم دین، محاسبه نفس، سکوت، خوش اخلاقی و ...


1. مَن لَم یجِد لِلاساءَةِ مَضَضّا لَم یکن عِندَهُ لِلاِحسانِ مَوقعٌ
کسی که مزه رنج و سختی را نچشیده ، نیکی و احسان در نزد او جایگاهی ندارد.

بحارالانوار، جلد 78، ص333

2. مَن دَعا قَبلَ الثَّناءِ عَلَی الله و الصَّلاهِ عَلَی النَّبِی (صلی الله علیه وآله) كَانَ كَمَن رَمی بِسَهمٍ بِلا وَتر
هر كه پیش از ستایش بر خدا و صلوات بر پیغمبر (صلی الله علیه وآله) دعا كند چون كسی است كه بی زه كمان كشد.

تحف‌العقول ، ص‌ 425

3. أوشَک دَعوَةً‌ وَ أسرَعُ إجابَةُ دُعاءُ المَرءِ لاِخیهِ‌ بِظَهرِ الغَیبِ
دعایی که بیشتر امید اجابت آن می رود و زودتر به اجابت می رسد،‌ دعا برای برادر دینی است در پشت سر او.

اصول کافی،ج1 ،ص52

4. مَن أرادَ أن یکنَ‌ أقوَی النّاسِ‌ فَلیتَوکل عَلی الله
هر که می خواهد که قویترین مردم باشد بر خدا توکل نماید.

بحار الانوار، ج7 ، ص143

5. أفضَلُ العِبادَةِ بَعدِ المَعرِفَةِ‌ إِنتِظارُ‌ الفَرَجِ
بهترین عبادت بعد از شناختن خداوند ،‌ انتظار فرج و گشایش است.

تحف العقول، ص403

6. مَلْعُونٌ مَنْ اغْتابَ أخاهُ
ملعون است کسی که از برادرش غیبت کند.

بحار الأنوار، ج 74، ص 232

7. رَجُلٌ مِنْ أهْلِ قُمَ یَدْعوُ النّاسَ إلَی الحَقِّ، یَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ كَزُبَرِ الحَدیدِ
مردی از قم، مردم را به حق فرا می‌خواند و گروهی چون پاره‌های آهن [استوار]، پیرامون او گرد می‌آیند.

بحارالأنوار، ج 57، ص 216

8. تَفَقَّهوا فی دینِ الله فإنَّ الفقه مفتاحُ البَصیرة،وتَمامُ العِبادة و السّببُ إلی المنازل الرفیعة و الرُّتبِ الجَلیلة فی الدین و الدنیا،و فَضلُ الفَقیه علی العابد كَفَضلِ الشمسِ علی الكواكب و مَن لَم یَتَفَقَّه فی دینهِ لَم یَرضَ اللهُ لهُ عملاً
در دین خدا، دنبال فهم عمیق باشید؛ زیرا فهم عمیق در دین، كلید بصیرت و كمال عبادت و سبب تحصیل مقام های والا و مراتب شكوهمند در امور دین ودنیاست. و برتری فقیه بر عابد، مانند آفتاب است بر كواكب، و كسی كه در دینش فهم ِعمیق نجوید، خداوند هیچ عملی را از او نپسندد.

تحف العقول ص410

9. مَنِ استَوى‏ یوماهُ فَهُوَ مَغبُونٌ
هر کسى که دو روزش مساوى باشد (و روز بعد بهتر از روز قبل نباشد) مغبون است.

بحار الأنوار،ج 78،ص326،ح5

10. لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسِبْ نَفسَهُ فی كُلِّ یَومٍ فَإنْ عَمِلَ حَسَناً استَزادَ اللهَ و إنْ عَمِلَ سیّئاً اسْتَغفَرَ اللهَ مِنهُ و تابَ اِلَیهِ
از مانیست كسی كه هر روز حساب خود رانكند ،پس اگر كار نیكی كرده است از خدا زیادی آن را بخواهد،واگر بدی كرده،از خدا آمرزش طلب نموده و به سوی او توبه نماید.

اصول كافی ج 4 ص191

11. قِلَّهُ المَنطِق حُکمٌ عَظِیم، فَعَلَیکُم بِالصُّمتِ
بر شما باد به خموشی که کم گویی، حکمت بزرگی است.

بحاالانوار ، ج 78 ، ص 321

12. مَن اَحزَنَ والدَیهِ فَقَد عَقهُما
هر که پدر و مادر را اندوهگین کند آنان را ناسپاسی کرده است.

تحف العقول ، ص 425

13. مَا مِن شَیءٍ تَراهُ عَینَاک إلّا وَ فِیه مَوعِظَه
چیزی نیست که چشمانت آن را بنگرد ، مگر آن که در آن پند و اندرزی است.

بحاالانوار ، ج 78 ، ص 319

14. وَاللّه‏ِ ما اُعطِىَ مُومِنُ قَطَّ خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَةِ، اِلاّ بِحُسنِ ظَنِّهِ بِاللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ وَ رَجائِهِ لَهُ وَ حُسنِ خُلقِهِ وَالکفِّ عَنِ اغتیاب المُؤمِنینَ
به خدا قسم خیر دنیا و آخرت را به مؤمنى ندهند مگر به سبب حسن ظن و امیدوارى او به خدا و خوش اخلاقى اش و خوددارى از غیبت مؤمنان.

بحارالأنوار، ج 6، ص 28، ح29

15. إنَّ الحَرامَ لا یُنمى‏ وإن نُمِىَ لا یُبارَكُ فیهِ
مال حرام افزون نمى‏گردد و اگر هم افزون گردد برکت نمى‏یابد.

الکافى ، ج 5، 125

16. مَنِ اقتَصَدَ وَقَنَعَ بَقِیَت عَلَیهِ النِّعمَةُ ومَن بَذَّرَ وأسرَفَ زالَت عَنهُ النِّعمَةُ
هرکه میانه‏روى کند و قناعت ورزد، نعمت بر او بپاید و هر که بى‏جا مصرف نماید و زیاده‏روى کند، نعمتش زوال یابد.

تحف‏العقول، ص 403

17. لِكُلِّ شَیءٍ دَلِیلٌ وَ دَلیلُ العَاقِل التَّفَكُّر، وَ دَلیلُ التَّفكُّرِ الصُمت
برای هر چیزی دلیلی باید، و دلیل خردمند تفكر است، و دلیل تفكر خاموشی.

تحف العقول ، ص 406

18. طوبى لِلمُصلِحینَ بَینَ النّاسِ، اُولئِكَ هُمُ المُقَرَّبونَ یَومَ القیامَةِ
خوشا به حال اصلاح‏کنندگان بین مردم، که آنان همان مقرّبان روز قیامت‏اند.

تحف العقول، ص 393

19. إنَّ العاقِلَ لایَکذِبُ و إن کانَ فیهِ هَواهُ
خردمند دروغ نمى‏گوید ، اگرچه میل او در آن باشد.

تحف العقول ، ص 391

20. اللّهَ جَلَّ وعَزَّ یُبغِضُ العَبدَ النَّوّامَ الفارِغَ
خداوند عزّوجلّ، بنده خواب آلوده بیکار را دشمن دارد.

الکافی: ج 5 ، ص 84 ، ح 2

21. مُجَالِسَه أَهلِ الدِّینِ شَرَفُ الدَّنیَا وَ الاخِرَه
همنشینی با اهل دین، شرف دنیا و آخرت است.

تحف العقول ، ص 420

22. مُشاوَرَةُ العاقِلِ النّاصِحِ یُمنٌ وَ بَرَكَةٌ وَ رُشدٌ وَ تَوفیقٌ مِنَ اللّه
مشورت با عاقلِ خیرخواه، خجستگى، برکت، رشد و توفیقى از سوى خداست.

تحف العقول، ص 398

23. دَعوَةِ الصائِمِ تَستَجابُ عِندَ اِفطارِه
دعاى شخص روزه‏دار هنگام افطار مستجاب مى‏شود.

بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33

24. الغَضَبُ مِفتَاحُ الشَّر
خشم كلید هر بدی است.

تحف العقول، ص 416

25. لِكُلِّ شَیءٍ زَكاهٌ، وَ زَكاهُ الجَسَدِ صِیامُ النَّوافِل
برای هر چیزی زكاتی است، و زكات تن روزه های مستحبی است.

تحف العقول، ص 425

26. التَّدبِیرُ نِصفُ العیشِ
تدبیر نیمی از زندگی است.

تحف العقول، ص 425

27. مَن وَلَههُ الفَقرُأبطَرهُ الغِنى
آن که نَدارى حیرانش کند، توانگرى سرمستش مى سازد.

بحارالانوار،ج۷۴ص۱۹۸

28. مَن رَأى أخاهُ عَلَى أمرٍ یُکرِهُهُ فَلَم یَرِدهُ عنهُ وَ هُو یقدِر عَلَیهِ، فَقَد خَانَه
هر که برادرش را در کارى ناپسند ببیند و بتواند او را از آن باز دارد و چنین نکند، به او خیانت کرده است.

الامالى صدوق،ص۳۴۳

29. اَفضَلُ ما یَتَقَرَّبُ به العَبدُ اِلی اللهِ بَعدِ المَعرِفَةِ به، الصَلوةُ
بهترین چیزی که بنده بعد از شناخت خدا به وسیله آن به درگاه الهی تقرب پیدا می کند، نماز است.

تحف العقول،ص455

30. إنَّ أعظَمَ النّاسِ قَدَراً الَّذِی لایَرَی الدُّنیا لِنَفسِه خَطَرا، اما إنَّ أبدانَكُم لَیس لَها ثَمَنٌ إلّا الجَّنه، فَلا تَبِیعُوها بِغِیرِها
به راستی كه با ارزش ترین مردم كسی است كه دنیا را برای خود مقامی نداند، بدانید بهای تن شما مردم، جز بهشت نیست، آن را جز بدان مفروشید.

تحف‌العقول‌ ، ص‌410

31. أفضَل مَا یَتَقَرَّبُ بِه العَبدِ إلَی الله بَعدَ المَعرِفَهُ بِه الصَّلاه وَ بِرُّ الوالِدَینِ و تَركُ الحَسَد و العُجبُ و الفَخر
بهترین چیزی كه به وسیله آن بنده به خداوند تقرب می جوید، بعد از شناختن او، نماز و نیكی به پدر و مادر و ترك حسد و خودبینی و به خود بالیدن است.

تحف‌العقول‌ ، ص‌ 412

32. إنَّ الله حَرَّمَ الجَنَّهَ عَلی كُلِّ فَاحِشٍ بذِی قَلِیلِ الحَیاءِ لا یُبالِی مَا قَال وَ لا مَا قِیل فِیه
خداوند بهشت را بر هر هرزه گوی كم حیا كه باكی ندارد چه می گوید و یا به او چه گویند حرام گردانیده است.

تحف‌العقول‌، ص‌ 416

33. إیّاكَ و الكِبر، فَإنَّهُ لایَدخُلُ الجَنَّهَ مَن كَانَ فِی قَلبِه مِثقالَ حَبَّهٍ مِن كِبر
از كبر و خودخواهی بپرهیز، كه هر كسی در دلش به اندازه دانه ای كبر باشد، داخل بهشت نمی شود.

تحف‌العقول، ص‌ 417

34. إیّاكَ و مُخَالِطَهُ النّاس و الإنس بِهِم إلا أن تَجِدَ مِنهُم عَاقِلاً و مَأمُوناً فَآنَسَ بِه و أهرَبَ مِن سایِرهِم كَهَربُكَ مِن السِّباعِ الضّارِیه
بپرهیز از معاشرت با مردم و انس با آنان، مگر این كه خردمند و امانت داری در میان آنها بیایی كه (در این صورت) با او انس گیر و از دیگران بگریز، به مانند گریز تو از درنده های شكاری.

تحف‌العقول ، ص‌ 420

35. كُلَّما أحدَثَ النّاس مِنَ الذُّنُوبِ ما لَم یَكُونُوا یَعمَلُون، أحدَثَ اللهُ لَهُم مِن البَلاءِ مَا لَم یَكُونُوا یَعِدُّون
هرگاه مردم گناهان تازه ای که نمی كردند انجام دهند، خداوند بلاهایی تازه به آن ها دهد كه به حساب نمی آوردند.

تحف‌العقول ، ص‌ 434

36. مَن استَوی یَوماهُ فَهُو مَغبُون، و مَن كَان آخَر یَومَیه شَرُّهُما فَهُو مَلعُون، و مَن لَم یَعرف الزِّیادَه فِی نَفسِه فَهُو فی نُقصان، و مَن كان إلی النُّقصان فَالمَوتُ خَیرٌ لَهُ مِنَ الحَیاه
كسی كه دو روزش مساوی باشد، مغبون است، و كسی كه دومین روزش، بدتر از روز اولش باشد ملعون است، و كسی كه در خودش افزایش نبیند در نقصان است، و كسی كه در نقصان است مرگ برای او بهتر از زندگی است.

بحاالانوار، ج‌ 78، ص‌ 327

37. لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسبُ نَفسَه فِی كُلِّ یَومٍ، فَإن عَمِلَ حسناً استَزدادَ الله، و إن عَمِل سَیِّئاً استغفِرُ الله مِنه و تَاب إلیه
از ما نیست كسی كه هر روز حساب خود را نكند، پس اگر كار نیكی كرده است از خدا زیادی آن را بخواهد، و اگر در آن كار بدی كرده، از خدا آمرزش طلب نموده و به سوی او توبه نماید.

اصول‌الكافى، ج‌ 4، ص‌ 191

38. إصبِر عَلَی طَاعَهِ الله و إصبِر عَنِ مَعاصِی الله، فإنّما الدُّنیا ساعَه، فَما مَضی مِنها فَلَیس تَجِد لَهُ سُرورا و لا حُزناً، و مَا لَم یَاتِ مِنها فَلیسَ تَعرِفُه، فَاصبِر عَلی تِلكَ السّاعَهِ الَّتِی أنت فِیها فَكَأنَّكَ قَد اغتَبَطَت
بر طاعت خدا صبر كن، از معاصی خدا صبر كن، دنیا همان ساعتی است، آن چه رفته نه شادی دارد و نه غم، آن چه نیامده ندانی كه چیست؟ به همان ساعتی كه در آنی صبر كن هم چنان باشد كه تو رشك برده شده ای.

تحف‌العقول ، ص‌ 417

39. مَثَلُ الدُّنیا مَثَل مَاءِ البَحر، كُلَّما شربَ مِنهُ العَطشان أزدادَ عَطَشاً حَتّی یقتِله
دنیا چون آب دریاست، هر چه تشنه كامش بیشتر نوشد، بیشتر تشنه شود تا او را بكشد.

تحف‌العقول ، ص‌ 417

40. وَجَدتُ عِلمَ الناس فی اَربعٍ:
اَوّلُهاأن تَعرِفَ رَبَّکَ
وَالثّانیةُ أن تَعرِفَ ما صَنَعَ بکَ
وَالثّالثَةُ  أن تَعـرِفَ ماأرادَ مِـنکَ
وَالرّابعَةُ أن تَعرفَ ما َیخرُجُکَ مِن دینِکَ
علومی را که مردم به آن نیاز دارند در چهار چیز یافتم :
اول اینکه خدای خودت را بشناسی .
بشناسی که خداوند با تو چه کار کرده است .
بشناسی که خداوند چه چیزی از تو می خواهد .
و بشناسی که چه چیزی تو را از دینت خارج می کند.

بحارالانوار، ج 78 ، ص 328

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 20:29  توسط   | 

خدا مى داند چه قدر از آثار اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ در دست ما نيست!

خدا مى داند چه قدر از آثار اهل بيت ـ عليهم  السّلام ـ در روى زمين و يا زير آن است و به ما نرسيده؛ زيرا خود آنان و دوستانشان در حال اِخفا و خوف بوده اند، چه برسد به دشمنان و خلفا و حكّام جور كه از حسد و دشمنى آثار آنان را مخفى مى كردند.
 واى بر ما اگر مثل دشمنان اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ باشيم و قدر آن ها و قدر آثار آن ها را ندانيم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 20:21  توسط   | 

چهل حديث كربلا

پيشگفتار
حديث كربلا، حديث حريت و حماسه هاست و روايتش روايت رويش و خيزش، و سرودش هميشه سرخ و حيات بخش و حركت زا.
در خصوص كربلا و حماسه هميشه جاويد عاشورا، در كتابى با نام «سيماى كربلا، حريم حريت» سخن گفته ايم و چندين حديث ازاحاديث اين دفتر را نيز در آنجا البته با شرح و بسطى بيشتر آورده ايم.
ديگر لازم نيست در اين مقدمه حرف به درازا كشد، تنها به تذكر چند نكته كه در فهم بهتر اين مجموعه مى تواند مفيد باشد بسنده مى شود:

1.روايت هايى كه درباره كربلا، بويژه زيارت آستان قدس حسينى عليه السلام، در منابع روايى آمده است.بيشتر از اينها است كه در يك مجموعه چهل حديثى بگنجد، ما از صدها حديث، اين چهل نمونه را، از سخنان برگزيدگان خدا برگزيده ايم.
2 ـ احاديث از كتابهاى معتبر نقل شده و بيشتر آنها را در كتاب وزين كامل الزيارات مى توان ديد، كتابى كه در نظر دانشوران شيعى معتبراست و محكم.
3 ـ در انتخاب حديثها، علاوه بر نكات چندى كه در نظر بوده اين نكته نيز در نظر گرفته شده است كه تا حد امكان حديثى نقل شود كه كم لفظ و معتبر، اما پر معنى باشد تا حفظ آن براى همه سهل و ممكن باشد.
4 ـ پيشاپيش اقرار مى شود كه ترجمه ها نارسا بوده و آن لطف بى نظيرى كه در سخن معصوم عليه السلام است در ترجمه ها ديده نمى شود ما تلاش خويش را كرده ايم، اميد كه مقبول درگاه حضرت حق واقع گردد.
محمد صحتى سردرودى قم ـ 10/8/ 73

فصل اول: فضيلت كربلا
حديث اول
حريم پاك
عن النبى صلى الله عليه و آله و سلم قال:

..و هى اطهر بقاع الأرض و اعظمها حرمة و انها لمن بطحاء الجنة.

پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم در ضمن حديث بلندى مى فرمايد: كربلا پاكترين بقعه روى زمين و از نظر احترام بزرگترين بقعه ها است و الحق كه كربلا از بساطهاى بهشت است.بحار الانوار، ج 98، ص 115 و نيز كامل الزيارات، ص 264

حديث دوم
سرزمين نجات
قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم:

يقبر ابنى بأرض يقال لها كربلا هى البقعة التى كانت فيها قبة الاسلام نجا الله التى عليها المؤمنين الذين امنوا مع نوح فى الطوفان.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: پسرم حسين در سرزمينى به خاك سپرده مى شود كه به آن كربلا گويند، زمين ممتازى كه همواره گنبد اسلام بوده است، چنانكه خدا، ياران مؤمن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد.كامل الزيارات، ص 269، باب 88، ح 8

حديث سوم
مسلخ عشق
قال امير المؤمنين على عليه السلام:

هذا...مصارع عشاق شهداء لا يسبقهم من كان قبلهم و لا يلحقهم من كان بعدهم.

حضرت على عليه السلام روزى گذرش از كربلا افتاد و فرمود: اينجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهيدان است شهيدانى كه نه شهداى گذشته و نه شهداى آينده به پاى آنها نمى رسند.

تهذيب، ج 6، ص 73 و بحار، ج 98، ص 116

حديث چهارم
عطر عشق
قال على عليه السلام:

واها لك أيتها التربة ليحشرن منك قوم يدخلون الجنة بغير حساب.

امير المؤمنين عليه السلام خطاب به خاك كربلا فرمود: چه خوشبوئى اى خاك! در روز قيامت قومى از تو بپا خيزند كه بدون حساب و بى درنگ به بهشت روند.

شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 4، ص 169

حديث پنجم
ستاره سرخ محشر
قال على بن الحسين عليه السلام:

تزهر أرض كربلا يوم القيامة كالكوكب الدرى و تنادى أنا أرض الله المقدسة الطيبة المباركة التى تضمنت سيد الشهداء و سيد شباب اهل الجنة.

امام سجاد عليه السلام فرمود: زمين كربلا، در روز رستاخيز، چون ستاره مرواريدى مى درخشد و ندا در مى دهد كه من زمين مقدس خدايم، زمين پاك و مباركى كه پيشواى شهيدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است.ادب الطف، ج 1، ص 236، به نقل از كامل الزيارات، ص 268

حديث ششم
كربلا و بيت المقدس
قال ابو عبد الله عليه السلام:

الغاضرية من تربة بيت المقدس.

امام صادق عليه السلام فرمود: كربلا از خاك بيت المقدس است.كامل الزيارات، ص 269، باب 88، ح 7

حديث هفتم
فرات و كربلا
قال ابو عبد الله عليه السلام

اءن أرض كربلا و ماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارك و تعالى...

امام صادق عليه السلام فرمود: سرزمين كربلا و آب فرات، اولين زمين و نخستين آبى بودند كه خداوند متعال به آنها قداست و شرافت بخشيد.بحار الانوار، ج 98، ص 109 و نيز كامل الزيارات، ص 269

حديث هشتم
كربلا، كعبه انبياء
قال ابو عبد الله عليه السلام:

ليس نبى فى السموات و الارض، اءلا يسألون الله تبارك و تعالى أن يؤذن لهم فى زيارة الحسين (عليه السلام)، ففوج ينزل و فوج يعرج.

امام صادق عليه السلام فرمود: هيچ پيامبرى در آسمانها و زمين نيست مگر اين كه مى خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زيارت امام حسين عليه السلام مشرف شوند، چنين است كه گروهى به كربلا فرود آيند و گروهى از آنجا عروج كنند.مستدرك الوسائل، ج 10، ص 244، به نقل از كامل الزيارات، ص 111

حديث نهم
كربلا، مطاف فرشتگان
قال ابو عبد الله عليه السلام:

ليس من ملك فى السموات و الأرض الا يسألون الله تبارك و تعالى أن يؤذن لهم فى زيارة الحسين (عليه السلام)، ففوج ينزل و فوج يعرج.

امام صادق عليه السلام فرمود:

هيچ فرشته اى در آسمانها و زمين نيست مگر اين كه مى خواهد خداوند متعال به اورخصت دهد تا به زيارت امام حسين عليه السلام مشرف شود، چنين است كه همواره فوجى از فرشتگان به كربلا فرود آيند و فوجى ديگر عروج كنند و از آنجا اوج گيرند.مستدرك الوسائل، ج 10، ص 244، به نقل از كامل الزيارات ص 114

حديث دهم
راه بهشت
قال ابو عبد الله عليه السلام:

موضع قبر الحسين عليه السلام ترعة من ترع الجنة

امام صادق عليه السلام فرمود: جايگاه قبر امام حسين عليه السلام درى از درهاى بهشت است .كامل الزيارات، ص 271، باب 89، ح 1

حديث يازدهم
كربلا، حرم امن
قال ابو عبد الله عليه السلام:

ان الله اتخذ كربلا حرما آمنا مباركا قبل أن يتخذ مكة حرما.

امام صادق عليه السلام فرمود: به راستى كه خدا كربلا را حرم امن و با بركت قرار داد پيش از آنكه مكه را حرم قرار دهد.كامل الزيارات، ص 267 بحار، ج 98، ص 110

حديث دوازدهم
زيارت مداوم
قال الصادق عليه السلام:

زوروا كربلا و لا تقطعوه فاءن خير أولاد الانبياء ضمنته...

امام صادق عليه السلام فرمود: كربلا را زيارت كنيد و اين كار را ادامه دهيد، چرا كه كربلا بهترين فرزندان پيامبران را در آغوش خويش گرفته است.كامل الزيارات، ص 269

حديث سيزدهم
بارگاه مبارك
قال الصادق عليه السلام:

«شاطى ء الوادى الأيمن» الذى ذكره الله فى القرآن، (1) هو الفرات و «البقعة المباركة» هى كربلا.

امام صادق عليه السلام فرمود: آن «ساحل وادى ايمن» كه خدا در قرآن ياد كرده فرات است و «بارگاه با بركت» نيز كربلا است. (2)

فصل دوم: زيارت كربلا
حديث چهاردهم
شوق زيارت
قال الامام الباقر عليه السلام:

لو يعلم الناس ما فى زيارة قبر الحسين عليه السلام من الفضل، لماتوا شوقا.

امام باقر عليه السلام فرمود: اگر مردم مى دانستند كه چه فضيلتى در زيارت مرقد امام حسين عليه السلام است از شوق زيارت مى مردند.ثواب الاعمال، ص 319، به نقل از كامل الزيارات .

حديث پانزدهم
حج مقبول و ممتاز
قال ابو جعفر عليه السلام:

زيارة قبر رسول الله صلى الله عليه و آله و زيارة قبور الشهداء، و زيارة قبر الحسين بن على عليهما السلام، تعدل حجة مبرورة مع رسول الله صلى الله عليه و آله.

امام باقر عليه السلام فرمود: زيارت قبر رسول خدا «ص» ، و زيارت مزار شهيدان، و زيارت مرقد امام حسين عليه السلام معادل است با حج مقبولى كه همراه رسول خدا «ص» بجا آورده شود.مستدرك الوسائل، ج 1، ص 266، و نيز كامل الزيارات، ص 156

حديث شانزدهم
تولدى تازه
عن حمران قال: زرت قبر الحسين عليه السلام فلما قدمت جاءنى.ابو جعفر محمد بن على عليه السلام...فقال عليه السلام:

ابشر يا حمران فمن زار قبور شهداء آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم يريد الله بذلك وصلة نبيه حرج من ذنوبه كيوم ولدته امه.

حمران مى گويد: هنگامى كه از سفر زيارت امام حسين عليه السلام برگشتم، امام باقر عليه السلام به ديدارم آمد و فرمود: اى حمران! به تو مژده مى دهم كه هر كس قبور شهيدان آل محمد (ص) را زيارت كند و مرادش از اين كار رضايت خدا و تقرب به پيامبر (ص) باشد، از گناهانش بيرون مى آيد چون روزى كه مادرش او را زاد.امالى شيخ طوسى، ج 2، ص 28، چاپ نجف بحار، ج 98، ص .20

حديث هفدهم
زيارت مظلوم
عن ابى جعفر و ابى عبد الله عليه السلام يقولان:

من احب أن يكون مسكنه و مأواه الجنة، فلا يدع زيارة المظلوم.

از امام باقر و امام صادق عليهما السلام نقل شده كه فرمودند: هر كس كه مى خواهد مسكن و مأوايش بهشت باشد، زيارت مظلوم عليه السلام را ترك نكند.مستدرك الوسائل، ج 10، ص 253

حديث هجدهم
شهادت و زيارت
قال الامام الصادق عليه السلام:

زوروا قبر الحسين (عليه السلام) و لا تجفوه، فاءنه سيد شباب أهل الجنة من الخلق، و سيد شباب الشهداء.

امام صادق عليه السلام فرمود: مرقد امام حسين عليه السلام را زيارت كنيد و با ترك زيارتش به او ستم نورزيد چرا كه او سيد جوانان بهشت از مردم، و سالار جوانان شهيد است.مستدرك الوسائل، ج 10، ص 256: و كامل، ص 109

حديث نوزدهم
زيارت، بهترين كار
قال ابو عبد الله عليه السلام:

زيارة قبر الحسين بن على عليهما السلام من افضل ما يكون من الاعمال.

امام صادق عليه السلام فرمود: زيارت قبر امام حسين عليه السلام از بهترين كارهاست كه مى تواند انجام يابد.مستدرك الوسائل، ج 10، ص .311

حديث بيستم
سفره هاى نور
قال الامام الصادق عليه السلام:

من سره ان يكون على موائد النور يوم القيامة فليكن من زوار الحسين بن على (عليهما السلام)

امام صادق عليه السلام فرمود: هر كس دوست دارد روز قيامت، بر سر سفره هاى نور بنشيند بايد از زائران امام حسين (عليه السلام) باشد.وسائل الشيعه، ج 10، ص 330 بحار الانوار، ج 98، ص 72

حديث بيست و يكم
شرط شرافت
قال الصادق عليه السلام: من اراد أن يكون فى جوار نبيه و جوار على و فاطمة فلا يدع زيارة الحسين عليهم السلام

امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه مى خواهد در همسايگى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) و در كنار على (عليه السلام) و فاطمه (س) باشد، زيارت امام حسين (عليه السلام) را ترك نكند.وسائل الشيعه، ج 10، ص 331، ح .39

حديث بيست و دوم
زيارت، فريضه الهى
قال ابو عبد الله عليه السلام:

لو أن احدكم حج دهره ثم لم يزر الحسين بن على عليه السلام لكان تاركا حقا من حقوق رسول الله (ص) لأن حق الحسين فريضة من الله تعالى، واجبة على كل مسلم.

امام صادق عليه السلام فرمود: اگر يكى از شما تمام عمرش را احرام حج بندد، اما امام حسين عليه السلام را زيارت نكند، حقى از حقوق رسول خدا (ص) را ترك كرده است چرا كه حق حسين عليه السلام فريضه الهى و بر هر مسلمانى واجب و لازم است.وسائل الشيعه، ج 10، ص .333

حديث بيست و سوم
كربلا، كعبه كمال
قال ابو عبد الله عليه السلام:

من لم يأت قبر الحسين عليه السلام حتى يموت كان منتقص الاءيمان، منتقص الدين، اءن ادخل الجنة كان دون المؤمنين فيها.

امام صادق عليه السلام فرمود: هر كس به زيارت قبر امام حسين عليه السلام نرود تا بميرد، ايمانش ناتمام و دينش ناقص خواهد بود، به بهشت هم كه برود پايين تر از مؤمنان در آنجا خواهد بود.وسائل الشيعه، ج 10، ص .335

حديث بست و چهارم
از زيارت تا شهادت
قال ابو عبد الله عليه السلام:

لا تدع زيارة الحسين بن على عليهما السلام و مر أصحابك بذلك يمد الله فى عمرك و يزيد فى رزقك و يحييك ء الله سعيدا و لا تموت الا شهيدا.

امام صادق عليه السلام فرمود: زيارت امام حسين عليه السلام را ترك نكن و به دوستان و يارانت نيز همين را سفارش كن! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زياد كند و خدا تو را با سعادت زنده دارد و نميرى مگر شهيد.وسائل الشيعه، ج 10، ص 335

حديث بيست و پنجم
حديث محبت
عن ابى عبد الله عليه السلام قال:

من اراد الله به الخير قذف فى قلبه حب الحسين عليه السلام و زيارته، و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسين عليه السلام و بغض زيارته.

از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود: هر كس كه خدا خير خواه او باشد، محبت حسين (عليه السلام) و زيارتش را در دل او مى اندازد و هر كس كه خدا بدخواه او باشد، كينه و خشم حسين (عليه السلام) و خشم زيارتش را در دل او مى اندازد.وسائل الشيعه، ج 10، ص 388، بحار الانوار، ج 98، ص 76

حديث بيست و ششم
نشان شيعه بودن
قال الصادق عليه السلام:

من لم يأت قبر الحسين عليه السلام و هو يزعم انه لنا شيعة حتى يموت فليس هو لنا شيعة، و ان كان من اهل الجنة فهو من ضيفان اهل الجنة.

امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه به زيارت قبر امام حسين نرود و خيال كند كه شيعه ما است و با اين حال و خيال بميرد، او شيعه ما نيست، و اگر هم از اهل بهشت باشد، از ميهمانان اهل بهشت خواهد بود.كامل الزيارات، ص 193، بحار الانوار، ج 98، ص .4

حديث بيست و هفتم
سكوى معراج
قال الصادق عليه السلام:

من اتى قبر الحسين عليه السلام عارفا بحقه كتبه الله عز و جل فى اعلى عليين.

امام صادق عليه السلام فرمود: هر كس كه به زيارت قبر حسين عليه السلام نايل شود و به حق آن حضرت معرفت داشته باشد، خداى متعال او را در بلندترين درجه عالى مقامان ثبت مى كند .من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص .581

حديث بيست و هشتم
مكتب معرفت
قال ابو الحسن موسى بن جعفر عليه السلام:

أدنى ما يثاب به زائر أبى عبد الله (عليه السلام) بشط فرات، اذا عرف حقه و حرمته و ولايته، أن يغفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخر.

حضرت امام موسى كاظم عليه السلام فرمود: كمترين ثوابى كه به زائر امام حسين عليه السلام در كرانه فرات، داده مى شود اين است كه تمام گناهان، مقدم و مؤخرش بخشوده مى شود.بشرط اين كه حق و حرمت و ولايت آن حضرت را شناخته باشد.مستدرك الوسائل، ج 10، ص 236، به نقل از كامل الزيارات، ص .138

حديث بيست و نهم
همچون زيارت خدا
قال الامام الرضا عليه السلام:

من زار قبر الحسين (عليه السلام) بشط الفرات كان كمن زار الله.

امام رضا عليه السلام فرمود: كسى كه قبر امام حسين عليه السلام را در كرانه فرات زيارت كند، مثل كسى است كه خدا را زيارت كرده است.مستدرك الوسائل، ج 10، ص 250، به نقل از كامل

فصل سوم :عاشورا و اربعين
حديث سى ام
زيارت عاشورا
قال الصادق عليه السلام:

من زار الحسين عليه السلام يوم عاشورا وجبت له الجنة.

امام صادق عليه السلام فرمود: هر كس كه امام حسين عليه السلام را در روز عاشورا زيارت كند، بهشت بر او واجب مى شود.اقبال الاعمال، ص 568

حديث سى و يكم
بالاتر از روسپيدى
قال ابو عبد الله عليه السلام:

من بات عند قبر الحسين عليه السلام ليلة عاشورا لقى الله يوم القيامة ملطخا بدمه، كانما قتل معه فى عرصة كربلا.

امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه شب عاشورا را در كنار مرقد امام حسين عليه السلام سحر كند، روز قيامت در حالى به پيشگاه خدا خواهد شتافت كه به خونش آغشته باشد، مثل كسى كه در ميدان كربلا و در كنار امام حسين عليه السلام كشته شده باشد.وسائل الشيعه، ج 10، ص .372

حديث سى و دوم
نشانه هاى ايمان
قال ابو محمد الحسن العسكرى عليه السلام:

علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسين، و زيارة الاربعين، و التختم، فى اليمين، و تعفير الجبين و الجهر ببسم الله الرحمن الرحيم.

امام حسن عسگرى عليه السلام فرمود: نشانه هاى مؤمن پنج چيز است: 1 ـ نمازهاى پنجاهگانه (3) 2 ـ زيارت اربعين

2 ـ انگشتر به دست راست كردن 4 ـ بر خاك سجده كردن 5 ـ بسم الله الرحمن الرحيم را بلند گفتن.وسائل الشيعه، ج 10، ص 373، و نيز التهذيب، ج 6، ص 52

فصل چهارم: تربت و تسبيح عشق
حديث سى و سوم
رواق منظر يار
قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم:

الا و ان الاجابة تحت قبته، و الشفاء فى تربته، و الأئمة (عليهم السلام) من ولده

پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: بدانيد كه اجابت دعا، زير گنبد حرم او و شفاء در تربت او، و امامان عليهم السلام از فرزندان اوست.مستدرك الوسائل، ج 10، ص .335

حديث سى و چهارم
تربت و تربيت
قال الصادق عليه السلام:

حنكوا أولادكم بتربة الحسين (عليه السلام) فانها امان.

امام صادق عليه السلام فرمود: كام كودكانتان را با تربت حسين (عليه السلام) برداريد، چرا كه خاك كربلا، فرزندانتان را بيمه مى كند.وسائل الشيعه، ج 10، ص .410

حديث سى و پنجم
بزرگترين دارو
قال ابو عبد الله عليه السلام:

فى طين قبر الحسين (عليه السلام)، الشفاء من كل داء، و هو الدواء الاكبر.

امام صادق عليه السلام فرمود: شفاى هر دردى در تربت قبر حسين عليه السلام است و همان است كه بزرگترين داروست.كامل الزيارات، ص 275 و وسائل الشيعه، ج 10، ص .410

حديث سى و ششم
تربت و هفت حجاب
قال الصادق عليه السلام:

السجود على تربة الحسين عليه السلام يخرق الحجب السبع.

امام صادق عليه السلام فرمود: سجده بر تربت حسين عليه السلام حجابهاى هفتگانه را پاره مى كند.مصباح المتهجد، ص 511، و بحار الانوار، ج 98، ص .135

حديث سى و هفتم
سجده بر تربت عشق
كان الصادق عليه السلام لا يسجد الا على تربة الحسين عليه السلام تذللا لله و استكانة اليه.

رسم حضرت امام صادق عليه السلام چنين بود كه: جز بر تربت حسين عليه السلام به خاك ديگرى سجده نمى كرد و اين كار را از سر خشوع و خضوع براى خدا مى كرد.وسائل الشيعه، ج 3، ص .608

حديث سى و هشتم
تسبيح تربت
قال الصادق عليه السلام: السجود على طين قبر الحسين عليه السلام ينور الى الارض السابعة و من كان معه سبحة من طين قبر الحسين عليه السلام كتب مسبحا و ان لم يسبح بها...

امام صادق عليه السلام فرمود: سجده بر تربت قبر حسين عليه السلام تا زمين هفتم را نور باران مى كند و كسى كه تسبيحى از خاك مرقد حسين عليه السلام را با خود داشته باشد، تسبيح گوى حق محسوب مى شود، اگر چه با آن تسبيح هم نگويد.من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 268، وسائل الشيعه، ج 3، ص .608

حديث سى و نهم
تربت شفابخش
عن موسى بن جعفر عليه السلام قال: و لا تأخذوا من تربتى شيئا لتبركوا به فان كل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسين بن على عليهما السلام فان الله عز و جل جعلها شفاء لشيعتنا و أوليائنا.

حضرت امام كاظم عليه السلام در ضمن حديثى كه از رحلت خويش خبرى مى داد، فرمود: چيزى از خاك قبر من بر نداريد تا به آن تبرك جوييد چرا كه خوردن هر خاكى جز تربت جدم حسين عليه السلام، بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت كربلا را، براى شيعيان و دوستان ما شفا قرار داده است.جامع احاديث الشيعه، ج 12، ص .533

حديث چهلم
يكى از چهار نياز
قال الامام موسى الكاظم عليه السلام: لا تستغنى شيعتنا عن أربع: خمرة يصلى عليها، و خاتم يتختم به، و سواك يستاك به، و سبحة من طين قبر أبى عبد الله عليه السلام...

حضرت امام موسى بن جعفر عليه السلام فرمود: پيروان ما از چهار چيز بى نياز نيستند: 1 ـ سجاده اى كه بر روى آن نماز خوانده شود.2 ـ انگشترى كه در انگشت باشد.3 ـ مسواكى كه با آن دندانها را مسواك كنند.4 ـ و تسبيحى از خاك مرقد امام حسين عليه السلام...تهذيب الاحكام، ج 6، ص 75

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 20:17  توسط   | 

چهل حدیث آدابِ ادب

قرآن كريم:
خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلينَ؛(1)
گذشت پيشه كن و به نيكى ها دعوت نما و از نادانان روى بگردان.

 

 

 

 

1

رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

اَنـَا اَديبُ اللّه  وَ عَلىٌّ اَديبى ، اَمَرَنى رَبّى بِالسَّخاءِ وَ الْبِرِّ وَ نَهانى عَنِ الْبُخْلِ وَ الْجَفاءِ وَ ما شَى ءٌ اَبْغَضُ اِلَى اللّه  عَزَّوَجَلَّ مِنَ الْبُخْلِ وَ سوءِ الْخُلُقِ، وَ اِنَّهُ ليُفْسِدُ العَمَلَ كَما يُفْسِدُ الخَلُّ الْعَسَلَ.(2)
رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

من ادب آموخته خدا هستم و على، ادب آموخته من است . پروردگارم مرا به سخاوت و نيكى كردن فرمان داد و از بخل و سختگيرى بازَم داشت . در نزد خداوند عزّوجلّ چيزى منفورتر از بخل و بد اخلاقى نيست . بد اخلاقى ، عمل را ضايع مى كند ، آن سان كه سركه عسل را.

 

2

امام على عليه السلام :

اِنَّ النّاسَ اِلى صالِحِ الاَْدَبِ اَحْوَجُ مِنْهُمْ اِلَى الْفِضَّةِ وَ الذَّهَبِ.(3)

مردم، به ادب (فرهنگ و تربيتِ) درست ، نيازمندترند، تا به طلا و نقره.

 

3

امام على عليه السلام :

اَلنَّفْسُ مَجْبولَةٌ عَلى سوءِ الاَْدَبِ وَ الْعَبْدُ مَأمورٌ بَمُلازَمَةِ حُسْنِ الاَْدَبِ وَ النَّفْسُ تَجرى [بِطَبعِها] فى مَيَدانِ المُخالَفَةِ وَ الْعَبْدُ يَجْهَدُ بِرَدِّها عَنْ سوءِ الْمُطالَبَةِ فَمتى اَطْلَقَ عِنانَها فَهُوَ شَريكٌ فى فَسادِها وَ مَنْ اَعانَ نَفْسَهُ فى هَوى نَفسِهِ فَقَدْ اَشْرَكَ نَفْسَهُ فى قَتْلِ نَفْسِهِ؛(4)

امام على عليه السلام :

نفس آدمى بر بى ادبى سرشته شده است و بنده فرمان دارد كه پايبند ادب نيكو باشد. نفس آدمى با طينت خود در ميدان مخالفت مى تازد و بنده مى كوشد آن را از خواسته ناروايش برگرداند، پس هرگاه عنان نفس را رها سازد، شريك تبهكارى اوست و هر كس نفس خود را در خواهش هايش يارى رساند، در قتل خود همدستِ نفس شده است.

 

 

 

4

امام على عليه السلام :

عَلَيْكُمْ بِالاَْدَبِ ، فَاِنْ كُنْتُمْ مُلوكا بَرَزْتُمْ وَ اِنْ كُنْتُمْ وَسَطا فُقْتُمْ ، وَ اِنْ اَعْوَزَتْكُمُ الْمَعيشَةُ عِشْتُمْ بِاَدَبِكُم؛(5)

ادب بياموزيد ، زيرا كه [در اين صورت] اگر پادشاه باشيد ، برجسته مى شويد ، اگر ميانه باشيد ، سرآمد مى شويد ، و اگر تنگ دست باشيد ، با ادبتان گذران زندگى مى كنيد.

 

 

 

5

امام على عليه السلام :

كَفاكَ مُؤَدِّبا لِنَفْسِكَ تَجَنُّبُ ما كَرِهْتَهُ مِنْ غَيْرِكَ؛(6)

براى ادب آموزى ات همين بس كه از آنچه از ديگران نمى پسندى ، دورى كنى.

 

 

6

اَنَسْ :

حَيَّتْ جاريَةٌ لِلْحَسَنِ بْنِ عَلىٍّ عليه السلام بِطاقَةِ رَيْحانٍ ، فَقالَ لَها : اَنـْتِ حُرَّةٌ لِوَجْهِ اللّه  ، فَقُلْتُ لَهُ فى ذلِكَ ، فَقالَ : اَدَّبَنَا اللّه  تَعالى فَقالَ : «و إِذا حُيّيتُم بِتَحيَّةٍ فَحَيُّوا بِاَحْسَنَ مِنْها»الآيَةِ، وَ كانَ اَحْسَنُ مِنْها اِعْتاقَها؛(7)

اَنَس  : يكى از كنيزان امام حسن عليه السلام دسته گلى به ايشان تقديم كرد. امام به او فرمود: تو در راه خدا آزادى! دليل اين كارشان را پرسيدم. فرمود: خداوند، ما را [اين گونه] ادب آموخته است ، آن جا كه [در قرآن كريم[ مى گويد: «و چون احترام شُديد، به بهتر از آن، پاسخ گوييد» و بهتر از هديه او، آزادى او بود!

 

 

 

7

عَلىُّ بنُ حَكَمْ:

عَنْ دِعْبِلِ بنِ علىّ : اَنَّهُ دَخَلَ عَلى اَبِى الحَسَنِ الرِّضا عليه السلام وَ اَمَرَ لَهُ بِشَىْ ءٍ ، فَاَخَذَهُ وَ لَمْ يَحْمَدِ اللّه  . قالَ : فَقالَ لَهُ : لِمَ لَمْ تَحْمَدِ اللّه ؟! قالَ : ثُمَّ دَخَلْتُ بَعْدُ عَلى اَبى جَعفَرٍ عليه السلام وَ اَمَرَ لى بِشَىْ ءٍ ، فَقُلْتُ : اَلْحَمدُ لِلّهِ . فَقالَ لى : تَاَدَّبْتَ؛(8)

على بن حكم: دعبل بن على به خدمت امام رضا عليه السلام رسيد و امام امر فرمودند انعامى به او بدهند . دعبل آن را گرفت، اما خدا را سپاس نگفت . امام به او فرمودند : چرا خداوند را سپاس نگفتى؟! دعبل گفت : پس از مدّتى بار ديگر خدمت امام رضا عليه السلام رسيدم و ايشان فرمودند انعامى به من بدهند . من گفتم : خدا را سپاسگزارم . امام به من فرمودند : ادب را به جا آوردى.

 


 

8

امام على عليه السلام :

اَدَّبْتُ نَفْسى فَما وَجَدْتُ لَها    بِغَيرِ تَقْوَى الاِْلهِ مِنْ اَدَبِ

فى كُلِّ حالاتِها وَ اِن قَصُرَتْ    اَفْضَلَ مِنْ صَمْتِها عَنِ الْكَذِبِ

وَ غيبَةِ النّاسِ اَن غيبَتَهُم    حَرَّمَها ذُوالْجَلالِ فِى الْكُتُبِ

اِن كانَ مِن فِضَّةٍ كَلامُكِ يا     نَفْسُ فَاِنَّ السُّكوتَ مِن ذَهَبِ؛(9)

امام على عليه السلام :

به ادب و تربيت نفس خود پرداختم و براى آن    ادبى بهتر از تقواى الهى در تمام حالاتش نيافتم

و اگر از پس اين امر برنيامد    براى آن چيزى بهتر از دم فروبستن از دروغ نيافتم

و از غيبت مردمان، همانا غيبت آنان را    خداوند با عظمت در كتاب ها حرام كرده است

اى نفس، اگر سخن تو    نقره است، سكوت طلاست

 


 

 

9

نُوفُ البِكالِىّ :

رَاَيْتُ أميرَ المُؤمِنينَ عليه السلام مُوَلِّيا مُبادِرا ، فَقُلْتُ : اَيْنَ تُريدُ يا مَولاىَ؟ فَقالَ : دَعنى يا نَوفُ ، اِنَّ آمالى تُقَدِّمُنى فِى المَحبوبِ. فَقُلتُ : يا مَولاىَ وَ ما آمالُكَ؟ قالَ : قَدْ عَلِمَهَا الْمَأمولُ وَ اسْتَغنَيتُ عَنْ تَبيينِها لِغَيْرِهِ ، وَكَفى بِالْعَبْدِ اَدَبا اَلاّ يُشْرِكَ فى نِعَمِهِ و اِرْبِهِ غَيْرَ رَبِّهِ؛(10)

نوف البكالى :

امير المؤمنين عليه السلام را ديدم كه شتابان مى رود . عرض كردم : مولاى من كجا مى روى؟ فرمودند : «اى نوف رهايم كن! آرزوهايم مرا به پيشگاه محبوب مى كشانَد». عرض كردم : مولاى من! آرزوهايتان چيست؟ فرمودند : «آن كس كه مورد آرزوست ، خود آنها را مى داند و نيازى نيست به غير او بگويم . بنده را همين ادب بس كه در نعمت ها و نيازش ، غير پروردگارش را شريك نگردانَد» .

 

 

 

 

10

پيامبر صلى الله عليه و آله :

ايّاكَ اَنْ تَضْحَكَ مِنْ غَيْرِ عَجَبٍ ، اَوْ تَمْشىَ و تَتَـكَلَّمَ فى غَيْرِ اَدَبٍ؛(11)

از خنديدنِ بى تعجّب [و بى جا] يا راه رفتن و سخن گفتنِ بى ادبانه بپرهيز.

 

 

 

 

11

امام على عليه السلام :

لا تَصْفُو الْخِلَّةُ مَعَ غَيْرِ اَديبٍ ؛(12)

دوستى با شخص بى ادب ، صميمانه نخواهد شد.

 

 

 

12

امام على عليه السلام :

فَكونوا اَقَلَّ ما يَكونونَ فِى الْباطِنِ اَمْوالاً ، اَحْسَنَ ما يَكونونَ فِى الظّاهِرِ اَحْوالاً فَاِنَّ اللّه  تَعالى اَدَّبَ عِبادَهُ الْمُؤمِنينَ الْعارِفينَ اَدَبا حَسَنا ، فَقالَ جَلَّ مِن قائِلٍ : يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ اَغْنياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسيماهُمْ لاَ يَسْئَلونَ النَّاسَ اِلْحافا؛(13)

امام على عليه السلام :

در حالى كه در واقع از كمترين مال برخوردار هستيد ، در ظاهر بهترين حال را از خود نشان دهيد ؛ زيرا خداوند متعال ، بندگان با ايمان با معرفتش را اين گونه نيكو ادب نموده كه [در وصف فقيران پارسا] فرموده است : شخص بى خبر آنان را از شدّت خويشتندارى توانگر مى پندارد . ايشان را از نشانه هايشان مى شناسى ، با اصرار (چيزى) از مردم نمى خواهند .

 

 

 

13

امام صادق عليه السلام :

مَنْ عَرَفَ اللّه  خافَهُ ، وَ مَنْ خافَ اللّه  حَثَّهُ الْخَوفُ مِنَ اللّه  عَلَى الْعَمَلِ بِطاعَتِهِ وَالاَْخْذِ بِتَأديبِهِ ، فَبَشِّرِ الْمُطيعينَ المُتَأَدِّبينَ بِاَدَبِ اللّه  وَ الاْآخِذينَ عَنِ اللّه  اَنَّهُ حَقٌّ عَلَى اللّه  اَنْ يُنْجيَهُ مِنْ مُضِلاّتِ الْفِتَنِ؛(14)

امام صادق عليه السلام :

آن كه خدا را شناخت ، از او ترسيد و آن كس كه از خدا ترسيد ، ترس از خدا او را به عمل به فرمان او و در پيش گرفتن ادبش واداشت . پس فرمان بردارانِ ادب شده به ادب خدا و اطاعت كنندگان دستورهاى او را بشارت ده كه بر خداست كه آنها را از فتنه هاى گمراه كننده برهاند.

 

 

 

14

امام حسن عسكرى عليه السلام :

لَيْسَ مِنَ الاَْدَبِ اِظْهارُ الْفَرَحِ عِنْدَ الْمَحْزونِ؛(15)

شادى كردن در حضور غمگين، از ادب به دور است.

 

 

 

 

15

امام صادق عليه السلام :

ما خَسِرَ وَ اللّه  مَنْ اَتى بِحَقيقَةِ السُّجودِ ... وَلا بَعُدَ عَنِ اللّه  اَبَدا مَنْ اَحْسَنَ تَقَرُّبَهُ فِى السُّجودِ وَ لا قَرُبَ اِلَيْهِ اَبَدا مَنْ اَساءَ اَدَبَهُ وَضَيَّعَ حُرْمَتَهُ وَيَتَعَلَّقُ قَلْبُهُ بِسِواهُ؛(16)

امام صادق عليه السلام :

سوگند به خدا ، هر كس كه حقيقت سجده را به جاى آورد ، زيان نكرد و كسى كه در سجده، به خوبى به خداوند نزديك شد، هرگز از خداوند دور نيست. و آن كه به [ساحت مقدس [او بى ادبى كرد و حرمتش را زير پا گذاشت ، و به غير او دل بست، هرگز به او نزديك نشد.

 

 

 

16

امام على عليه السلام :

لا يَرْاَسُ مَنْ خَلا عَنِ الاَْدَبِ وَ صَبا اِلَى اللَّعِبِ؛(17)

كسى كه از ادب بى بهره باشد و شيفته بازى شود، به رياست نمى رسد.

 

 

 

17

امام على عليه السلام :

عَلَيكَ بِمُداراةِ النّاسِ وَ اِكْرامِ الْعُلَماءِ وَ الصَّفْحِ عَنْ زَلاّتِ الاِْخْوانِ فَقَدْ اَدَّبَكَ سَيِّدُ الاَْوَّلينَ وَ الآْخِرينَ بِقَولِهِ صلى الله عليه و آله : اُعْفُ عَمَّنْ ظَـلَمَكَ وَ صِلْ مَنْ قَطَعَكَ وَ اَعْطِ مَنْ حَرَمَكَ ؛(18)

 

 

 

امام على عليه السلام :

تو را سفارش مى كنم به مداراى با مردم و احترام به علما و گذشت از لغزش برادران (دينى)؛ چرا كه سرور اولين و آخرين، تو را چنين ادب آموخته و فرموده است : «گذشت كن از كسى كه به تو ظلم كرده ، رابطه برقرار كن با كسى كه با تو قطع رابطه كرده و عطا كن به كسى كه از تو دريغ نموده است».

 

 

18

امام على عليه السلام :

جالِسِ الْعُلَماءَ يَزْدَدْ عِلْمُكَ وَ يَحْسُنْ اَدَبُكَ وتَزكُ نَفسُكَ؛(19)

با علما معاشرت كن تا علمت زياد، ادبت نيكو و جانت پاك شود.

 

 

19

امام صادق عليه السلام :

اِنَّ الشَّيْطانَ لَيَطْمَعُ فى عالِمٍ بِغَيْرِ اَدَبٍ اَكْثَرُ مِنْ طَمَعِهِ فى عالِمٍ بِاَدَبٍ ، فَتَاَدَّبوا وَ اِلاّ فَاَنْتُمْ اَعرابٌ ؛(20)

شيطان ، در عالِمِ بى بهره از ادب بيشتر طمع مى كند تا عالِمِ برخوردار از ادب . پس ادب داشته باشيد وگرنه شما، بيابانى (فاقد تمدّن) هستيد.

 

 

 

20

امام على عليه السلام :

عَلَى الْعاقِلِ اَنْ يُحْصى عَلى نَفْسِهِ مَساويَها فِى الدّينِ وَ الرَّأىِ وَ الاَْخْلاقِ وَ الاَْدَبِ ، فَيَجْمَعُ ذلِكَ فى صَدْرِهِ اَوْ فى كِتابٍ وَ يَعْمَلُ فى اِزالَتِها ؛(21)

بر عاقل است كه بدى هايش را در دين، انديشه، اخلاق و ادب يادداشت كند و به خاطرش بسپارد و براى از بين بردن آنها بكوشد.

 

 

 

21

پيامبر صلى الله عليه و آله :

اَدِّبوا اَولادَكُمْ عَلى ثَلاثِ خِصالٍ : حُبِّ نَبيِّكُمْ و حُبِّ اَهْلِ بَيْتِهِ وَ عَلى قِراءَةِ الْقُرآنِ ؛(22)

فرزندانتان را به سه چيز ادب كنيد: عشق به پيامبرتان، عشق به خاندان او، و قرآن خواندن.

 

 

 

22

امام صادق عليه السلام :

اَدَّبَنى اَبى عليه السلام بِثَلاثٍ ... ونَهانى عَنْ ثَلاثٍ : قالَ لى : يا بُنَىَّ مَنْ يَصْحَبْ صاحِبَ السّوءِ لا يَسْلَمْ وَ مَن لا يُقَـيِّد اَ لْفاظَهُ يَنْدَم ، وَ مَنْ يَدْخُل مَداخِلَ السَّوءِ يُتَّهَمْ... وَ نَهانى اَنْ اُصاحِبَ حِاسِدَ نِعْمَةٍ وَ شامِتا بِمُصيبَةٍ ، اَو حامِلَ نَميمَةٍ ؛(23)

امام صادق عليه السلام :

پدرم عليه السلام مرا به سه چيز ادب آموخت و از سه چيز نهى ام فرمود . سه نكته ادب اين بود كه فرمود : فرزندم! هركس با دوست بد بنشيند ، سالم نمى ماند و هر كس گفتارش را كنترل نكند ، پشيمان مى شود ، و هر كس به جايگاه هاى بد وارد شود ، مورد بدگمانى قرار مى گيرد (زير سؤال مى رود) و آن سه چيز كه مرا از آن نهى فرمود: دوستى با كسى كه چشم ديدن نعمت كسى را ندارد، و با كسى كه از مصيبت ديگران شاد مى شود و با سخن چين.

 

 

 

 

23

امام على عليه السلام :

تَحَرِّى الصِّدْقِ وَ تَجَنُّبُ الْكَذِبِ اَجْمَلُ شيمَةٍ وَ اَفْضَلُ اَدَبٍ؛(24)

راستگو بودن و پرهيز نمودن از دروغ، زيباترين اخلاق و بهترين ادب است.

 

 

 

24

امام على عليه السلام :

مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنّاسِ اِماما فَليَبْدَأ بِتَعْليمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْليمِ غَيْرِهِ وَلْيَكُنْ تَاْديبُهُ بِسيرَتِهِ قَبْلَ تَأْديبِهِ بِلِسانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُها اَحَقُّ بِالاِْجْلالِ مِنْ مُعَلِّمِ النّاسِ ومُؤَدِّبِهِمْ؛(25)

امام على عليه السلام :

كسى كه خود را پيشواى مردم قرار داده، بايد پيش از آموزش ديگران، خود را آموزش دهد و پيش از آن كه ديگران را با زبان، ادب بياموزد، باكردارش ادب آموزد و البته آموزش دهنده و ادب آموز خود بيش از آموزگار و ادب آموز مردم، شايسته تجليل است.

 

25

امام صادق عليه السلام :

اِنْ اُجِّلْتَ فى عُمُرِكَ يَومَيْنِ فَاجْعَلْ اَحَدَهُما لاَِدَبِكَ لِتَسْتَعينَ بِهِ عَلى يَومِ مَوتِكَ. فَقيلَ لَهُ : وَ ما تِلْكَ الاِْسْتِعانَةُ؟ قالَ : تُحْسِنُ تَدبيرَ ما تُخَلِّفُ وَ تُحْكِمُهُ؛(26)

امام صادق عليه السلام :

اگر در عُمرت دو روز مهلت داده شدى ، يك روز آن را براى ادب خود قرار ده تا از آن براى روز مُردنت كمك بگيرى. به امام گفته شد : اين كمك گرفتن چگونه است؟ فرمودند : به اين كه آنچه را از خود برجا مى گذارى ، خوب برنامه ريزى كنى و محكم كارى نمايى.

 

 

26

    امام على عليه السلام :

     كَفى بِالتَّجارِبِ مُؤَدِّبا ؛(27)

     براى ادب آموزى، تجربه ها كافى اند.

 

 

 

27

امام على عليه السلام :

اَحْسَنُ الآْدابِ ما كَفَّكَ عَنِ الْمَحارِمِ؛(28)

بهترينِ ادب ها آن است كه تو را از حرام ها باز دارد.

 

 

 

28

امام على عليه السلام :

مَنْ عَطَفَ عَلَيْهِ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ اَدَّباهُ وَ اَبلَياهُ وَ اِلَى الْمَنايا اَدْنَياهُ ؛(29)

شب و روز بر هر كس بگذرد، او را ادب مى كند، فرسوده اش مى نمايد و به مرگ نزديكش مى سازد.

 

 

29

امام صادق عليه السلام :

كَمالُ الاَْدَبِ وَالْمُروءَةِ سَبْعُ خِصالٍ : اَلْعَقلُ وَ الْحِلْمُ ، وَالصَّبْرُ ، وَالرِّفْقُ ، وَالصَّمْتُ ، وَحُسْنُ الْخُلْقِ وَ الْمُداراةُ؛(30)

كمال ادب و مروت در هفت چيز است: عقل، بردبارى، صبر، ملايمت، سكوت، خوش اخلاقى و مدارا.

 

 

30

امام سجاد عليه السلام :

اِعْتَبِروا يا اُولىِ الاَْبْصارِ وَ احْمَدُوا اللّه  عَلى ما هَداكُمْ ، وَ اعْلَموا اَ نَّـكُمْ لا تَخْرُجونَ مِنْ قُدْرَةِ اللّه  اِلى غَيْرِ قُدْرَتِهِ ، وَسَيَرَى اللّه  عَمَلَكُمْ وَ رَسولُهُ ثُمَّ اِلَيْهِ تُحْشَرونَ ، فَانْتَفِعوا بِالْعِظَةِ وَ تَأَدَّبوا بِآدابِ الصّالِحينَ؛(31)

امام سجاد عليه السلام :

شما اى اهل بصيرت! پند گيريد و خدا را براى اين كه هدايتتان كرد ، سپاس گوييد و بدانيد كه از قبضه قدرت خداوند ، به سوى قدرتى ديگر بيرون نتوانيد رفت ، و خدا و فرستاده اش ، به زودى كردار شما را مى بينند و آن گاه ، در پيشگاه او ، گرد آورده مى شويد . پس از اندرزها بهره گيريد و ادب شايستگان را داشته باشيد.

 

 

 

31

امام على عليه السلام :

اَللّهُمَّ ارْزُقنى عَقْلاً كامِلاً وَ عَزْما ثاقِبا وَ لُبّا راجِحا وَ قَلْبا زَكيّا وَ عِلْما كَثيرا وَ اَدَبا بارِعا وَاجْعَلْ ذلِكَ كُلَّهُ لى وَلا تَجْعَلْهُ عَلَىَّ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ؛(32)

خدايا مرا عقلى كامل ، تصميمى نافذ، خردى برتر، دلى پاك، دانشى فراوان و ادبى والا روزى كن و تمام اينها را به سود من قرار ده نه به زيانم،اى مهربان ترين مهربانان.

 

 

 

 

32

امام على عليه السلام :

كُلُّ شَىْ ءٍ يَحتاجُ اِلَى الْعَقْلِ وَالْعَقْلُ يَحْتاجُ اِلَى الاَْدَبِ؛(33)

هر چيزى به عقل نياز دارد و عقل به ادب نيازمند است.

 

 

 

33

امام على عليه السلام :

اِنَّكَ مُقَوَّمٌ بِاَدَبِكَ فَزَيِّنْهُ بِالْحِلْمِ؛(34)

تو با ادبت ارزش گذارى مى شوى، پس آن را با بردبارى زينت بخش.

 

 

 

34

امام رضا عليه السلام :

اَروى اَنَّ جَبْرَئيلَ عليه السلام اُهْبِطَ اِلى رَسولِ اللّه  صلى الله عليه و آله فَقالَ : يا رَسولَ اللّه  ، اِنَّ اللّه  عَزَّوَجَلَّ يَقْرَاُ عَلَيْكَ السَّلامَ وَ يَقولُ لَكَ : اِقْرَأ : بِسمِ اللّه  الرَّحمنِ الرَّحيمِ «لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ اَزْو جا مِنْهُمْ» الآيَةَ. فَاَمَرَ النَّبىُّ صلى الله عليه و آله مُناديا يُنادى: مَنْ لَمْ يَتَاَدَّبْ بِاَدَبِ اللّه  تَقَطَّعَتْ نَفْسُهُ عَلَى الدُّنْيا حَسَراتٍ ؛(35)

امام رضا عليه السلام :

روايت مى كنم كه جبرئيل عليه السلام به نزد پيامبر خدا فرود آمد و گفت : اى پيامبر خدا! خداوند تو را سلام مى رساند و به تو مى فرمايد : بخوان به نام خداى مهرگسترِ مهربان، هرگز به آنچه اصنافى از ايشان را از آن برخوردار كرده ايم ، چشم مدوز كه زيور زندگى دنياست تا ايشان را بيازماييم . و بدان كه روزىِ پروردگار تو بهتر و پايدارتر است ، پس پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به كسى فرمود تا جار بزند : هر كس [با عمل به اين آيه] به ادب خدا آراسته نگردد ، روحش با حسرت از دنيا جدا مى شود.

 

 

 

35

امام على عليه السلام :

يا مُؤمِنُ اِنَّ هذَا العِلمَ وَالاَْدَبَ ثَمَنُ نَفْسِكَ فَاجْتَهِد فى تَعَلُّمِهِما ، فَما يَزيدُ مِنْ عِلْمِكَ وَ اَدَبِكَ يَزيدُ فى ثَمَنِكَ وَ قَدْرِكَ ، فَاِنَّ بِالْعِلْمِ تَهْتَدى اِلى رَبِّكَ وَ بِالاَْدَبِ تَحْسِنُ خِدْمَةَ رَبِّكَ وَبِأَدَبِ الْخِدْمَةِ يَسْتَوجِبُ الْعَبْدُ وَلايَتَهُ وَقُرْبَهُ ، فَاقْبَلِ النَّصيحَةَ كى تَنْجُوَ مِنَ الْعَذابِ؛(36)

امام على عليه السلام :

اى مؤمن! به تحقيق اين دانش و ادب بهاى جان توست پس در آموختن آن دو بكوش كه هر چه بر دانش و ادبت افزوده شود بر قيمت و قَدْرت افزوده مى شود ؛ زيرا با دانش به پروردگارت راه مى يابى و با ادب به پروردگارت خوش خدمتى مى كنى و با ادب در خدمت گزارى، بنده سزاوار دوستى و نزديكى به او مى شود . پس [اين [نصيحت را بپذير تا از عذاب بِرَهى.

 

 

36

امام على عليه السلام :

مَنْ قَعَدَ بِهِ حَسَبُهُ، نَهَضَ بِهِ اَدَبُهُ؛(37)

هر كس اصل و نسبش او را [ سُست گرداند و[ بنشاند، ادبش او را [حركت بخشد و] برخيزاند.

 

 

37

پيامبر صلى الله عليه و آله :

اِنَّ الْبَلاءَ لِلظّالِمِ اَدَبٌ وَ لِلْمُؤمِنِ اِمتحانٌ وَ لِلاَْنبياءِ دَرَجَةٌ وَ لِلاْولياءِ كَرامَةٌ ؛(38)

بلا براى ظالم مايه ادب، براى مؤمن آزمايش و براى پيامبران مايه ترفيع درجه و براى اوليا بزرگوارى است.

 

 

38

امام حسين عليه السلام :

اَللّهُمَّ لا تَسْتَدْرِجنى بِالاِْحسانِ وَ لا تُؤَدِّبْنى بِالْبَلاءِ ؛(39)

خدايا! با غرق كردن من در ناز و نعمت، مرا به پرتگاه عذاب خويش مَكشان و با بلايا (گرفتارى ها) ادبم مكن.

 

39

امام رضا عليه السلام :

... فَاِن قالَ قائِلٌ : فَلِمَ وَجَبَ عَلَيْهِمْ مَعْرِفَةُ الرُّسُلِ وَالاِْقْرارُ بِهِم وَالاِْذعانُ لَهُم بِالطّاعَةِ؟ قيلَ : لاَِنـَّهُ لَمّا اَنْ لَمْ يَكُنْ فى خَلْقِهِمْ وَ قُواهُم ما يُكْمِلونَ بِهِ مَصالِحَهُم وَ كانَ الصّانِعُ مُتَعاليا عَنْ اَنْ يُرى وَ كانَ ضَعْفُهُمْ وَ عَجْزُهُمْ عَنْ اِدْراكِهِ ظاهِرا ، لَمْ يَكُنْ بُدٌّ لَهُمْ مِنْ رَسولٍ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُمْ مَعْصومٍ ، يُؤَدّى اِلَيْهِم اَمْرَهُ وَ نَهْيَهُ وَ اَدَبَهُ ، و يَقِفُهُمْ عَلى ما يَكونُ بِهِ اجْتِرارُ مَنافِعِهِمْ وَ مَضارِّهِم ؛(40)

امام رضا عليه السلام :

 

اگر كسى بگويد : چرا شناخت پيامبران و اعتراف به آنها و اقرار به (لزوم) اطاعت از آنان ، بر مردم واجب است؟ در پاسخ گفته شود : چون در وجود مردم و قواى آنان ، چيزى نيست كه با آن ، مصالحشان را كامل سازند و آفريدگار نيز برتر از آن است كه ديده شود ، سستى و ناتوانى آنان از ادراك او آشكار است ، پس چاره اى جز اين نيست كه ميان خداوند و مردم ، پيام آورى معصوم باشد كه اوامر و نواهى و ادب (و آموزه هاى) او را به ايشان برساند و آنها را به آنچه مايه سود و زيانشان است ، آگاه سازد.

 

40

امام صادق عليه السلام :

اِذا كانَ يَومُ القيامَةِ بَعَثَ اللّه  عَزَّوَجَلَّ العالِمَ وَ الْعابِدَ ، فَاِذا وَقَفا بَيْنَ يَدَىِ اللّه  عَزَّوَجَلَّ قيلَ لِلْعابِدِ : اِنْطَلِقْ اِلَى الْجَنَّةِ وَ قيلَ لِلْعالِمِ : قِف تَشَفَّعْ لِلنّاسِ بِحُسْنِ تَأديبِكَ لَهُمْ؛(41)

امام صادق عليه السلام :

هر گاه روز قيامت گردد ، خداى عزّوجلّ عالم و عابد را برانگيزاند . پس آن گاه كه در پيشگاه خداوند ايستادند به عابد گفته مى شود : «به سوى بهشت حركت كن» و به عالم گفته مى شود : «بايست و مردم را به خاطر آن كه نيكو ادبشان نمودى، شفاعت كن» .
 


1. سوره اعراف، آيه 199.

2.مكارم الأخلاق، ص 17.

2. غرر الحكم، ح 3590 .

3.مشكاة الأنوار، ص 433.

4.شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج20، ص 304، ح483.

5.غرر الحكم، ح 7077.

6.بحار الأنوار ، ج 43، ص 343، ح 15 .

6. كافى، ج 1، ص 496، ح 8 .

7.نهج السعادة، ج 7، ص 386.

8.بحار الأنوار، ج 91، ص 94، ح 12.

9.اعلام الدين، ص 273 .

10.غرر الحكم، ح 10599 .

11.بحار الأنوار، ج 75، ص 8 ، ح 63 .

12.بحار الأنوار، ج 67، ص 400، ح 73.

13.تحف العقول، ص 489.

14.مصباح الشريعه، ص 108.

15.غرر الحكم، ح 10875.

16.بحار الأنوار ، ج 75، ص 71، ح 34 .

17.غرر الحكم، ح 4786 .

18.اعلام الدين، ص 96.

19.مطالب السؤول، ص 49.

20.كنز العمّال ، ح 45409 .

21.تحف العقول، ص 376.

22.غرر الحكم، ح 4488 .

23.نهج البلاغه ، حكمت 73.

24.كافى، ج 8 ، ص 150، ح 132.

25.غرر الحكم، ح 7016.

26.غرر الحكم، ح 3298 .

27.غرر الحكم، ح 9226 .

28.معدن الجواهر، ص 59 .

29.كافى، ج 8 ، ص 17، ح 2.

30.بحار الأنوار ، ج 84 ، ص 325، ح 14.

31.غرر الحكم، ح 6911 .

32.غرر الحكم، ح 3813.

33.فقه الرضا، ص 364.

34.مشكاة الأنوار، ص 239، ح 689 .

35.غرر الحكم، ح 8167 .

36.جامع الأخبار، ص 310، ح 852 .

37.بحار الأنوار، ج 75، ص 127، ح 9 .

39.عيون اَخبار الرضا ، ج 1، ص 107 ح 1 .

40.علل الشرايع، ج 2، ص 394، ح 11.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 20:13  توسط   | 

عید قربان در روایات

رسول الله صلى الله عليه و آله : مَن أحيَا اللَّيالِيَ الأَربَعَ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ : لَيلَةَ التَّروِيَةِ ، ولَيلَةَ عَرَفَةَ ، ولَيلَةَ النَّحرِ ، ولَيلَةَ الفِطرِ .Image
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
 هر كس اين چهار شب را شب زنده دارى كند، بهشت براى او واجب است: شبِ ترويه، شب عرفه، شب عيد قربان و شب عيدفطر.

کتاب «حج و عمره در قرآن و حديث» صفحه 343
 

الإمام الباقر عليه السلام : لَمّا أقبَلَ رَسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله مِن مُزدَلِفَةَ مَرَّ عَلى جَمرَةِ العَقَبَةِ يَومَ النَّحرِ ، فَرَماها بِسَبعِ حَصَياتٍ ، ثُمَّ أتى إلى مِنى ، وذلِكَ مِنَ السُّنَّةِ
امام باقر عليه السلام :
 رسول خدا صلى الله عليه و آله چون از مزدلفه آمد ، روز عيد قربان بر جمره عقبه گذشت وهفت سنگ بر آن زد، سپس به منى آمد واين از سنّت است.

کتاب«حج و عمره در قرآن و حديث» صفحه 355

 

الإمام عليّ عليه السلام : سَمِعتُ رَسولَ اللّه ِ صلى الله عليه و آله يَخطُبُ يَومَ النَّحرِ ، وهُوَ يَقولُ : هذا يَومُ الثَّجِّ والعَجِّ ، والثَجُّ : ما تُهريقونَ فيهِ مِنَ الدِّماءِ ، فَمَن صَدَقَت نِيَّتُهُ كانَت أوَّلُ قَطرَةٍ لَهُ كَفّارَةً لِكُلِّ ذَنبٍ ، والعَجُّ : الدُّعاءُ ، فَعِجّوا إلَى اللّه ِ ، فَوَالَّذي نَفسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لا يَنصَرِفُ مِن هذَا المَوضِعِ أحَدٌ إلاّ مَغفورًا لَهُ ، إلاّ صاحِبَ كَبيرَةٍ مُصِرًّا عَلَيها لا يُحَدِّثُ نَفسَهُ بِالإِقلاعِ عَنها .

امام علي عليه السلام : شنيدم رسول خدا صلي الله عليه وآله روز عيد قربان ، خطبه مي خواند ومي فرمود :
 امروز ، روز «ثجّ» و«عجّ» است . ثجّ ، خون قرباني هاست كه مي ريزيد . پس نيّت هركس صادق باشد ، اولين قطره خونِ قرباني او كفّاره همه گناهان اوست ، و«عجّ» ، دعاست . پس به درگاه خداوند دعا كنيد ، قسم به آن كه جان محمّد صلي الله عليه وآله در دست اوست ، از اينجا هيچ كس بر نمي گردد ، مگر آمرزيده شود ، جز كسي كه گناه كبيره انجام داده وبر آن اصرار ورزد ودر دل خود ، تصميم بر ترك آن ندارد .

کتاب «حج و عمره در قرآن و حديث» صفحه 361
 

مُعاوِيَةُ بنُ عَمّار : سَأَلتُ أباعَبدِاللّه ِ عليه السلام عَن يَومِ الحَجِّ الأَكبَرِ ، فَقالَ : هُوَ يَومُ النَّحرِ ، والحَجُّ الأَصغَرُ العُمرَةُ .
معاوية بن عمار:
 از امام صادق عليه السلام درباره «روز حجّ اكبر» پرسيدم. فرمود: روز عيد قربان است و حج اصغر، عمره است.

کتاب «حج و عمره در قرآن و حديث» صفحه 455
 

الإمام عليّ (ع) خطب يوم الأضحى ، فكبّر و قال ـ : الله أكبر ، الله أكبر ، لا إله إلاّ الله و الله أكبر ، الله أكبر ، و لله الحمد ، الله أكبر على ما هدانا ، و له الشكر

امام على عليه السلام ـ در سخنرانى روز عيد قربان، پس از تكبير ـ :
خدا بزرگ است. خدا بزرگ است. خدايى جز خداى يگانه نيست. خدا بزرگ است. خدا بزرگ است. سپاس، از آنِ خداست. خدا بزرگ است بر آنچه كه ما را هدايت كرد و شكر براى اوست، به خاطر آنچه كه ما را بدان مبتلا ساخت. سپاس، از آنِ خداست براى آنچه كه از چارپايان اهلى به ما روزى كرد.

کتاب «موسوعه امام علي بن ابيطالب عليه السلام فارسي جلد9» صفحه 355
 

الإمام زين العابدين عليه السلام ـ مِن دُعائِهِ يَومَ الأَضحى ويَومَ الجُمُعَةِ ـ : اللّهُمَّ هذا يَومٌ مُبارَكٌ مَيمونٌ ، وَالمُسلِمونَ فيهِ مُجتَمِعونَ في أقطارِ أرضِكَ ، يَشهَدُ السّائِلُ مِنهُم وَالطّالِبُ وَالرّاغِبُ وَالرّاهِبُ ، وأنتَ النّاظِرُ في حَوائِجِهِم .

امام زين العابدين عليه السلام ـ در ضمن دعايش در روز عيد قربان و روز جمعه ـ :
پروردگارا! اين روز، روزى بابركت و خجسته است و مسلمانان در اين روز، از اطراف زمين تو گرد آمده اند. خواهنده ، جوينده ، اميدوار و بيمناك، همه حاضرند و تو، به نيازهايشان مى نگرى.

کتاب «خير و برکت از نگاه قرآن و حديث» صفحه 519

رسول اللّه صلى الله عليه و آله : يَسُحُّ اللّه ُ عز و جل مِنَ الخَيرِ في أربَعِ لَيالٍ سَحّا : لَيلَةِ الأَضحى ، وَالفِطرِ ... .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند در چهار شب ، پيوسته خير فرو مى ريزد: شب عيد قربان و عيد فطر... .

کتاب «مراقبات ماه رمضان» صفحه 459
 

تهذيب الأحكام عن عبدالرحمن بن الحجّاج عن الإمام الصادق عليه السلام : «مَن زارَ قَبرَ الحُسَينِ عليه السلام لَيلَةً مِن ثَلاثٍ غَفَرَ اللّه ُ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِهِ وما تَأَخَّرَ» .
قُلتُ : أيُّ اللَّيالي ـ جُعِلتُ فِداكَ! ـ؟ قالَ : «لَيلَةُ الفِطرِ ، ولَيلَةُ الأَضحى ، ولَيلَةُ النِّصفِ مِن شَعبانَ» .

تهذيب الأحكام ـ به نقل از عبد الرحمان بن حَجّاج ، از امام صادق ـ :
«هر كس يك شب از سه شب ، قبر حسين عليه السلام را زيارت كند ، خداوندْ گناهان گذشته و آينده اش را مى آمرزد».
گفتم: فدايت شوم! كدام شب ها؟ فرمود: «شب عيد فطر ، شب عيد قربان و شب نيمه شعبان».

کتاب «مراقبات ماه رمضان» صفحه 463
 

رسول الله صلى الله عليه و آله : مَن قامَ لَيلَتَيِ العيدَينِ مُحتَسِبا للّه ِِ ، لَم يَمُت قَلبُهُ يَومَ تَموتُ القُلوبُ .

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:
 هر كس دو شب عيد [ فطر و قربان] را به خاطر پاداش خدا به عبادت بپردازد ، در آن روز كه دل ها مى ميرند ، دل او نمى ميرد.

کتاب «مراقبات ماه رمضان» صفحه 465
 

الإمام الباقر عليه السلام : اُدعُ فِي العيدَينِ ويَومِ الجُمُعَةِ ، إذا تَهَيَّأتَ لِلخُروجِ بِهذَا الدُّعاءِ :
اللّهُمَّ مَن تَهَيَّأَ وتَعَبَّأَ وأعَدَّ وَاستَعَدَّ لِوِفادَةٍ إلى مَخلوقٍ رَجاءَ رِفدِهِ وطَلَبَ نائِلِهِ وجَوائِزِهِ وفَواضِلِهِ ونَوافِلِهِ ، فَإِلَيكَ يا سَيِّدي وِفادَتي وتَهيِئَتي وتَعبِئَتي وإعدادي وَاستِعدادي رَجاءَ رِفدِكَ وجَوائِزِكَ ونَوافِلِكَ ، فَلا تُخَيِّبِ اليَومَ رَجائي ، يا مَن لا يَخيبُ عَلَيهِ سائِلٌ ولا يَنقُصُهُ نائِلٌ ، فَإِنّي لَم آتِكَ اليَومَ بِعَمَلٍ صالِحٍ قَدَّمتُهُ ولا شَفاعَةِ مَخلوقٍ رَجَوتُهُ ، ولكِن أتَيتُكَ مُقِرّا بِالظُّلمِ وَالإِساءَةِ ، لا حُجَّةَ لي ولا عُذرَ ، فَأَسأَلُكَ يا رَبِّ ، أن تُعطِيَني مَسأَلَتي وتَقلِبَني بِرَغبَتي ، ولا تَرُدَّني مَجبوها ولا خائِبا ، يا عَظيمُ يا عَظيمُ يا عَظيمُ ، أرجوكَ لِلعَظيمِ ، أسأَلُكَ يا عَظيمُ أن تَغفِرَ لِيَ العَظيمَ ، لا إلهَ إلاّ أنتَ ، اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ
وآلِ مُحَمَّدٍ ، وَارزُقني خَيرَ هذَا اليَومِ الَّذي شَرَّفتَهُ وعَظَّمتَهُ ، وتَغسِلُني فيهِ مِن جَميعِ ذُنوبي وخَطايايَ ، وزِدني مِن فَضلِكَ إنَّكَ أنتَ الوَهّابُ .

امام باقر عليه السلام:
 روز عيد فطر و عيد قربان و روز جمعه ، چون آماده بيرون رفتن شدى ، اين دعا را بخوان:
«خداوندا! هر كس كه آماده و مهيّا شود و به اميد عطا و بخشش و جايزه و احسانِ آفريده اى ، ساز و برگ رفتن به حضور او فراهم سازد ، پس ـ اى سرور من ـ باريابى و آمادگى و تهيّه ساز و برگ و آماده شدنِ من ، به درگاه توست و به اميد بخشش و جايزه ها و احسان هاى تو. پس امروز نااميدم مكن! اى آن كه هيچ نيازمندى از درگاهش محروم نمى شود و هيچ برخوردارى ، از او نمى كاهد! من امروز كار شايسته اى به درگاهت نياورده ام و به شفاعت آفريده اى هم اميد نبسته ام؛ ليكن با اعتراف به ستم و بدى ، به درگاهت آمده ام. نه دليلى دارم و نه عذرى.
پروردگارا! از تو مى خواهم كه خواسته ام را بدهى و مرا با درخواستى برآورده برگردانى و مرا نااميد و بى بهره بر نگردانى! اى بزرگ ، اى بزرگ ، اى بزرگ! براى خواسته بزرگ به تو اميدوارم. اى بزرگ! از تو مى خواهم كه گناه بزرگ مرا ببخشايى. معبودى جز تو نيست.
خداوندا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و نيكىِ امروز را كه شرافت و عظمتش بخشيده اى ، روزى ام كن و در اين روز ، مرا از همه گناهان و لغزش هايم بشوى و از احسان خود بر من بيفزاى! همانا تويى تو بسيار بخشنده».

کتاب «مراقبات ماه رمضان» صفحه 481
 

منتهى المطلب : رُوِيَ عَن عَلِيٍّ عليه السلام أنَّهُ خَرَجَ يَومَ العيدِ ، فَلَم يَزَل يُكَبِّرُ حَتَّى انتَهى إلَى الجَبّانَةِ .
منتهى المطلب: روايت شده است كه على عليه السلام روز عيد بيرون آمد. پيوسته تكبير گفت تا آن كه به محلّ برگزارى نماز در بيرون شهر [كوفه] رسيد.

کتاب «مراقبات ماه رمضان» صفحه 485
 

رسول اللّه صلى الله عليه و آله : إنَّ اللّه َ تعالى يَطَّلِعُ فِي العيدَينِ إلَى الأَرضِ ، فَابرُزوا مِنَ المَنازِلِ تَلحَقكُمُ الرَّحمَةُ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:
 خداوند متعال در روز عيد فطر و عيد قربان ، به زمين با عنايت مى نگرد. پس ، از خانه ها بيرون آييد تا رحمت به شما برسد.

الإمام الصادق عليه السلام : قيلَ لِرَسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله يَومَ فِطرٍ أو يَومَ أضحى : لَو صَلَّيتَ في مَسجِدِكَ .
فَقالَ : «إنّي لاَُحِبُّ أن أبرُزَ إلى آفاقِ السَّماءِ» .

امام صادق عليه السلام:
 يك روز عيد فطر يا عيد قربان ، به پيامبر خدا گفتند: خوب بود در مسجدِ خود نماز مى خواندى.
فرمود: «دوست دارم كه به طرف آفاق آسمان بيرون آيم».

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 16:22  توسط   | 

مختصری درباره سیره و سخنان امام سجاد علیه السلام

پرتوى از سيره و سيماى امام زين العابدين(عليه السلام) Image

حضرت على بن الحسين ، ملقّب به سجّاد و زين العابدين، روز پنجم شعبان سال 38 هجرى يا 15 جمادى الاولى همان سال، در مدينه ديده به جهان گشود و در روز 12 و يا 25 محرّم سال 95 هجرى، درمدينه، به دسيسه هشام بن عبدالملك، مسموم گرديد و در 56 سالگى به شهادت رسيد.
مزار شريف آن حضرت در مدينه در قبرستان بقيع مىباشد.
مادر مكرّمه آن حضرت بنا بر منابع تاريخ اسلامى، غزاله از مردم سند يا سجستان كه به سلافه يا سلامه نيز مشهور است، مىباشد.
ولى بعضى از منابع ديگر نام او را شهربانويه، شاه زنان ، شهرناز، جهان بانويه و خوله، ياد كرده اند .

امام سجّاد(عليه السلام) در بدترين زمان از زمان هايى كه بر دوران رهبرى اهل بيت گذشت مىزيست، چه، او با آغاز اوج انحرافى، معاصر بود كه پس از وفات رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) روى داد.
امام(عليه السلام) با همه محنتها و بلاها كه در روزگار جدّ بزرگوارش اميرالمؤمنين(عليه السلام) آغاز گرديده بود همزمان بود.
او سه سال پيش از شهادت امام على(عليه السلام)متولّد گرديد، وقتى ديده به جهان گشود، جدّش اميرمؤمنان(عليه السلام)در خطِّ جهادِ جنگِ جمل، غرق گرفتارى بود و از آن پس با پدرش امام حسين(عليه السلام) در محنت و گرفتاريهاى فراوان او شريك بود.
او همه اين رنج ها را طى كرد و خود به طور مستقل روياروى گرفتاريها قرار گرفت.
محنت و رنج او وقتى بالا گرفت كه لشكريان يزيد در مدينه وارد مسجد رسول اللّه شدند و اسب هاى خويش را در مسجد بستند، يعنى همان جايى كه انتظار آن مىرفت مكتب رسالت و افكار مكتبى در آنجا انتشار يابد، امّا برعكس، آن مكان مقدّس در عهد آن امام تقوا و فضيلت، به دست سپاه منحرف بنىاميّه افتاد و آنان ضمن تجاوز به نواميس مردم مدينه و كشتار فراوان، بى پروايى را از حدّ گذراندند و حرمت مدفن مقدّس رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)و مسجدش را هتك نمودند.
امام سجّاد(عليه السلام) براى پيش راندن مسلمانان به سوى نفرت از بنىاميّه و افزودن مبارزه جويى با آنان، تلاش هاى مؤثّرى نمود.
و هر گاه فرصتى به دست مىآمد، مردم را بر ضدّ امويان تحريك مىكرد.
و با احتياط، برنامه حاكمان منحرف را تحت نظر قرار مىداد.
امام(عليه السلام) براى آگاهى مردم، اسلوب دعا را به كار برد، به طورى كه دعاهاىآن حضرت، رويدادهاى عصر او را تفسير مىكند.
صحيفه سجّاديّه كه به زبور آل محمّد مشهور است، اثر بىنظيرى است كه در جهان اسلام، جز قرآن كريم و نهج البلاغه، كتابى به اين عظمت و ارزش، پديد نيامده كه پيوسته مورد توجه بزرگان و علما و مصنّفان باشد.
از ديگر آثار ارزنده به جا مانده از امام سجّاد(عليه السلام)، مجموعه اى تربيتى و اخلاقى است به نام رساله حقوق كه امام(عليه السلام) در آن وظايف گوناگون انسان را در برابر خدا و خود و ديگران، با بيانى شيوا و گويا بيان كرده است.
مجموعه حقوقى كه در اين رساله ذكر شده جمعاً 51 حقّ مىباشد.

امام و حكومت
امام سجّاد(عليه السلام) به اين امر آگاه بود كه تا وقتى از طرف پايگاه هاى مردمى پشتيبانى نشود، تنها در دست گرفتن قدرت براى تحقّق بخشيدن به عمل دگرگون سازى اجتماع اسلامى كافى نيست.
پايگاههاى مردمى نيز بايد به هدف هاى اين قدرت آگاه باشند و به نظريّه هاى او در حكومت ايمان داشته باشند و در راه حمايت از آن حركت كنند و مواضع آن را براىتوده مردم تفسير نمايند و در برابر تندبادها با استوارى و قدرت بايستند.
امام سجّاد(عليه السلام) اين امكانات را نداشت و به علّت آگاهى نداشتن مردم چنين شكايت مىفرمود: «پروردگارا! در پيشامدهاى ناگوار روزگار به ناتوانى خويش نگريستم و درماندگى خود را از جهت يارى طلبيدن از مردم در برابر كسانى كه قصد جنگ با من داشتند ديدم و به تنهايى خود در برابر بسيارىِ كسانى كه با من دشمنى داشتند، نظر كردم.»امام(عليه السلام)، از جنبه انقلابى، به صورتى كه مستقيماً عهده دار آن گردد، كناره جويى فرمود و به اين بسنده كرد كه كار قيام را به كسانى واگذارد كه در اين مورد برپاى مىخيزند.
به طور كلى وضع اجتماعى كه هر امام در آن زيست مىكرد، شكل كار سياسى او را محدود و مشخّص مىساخت.
پيشوايان معصوم با وجود توطئه هايى كه دشمنان، عليه آنها مىنمودند تا آنان را از زمينه حكومت دور سازند، پيوسته مسئوليت خود را در نگاه دارى مكتب و تجربه اسلامى و مصون نگاه داشتن آن از فرو افتادن در ورطه انحراف و جدا شدن از مبادى و معيارها و ارزش هاى آن به گونه اى كامل ايفا مىكردند و هر وقت انحراف شدّت مىيافت و از خطر فروافتادن در ورطه نابودى بيم مىداد، پيشوايان(عليهم السلام) بر ضدّ آن حوادث تدبيرهاى لازم مىانديشيدند، و هر گاه تجربه اسلامى و عقيدتى در تنگناى مشكلى گرفتار مىآمد و رهبرى هاى منحرف به حكم بىكفايتى از درمان آن ناتوان مىشد، امامان به نشان دادن راه حلّ و حفظ امّت از خطرهايى كه مردم را تهديد مىكرد مبادرت مىفرمودند.

دستگيرى از درماندگان
يكى از خدمات ارزشمند امام سجّاد(عليه السلام)، رسيدگى به درماندگان، يتيمان، تهيدستان و بردگان بودهاست.
روايت شده است كه آن حضرت، هزينه زندگى صد خانواده تهيدست را عهده دار بود.
گروهى از اهل مدينه، از غذايى كه شبانه به دستشان مىرسيد، گذران معيشت مىكردند، امّا آورنده غذا را نمىشناختند.
پس از در گذشت على بن الحسين (عليه السلام)متوجّه شدند كه آن شخص، امام زين العابدين (عليه السلام) بوده است.
او شبانه به صورت ناشناس، انبان نان و مواد غذايى را خود به دوش مىكشيد و به در خانه فقيران و بينوايان مىبرد و مىفرمود: صدقه پنهانى آتش خشم خدا را خاموش مىسازد.
اهل مدينه مىگفتند: ما صدقه پنهانى را هنگامى از دست داديم كه على بن الحسين در گذشت.
او در طول سالها به قدرى انبان حاوى آرد و ديگر مواد غذايى را به دوش كشيده و به در خانه فقيران برده بود كه شانه اش پينه بسته بود، به طورى كه پس از شهادت او، هنگام غسل دادن جنازه اش ، جلب توجّه مىكرد.
علىبن طاووس در كتاب اقبال الاعمال، ضمن بيان اعمال ماه رمضان مىنويسد: علىبن الحسين (عليه السلام) شب آخر ماه رمضان، بيست نفر برده را آزاد مىكرد و مىفرمود: «دوست دارم خداوند ببيند كه من در دنيا بردگان خود را آزاد مىكنم، بلكه مرا در روز رستاخيز از آتش دوزخ آزاد سازد.»او هيچ خدمتكارى را بيش از يك سال نگه نمىداشت، وقتى كه برده اى را در اوّل يا وسط سال به خانه مىآورد، شب عيد فطر او را آزاد مىساخت.
بردگان سياه پوست را مىخريد و آنان را در مراسم حجّ، به عرفات مىآورد و آن گاه به سوى مشعر كوچ مىكرد، آنان را آزاد مىكرد و جوايز مالى به آنان مىداد.
تا آنجا كه در شهر مدينه گروه عظيمى از بندگان و كييزان، آزاد شده آن حضرت بودند و آنان هم بعد از آزادى، پيوند معنوى خود را با امام(عليه السلام)قطع نمىكردند.

 

چهل حديث از امام سجاد (ع)

1- مقام رضا
«الرِّضا بِمَکْرُوهِ الْقَضاءِ اَرْفَعُ دَرَجاتِ الْيَقينِ.»:
خشنودى از پيشامدهاى ناخوشايند، بلندترين درجه يقين است.
2- کرامت نفس
«مَنْ کَرُمَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ هانَتْ عَلَيْهِ الدُّنْيا.»:
هر که کرامت و بزرگوارى نفس داشته باشد، دنيا را پَست انگارد.
3- دنيا مايه ارزش نيست
«اَعْظَمُ النّاسِ خَطَرًا مَنْ لَمْ يَرَ الدُّنْيا خَطَرًا لِنَفْسِهِ.»:
پرارزش ترين مردم کسى است که دنيا را مايه ارزش خود نداند.
4- پرهيز از دروغ
«اِتَّقُوا الْکِذْبَ الصَّغيرَ مِنْهُ وَ الْکَبيرَ فى کُلِّ جِدٍّ وَ هَزْل فَاِنَّ الرَّجُلَ اِذا کَذَبَ فى الصَّغيرِ اِجْتَرَءَ عَلَى الْکَبيرِ.»:
از دروغ کوچک و بزرگ در هر جدّى و شوخيى بپرهيزيد، زيرا چون کسى دروغ کوچک گفت بر دروغ بزرگ نيز جرات پيدا مىکند.
5- خود نگهدارى
«اَلْخَيْرُ کُلُّهُ صِيانَهُ الاِْنْسانِ نَفْسَهُ.»:
تمام خير آن است که انسان خود را نگهدارد.
6- همنشينان ناشايسته
«اِيّاکَ وَ مُصاحَبَهَ الْکَذّابِ، فَاِنَّهُ بِمَنْزِلَهِ السَّرابِ يُقَرِّبُ لَکَ البَعيدَ وَ يُبَعِّدُ لَکَ الْقَريبَ. وَ اِيّاکَ وَ مُصاحَبَهَ الْفاسِقِ فَاِنَّهُ بايَعَکَ بِاُکْلَه اَوْ اَقَلَّ مِنْ ذلِکَ. وَ اِيّاکَ وَ مُصاحَبَهَ الْبَخيلِ فَاِنَّهُ يَخْذُلُکَ فى مالِهِ اَحْوَجَ ما تَکُونُ اِلَيْهِ. وَ اِيّاکَ وَ مُصاحَبَهَ الاَْحْمَقِ، فَاِنَّهُ يُريدُ اَنْ يَنْفَعَکَ فَيَضُرُّکَ. وَ اِيّاکَ وَ مُصاحَبَهَ الْقاطِعِ لِرَحِمِهِ، فَاِنّى وَجَدْتُهُ مَلْعُونًا فى کِتابِاللّهِ.»:
1ـ مبادا با دروغگو همنشين شوى که او چون سراب است، دور را به تو نزديک کند و نزديک را به تو دور نمايد.
2ـ مبادا با فاسق و بدکار همنشين شوى که تو را به يک لقمه و يا کمتر بفروشد.
3ـ مبادا همنشين بخيل شوى که او در نهايتِ نيازت بدو، تو را واگذارد.
4ـ مبادا با احمق رفيق شوى که چون خواهد سودت رساند، زيانت مىزند.
5 ـ مبادا با آن که از خويشان خود مىبرد، مصاحبت کنى که من او را در قرآن ملعون يافتم.
7- ترک سخن بى فايده و دورى از جدل
«اِنَّ الْمَعْرِفَهَ وَ کَمالَ دينِ الْمُسْلِمِ تَرْکُهُ الْکَلامَ فيما لا يَعْنيهِ وَ قِلَّهُ مِرائِهِ وَ حِلْمُهُ وَ صَبْرُهُ وَ حُسْنُ خُلْقِهِ.»:
معرفت و کمال ديانت مسلمان، ترکِ کلام بىفايده و کم جدل کردن، و حلم و صبر و خوشخويى اوست.
8- محاسبه نفس و توجّه به معاد
«اِبْنَ آدَمَ! اِنّکَ لا تَزالُ بِخَيْر ما کانَ لَکَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِکَ، وَ ما کانَتِ الُْمحاسَبَهُ مِنْ هَمِّکَ، وَ ما کانَ الْخَوْفُ لَکَ شِعارًا وَ الْحَذَرُ لَکَ دِثارًا.
اِبْنَ آدَمَ! اِنَّکَ مَيِّتٌ وَ مَبْعُوثُ وَ مَوْقُوفٌ بَيْنَ يَدَىِ اللّهِ جَلَّ وَ عَزَّ، فَاَعِدَّ لَهُ جَوابًا.»:
اى فرزند آدم! به راستى که تو پيوسته رو به خيرى، تا خودت را پند دهى و حساب خودت را برسى و ترس از خدا را روپوش و پرهيز را زيرپوش خود سازى.
اى فرزند آدم! تو خواهى مرد و برانگيخته خواهى شد و در حضور خداوند عزّ و جَلّ قرار خواهى گرفت، پس براى او جوابى را آماده کن.
9- نتايج دعا
«اَلْمُوْمِنُ مِنْ دُعائِهِ عَلى ثَلاث: اِمّا اَنْ يُدَّخَرَ لَهُ وَ اِمّا اَنْ يُعَجَّلَ لَهُ وَ اِمّا اَنْ يُدْفِعَ عَنْهُ بَلاءً يُريدُ اَنْ يُصيبَهُ.»:
مومن از دعايش سه نتيجه مىگيرد:1ـ يا برايش ذخيره گردد،2ـ يا در دنيا برآورده شود،3ـ يا بلايى را که خواست به او برسد، از او بگرداند.
10- مبغوضيت گداى بخيل
«اِنَّ اللّهَ لَيُبْغِضُ الْبَخيلَ السّائِلَ الُْمحْلِفَ.»:
به راستى که خداوند، گداى بخيلى را که سوگند مىخورد دشمن دارد.
11- اسباب نجات
«ثَلاثٌ مُنْجِياتٌ لِلْمُوْمِنِ: کَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَ اغْتِيابِهِمْ. وَ اشْتِغالُهُ نَفْسَهُ بِما يَنْفَعُهُ لاِخِرَتِهِ وَ دُنْياهُ وَ طُولُ الْبُکاءِ عَلى خَطيئَتِهِ.»:
سه چيز سبب نجات مومن است:1ـ بازداشتن زبان از غيبت مردم،2ـ مشغول کردن خودش به آنچه که براى آخرت و دنيايش سود دهد،3ـ و گريستن طولانى بر گناهش.
12- به سوى بهشت
«مَنِ اشْتاقَ اِلى الْجَنَّهِ سارَعَ اِلَى الْخَيْراتِ وَ سَلا عَنِ الشَّهَواتِ وَ مَنْ اَشْفَقَ مِنَ النّارِ بادَرَ بِالتَّوْبَهِ اِلَى اللّهِ مِنْ ذُنُوبِهِ وَ راجَعَ عَنِ الَْمحارِمِ.»
هر که مشتاق بهشت است به حسنات شتابد و از شهوات دورى گزيند، هر که از دوزخ ترسد براى توبه از گناهانش به درگاه خدا پيشى گيرد و از حرامها برگردد.
13- ثواب نگاه
«نَظَرُ المُوْمِنِ فى وَجْهِ اَخيهِ المُوْمِنِ لِلْمَوَدَّهِ وَ الَْمحَبَّهِ لَهُ عِبادَهٌ.»:
نگاه مهرآميز مومن به چهره برادر مومنش و محبّت به او عبادت است.
14- پارسايى و دعا
«ما مِنْ شَىْء اَحَبُّ اِلَى اللّهِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ مِنْ عِفَّهِ بَطْن وَ فَرْج وَ ما مِنْ شَىْء اَحَبُّ اِلَى اللّهِ مِنْ اَنْ يُسْاَلَ.»:
چيزى نزد خدا، پس از معرفت او، محبوبتر از پارسايى شکم و شهوت نيست، و چيزى نزد خدا محبوبتر از درخواست کردن از او نيست.
15- پذيرش عذر ديگران
«اِنْ شَتَمَکَ رَجُلٌ عَنْ يَمينِکَ ثُمَّ تَحَوَّلَ اِلى يَسارِکَ وَ اعْتَذَرَ اِلَيْکَ فَاقْبَلْ عُذْرَهُ.»
اگر مردى از طرف راستت به تو دشنام داد و سپس به سوى چپت گرديد و از تو عذرخواهى نمود، عذرش را بپذير.
16- حقّ خدا بر بنده
«فَاَمّا حَقُّ اللّهِ الاْکْبَرِ فَاِنَّکَ تَعْبُدُهُ لا يُشْرِکُ بِهِ شَيْئًا فَاِذا فَعَلْتَ ذلِکَ بِاِخْلاص جَعَلَ لَکَ عَلى نَفْسِهِ اَنْ يَکْفِيَکَ اَمْرَ الدُّنْيا وَ الاْخِرَهِ وَ يَحْفَظَ لَکَ ما تُحِبُّ مِنْها.»
حقّ خداوند بزرگ اين است که او را بپرستى و چيزى را شريکش ندانى و چون از روى اخلاص اين کار را کردى، خدا بر عهده گرفته که کار دنيا و آخرت تو را کفايت کند و آنچه از او بخواهى برايت نگهدارد.
17- حقّ پدر بر فرزند
«وَ اَمّا حَقُّ اَبيکَ فَتَعْلَمَ اَنَّهُ اَصْلُکَ وَ اَنَّکَ فَرْعُهُ وَ اَنَّکَ لَوْلاهُ لَمْ تَکُنْ، فَمَهْما رَاَيْتَ فى نَفْسِکَ مِمّا تُعْجِبُکَ فَاعْلَمْ اَنَّ اَباکَ اَصْلُ النِّعْمَهِ عَلَيْکَ فيهِ وَ احْمَدِ اللّهَ وَ اشْکُرْهُ عَلى قَدْرِ ذلِکَ.»:
و امّا حقّ پدرت را بايد بدانى که او اصل و ريشه توست و تو شاخه او هستى، و بدانى که اگر او نبود تو نبودى، پس هر زمانى در خود چيزى ديدى که خوشت آمد بدان که [از پدرت دارى] زيرا اساس نعمت و خوشى تو، پدرت مىباشد، و خدا را سپاس بگزار و به همان اندازه شکر کن.
18- تقدّم طاعت خدا بر هر چيز
«قَدِّمُوا اَمْرَ اللّهِ وَ طاعَتَهُ وَ طاعَهَ مَنْ اَوْجَبَ اللّهُ طاعَتَهُ بَيْنَ يَدَىِ الاُْمُورِ کُلِّها.»
طاعت خدا و طاعت هر که را خدا واجب کرده بر همه چيز مقدّم بداريد.
19- حقّ مادر بر فرزند
«فَحَقُّ اُمِّکَ فَاَنْ تَعْلَمَ اَنَّها حَمَلَتْکَ حَيْثُ لايَحْمِلُ اَحَدٌ وَ اَطْعَمَتْکَ مِنْ ثَمَرَهِ قَلْبِها ما لا يُطْعِمُ اَحَدٌ اَحَدًا. وَ اَنَّها وَقَتْکَ بِسَمْعِها وَ بَصَرِها وَ يَدِها وَ رِجْلِها وَ شَعْرِها وَ بَشَرِها وَ جَميعِ جَوارِحِها مُسْتَبْشِرَهً بِذلِکَ، فَرِحَهً، مُوبِلَهً مُحْتَمِلَهً لِما فيهِ مَکْرُوهُها وَ اَلَمُها وَ ثِقْلُها وَ غَمُّها حَتّى دَفَعَتْها عَنْکَ يَدُالْقُدْرَهِ وَ اَخْرَجَتْکَ اِلَى الاَْرْضِ فَرَضِيَتْ انْ تَشْبَعَ وَ تَجُوعَ هِىَ وَ تَکْسُوَکَ وَ تَعْرى وَ تَرْوِيَکَ وَ تَظْمَاَ وَ تُظِلَّکَ وَ تَضْحى وَ تُنَعِّمَکَ بِبُوْسِها وَ تُلَذِّذَکَ بِالنَّوْمِ بِاَرَقِها وَ کانَ بَطْنُها لَکَ وِعاءً وَ حِجْرُها لَکَ حِواءً وَ ثَدْيُها لَکَ سِقاءً، وَ نَفْسُها لَکَ وِقاءً، تُباشِرُ حَرَّ الدُّنْيا وَ بَرْدَها لَکَ وَ دُونَکَ، فَتَشْکُرْها عَلى قَدْرِ ذلِکَ وَ لا تَقْدِرُ عَلَيْهِ اِلاّ بِعَوْنِ اللّهِ وَ تَوْفيقِهِ.»:
و امّا حقّ مادرت اين است که بدانى او تو را در شکم خود حمل کرده که احدى کسى را آن گونه حمل نکند، و از ميوه دلش به تو خورانيده که کسى از آن به ديگرى نخوراند، و اوست که تو را با گوش و چشم و دست و پا ومو و همه اعضايش نگهدارى کرده و بدين فداکارى شاداب و شادمان و مواظب بوده و هر ناگوارى و درد و سنگينى و غمى را تحمّل کرده تا [توانسته] دست قدرت [مکروهات] را از تو دفع نموده و تو را از آنها رهانده و به روى زمين کشانده و باز هم خوش بوده که تو سير باشى و او گرسنه، و تو جامه پوشى و او برهنه باشد، تو را سيراب کند و خود تشنه بماند، تو را در سايه بدارد و خود زير آفتاب باشد و با سختى کشيدن تو را به نعمت رساند، و با بيخوابى خود، تو را به خواب کند، شکمش ظرف وجود تو بوده و دامنش آسايشگاه تو و پستانش مشک آب تو و جانش فداى تو و به خاطر تو، و به حساب تو، گرم و سرد روزگار را چشيده است.
به اين اندازه قدرش را بدانى و اين را نتوانى مگر به يارى و توفيق خدا.
20- ترغيب به علم
«لَوْ يَعْلَمُ النّاسُ ما فى طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْ بِسَفْکِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ.»:
اگر مردم بدانند که در طلب علم چه فايده اى است، آن را مىطلبند اگر چه با ريختن خون دل و فرو رفتن در گرداب ها باشد.
21- ارزش مجالس صالحان
«مَجالِسُ الصّالِحينَ داعِيَهٌ اِلَى الصَّلاحِ وَ آدابُ الْعُلَماءِ زِيادَهٌ فِى الْعَقلِ.»:
مجلس هاى شايستگان، دعوت کننده به سوى شايستگى است و آداب دانشمندان، فزونى در خرد است.
22- گناهانى که مانع اجابت دعايند
«اَلذُّنُوبُ الَّتى تَرُدُّ الدُّعاءَ: سُوءُ النِّيَّهِ، وَ خُبْثُ السَّريرَهِ، وَ النِّفاقُ مَعَ الاِخْوانِ، وَ تَرْکُ التَّصْديقِ بِالاِْجابَهِ، وَ تَاخيرُ الصَّلَواتِ المَفْرُوضَهِ حَتّى تَذْهَبَ اَوْقاتُها، وَ تَرْکُ التَّقَرُّبِ اِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ بِالْبِّرِ وَ الصَّدَقَهِ، وَ اسْتِعْمالُ الْبَذاءِ وَ الْفُحْشِ فِى الْقَوْلِ.»:
گناهانى که دعا را ردّ مىکنند، عبارتند از:1ـ نيّت بد،2ـ ناپاکى باطن،3ـ نفاق با برادران،4ـ عدم اعتقاد به اجابت دعا،5ـ تاخير نمازهاى واجب از وقت خودش،6ـ ترک تقرّب به خداوند عزّوجلّ به وسيله ترک احسان و صدقه، 7ـ ناسزاگويى و بدزبانى.
23- تارکان جاودانگى
«عَجَبًا کُلَّ الْعَحَبِ لِمَنْ عَمِلَ لِدارِ الْفَناءِ وَ تَرَکَ دارَ الْبَقاءِ.»:
شگفتا! از کسى که کار مىکند براى دنياى فانى و ترک مىکند سراى جاودانى را!
24- نتيجه اتّهام
«مَنْ رَمَى النّاسَ بِما فيهِمْ رَمَوْهُ بِما لَيْسَ فيهِ.»:
هر که مردم را به چيزى که در آنهاست متّهم کند، او را به آنچه که در او نيست متَّهم کنند.
25- دنيا وسيله است، نه هدف
«ما تَعِبَ اَوْلِياءُ اللّهِ فِى الدُّنْيا لِلدُّنْيا، بَلْ تَعِبُوا فِى الدُّنْيا لِلاْخِرَهِ.»:
اولياى خدا در دنيا براى دنيا رنج نمىکشند، بلکه در دنيا براى آخرت رنج مىکشند.
26- به خدا پناه مىبرم!
«اَلّلهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِکَ مِنْ هَيَجانِ الْحِرْصِ وَ سَوْرَهِ الْغَضَبِ وَ غَلَبَهِ الْحَسَدِ... وَ سُوءِ الْوِلايَهِ لِمَنْ تَحْتَ اَيْدينا.»:
خدايا! به تو پناه مىبرم از طغيان حرص و تندى خشم و غلبه حسد... و سرپرستى بد براى زير دستانمان.
27- پرهيز از گناهکاران، ظالمان و فاسقان
اِيّاکُمْ وَ صُحْبَهَ الْعاصينَ، وَ مَعُونَهَ الظّالِمينَ وَ مُجاوَرَهَ الْفاسِقينَ، اِحْذَرُوا فِتْنَتَهُمْ، وَ تَباعَدُوا مِنْ ساحَتِهِمْ.
از همنشينى با گنهکاران و يارى ستمگران و نزديکى با فاسقان بپرهيزيد.
از فتنه هايشان برحذر باشيد و از درگاهشان دورى گزينيد.
28- نتيجه مخالفت با اولياء الله
«وَ اعْلَمُوا اَنَّهُ مَنْ خالَفَ اَوْلِياءَ اللّهِ وَ دانَ بِغَيْرِ دينِ اللّهِ، وَ اسْتَبَدَّ بِاَمْرِهِ دُونَ اَمْرِ وَلِىِّ اللّهِ، فى نار تَلْتَهِبُ.»:
بدانيد هر که با اولياى خدا مخالفت کند، و به غير از دين خدا، دين ديگرى را پيروى نمايد و به راى خويش استبداد ورزد، نه به فرمان ولِىّ خدا، در آتشى فروزان درافتد.
29- توجّه به قدرت و قرب خدا
«خَفِ اللّهَ تَعالى لِقُدْرَتِهِ عَلَيْکَ وَ اسْتَحْىِ مِنْهُ لِقُرْبِهِ مِنْکَ.»:
از خداى متعال به خاطر قدرتش بر تو بترس، و به خاطر نزديکىاش به تو، از او شرم و حيا داشته باش.
30- پرهيز از دشمنى و توجّه به دوستى
«لا تُعادِيَنَّ اَحَدًا وَ اِنْ ظَنَنْتَ اَنَّهُ لا يَضُرُّکَ، وَ لا تَزْهَدَنَّ فى صِداقَهِ اَحَد وَ اِنْ ظَنَنْتَ اَنَّهُ لا يَنْفَعُکَ... .»:
حتماً با هيچ کس دشمنى نکن، هر چند گمان کنى که او به تو زيان نرساند، و حتماً دوستى هيچ کس را ترک نکن هر چند گمان کنى که او سودى به تو نرساند... .
31- بهترين ميوه شنوايى
«لِکُلِّ شَىْء فاکِهَهٌ وَ فاکِهَهُ السَّمْعِ الْکَلامُ الْحَسَنُ.»:
براى هر چيزى ميوه اى است و ميوه شنوايى، کلام نيکوست.
32- فايده سکوت
«کَفُّ الاَْذى رَفْضُ الْبَذاءِ، وَ اسْتَعِنْ عَلَى الْکَلامِ بِالسُّکُوتِ، فَاِنَّ لِلْقَوْلِ حالاتٌ تَضُرُّ، فَاْحذَرِ الاَْحمَقَ.»:
جلوگيرى از آزار، ترک کلام قبيح است، و در سخن گفتن از سکوت کمک بخواه، زيرا براى سخن، حالاتى است که زيان مىزند، بنابراين از سخن احمق برحذر باش.
33- راستگويى و وفا
«خَيْرُ مَفاتيحِ الاُْمُورِ الصِّدْقُ، وَ خَيْرُ خَواتيمِها الْوَفاءُ.»:
بهترين کليد گشايش کارها، راستگويى، و بهترين مُهرِ پايانى آن وفادارى است.
34- غيبت
«اِيّاکَ وَ الْغيبَهَ فَاِنَّها اِدامُ کِلابِ النّارِ.»:
از غيبت کردن بپرهيز، زيرا که خورش سگهاى جهنّم است.
35- کريم و لئيم
«الْکَريمُ يَبْتَهِجُ بِفَضْلِهِ، وَ اللَّئيمُ يَفْتَخِرُ بِمِلْکِهِ.»:
کريم و بخشنده به بخشش خويش خوشحال است و لئيم و پست به دارايىاش مفتخر است.
36- پاداش احسان
«مَنْ کَسا مُوْمِنًا کَساهُ اللّهُ مِنَ الثِّيابِ الْخُضْرِ.»:
هر که مومنى را بپوشاند، خداوند به او از جامه هاى سبز بهشتى بپوشاند.
37- اخلاق مومن
«مِنْ اَخلاقِ الْمُوْمِنِ اَلاِْنْفاقُ عَلى قَدْرِ الاِْقْتارِ، وَ التَّوَسُّعُ عَلَى قَدْرِ التَّوَسُّعِ، وَ اِنْصافُ النّاسِ، وَ اِبْتِداوُهُ اِيّاهُمْ بِالسَّلامِ عَلَيْهِمْ.»:
از اخلاق مومن، انفاق به قدر تنگدستى، و توسعه در بخشش به قدر توسعه،و انصاف دادن به مردم، و پيشى گرفتن سلام بر مردم است.
38- درباره عافيت
«اِنّى لاََکْرَهُ لِلرَّجُلِ اَنْ يُعافى فِى الدُّنْيا فَلا يُصيبُهُ شَىءٌ مِنَ الْمَصائِبِ.»:
من براى کسى نمىپسندم که در دنيا عافيت داشته باشد و هيچ مصيبتى به او نرسد.
39- ثواب و عقاب زودرس
«انَّ اَسْرَعَ الْخَيْرِ ثَوابًا الْبِرُّ، وَ اَسْرَعُ الشَّرِّ عُقُوبَهً الْبَغْىُ.»:
به راستى که ثواب نيکوکارى، زودتر از هر کار خيرى خواهد رسيد، و عقوبت ستمگرى، زودتر از هر بدى دامنگير آدمى شود.
40- دعا، سپر بلا
«اِنَّ الدُّعاءَ لَيَرُدُّ الْبَلاءَ وَ قَدْ اُبْرِمَ اِبْرامًا. اَلدُّعاءُ يَدْفَعُ الْبَلاءَ النّازِلَ وَ ما لَمْ يَنْزِلْ.»
به راستى که دعا، بلا را برگرداند، آن هم بلاى حتمى را. دعا بلايى را که نازل شده و آنچه را نازل نشده دفع کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 16:21  توسط   | 

اهلبیت علیهم السلام برای شب و روز عید چه کارهایی را سفارش فرموده اند؟

شب هیجدهم شب عید غدیر و شب با شرافتى است سید در اقبال دوازده رکعت نماز به یک سلام به Imageکیفیتى مخصوص براى این شب با دعائى نقل کرده است.
 روز هیجدهم روز عید غدیر عظیمترین اعیاد است و مبعوث نفرموده حق تعالى پیغمبرى را مگر آنکه عید کرده است این روز را و حرمت آن را دانسته است و نامش ‍ در آسمان روز عهد معهود است و نامش در زمین روز میثاق است و روایت است که از حضرت صادق علیه السلام پرسیدند که آیا مسلمانان را عیدى هست غیر از جمعه و اضحى و فطر
.
 فرمود : بلى عیدى هست که از همه حرمتش بیشتر است .

 راوى گفت کدام عید است فرمود که آن روزى است که نَصْبْ کرد حضرت رسول (ص) حضرت امیرالمؤ منین  علی (ع) را به خلافت خود و فرمود که هر که من مولى و آقاى اویم پس على مولى و آقا و پیشواى او است و آن روز هیجدهم ذى الحجّه است راوى گفت که چه کار در آن روز باید کرد فرمود که باید روزه بدارید و عبادت کنید و محمد و آل محمدعَلیهمُ السلام را یاد کنید و بر ایشان صَلَوات بفرستید و وصیت کرد رسول خدا(ص) امیرالمؤ منین علی  (ع) را که این روز را عید گرداند و هر پیغمبرى وصىّ خود را وصیت مى کرد که این روز را عید گردانند و در حدیث ابن ابى نَصر بَزَنطى است از حضرت رضاعلیه السلام که فرمود اى پسر ابى نصر هر کجا که باشى سعى کن که روز غدیر نزد قبر مطهّر حضرت امیرالمؤ منین  علی (ع) حاضر شوى بدرستى که خدا در این روز مى آمرزد از هر مرد مؤ من و زن مؤ منه گناه شصت ساله ایشان را و در این روز آزاد مى کند از آتش جهنّم دو برابر آنچه آزاد کرده است در ماه رمضان و شب قدر و شب فطر و یک درهم که در این روز به برادران مؤ من بدهى برابر است با هزار درهم که در اوقات دیگر بدهى و احسان کن در این روز به برادران مؤ من خود و شاد گردان هر مرد مؤ من و زن مؤ منه را به خدا قَسَم که اگر مردم فضیلت این روز را بدانند چنانکه باید هر آینه هر روز ده مرتبه ملائکه با ایشان مصافحه کنند و بالجمله تعظیم این روز شریف لازم و اعمال آن چند چیز است :
 اول : روزه که کفاره شصت سال گناه است و در خبریست که برابر است با روزه عمر دنیا و معادل است با صد حجّ و صد عمره
دوم : غسل 
سوم:  زیارت حضرت امیرالمؤ منین  علی (ع) شایسته است که انسان هر کجا که باشد سعى کند خود را به قبر مطهر آن حضرت برساند و از براى آن جناب در این روز سه زیارت مخصوصه نقل شده که یکى از آنها زیارت معروف امین الله است که از نزدیک و دور خوانده مى شود و آن از زیارات جامعه مطلقه است
 چهارم :بخواند تعویذى را که سید در اقبال از حضرت رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله روایت کرده
 پنجم : دو رکعت نماز کند زمان نماز بهتر است نردیکیهای غروب باشد چون در همان زمان بوده که حضرت رسول اکرم (ص) ، امام علی (ع) را به خلافت وامامت مردم نصب فرموده  .یک مرتبه سوره مبارکه حمد  ، ده مرتبه سوره مبارکه توحید ، ده مرتبه سوره مبارکه قدرو ده مرتبه آیة الکرسى بخواند که برابر با صد هزار حج و صد هزار عمره و حوائج دنیا و آخرت او را به آسانى  برآورده نماند به سجده رود و صد مرتبه شکر خدا کند پس سر از سجده بردارد و بخواند :

 اَللّهُمَّ اِنِّى اَسْئَلُک بِاَنَّ لَک الْحَمْدَ وَحْدَک لا شَریک لَک وَاَنَّکواحِدٌ اَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ تَلِدْ وَلَمْ تُولَدْ وَلَمْ یکنْ لَک کفُواً اَحَدٌ وَاَنَّمُحَمّداً عَبْدُک وَرَسُولُک صَلَواتُک عَلَیهِ وَ الِهِ یا مَنْ هُوَ کلَّ یوْمٍ فى شَاْنٍ کما کانَ مِنْ شَاْنِک اَنْ تَفَضَّلْتَ عَلَىَّ بِاَنْ جَعَلْتَنى مِنْ اَهْلِ اِجابَتِک وَاَهْلِ دِینِک وَاَهْلِ دَعْوَتِک وَوَفَّقْتَنى لِذلِک فى مُبْتَدَءِخَلْقى تَفَضُّلاً مِنْک وَکرَماً وَجُوداً ثُمَّ اَرْدَفْتَ الْفَضْلَ فَضْلاً وَالْجُودَجُوداً وَالْکرَمَ کرَماً رَاْفَةً مِنْک وَرَحْمَةً اِلى اَنْ جَدَّدْتَ ذلِک الْعَهْدَ لى تَجْدیداً بَعْدَ تَجدیدِک خَلْقى وَکنْتُ نَسْیاً مَنْسِیاً ناسِیاً ساهِیاًغافِلاً فَاَتْمَمْتَ نِعْمَتَک بِاَنْ ذَکرْتَنى ذلِک وَمَنَنْتَ بِهِ عَلَىَّ وَهَدَیتَنى لَهُ فَلیکنْ مِنْ شَاْنِک یا اِلهى وَسَیدى وَمَولاىَ اَنْ تُتِمَّ لى ذلِک وَلا تَسْلُبَنیهِ حَتّى تَتَوَفّانى عَلى ذلِک وَاَنتَ عَنّى راضٍ فَاِنَّک اَحَقُّ المُنعِمینَ اَنْ تُتِمَّ نِعمَتَک عَلَىَّ اَللّهُمَّ سَمِعْنا وَاَطَعْنا وَاَجَبْنا داعِیک بِمَنِّک فَلَک الْحَمْدُ غُفْرانَک رَبَّنا وَاِلَیک المَصیرُ امَنّا بِاللّهِ وَحدَهُ لاشَریک لَهُ وَبِرَسُولِهِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیهِ وَ الِهِ وَصَدَّقْنا وَاَجَبْنا داعِىَ اللّهِ وَاتَّبَعْنَا الرَّسوُلَ فى مُوالاةِ مَوْلینا وَمَوْلَى الْمُؤْمِنینَ اَمیرِالمُؤْمِنینَ عَلِىِّ بْنِ اَبیطالِبٍ عَبْدِاللّهِ وَاَخى رَسوُلِهِ وَالصِّدّیقِ الاْکبَرِ وَالحُجَّةِ عَلى بَرِیتِهِ المُؤَیدِ بِهِ نَبِیهُ وَدینَهُ الْحَقَّ الْمُبینَ عَلَماً لِدینِ اللّهِ وَخازِناً لِعِلْمِهِ وَعَیبَةَ غَیبِ اللّهِ وَمَوْضِعَ سِرِّ اللّهِ وَاَمینَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ وَشاهِدَهُ فى بَرِیتِهِ اَللّهُمَّ رَبَّنا اِنَّنا سَمِعْنا مُنادِیاً ینادى لِلا یمانِ اَنْ امِنُوا بِرَبِّکمْ فَامَنّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَکفِّرْ عَنّا سَیئاتِنا وَتَوَفَّنا مَعَ الاْبْرارِ رَبَّنا وَ اتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِک وَلا تُخْزِنا یوْمَ الْقِیمَةِ اِنَّک لا تُخْلِفُ الْمیعادَ فَاِنّا یا رَبَّنا بِمَنِّک وَلُطْفِک اَجَبْنا داعِیک وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ وَصَدَّقْناهُ وَصَدَّقْنا مَوْلَى الْمُؤْمِنینَ وَکفَرْنا بِالجِبْتِ وَالطّاغُوتِ فَوَلِّنا ما تَوَلَّینا وَاحْشُرْنا مَعَ اَئِمَّتِنا فَاِنّا بِهِمْ مُؤْمِنُونَ مُوقِنُونَ وَلَهُمْ مُسَلِّمُونَ امَنّا بِسِرِّهِمْ وَعَلانِیتِهِمْ وَشاهِدِهِمْ وَغائِبِهِمْ وَحَیهِمْ وَمَیتِهِمْ وَرَضینا بِهِمْ اَئِمَّةً وَقادَةً وَسادَةً وَحَسْبُنا بِهِمْ بَینَنا وَبَینَ اللّهِ دُونَ خَلْقِهِ لا نَبْتَغى بِهِمْ بَدَلاً وَلانَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِمْ وَلیجَةً وَبَرِئْنا اِلَى اِلله مِنْ کلِّ مَنْ نَصَبَ لَهُمْ حَرْباًمِنَ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ مِنَ الاْوَّلینَ وَالاْ خِرینَ وَکفَرْنا بِالْجِبْتِ وَالطّاغُوتِ وَالاَوثانِ الاَرْبَعَةِ وَاَشْیاعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ وَکلِّ مَنْ والاهُمْ مِنَ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ مِنْ اَوَّلِ الدَّهرِ اِلى آخِرِهِ اَللّهُمَّ اِنّا نُشْهِدُک اَنّا نَدینُ بِما دانَ بِهِ مُحَمَّدٌ وَ الُ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیهِ وَعَلَیهِمْ وَقَوْلُنا ما قالُوا وَدینُنا ما دانُوا بِهِ ما قالُوا بِهِ قُلْنا وَما دانُوا بِهِ دِنّا وَما اَنْکرُوا اَنْکرْنا وَمَنْ والَوْا والَینا وَمَنْ عادَوْا عادَینا وَمَنْ لَعَنُوا لَعَنّا وَمَنْ تَبَرَّؤُا مِنْهُ تَبَرَّاْنا [مِنْهُ] وَمَنْ تَرَحَّمُوا عَلَیهِ تَرَحَّمْنا عَلَیهِ آمَنّا وَسَلَّمْنا وَرَضینا وَاتَّبَعْنا مَوالِینا صَلَواتُ اللّهِ عَلَیهِمْ اَللّهُمَّ فَتَمِّمْ لَنا ذلِک وَلا تَسْلُبْناهُ وَاجْعَلْهُ مُسْتَقِرّاً ثابِتاً عِنْدَنا وَلا تَجْعَلْهُ مُسْتَعاراً وَاَحْینا ما اَحْییتَنا عَلَیهِ وَاَمِتْنا اِذا اَمَتَّنا عَلَیهِ الُ مُحَمَّدٍ اَئِمَّتُنا فَبِهِمْ نَاْتَمُّ وَاِیاهُمْ نُوالى وَعَدُوَّهُمْ عَدُوَّ اللّهِ نُعادى فَاجْعَلْنا مَعَهُمْ فِى الدُّنْیا وَالاَّْخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبینَ فَاِنّ ا بِذ لِک ر اضُونَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ
 
خدایا از تو درخواست کنم بدانکه از براى تو است ستایش یگانه اى که شریک ندارى و توئى یکتاى یگانه اى بى نیاز که فرزندى ندارى و فرزند کسى نیستى و نیست برایت همتائى هیچکس و براستى محمد بنده و رسول تو است درودهاى تو بر او و آلش باد اى که هر روز در کارى هستى چنانچه از شاءن تو بود که بر من تفضل فرمودى به اینکه مرا از اهل اجابتت و از اهل دینت و اهل دعوتت قرار دادى و موفقم داشتى بدان در آغازآفرینشم از روى تفضل و کرم و بخششت سپس دنبال آوردى این فضل را به فضلى دگر و این بخشش رابه بخششى دگر و این کرم را به کرمى دگر که آن هم از روى مهر و رحمتت بود تا بدانجا که تازه کردى این عهد رابرایم از نو پس از تجدید آفرینشم در صورتى که من در فراموشى بودم و فراموشکارى و بى خبرىو غفلت پس تو نعمتت را بر من تمام کردى به اینکه آن را به یادم انداختى و بدان بر من منت نهادى و بر آن راهنمائیم کردى پس همچنان باید از شاءن تو باشد اى معبود و آقا و مولاى من که تمام کنى برایم آن نعمت را و از من سلب نفرمائى آن را تا هنگامى که بمیرانیم بر آن در حالى که تو از من خوشنود باشى که براستى تو سزاوارترین نعمت بخشانى که نعمتت را بر من به پایان رسانى خدایا شنیدیم و پیروى کردیم و خواننده ات را اجابت کردیم به لطف تو پس از آن تو است حمد و آمرزشت را خواهانیم پروردگارا و به سوى تو است بازگشت ایمان داریم به خداى یگانه اى که شریک ندارد و به رسولش محمد صلى اللّه علیه و آله و تصدیق کردیم و اجابت کردیمداعى خدا را و پیروى کردیم از رسول (او) در مورد دوستى و اطاعت مولایمان و مولاى مؤ منان امیرمؤ منان على بن ابى طالب بنده خدا و برادر رسول او و صدیق اکبرو حجت او بر آفریدگانش آنکه خداوند پیامبرش و دین حق آشکارش را بوسیله او تایید کرد نشانه و پرچم دینخدا و خزینه دار دانش او و گنجینه غیب خدا و جایگاه راز خدا و امین خدا برخلق او و گواه او در آفریدگانش خدایا اى پروردگار ما ما شنیدیم منادى را که ندا مى کردبراى ایمان (و مى گفت ) ایمان آورید به پروردگارتان پروردگارا ما هم ایمان آوردیم پس بیامرز گناهانمان راو بدیهامان را پوشیده دار و ما را با نیکان بمیران پروردگارا عطا کن به ما چیزى را که بوسیله فرستادگانت به ما وعده دادى ودر روز رستاخیز رسوایمان مکن که براستى تو خلف وعده نمى کنى ، پس ما اى پروردگار به احسان و لطف تواجابت کردیم داعى تو را و پیروى کردیم از رسول تو و تصدیقش کردیم و نیز تصدیق کردیم مولاى مؤ منان راوکافر شدیم به جبت و طاغوت (غاصبان حقوق آن حضرت ) پس والى ما گردان آن را که ما به ولایت برگزیدیم وبا امامانمان محشورمان کن که براستى ما بدیشان ایمان و اعتقاد داریم و تسلیم آنانیم ایمان داریم بر نهانشان و آشکارشان و حاضرشان و غائبشان و زنده شان و مرده شان و خوشنودیم به امامتشان و آقائیشان و همانها ما رادر مابین خود و خدا از سایر خلق کافى هستند نجوئیم بجاى ایشان بدلى و نگیریم جز ایشان همدمى (یا معتمدى ) و بیزارى جوئیم به درگاه خدا از هر که برپا کند در برابرشان جنگى از جن و انس از اولین و آخرین و کافر شدیم به جبت و طاغوت و بتهاى چهارگانه و دنبال روندگان و پیروانشان و هر که دوستشان دارد از جن و انس از آغاز روزگار تا پایان آن خدایا تو را گواه مى گیریم که ما متدین هستیم بدانچه متدین شد بدان محمد و آل محمد درود خدا بر اووبرایشان بادوگفتارما همان است که آنهاگفتند ودین ماهمان است که آنهامتدین بدان بودندهرچه راآنان گفتند ماهم گفتیم وهرچه راآنان متدینبدان شدند ماهم شدیم وهرچه را آنان انکار کردند ماهم انکار کردیم وهرکه رادوست داشتند دوست داریم وهرکه را دشمن دارند دشمن داریم و هر که را لعن کردند لعن کنیم و از هر که بیزارى جستند بیزارى جوئیم و بر هر که ترحم کردند ترحم کنیم ایمان آوردیم و تسلیم و خوشنود گشتیم و پیروى کردیم از سرورانمان درودهاى خدا بر ایشان بادخدایا پس تو آن را براى ما تکمیل کن و از ما سلب مفرما و آنرا پایگاهى ثابت در پیش ما قرار ده وپایگاه عاریت و موقتش قرار مده و زنده مان دار بر همان تا هرگاه که زنده مان دارى و بمیرانمان بر آن هرگاه مى راندیمان ،آل محمد پیشوایان مایند به آنها اقتدا کنیم و آنان را دوست داریم و دشمنشان را که دشمن خدا است دشمن داریم پس ما را در دنیا و آخرت با ایشان قرار ده و از مقربان درگاهت گردان که براستى ما به همان خوشنودیم اى مهربانترین مهربانان
پس باز به سجده رود وصد مرتبه اَلْحَمْدُلِلّهِ و صد مرتبه شُکراًلِلّهِ بگوید و روایت است که هر که این عمل را بجا آورد ثواب کسی را دارد که در روز عید غدیر حضرت رسول اکرم (ص) را دیده باشد  و با آن حضرت بر ولایت علی (ع) بیعت کرده باشد و برابر با صد هزار حج و صد هزار عمره و حوائج دنیا و آخرت او را به آسانى  برآورده نماند  و...

 
ششم: بعد از اتمام نماز بهتر است این دعا را بخواند سَمِعْنا رَبَّنا اِنَّنا سَمِعْنا مُنادِیاً 
 هفتم : خواندن دعاء ندبه
 هشتم : بخواند این دعا را که سید بن طاوس از شیخ مفید نقل کرده :

 اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِحَقِّ مُحَمَّدٍ نَبِیک وَعَلِىٍّ وَلِیک وَالشَّاْنِ وَالْقَدْرِ الَّذى خَصَصْتَهُما بِهِ دُونَ خَلْقِک اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَعَلِی وَاَنْ تَبْدَءَ بِهِما فى کلِّ خَیرٍ عاجِلٍ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ الاْئِمَّةِ الْقادَةِ وَالدُّعاةِ السّادَةِ وَالنُّجُومِ الزّاهِرَةِ وَالاْعْلامِ الْباهِرَةِ وَساسَةِ الْعِبادِ وَاَرْکانِ الْبِلادِ وَالنّاقَةِ الْمُرْسَلَةِ وَالسَّفینَةِ النّاجِیةِ الْجارِیةِ فِى الْلُّجَجِ الْغامِرَةِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ خُزّانِ عِلْمِک وَاَرْکانِ تَوْحِیدِک وَدَعآئِمِ دینِک وَمَعادِنِ کرامَتِک وَصِفْوَتِک مِنْ بَرِیتِک وَخِیرَتِک مِنْ خَلْقِک الاْتْقِیآءِ الاْنْقِیآءِ النُّجَبآءِ الاْبْرارِ وَالْبابِ الْمُبْتَلى بِهِ النّاسُ مَنْ اَتاهُ نَجى وَمَنْ اَباهُ هَوى اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اَهْلِ الذِّکرِ الَّذینَ اَمَرْتَ بِمَسْئَلَتِهِمْ وَذَوِى الْقُرْبَى الَّذینَ اَمَرْتَ بِمَوَدَّتِهِمْ وَفَرَضْتَ حَقَّهُمْ وَجَعَلْتَ الْجَنَّةَ مَعادَ مَنِ اقْتَصَّ اثارَهُمْ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ کما اَمرَوُا بِطاعَتِک وَنَهَوْا عَنْ مَعْصِیتِک وَدَلّوُا عِبادَک عَلى وَحْدانِیتِک اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِحَقِّ مُحَمَّدٍ نَبِیک وَنَجیبِک وَصَفْوَتِک وَاَمینِک وَرَسُولِک اِلى خَلْقِک وَبِحَقِّ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَیعْسُوبِ الدّینِ وَقاَّئِدِ الْغُرِّ الْمُحَجَّلینَ الْوَصِىِّ الْوَفِىِّ وَالصِّدّیقِ الاْکبَرِ وَالْفارُوقِ بَینَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ وَالشّاهِدِ لَک وَالدّالِّ عَلَیک وَالصّادِعِ بِاَمْرِک وَالْمُجاهِدِ فى سَبیلِک لَمْ تَاْخُذْهُ فیک لَوْمَةُ لاَّئِمٍ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَجْعَلَنى فى هذَا الْیوْمِ الَّذى عَقَدْتَ فیهِ لِوَلِیک الْعَهْدَ فى اَعْناقِ خَلْقِک وَاَکمَلْتَ لَهُمُ الّدینَ مِنَ الْعارِفینَ بِحُرْمَتِهِ وَالْمُقِرّینَ بِفَضْلِهِ مِنْ عُتَقآئِک وَطُلَقائِک مِنَ النّارِ وَلاتُشْمِتْ بى حاسِدِى النِّعَمِ اَللّهُمَّ فَکما جَعَلْتَهُ عیدَک الاْکبَرَ وَسَمَّیتَهُ فى السَّمآءِ یوْمَ الْعَهْدِ الْمَعْهُودِ وَفِى الاْرْضِ یوْمَ الْمیثاقِ الْمَاْخُوذِ وَالجَمْعِ المَسْئُولِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَقْرِرْ بِهِ عُیونَنا وَاجْمَعْ بِهِ شَمْلَنا وَلا تُضِلَّنا بَعْدَ اِذْ هَدَیتَنا وَاجْعَلْنا لاِنْعُمِک مِنَ الشّاکرینَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى عَرَّفَنا فَضْلَ هذَا الْیوْمِ وَبَصَّرَنا حُرْمَتَهُ وَکرَّمَنا بِهِ وَشَرَّفَنا بِمَعْرِفَتِهِ وَهَدانا بِنُورِهِ یا رَسُولَ اللّهِ یا اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ عَلَیکما وَعَلى عِتْرَتِکما وَعَلى مُحِبِّیکما مِنّى اَفْضَلُ السَّلامِ ما بَقِىَ اللّیلُ وَالنَّهارُ وَبِکما اَتَوَجَّهُ اِلىَ اللّهِ رَبّى وَرَبِّکما فى نَجاحِ طَلِبَتى وَقَضآءِ حَوآئِجى وَتَیسیرِ اُمُورى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَلْعَنَ مَنْ جَحَدَ حَقَّ هذَا الْیوْمِ وَاَنْکرَ حُرْمَتَهُ فَصَدَّ عَنْ سَبیلِک لاِِطْفآءِ نُورِک فَاَبَى اللّهُ اِلاّ اَنْ یتِمَّ نُورَهُ اَللّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ اَهْلِ بَیتِ مُحَمَّدٍ نَبِیک وَاکشِفْ عَنْهُمْ وَبِهِمْ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ الْکرُباتِ اَللّهُمَّ امْلاَءِ الاْرْضَ بِهِمْ عَدْلاً کما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً وَاَنْجِزْ لَهُم ما وَعَدْتَهُمْ اِنَّک لا تُخْلِفُ الْمیعادَ
 خدایا از تو درخواست کنم به حق محمد پیامبرت و به حق على ولى تو و بدان منزلت و مرتبه اى که بدان وسیله آن دو را از سایر مخلوق خود اختصاص دادى کهدرود فرستى بر محمد و على و از آنان شروع کنى در دادن هر خیرى که فورى است خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد پیشوایان رهبر و خوانندگان بزرگ و سرور و ستارگان درخشان و نشانه هاى فروزان و تدبیرکنندگان کار بندگان و پایه هاى جاهاى آباد و ناقه فرستاده شده و کشتى نجات که روان است در دریاهاى ژرف پرآب خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد گنجینه هاى دانشت و پایه هاى محکم توحید تو و ستون هاى دین تو و معدن هاى کرامتت و برگزیدگان از خلقت و بهترین آفریدگانت آن پرهیزکاران پاکیزه و برگزیدگان نیکوکار و درگاهى که مورد ابتلاى مردم است هرکه بدان درگاه آمد نجات یافت و هرکه سرباز زد سقوط کرد خدایا درود فرست برمحمد و آل محمد اهل ذکرى که دستور فرمودى بپرسش مسائل از آنها و خویشاوندانى که دستور فرمودى به دوست داشتنشان و حقشان را واجب کردى و بهشت را بازگشتگاه ( و سرمنزل ) کسى قرار دادى که آثارشان را پیروى کند خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد چنانچه دستور پیروى تو را دادند و از نافرمانیت نهى کردند و بندگانت را بیگانگیت راهنمایى کردند خدایا من از تو مى خواهم به حق محمد پیامبرت و گرامى و برگزیده و امین تو و فرستاده ات بسوى خلق و به حق امیرمؤ منان و پیشواى دین و رهبر سفیدرویان آن وصى باوفا و صدیق اکبر و جداکننده بینحق و باطل و گواه تو و راهنمایى کننده بر تو و آشکار کننده دستورت و جهادکننده در راهت آنکه نگیردش ( و ناراحتش نکند ) درباره تو ملامت ملامت کننده اى که درود فرستى بر محمد و آل محمد و مرا قرار دهى در این روزى که بستى براى ولى خود پیمان ( امامت ) را در گردن خلق خود و کامل گرداندى براى آنها دین را از عارفان به حرمتش و اقرارکنندگان به فضل او از آزادشدگان و رهاشدگانت از آتش و شاد مکن نسبت به من حسودانم را در نعمتهایت خدایا چنانچه آنرا عید بزرگ خود قرار داده اى و نامیدى آنرا در آسمان روز عهد معهود و در زمین روز پیمان گرفتن و انجمن بازخواست شده درود فرست بر محمد و آل محمد و روشن کن بوسیله اش دیدگان ما را و گردآور بدستش پراکندگى ما را و گمراهمان مکن پس از آنکه هدایتمان کردى و قرارمان ده از سپاسگزاران نعمت هایت اى مهربان ترین مهربانان ستایش خاص خدایى است که شناساند به ما فضیلت این روز را و بینامان کرد به حرمت این روز و گرامیمان داشت بدان و شرافتمان داد به معرفتش و هدایتمان کرد به نورش اى رسول خدا اى امیرمؤمنان بر شما و بر عترت شما و بر دوستان شما بهترین سلام و درود من باد تا برپاست شب و روز و بوسیله او رو کنم بسوى خدا پروردگار من و پروردگارتان در موفق شدن به مقصودم و برآورده شدن حاجاتم و آسان شدن کارهایم خدایا از تو خواهم به حق محمد و آل محمد که درود فرستى بر محمد و آل محمد و لعنت کنى کسى را که انکار کند حق این روز را و انکار کند حرمتش را و جلوگیرى کرد از راه تو براى خاموش کردن نورت ولى خدا هم نمى خواهد جز آنکه نورش را آشکار کند خدایا گشایش ده به کار خاندان محمد پیامبرت و برطرف کن از ایشان و بوسیله ایشان از اهل ایمان گرفتاری ها و محنت ها را خدایا پرکن زمین را بوسیله ایشان از عدل و داد چنانچه پر شده از ستم و بیداد و وفا کن براى آنها آنچه را وعده دادى به آنها که براستى تو خلف وعده نمى کنى  .
 

****************************************************


امام صادق علیه السلام اعمال این روز مهم را در چهار مورد خلاصه مى  کند :
 1- صیام :
در برخى روایات وارد شده که روزه این روز برابر است  با صد بار حج  و صد بار عمره . و در روایت دیگرى ، کفاره شصت  سال گناه است . پس حتما برادران و خواهران به این فضیلت  بسیار مهم توجه کنند و حتما آن را روزه بدارند .
 2- قیام :
اصطلاحا قیام بر عبادت و زنده نگه داشتن این یوم الله با مناجات و دعا و استغفار ، اطلاق مى  شود ولى ممکن است قیام کنایه از استقامت و پایدارى در راه حق و قیام در برابر دشمنان اسلام و مسلمین و مبارزه با طاغوت  ها و ستم  پیشگان  باشد .
بهر حال خود قیام علیه باطل و جهاد در راه خدا ، نیز یک عبادت بزرگ است  بلکه  از اهم فرائض و واجبات است .

 3- اطعام الطعام :
مهمانى کردن و اطعام نمودن برادران با ایمان از ویژگى  هاى  تمام اعیاد به ویژه این عید بزرگ است که بر آن تاکید شده است . و قطعا خرسند نمودن مؤمنین ، از برترین عباداتى است که رضایت پروردگار را به دنبال دارد .
 4- صلة الاخوان :
احسان و نیکى به برادران مؤمن و دید و بازدید و زیارت آنان  پیوسته از اعمال بسیار پسندیده و نیکو است ولى در این روز ، تاکید بر آن شده  است . در روایت دارد که هر وقت  با برادر مومنى دیدار کردید ، براى تهنیت  به او بگویید :
 « الحمد لله الذى جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین و الائمه علیهم السلام  » ؛ سپاس و حمد خداى را که ما را جزء تمسک  جویان به ولایت امیرمومنان و دیگر امامان که درود خداى رحمان بر آنان باد ، قرار داد .

 
 

****************************************************

اعمال غدیر
حادثه غدیر حادثه بزرگی است و عید غدیر عیدی بزرگ و شاید شریفترین عید مسلمانان است. در بیان ائمه علیهم السلام برای این روز بزرگ اعمالی وارد شده است که به برخی از آنان اشاره می شود :
 1ـ تحکیم بیعت با ولایت
همانگونه که پیامبر اکرم بعداز نصب امام علی علیه السلام به امامت مسلمین به جماعت مسلمانان امر کرد که با او بیعت کنند در سالروز آن حماسه جاوید پیامبر تجدیدآن بیعت سفارش شده است. لذا زیارت امیرالمومنین و سایر ائمه مستحب است. به همین منظور ادعیه زیادی نیز وارد شده است .
 2ـ اظهار سرور و شادمانی
در وصف شیعه و شیعیان گفته شده است که به شادی ما ائمه شادند و به حزن ما محزون و مسلم است که عید غدیر شادی بخش ترین عید ائمه است و شادمانی شیعه در این روز فرض است و هارون گوید در روز هیجدهم ذی حجه خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم که فرمود حقا که روز غدیر روز عید فرح و سرور است در روز عید غدیر اظهار فرح و امیر المومنین علی علیه السلام نیز فرمودند :
در روز عید غدیر اظهار فرح وشادمانی کنید و برادران مسلمان خود را نیز شاد گردانید

 3ـ مصافحه کردن
مصافحه یا دست دادن از آداب اسلامی است و در روز عید غدیر به آن تاکید بیشتری شده است. امام علی علیه السلام فرمودند روز عید غدیر هنگامی که یکدیگر را ملاقات می کنید با هم مصافحه کنید.
ذکر مخصوص این روز نیز هنگام مصافحه سفارش شده است الحمد لله الذی جعلنا من التمسکین بولایت امیرالمومنین و الائمه علیهم السلام ترجمه سپاس خدای را که ما را از جمله درآویختگان به ولایت امیرالمومنین علی و ائمه علیهم السلام قرار داد

 4ـ پیمان اخوت و برادری
از برنامه های اسلام ایجاد اخوت و برادری است. و به همین منظور پیامبر اکرم بین مسلمانان مهاجرین و انصار پیمان برادری بست و با پیمان اخوت علی را با خویش برادر نمود و در برخی از زیارات که خطاب به پیامبر می خوانیم السلام علیک و علی اخیک علی بن ابیطالب علیه السلام یعنی سلام بر تو و برادرت علی اشاره به همین برادری است پیمان برادری و عقد اخوت بستن از اعمال وارده در روز غدیر است و صیغه مخصوصی دارد که در مفاتیح الجنان آمده است
 5ـ احسان و انفاق
احسان و انفاق از دستورات ویژه اسلامی است اما در ایام بزرگ مثل عید غدیر بر آن تاکید بیشتری شده است در سیره امام حسن علیه السلام است که ایشان روز عید غدیر مهمانی می داد و شخص امام علی علیه السلام نیز در آن مراسم شرکت می کرد
 6ـ صله رحم
صله رحم از پسندیده ترین آداب اسلامی است و شرع مقدس اسلام بر مطلب تاکید فراوان نموده است. اما در روز عید غدیر بر این نکته سفارش بیشتری شده است امام صادق علیه السلام می فرماید از کارهایی که در روز عید غدیر مستحب است صله رحم است
 7ـ رفع حاجت مومنان
رفع حاجت مومنان از جمله اعمالی است که اسلام برای آن ارزش خاصی قائل شده است. و ائمه آن را از چند طواف برتر می دانند. در روز غدیر این عمل فضیلت بیشتری دارد.
 امام علی علیه السلام فرمودند :
کسی که مومنان را در روز غدیر تکفل کند نزد خدای متعال من ضامنش هستم که از کافر شدن و پریشان شدن در امان باشد یعنی رفع حاجت مومنان سبب عاقبت به خیری است .

 8ـ غسل کردن و لباس نو پوشیدن
امام صادق علیه السلام فرموده اند در روز عید غدیر پاکیزه ترین لباسهای خود را بر تن بپوش. با غسل طهارت معنوی حاصل می شود و با نظافت طهارت ظاهری
 9ـ تشکیل اجتماع
در روز عید غدیر به جهت یادآوری روزی که پیامبر به امر خداوند علی علیه السلام را به امامت امت اسلامی نصب کرد بجاست در مراکزگوناگون گردآییم و به یاد آن روز بزرگ و ثمراتش شادمان باشیم. ائمه سفارش کرده اند که به جهت یادآوری مقام محمد صلوات الله علیه و آل او علیهم السلام اجتماعات تشکیل بشود .و خود نیز از این گونه اجتماعات برپا می داشتند .
10ـ دعا روزه و عبادت
روزه و دعا از اعمالی است که در همه اعیاد مورد سفارش و تاکید است خاصه در روز عید غدیرحسن بن راشد گوید از امام صادق علیه السلام درباره عید غدیر پرسیدم و حضرت فرمود این عید از عید قربان و فطر برتر است. آن روز را روزه بگیرید و بر محمد و آلش زیاد صلوات بفرستید .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 16:19  توسط   | 

حقوق و وظایف انسان از منظر امام سجاد(ع)

خدایت بیامرزد! آگاه باش که پروردگار را بر تو حقوقی است که سراپای وجودت را فراگرفته است: Image
در هر جنبش و آرامشت در هر جایگاهی که به آن درآیی و در هر اندامی که آن را حرکت دهی و در هر ابزاری که آن را به کارگیری، از او بر تو حقی واجب است.

برخی از این حقوق، بزرگتر از برخی دیگر است و ولاترین حقوق الهی، حق خود حضرت اوست که پاس داشت آن را بر تو واجب کرده است؛ و این حق، بن مایه دیگر حقوق است و هر حقی از آن ریشه می گیرد.

سپس حقوقی است که نسبت به اندام های گوناگونت بر تو واجب کرده و از سرتا قدمت را فراگرفته است؛ چنانکه هریک از اندامهای هفتگانه چشم و گوش و زبان و دست و پا و شکم و آلت که کارها بدانها صورت می بندد، بر تو حقی دارد.

خداوند بزرگ، گذشته از اندامها برای کارهایت نیز حقوقی بر گردنت نهاده است، از این رو، نماز و روزه و صدقه و قربانی و دیگر کارهایت بر تو حقی دارد.

پس از اینها، حقوق دیگر حق مدارانی است که بر تو حق واجب دارند و از همه واجب تر، حقوق فرادستان توست، سپس حقوق فرودستان و پس از آن حقوق خویشاوندانت.

اینها حقوقی است که از هریک از آنها حقوق دیگری برمی آید:
حق رهبران بر سه بخش است که واجب ترین آنها، حق کسی است که به نیرو تو را رهبری می کنند.
پس از آن حق کسی است که پیشوای علمی توست و سپس حق کسی است که امور مالی تو را اداره می کند. هر پیشوا و رهبری، امام به شمار می رود.

حق زیردستان تو نیز سه بخش است:
 از همه واجب تر حق کسانی است که بر آنها چیرگی داری. سپس حق کسانی است که از تو می آموزند؛ زیرا جاهل، زیردست عالم است و پس از آن حق کسانی چون زنان و خادمان است که در اختیار تو هستند.
حقوق خویشاوندان بسیار و چونان سلسله نسب پیوسته و هرکه نزدیک تر باشد حقش بیش تر و مقدم بر همه حق مادر است. بعد به ترتیب، پدر و فرزند و برادر و دیگر خویشان نیز هریک که نزدیک تر است حقوق بیش تری دارد.

سپس به ترتیب، حق آن که آزادت کرده است، آن که آزادش کرده ای، آن که به تو احسان کرده است، مؤذن نماز، پیشنماز، هم نشین، همسایه، رفیق، مال، بدهکار، طلبکار، معاشر، کسی که بر تو ادعایی دارد، آن که بر او ادعایی داری، کسی که با تو مشورت می کند، آن که با او مشورت می کنی، کسی که از تو اندرز جوید، آن که به او اندرزگویی، بزرگ تر، کوچک تر، کسی که درخواستی دارد، آن که از او درخواستی داری، آن که با حرف یا عمل به تو بد کرده و یا با گفتار یا کردار آگاهانه یا ناخودآگاه خشنودت کرده است، عموم هم کیشان، اهل ذمّه و سرانجام، حقوقی که لازمه پیامد حالتها و مناسبت های گوناگون است.

خوشا به حال کسی که خداوند او را در ادای حقوقی که بر گردنش نهاده است یاری کند و به او پیروزی و پایداری بخشد.

(و اینک تفصیل حقوق):

حق خدا

1. حق خدای بزرگ آن است که او را بپرستی و چیزی را با او شریک نسازی. اگر با اخلاص چنین کنی، خدا تعهد کرده است که کار دنیا و آخرتت را اصلاح و آنچه در دنیا دوست داری برایت فراهم کند.

حق خود و اندامت

2. حق خودت این است که وجودت را وقف اطاعت خدا کنی و حق زبان، گوش، چشم، دست، پا، شکم، عضو جنسی را به جا آری و در این راه از خدا کمک بخواهی.

3. حق زبان این است که با خودداری از گفتار زشت حرمتش را نگه داری، به گفتار نیک عادتش دهی، آن را جز در موارد نیاز و منافع دین و دنیا به کار نیندازی، آن را از سخنان بیهوده و زشت و بی ثمر که احتمال زیان دارد و سود چندانی ندارد، بازداری. زبان، شاخص عقل و زیب و زینت فرد و نشانه ی نیک سیرتی است. ولاقوه الاّ باللّه العلّی العظیم.

4. حق گوش دور داشت آن از شنیدن سخنان است، مگر آنچه که در دل خیری پدید آورد، یا خوی ارجمندی به آن بیفزاید. در واقع گوش دریچه ی ورود سخن به قلب است که مفاهیم گوناگون و نیک و بد را به آن می رساند ولاقوة الاّباللّه.

5. حق چشم این است که آن را به حرام ندوزی و جز آنجا که عبرتی در کار باشد یا بصیرتی بیفزاید یا علمی به دست آورد، به کار نگیری؛ زیرا چشم دریچه ی عبرت است.

6. حق پا آن است که با آن راه ناروا نپویی و آن را به راهی که پویندگانش خوار و بی مقدارند مرکب خود نسازی. پا جابه جا کننده توست و تو را به راه دین و پیشرفت می برد ولاقوة الاّ باللّه.

7. حق دست آن است که با آن به آنچه بر تو روا نیست دست نبری تا فردا به کیفر خدا، و امروز به سرزنش نکوهشگران گرفتار نشوی. دیگر آنکه آن را از کارهایی که خداوند واجب کرده است بازنداری و با دست کشیدن از بسیاری از نارواها و دست زدن به بسیاری از آنچه که بر او واجب نیست عزیزش داری. چون چنین شود خردمندی کرده ای و بزرگی دنیا و پاداش آخرت دست می یابی.

8. حق شکم این است که آن را جای حرام چه کم و چه زیاد نگیری و در حلال نیز میانه روی و آن را از حدّ پرورش به حدّ سستی و پستی نبری و هنگام گرسنگی و تشنگی بر آن مسلط باشی. پرخوری و سیری بیش از اندازه کسالت، خیز و همت سوز و محروم ساز از هر خیر و کرامت است. بر نوشی و لبریزی هم، زاری و نادانی و خواری زاید و مرادنگی را از بین می برد.

9. حق عضو جنسی این است که آن را از آنچه بر تو روا نیست بازداری و برای این کار از دیده فروبستن که بهترین وسیله است و نیز مرگ را فراوان یاد کردن و خود را به خدا تهدید کردن و از او ترساندن، یاری بگیری. حفظ و تأیید از خداست ولاحول ولاقوة الاّ باللّه.

حقوق کارها

10. حق نماز این است که بدانی نماز، درآمدن به پیشگاه خداوند است؛ تو در حال نماز در حضور پروردگار ایستاده ای. چون این را دانستی، شایسته است که چونان بنده ای ذلیل، نیازمند، بیمناک، ترسان، امیدوار، درمانده و زار بایستی، بنده ای که برای ادای احترام و تعظیم حق، با آرامش، سربزیری، افتادگی، فروتنی، دردل با او راز و نیاز می کند و می خواهد که از بار خطاهایی که او را فرا گرفته است و نیز گناهانی که او را به پرتگاه نابودی کشانده رهایی بخشد ولاقوة الاباللّه.

11. حق روزه آن است که بدانی، روزه پرده ای است که خداوند در برابر زبان و گوش و چشم وشهوت شکمت آویخته است تا تورا از آتش بپوشاند. چنان که در حدیث آمده است: «روزه سپر آتش است». اگر اعضای خود را در پس این پرده نگه داری، امید است که در امان باشی، و اگر اعضایت را وانهی در پس پرده آرام نگیرند و آن را کنار زنند و به آنجا که نباید، نگاه شهوت انگیز کنند و در آنجا که نشاید نیروی فروتر از حد خودداری برای خداوند را به کار گیرند، دور نیست که پرده دریده شود و از آن بیرون افتی. ولاقوة الاّ باللّه.

12. حق صدقه آن است که بدانی اندوخته تو در نزد پروردگار و امانتی است که آزمند گواه نیست. اگر این را باور کنی، به امانت هایی که نهانی بسپاری امیدوارتر خواهی بود تا امانت های آشکار؛ و سزاوار است آنچه را که می خواهی آشکار کنی، پنهانی به خدا بسپاری و در هرحال، این رازی باشد میان تو و او، بی آنکه به شهادت گوشها و چشمها دلگرم باشی، در غیر این صورت گویی اطمینان تو به شاهدان بیش از امید تو به بازگشت سپرده ات است. برای صدقه ات بر کسی منت منه، که صدقه بواقع از آن تو و به سود توست و با منتی که می نهی دور نیست که همال آن کسی شوی که بر او منت نهاده ای، چه منت نهادن نشان آن است که تو صدقه را برای خود نیندوخته ای و گرنه بر دیگری منّت نمی گذاشتی.

13. حق قربانی آن است که آن را با نیت ناب به جا آری و رحمت خدا و پذیرش او را بجویی، در پی خشنودی و جلب توجه دیگران نباشی که اگر چنین کنی خودنما و ریاکار نیستی و تنها خدا را می خواهی. بدان که خدا را با سادگی و سهولت باید خواست نه با تکلّف و سختی؛ چنان که خدا نیز بر بندگان آسان گرفته، نه دشوار. فروتنی برای تو از خان منشی بهتر است، زیرا خان منشان پرتکلف و پرخرج اند؛ اما فروتنی نه رنجی دارد و نه خرجی؛ چراکه مقتضای فطرت، و در گوهر انسان موجود است لاحول ولاقوة الاّ باللّه.

حقوق فرادستان

14. حق حاکم آن است که بدانی خدا تو را وسیله ی آزمایش او قرار داده است و او نیز با تسلّطی که بر تو دارد، گرفتار توست. باید از سر خیرخواهی پندش دهی و چون بر تو مسلط است، با او درنیفتی که خود و او را هلاک کنی. تا آن مایه که از شر او در امان باشی و به دینت زیان نرسد، با نرمش و سازش در پی خشنودی او باشی و از خدا بخواهی که تو را در این راه یاری دهد. با او دشمنی نکن که اگر چنین کنی او و خود را خوار کرده ای و خود را گرفتار رفتار ناپسند او، و او را به هلاکت رسانده ای و با او بر ضدّ خود همکاری کرده ای و در آنچه علیه تو می کند، شرکت جسته ای ولاقوة الاّ باللّه.

15. حق پیشوای علمی و معلم آن است که او را بزرگ داری و مجلسش را محترم شماری و درست به گفتارش گوش سپاری و دل به او دهی و وی را در آموزش دانشی که به آن نیازمندی، یاری دهی؛ یعنی فکر و فهمت را در کف او نهی و حضور ذهن داشته باشی و با وانهادن لذت ها و کاستن شهوت ها قلبت را برای او پاک کنی و دیدگانت را جلادهی و بدانی که در آنچه به تو می آموزد پیک او هستی. به هر نادانی برمی خوری باید پیام استاد را خوب به او برسانی و چون این رسالت را پذیرفتی بر توست که در ابلاغ و انجام آن خیانت نورزی ولاحول ولاقوة الاّ باللّه.

16. حق ارباب مانند حق حاکم است؛ مگر اینکه ارباب مالک آن چیزی است که او واجد آن نیست؛ از این رو، اطاعتش در هر خرد و کلان رواست، مگر این که بخواهد تو را از به جا آوردن حق خدا بازدارد و میان تو و حق خدا و حقوق خلق حایل شود. بر توست که حق خدا و خلق را به جای آری آنگاه به حق او بپردازی ولاقوة الاّ باللّه.

حقوق فرودستان

17. حق شهروندان این است که بدانی توانمندی تو و ناتوانی و زبونی آنان باعث فرادستی تو و فرودستی آنها شده است؛ پس کسانی که ناتوانی و ذلّت، آنان را زیردست تو قرار داده و حکم تو را در حقّشان روا ساخته است، دادرسی جز خدا ندارند و سزاوار رحم و حمایت و بردباری فراوان تو هستند و هرگاه که به فضل و احسان خدا، به این عزّت و قدرتی که به تو داده است پی بردی سزاوار است به درگاهش سپاس گویی. هرکه سپاس گزار باشد، خداوند نعمتش را بر او می افزاید ولاقوة الاّ باللّه.

18. حق فرودست علمی و شاگردت آن است که بدانی علمی که خدا به تو داده و خزانه ی حکمتی که به تو سپارده است، برای خدمت گزاری به آنهاست. اگر کاری را که به عهده ات نهاده است درست انجام دهی و چونان خزانه دار مهربانی رفتار کنی که خیر ارباب را در میان فرودستانش پاس می دارد و شکیبا و مخلص است و چون نیازمندی را ببیند، از اموالی که در دست دارد در اختیارش می گذارد، ره یافته و خدمت گزار و با ایمان خواهی بود، وگرنه خائن به خدا و ظالم به خلق هستی، و سزاواری که خدا علمش را از تو باز گیرد و قاهرانه با تو رفتار کند.

19. حق همسر، که با پیوند ازدواج زیردست و به فرمان توست، آن است که بدانی خدا او را آرام جان و راحت بخش و انیس و نگه دار تو کرده است. هریک از شما دو نفر باید نعمت وجود دیگری را به درگاه خدا شکر بگوید و بداند این نعمتی است که خدا به او داده است و باید با نعمت خدا خوش رفتاری کند و او را گرامی دارد و با او بسازد. حق تو بر زن بیش تر واطاعت تو براو لازم تراست بخواهد یا نخواهد مگرآن جا که نافرمانی از خدا باشد. حق زن بر تو این است که با او مهربانی کنی و همدم و آرام بخش وی باشی و حقوق جنسی او را که براستی بزرگ است پاس بداری ولاقوة الاّ باللّه.

20. حق خادم زیردست این است که بدانی او هم آفریده خدای تو و در گوشت و خون، بسان تو است. تو مالک او هستی نه آفریننده ی وی، نه چشم و گوشش را آفریده ای و نه به او روزی داده ای. همه ی این کارها را خدا کرده و او را گوش به فرمان تو ساخته و به امانت به تو سپرده است. او ودیعه ای است که باید پاسش بداری و با روشی خداپسندانه با او رفتار کنی و از هرچه می خوری به او بخورانی و از هرچه خودت می پوشی به او بپوشانی و کار بیش از توان به او وانگذاری و اگر او را نخواستی، خود را برای خدا از بار مسئولیت او رها سازی و او را عوض کنی و آفریده خدا را شکنجه ندهی ولاقوة الاّ باللّه.

حقوق خویشاوندان

21. حق مادر این است که بدانی او تو را حمل و در جایی جابه جا کرده است که هیچ کس، کسی را در چنین جایی حمل و جابه جا نمی کند. از میوه ی دلش به تو خورانده است که هیچ کس از آن به دیگری نخوراند. گوش و چشم و دست و پا و مو و پوست و همه ی اعضایش را با شادمانی و خرّمی، سپر جان تو ساخت و همه ی ناگواریها و دردها و سختی ها و غم های دوران بارداری را به جان خرید، تا آنگاه که دست باری تو را بر زمین آورد. مادر دلخوش بود که تو را سیر کند و خود گرسنه بماند، تو را بپوشاند و خود برهنه باشد، تو را سیراب کند و خود تشنه بماند، بر تو سایه افکند و خود در آفتاب به سر بَرد، خود سختی بکشد و تو را به ناز پرورد، خود بیدار بماند و تو را به خواب نوشین کند. درون او جایگاه وجود تو و دامنش آرامگاه و پستانش مشک آب و جانش سپر بلایت بود و سرد و گرم جهان را برای تو به جان خرید. تو باید به همین اندازه از او تشکر کنی، و این حق شناسی را جز به یاری و توفیق خدا نمی توانی به جا آوری.

22. حق پدر این است که بدانی او ریشه است و تو شاخه. اگر او نبود، تو نیز نبودی، پس هرگاه در وجود خود چیزی خوشایند دیدی، بدان که این نعمت را از او داری؛ به اندازه ی حقی که بر تو دارد از او سپاس گزاری و قدردانی کن و لاقوة الاّ باللّه.

23. حق فرزند این است که بدانی او پاره ای از وجود توست و در دنیا با خوب و بدش به تو منسوب است. تو در تربیت نیکو و راهنمایی او به خدا و کمک به او در پیروی از خود، و ایجاد روح فرمان برداری در او مسئولی و در این باره پاداش نیک یا بد داری؛ پس با وی چنان رفتار کن که در دنیا آثار نیک داشته و زیب و زینت تو باشد، و بر اثر حسن انجام وظیفه نسبت به او، در پیشگاه خدا معذور باشی ولاقوة الاّ باللّه.

24. حق برادر این است که بدانی او دستی است که آن را می گشایی، یاوری است که به او پناه می بری، عزّتی است که بر او اعتماد می کنی، نیرویی است که با آن هجوم می بری؛ پس او را وسیله ی نافرمانی خدا و ابزار ظلم به خلق قرار نده، از یاری او درباره ی خودش، کمک به او در برابر دشمن، حایل شدن بین او و شیطان ها، نصیحت و خیرخواهی او، توجه به او در راه خدا کوتاهی نکن؛ البته تا آن جا که برادرت سر به فرمان پروردگار باشد؛ وگرنه باید خدا را مقدم بداری و از برادر عزیزتر بشماری.

حق آن که از بندگی آزادت کرده

25. حق آن که تو را آزاد کرده، این است که بدانی مالش را در راه تو خرج کرده، تو را از خواری و وحشت بردگی به آزادگی و آرامش آن رسانده و از اسیر و مملوک بودن رهانیده و زنجیر بردگی ات را گسسته و نسیم عزّت را به تو رسانده و تو را از زندان خواری بیرون کشیده و سختی را از تو زدوده و زبان دادگری برایت گشوده و همه ی دنیا را برایت مباح کرده و تو را مالک خودت ساخته و بند بندگی را از تو برگرفته و برای عبادت پروردگار رهایت کرده و در این راه از مال خود کاسته است؛ پس باید بدانی که او پس از خویشان، در زندگی و مرگ از همه به تو سزاوارتر، و از همه ی مردم به یاری و همدستی با تو در راه خدا شایسته تر است و اگر نیازی به تو پیدا کرد خود را بر او مقدم مدار.

حق آن که آزادش کرده ای

26. حق آزاد کرده ی تو این است که بدانی خدا تو را پشتیبان و نگه دار و یاور و پناه او قرار داده و او را میان تو و خود واسطه ساخته و سزاوار است که تو را از آتش بازدارد. این پاداش آخرت توست و در دنیا نیز اگر خویشاوندی ندارد، در برابر مالی که برای آزادی اش پرداخته ای و وظایفی که از آن پس انجام داده ای، میراثش از آن توست. اگر حقش را رعایت نکنی، بیم آن می رود که میراثش برای تو ناگوارا افتد ولاقوة الاّ باللّه.

حق احسان کننده

27. حق احسان کننده به تو این است که از او تشکر کنی و احسانش را به زبان آوری و درباره اش به نیکی سخن بگویی و مخلصانه در حقش دعا کنی، تا در نهان و عیان از او قدردانی کرده باشی، و اگر می توانی باید محبّتش را تلافی کنی وگرنه در پی فرصت و آماده ی جبران باشی.

حق مؤذن

28. حق مؤذن این است که بدانی او یاد خدا را در تو زنده می کند و تو را به بهره برداری فرا می خواند و بهترین یاور تو در انجام فریضه ی الهی است. باید بر این خدمت از او تشکر کنی چنان که از هر احسان کننده ای تشکر می کنی. اگر تو در خانه ات به او بدبینی، نباید در کار او که برای خداست بدبین باشی. بدان که مؤذن، بی شک نعمتی خدایی است. با نعمت خدا خوش رفتاری کن و در همه حال خدا را برای نعمت سپاس گو. و لاقوة الاّ باللّه.

حق پیشنماز

29. حق پیش نماز این است که بدانی او سفیری میان تو و خدا و نماینده تو را در پیشگاه پروردگار است. او از جانب تو سخن می گوید نه تو از طرف او، او برای تو دعا می کند، نه تو برای او، او درباره ی تو طلب می کند نه تو درباره ی او، امر مهّم ایستادن در پیشگاه خدا و درخواست و دعا را او به جای تو انجام داده است. تو برای او کاری نکرده ای، اگر در هریک از این امور کوتاهی شود او مقصر است نه تو. اگر گنهکار باشد تو شریک او نیستی و بر او برتری هم نداری. پس او خودش را سپر تو و نمازش را سپر نمازت ساخته است؛ باید برای این کار از او قدردانی کنی و لاقوة الاّ باللّه.

حق هم نشین

30. حق هم نشین این است که با او نرم باشی و در گفت وگوی با وی خوش رفتاری کنی و دادورزی، یکباره دیده از او برنگیری و در گفت وگوی با او در پی فهماندن به وی باشی. اگر تو بر او وارد شوی می توانی برخیزی، و اگر او بر تو وارد شود اختیار با اوست، روا نیست بدون اجازه ی او برخیزی و لاقوة الاّ باللّه.

حق همسایه

31. حق همسایه این است که چون نباشد او را پاس بداری و چون باشد بزرگش شماری و در حضور و غیبت یار و مددکارش باشی و در پی زشتی او برنیایی و برای یافتن بدی هایش ریزنکاوی و اگر ناخواسته و بی کنجکاوی به کاستی ای برخوردی، باید سینه ات چونان دژی استوار و پرده ای ناگسستنی باشد تا با سرنیزه هم نتوان بدان راز دست یافت. پنهانی سخنان او را گوش مگیر و او را در سختی ها وانگذار و در نعمت بر او رشگ نورزی و از لغزشش بگذری و گناهش را نادیده انگاری و اگر نادانی کرد بردبار باش و با او مدارا کن و زبان بدگویان را از او بازدار و فریبکاری خیرخواه دروغین را بر او فاش ساز و با وی خوش رفتار باش لاحول ولاقوة الاّ باللّه.

حق همراه

32. حق همراه این است که تا می توانی به او نیکی کن و اگر نمی توانی با وی دادگر باش و آن مایه که بزرگت می دارد، بزرگش بدار و آن چنانکه از تو نگهداری می کند نگاه دارش باش و نگذار در کرامت و بزرگواری بر تو پیشی جوید و اگر پیش دستی کرد تلافی کن و در دوستی چنانکه در خور اوست کوتاهی نکن و خیرخواه و نگهدار او باش. در اطاعت از خدا یاریش کن و در ترک گناه دست گیر او باش. یاری برای او رحمت باش نه عذاب و لاقوة الاّ باللّه.

حق شریک

33. حق شریک این است که در نبودش کار او را انجام دهی و با بودنش با او برابر باشی و خودسرانه تصمیم نگیری و بی مشورت با او کاری نکنی. مالش را نگه داری و در هیچ ریز و درشتی به او خیانت نورزی که در حدیث آمده است: «تا دو شریک به یکدیگر خیانت نکرده اند، دست خدا بر سر آنهاست» ولاقوة الاّ باللّه.

حق مال

34. حق مال این است که آن را جز از حلال به دست نیاوری و جز در حلال به کار نگیری و نابه جا هزینه نکنی و به راه نادرست نبری و چون دارایی از خداست باید برای او و در راه او به کارش گیری و کسی را که ای بسا که تو را سپاس نگوید در آن مال بر خود مقدم نداری، که او پس از تو نیز جانشین خوبی در مرده ریگت نخواهد بود و آنها را به راه طاعت خدا به کار نخواهد برد، درنتیجه، تو خود در این کاربردهای ناروای ثروتت دست او را گرفته ای، و چنانچه وارث به حال خود بیندیشد و مرده ریگ تو را در طاعت خدا به کار برد، او غنیمت می برد و گناه و حسرت و پشیمانی و کیفر، گریبان تو را می گیرد ولاقوة الاّ باللّه.

حق طلبکار

35. حق بستانکار این است که اگر داری حقش را بپردازی و کارش را روا کنی و بی نیازش سازی و این دست و آن دست و امروز و فردا نکنی، که پیغمبر(ص) فرمود:

«پشت هم اندازی بدهکار توانگر، ستم است»، و اگر نداری با خوش زبانی دلش را به کف آری و مهلت بخواهی و با لطف و مدارا او را بازگردانی، نه این که هم مالش را ندهی و هم با او بدرفتاری کنی، که فرومایگی است ولاقوة الاّ باللّه.

حق معاشر

36. حق کسی که با او نشست و برخاست داری این است که او را نفریبی و با او نیرنگ نورزی و به وی دروغ نگویی و از او سوءاستفاده نکنی و بازییش ندهی و چونان دشمن سنگ دل با او رفتار نکنی و اگر در کار و دادوستدی به تو اعتماد کرد تا آن مایه که می توانی کارش را نیک به جا آری و بدانی که فریفتن آن که به تو اعتماد کرده، گویی رباست ولاقوة الاّ باللّه.

حق مدّعی

37. حق مدّعی این است که اگر حق می گوید، دلیلش را رد نکنی و در رد ادّعایش نکوشی، بلکه تو نیز همنوا با او دشمن خویش باشی و به سود و زیان خود داوری کنی و بی نیاز از شاهد، خود برای او شهادت دهی، که این حق خداست بر تو. اگر دعوی باطل دارد، با او بسازی و تهدیدش کنی و به دینش سوگند دهی و خدا را به یادش آری و از تندی او بکاهی و ژاژ نخوایی و ناروا نگویی چرا که از دشمنی او با تو نمی کاهد و به گناه او آلوده می شوی و تیغ عداوت او نیز تیزتر می شود؛ زیرا که سخن نابهنجار شر برانگیزد و گفتار بهنجار شربراندازد ولاقوة الاّ باللّه.

حق مدعی علیه

38. حق کسی که ادعایی بر او داری این است که اگر حق می گویی، به نرمی بگویی، چرا که ادعا همیشه در گوش طرف مقابل سنگین می آید. باید با نرمی بر او دلیل آوری و از روشن ترین بیان و لطیف ترین روش بهره گیری. دلیل را رها نکن و به کشمکش و قیل و قال نپرداز؛ زیرا حرف حسابت هم پایمال می شود و دیگر جبران نمی پذیرد ولاقوة الاّ باللّه.

حق مشورت کننده

39. حق آن که با تو مشورت می کند این است که اگر رأی صحیحی داری در خیر خواهی اش بکوشی و چیزی را به او پیشنهاد کنی که اگر خود به جای او بودی می کردی، البته با مهربانی و ملایمت؛ که نرمش، وحشت را می زداید و خشونت بر وحشت می افزاید؛ و اگر رأی و نظری نداری، او را نزد کسی که به رأیش اعتماد داری و دیدگاهش را می پسندی راه نمایی کن تا در خیرخواهی اش کوتاهی و در نصیحتش فروگذار نکرده باشی ولاحول ولاقوة الاّ باللّه.

حق مشاور

40. حق مشاور این است که اگر دیدگاهی جز دیدگاه تو عرضه کرد، متّهمش نکنی، که دیدگاهها گوناگون است و تو در به کار بستن دیدگاه ناموافق او آزادی و چنانچه شایسته ی مشورتش می دانی، نباید بر او تهمت روا داری، بلکه باید برای اظهارنظر و پذیرش مشورت او را سپاس گویی. اگر رأی موافق داد، باید خدا را شکر بگویی و از برادرت با تشکر بپذیری و آماده و گوش به زنگ باشی که اگر روزی با تو مشورت کرد جبران کنی لاقوة الاّ باللّه.

حق اندرزجو

41. حق آنکه از تو پند می خواهد این است که او را به راه صحیحی که می دانی خواهد پذیرفت، رهنمایی کنی و سخن را نرم و فراخور درک او بگویی؛ زیرا هر عقلی توان ردّ و قبول هر سخنی را ندارد، و باید با مهربانی رفتار کنی ولاقوة الاّ باللّه.

حق اندرزگو

42. حق اندرزگو این است که در برابرش نرم باشی و دل به او دهی و گوش به او سپاری و سخنش را نیک بکاوی، اگر درست بود و سازوار، خدا را شکر گویی و بپذیری و قدردانی کنی، و اگر آن را نادرست یافتی، متّهمش نسازی و بدانی که او در خیرخواهی کوتاهی نکرده؛ بلکه دیدگاهش اشتباه است؛ مگر این که سزاوار تهمتش بدانی، که در این صورت هرگز نباید به او اعتنا کنی ولاقوة الاّ باللّه.

حق سال خورده

43. حق سال خورده این است که حرمت پیری اش را پاس بداری و اگر پیشینه ی فضیلت در اسلام دارد، او را بزرگ و مقدم بداری. در اختلافات با او نستیزی و در راه بر وی پیشی نگیری و پیشاپیش او نروی. او را نادان نشماری و اگر سبک سری کرد، بردباری کنی و به مقتضای پیشینه ی مسلمانی و سالمندی او را گرامی داری؛ زیرا حق سنّ و سال بسان حق اسلام است ولاقوة الاّ باللّه.

حق خردسال

44. حق خردسال این است که با وی از در مهر درآیی و در تعلیم و تربیتش بکوشی و از لغزشهایش بگذری و پرده پوشی کنی و با او بسازی و یاورش باشی و بزه های کودکانه اش را نادیده انگاری که این خود سبب بازگشت اوست. باید با کودک مدارا کرد و با او درنیفتاد، این روش برای رشد و هدایت او مناسب تر است.

حق سائل

45. حق دریوزه این است که اگر می دانی که راست می گوید و می توانی، حاجتش را برآوری و برای رهایی از آنچه در آن گرفتار شده است دعا کنی و در راه رسیدن به خواسته اش یاریش کنی. اگر در راست گویی او شک داری باید مواظب باشی که مبادا این بی اعتمادی وسوسه ی شیطان باشد که می خواهد از این راه تو را بی نصیبت سازد و نگذارد به پروردگارت تقرّب بجویی. اگر نخواستی به او چیزی بدهی، پرده ی آبرویش را مدری و با زبان خوش او را بازگردانی، و اگر بتوانی بر نفست چیره شوی و با وجود این وسوسه ای که به دلت راه یافته است حاجتش را برآوری، کاری پسندیده است.

حق کسی که چیزی از او درخواست می کنی

46. حق کسی که چیزی از او درخواست می کنی این است که اگر داد، بپذیری و سپاس گویی و ارج نهی و اگر نداد، عذری برایش بجویی و خوش گمان باشی و بدانی که مال خود را دریغ کرده است و نباید کسی را برای منع مالش سرزنش کرد، گرچه ستمکار باشد، که «انسان بسیار ستمگر و ناسپاس است».

حق خشنودکنندگان

47. حق کسی که خدا به دست او تو را خشنود کرده این است که اگر منظورش خشنودی تو بوده است، خدا را شکر گویی و آن مایه که سزد به او پاداش دهی و در فکر تلافی باشی و مزیّت پیش قدم شدنش را نیز جبران کنی و اگر چنین منظوری نداشته است، باز خدا را سپاس گویی و از او تشکر کنی و بدانی که این شادی از جانب خداست؛ و چون او واسطه ی نعمت خدا بوده است، دوستش داشته باشی و خیرش را بخواهی؛ چرا که اسباب نعمت هرجا باشد برکت است، گرچه او قصدی نداشته است ولاقوة الاّ باللّه.

حق بدی کنندگان

48. حق کسی که با دست و یا زبانش به تو بد کرده این است که اگر آگاهانه بوده، بهتر است از او درگذری تا هم ریشه ی شر برافتد و هم به ادب رفتار کرده باشی این گذشت بهره های اخلاقی بسیار دیگری نیز دارد. خداوند می فرماید: «بر آنها که چون ستم بینند و انتقام جویند، راه تعرضی نیست... این نشان کارهای بسنده است». و نیز می فرماید: «اگر می خواهید انتقام بگیرید، باید به قدر ستمی باشد که بر شما رفته است و اگر صبر کنید، البته برای صابران بهتر است»؛ و اگر آگاهانه نبوده است، نباید در فکر انتقام باشی و آگاهانه، کارناآگاهانه را کیفر دهی، باید با او مدارا کنی و تا می توانی با لطف و نرمش او را بازگردانی(2) ولاقوة الاّ باللّه.

حق هم کیشان

49. حق هم کیشان این است که به فکر آزارشان نباشی و برای آنها مایه ی رحمت باشی و با بدرفتاران مدارا کنی و با آنها الفت گیری و آنان را اصلاح کنی و از نیک رفتاران به تو احسان کرده باشند یا نه تشکر کنی، که اگر به خود هم احسان کنند، به تو احسان کرده اند؛ زیرا آزارشان را از تو بازداشته و زحمتی برایت فراهم نکرده و خود را از تو نگه داشته اند؛ پس به همه دعا کن و یاری برسان و مقام هریک را رعایت کن. بزرگان را پدر و کودکان را فرزند و میان سالان را برادر خود بشمار و با هرکسی که نزدت آمد به لطف و مهربانی رفتار کن و حقوق برادری را در حقّش به جا آور.

حق ذمّیان

50. حق «ذمیّان» (یهود و نصاری و مجوس که در پناه اسلام اند و به شرایط ذمّه عمل می کنند) این است که آنچه را خدا از آنها پذیرفته است، بپذیری و پیمان خدا را در حقشان رعایت کنی و آنچه را از آنها خواسته اند و مجبورند عمل کنند از آنها مطالبه کنی و در معاشرت ها حکم خدا را درباره ی آنان اجرا کنی و به احترام پیمان الهی و به موجب عهد خدا و رسول، آنها را نیازاری، که از پیغمبر(ص) روایت شده است: «هرکه به کافری که در پناه اسلام است ستم کند من دشمن اویم»، پس خدا را در نظر داشته باش. ولاقوة الاّ باللّه.

این پنجاه حق تو را احاطه کرده است؛ و در هیچ حالی از (حلقه ی محاصره ی) این حقوق بیرون نیستی، باید همه را رعایت کنی و در ادای آنها بکوشی و از خداوند «جل ثناؤه» مددبخواهی و لاقوة الاّ باللّه. والحمدللّه رب العالمین.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 16:16  توسط   | 

چهل حدیث در مورد حج

۱. اهمیت حج Image

قال علی علیه السلام:

الله الله فی بیت ربکم لا تخلوه ما بقیتم فانه ان ترک لم تناظروا.

علی(ع) فرمود:

خدا را! درباره خانه پروردگارتان در نظر داشته باشید تا هستید، آن را خالی نگذارید. زیرا اگر حج متروک شود نظر رحمت خدا از شما قطع خواهد شد.

بحارالانوار ج 96 16
 

2. حج و توجه بسوی خدا

عن ابی جعفر الباقر علیه السلام فی قول الله تبارک و تعالی:

«ففروا الی الله انی لکم منه نذیر مبین »
قال: حجوا الی الله.

امام باقر(ع) درباره آیه شریفه «ففروا الی الله انی لکم منه نذیر مبین » فرموده است: منظور از فرار بسوی خدا آن است که آهنگ حج کنید.

معانی الاخبار ص 222

3
لبیک و قربانی

عن علی علیه السلام قال:

نزل جبرئیل عی النبی صلی الله علیه و آله و سلم فقال: یا محمد مر اصحابک بالحج و الثلج، فالحج رفع الاصوات بالتلبیة و الثلج نحر البدن.

امام علی علیه السلام فرمود:

جبرئیل بر پیامبر فرود آمد و گفت: ای محمد یارانت را به عج و ثج فرمان ده. عج یعنی فریاد و لبیک برآوردن و ثج یعنی قربانی کردن شتران.

معانی الاخبار ص 224.

4
حج اکبر و اصغر

عن معاویة بن عمار، قال:

سئلت ابا عبدالله علیه السلام عن یوم الحج الاکبر فقال: هو یوم النحر و الاصغر العمرة.

معاویة بن عمار گوید:

از امام صادق علیه السلام پرسیدم روز حج اکبر چه روزی است؟ حضرت فرمود: روز حج اکبر روز عید قربان است و حج اصغر عمره است.

معانی الاخبار ص 295

5
آثار حج

عن الرضا علیه السلام قال:

ما رایت شیئا اسرع غنا و لا انفی للفقر من ادمان الحج

از امام رضا علیه السلام نقل شده که فرمود:

هیچ چیزی را بیشتر از حج مداوم، در بی نیازی و فقر زدائی مؤثر ندیدم.

بحار الانوار، ج 74، ص 318

6
مرگ در راه حج

عن ابی عبدالله علیه السلام قال:

من مات فی طریق مکة ذاهبا اوجائیا امن من الفزغ الاکبر یوم القیامة.

امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس در راه رفت و برگشت مکه بمیرد از اندوه بزرگ روز قیامت ایمن خواهد بود.

ملاذ الاخیار ج 7 223

7
حرمت مهمانان خدا

عن ابی عبدالله علیه السلام قال:

الحاج و المعتمر وفدالله ان سالوه اعطاهم و ان دعؤه اجابهم و ان شفعوا شفعهم و ان سکتوا ابتداهم و یعوضون بالدرهم الف الف درهم

امام صادق علیه السلام فرمود:

حاجی و عمره گزار مهمان خدایند. اگر چیزی بخواهند به ایشان دهد. اگر او را بخوانند، پاسخ می گوید. اگر شفاعت کنند. شفاعت ایشان را می پذیرد، اگر سکوت کنند، با آنان آغاز سخن می کند و در برابر هر درهمی که خرج کرده اند، یک میلیون درهم به آنان می پردازد.

ملاذ الاخبار ج 7 226

8
آمادگی برای احرام

عن حماد بن عیسی قال:

سئلت ابا عبدالله علیه السلام عن التهیؤء اللاحرام، فقال تقلیم الاظفار و اخذ الشارب و حلق العانة.

حماد بن عیسی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم. برای احرام چگونه باید آماده شد؟

فرمود: با گرفتن ناخن ها، کوتاه کردن شارب و تراشیدن موی بالای شرمگاه.

ملاذ الاخیار، ج 7 308

9
نظر به کعبه

عن الباقر علیه السلام من نظر الی الکعبة لم یزل یکتب له حسنة و یمحی عنه سیئة حتی یصرف بصره عنها.

امام باقر -علیه السلام- فرمود:

هر کس به کعبه نگاه کند. تا وقتی به آن می نگرد مدام کار نیک برایش نوشته می شود و گناهش پاک می شود تا وقتی دیده از آن برگرداند.

بحار الانوار ج 96 65

10
نیت حج

عن ابی عبدالله -علیه السلام- قال:

الحج حجان، حج لله و حج للناس، فمن حج لله کان ثوابه علی الله و الجنه و من حج للناس کان ثوابه علی الناس یوم القیامة.

امام صادق -علیه السلام- فرمود:

حج دوگونه است: حجی برای خدا و حجی برای خلق، هر کس برای خدا حج گزارد، پاداشش آنست که خدا که وی را به بهشت درآورد و هر کس برای مردم حج گزارد، پاداش وی روز قیامت برعهده مردم خواهد بود.

بحار الانوار ج 96 24

11
روزه ایام تشریق در منی

سئل الصادق علیه السلام لم کره الصیام فی ایام التشریق؟ فقال:

لان القوم زوار الله و هم فی ضیافته و لا ینبغی للضیف ان یصوم عند من زاره و اضافه.

از امام صادق -علیه السلام- سئوال شد:

چرا روزه ایام تشریق «11 - 12 - 13 ذی حجة » نامطلوب است. حضرت فرمود: زیرا مردم، زائران خدا و مهمان وی هستند. و شایسته نیست که مهمان در نزد میزبان و کسی که به دیدارش رفته روزه بگیرد.

بحار الانوار ج 96 34

12
حج یا جهاد

عن الصادق -علیه السلام- انه قال:

ما سبیل من سبیل الله افضل من الحج الا رجل یخرج بسیفه فیجاهد فی سبیل الله حتی یستشهد.

امام صادق -علیه السلام- فرمود:

هیچ راهی از راههای خدا برتر از حج نیست مگر اینکه مردی شمشیر بردارد و در راه خدا جهاد کند تا شهید گردد.

بحار الانوار ج 96 49

13
ثواب طواف

عن النبی صلی الله علیه و اله و سلم انه قال:

من طاف بهذا البیت اسبوعا و احسن صلاة رکعتیه غفرله.

پیامبر اکرم -صلی الله علیه و آله- فرمود:

هرکس هفت بار به دور این خانه طواف کند و دو رکعت نماز طواف را بخوبی انجام دهد. گناهش آمرزیده شود.

بحارالانوار ج 96 49

14
حج و تجدید میثاق

قال ابو جعفر علیه السلام والحجر کالمیثاق و استلامه کالبیعة و کان اذا استلمه قال:

اللهم امانتی ادیتها و میثاقی تعاهدته لیشهدلی عندک بالبلاغ.

امام باقر -علیه السلام- فرمود:

حجرالاسود مثل یک پیمان است و دست کشیدن بر آن چون بیعت [با خدا] است وقتی حضرت دست بر حجرالاسود می کشید می فرمود: خدایا! امانتم را ادا کردم. میثاق خود را تجدید کردم، تو گواه باش که من وظیفه ام را بپایان رساند.

بحار الانوار ج 96 48

15
اهمیت حج

عن ابی عبدالله -علیه السلام- قال: لایزال الدین قائما ما قامت الکعبة.

اما صادق -علیه السلام- فرمود: تا کعبه برپاست دین برپاست.

بحار الانوار ج 96 57

16
فلسفه نام کعبه

عن ابی جعفر -علیه السلام- قال:

قلت له: لم سمی البیت العتیق؟ قال: لانه حر عتیق من الناس و لم یملکه، احد.

از امام باقر -علیه السلام- سؤال شد، چرا کعبه را بیت العتیق نامیده اند؟

فرمود: زیرا این خانه آزاد است و رها شده و در ملکیت هیچ کس درنیامده است.

بحارالانوار ج 96 59

17
مثلث مقدس

عن ابی عبدالله -علیه السلام- قال: ان الله عزوجل حرمات ثلاث لیس مثلهن شی ء کتابه و هو حکمه و نوره و بیته الذی جعله قبلة للناس لایقبل من احد توجها الی غیره و عترة نبیکم.

امام صادق -علیه السلام- فرمود:

خدای عزوجل سه ناموس محترم و مقدس دارد که هیچ چیز به حرمت آن نرسد.

کتابش که فرمان او و نور اوست و خانه اش که آنرا قبله مردم قرار داده و توجه به جایی غیر آن از هیچ کس پذیرفته نیست و عترت پیامبر شما.

بحار الانوار ج 96 60

18
نذر کعبه

عن علی -علیه السلام- قال:

لو کان لی وادیان یسیلان ذهبا و فضة ما اهدیت الی الکعبة شیئا لانه یصیر الی الحجبة دون المساکین.

امام علی -علیه السلام- فرمود:

اگر دو رودخانه مواج از طلا و نقره داشته باشم هیچ چیز به کعبه اهدا نخواهم کرد، زیرا به پرده داران «ناشایست » می رسد نه به مساکین و مستمندان.

بحارالانوار ج 96 67

19
امنیت حرم

عن عبدالله بن سنان، عن ابی عبدالله -علیه السلام- قال قلت:

ارایت قوله «و من دخله کان امنا» البیت عنی اوالحرم؟ قال:

من دخل الحرم من الناس مستجیرا به فهو امن و من دخل البیت من المؤمنین مستجیرا به فهو امن من سخط الله و من دخل الحرم من الوحش و السباع و الطیر فهو امن من ان یهاج او یؤذی حتی یخرج من الحرم.

عبدالله بن سنان گوید به امام صادق -علیه السلام- گفتم:

بفرمایید منظور از آیه «و من دخله کان امنا» چیست؟ کعبه مورد نظر است یا حرم؟ فرمود: هر کس از مردم به حرم پناه آورد در امان است. هرکس از مؤمنین بر حرم پناه آورد از خشم خدا در امان است و هر حیوان وحشی و درنده و پرنده ای که داخل حرم شود. در امان است از ارعاب و اذیت تا از آن بیرون رود.

بحار الانوار ج 96 74

20
چهار شهر برگزیده

قال رسول الله صلی الله علیه و آله ان الله اختار من البلدان اربعة فقال عزوجل: و التین والزیتون و طور سینین و هذا البلد الامین. و التین المدینة و الزیتون بیت المقدس و طور سینین الکوفة و هذا البلد الامین مکة.

رسول خدا -صلی الله علیه و آله- فرمود:

خداوند از شهرهای چهار شهر برگزیده است و فرموده: والتین و الزیتون و طور سینین و هذا البلد الامین. منظور از تین مدینه و منظور از زیتون بیت المقدس است و مقصود از طور سینین کوفه و مقصود از این شهر امن، مکه معظمه است.

بحار الانوار ج 96 77

21
حج از مال حرام

قال ابو جعفر علیه السلام لایقبل الله عزوجل حجا و لاعمرة من مال حرام

امام باقر -علیه السلام- فرمود:

خداوند عزوجل، حج و عمره از مال حرام را قبول نمی کند.

بحارالانوار ج 96 120

22
آداب حج

عن ابی جعفر قال:

ما یعبؤ بمن یؤم هذا البیت اذا لم یکن فیه ثلاث خصال:

ورع یحجزه عن معاصی الله و حلم یملک به غضبه و حسن الصحابة لمن صحبه.

امام باقر -علیه السلام- فرمود:

کسی که قصد این خانه می کند اگر سه خصلت نداشته باشد، مورد اعتنا قرار نخواهد گرفت:

1- ورعی که او را از گناهان بازدارد.

2- بردباری که جلو خشمش را بگیرد.

3- حسن معاشرت با همراهان.

خصال ج 1 97 و بحار الانوار ج 96 121

23
معافیت بانوان در مناسک حج

عن ابی جعفر علیه السلام قال:

لیس علی النساء اجهار التلبیة و لاالهرولة بین الصفا و المروة ولااستلام الحجر الاسود و لادخول الکعبة و لاالحلق انما یقصرون من شعورهن...

امام باقر -علیه السلام- فرمود:

برای زنان در حج این امور لازم نیست:

1- بلند گفتن لبیک 2- هروله بین صفا و مروه [که نوعی دویدن است]

3- دست کشیدن بر حجرالاسود 4- ورود به کعبه 5- سرتراشیدن، تنها باید قدری از موی خود را کوتاه کنند.

بحارالانوار ج 96 189

24
توزیع و رحمت در اطراف کعبه

عن ابی عبدالله -علیه السلام- قال:

لله تبارک و تعالی حول الکعبة عشرون و مائة رحمة منها ستون للطائفین و اربعون للمصلین و عشرون للناظرین.

امام صادق -علیه السلام- فرمود:

خداوند تبارک و تعالی در پیرامون کعبه صدو بیست بخش رحمت دارد، شصت قسمت آن برای طواف کنندگان چهل قسمت برای نمازگزاران و بیست قسمت برای ناظران کعبه است.

بحارالانوار ج 96 202

25

حجر اسماعیل
 قال ابوعبدالله علیه السلام ان اسماعیل دفن امه فی الحجر و جعل له حائطا لئلا یوطا قبرها.

امام صادق -علیه السلام- فرمود:

اسماعیل -علیه السلام- مادرش را در حجر دفن کرد و برای آن دیواری قرار داد تا قبرش زیر گامها قرار نگیرد.

بحار الانوار ج 96 204

26
360 طواف

عن ابی عبدالله -علیه السلام- قال:

یستحب ان تطوف ثلاث مائة و ستین اسبوعا عدد ایام السنة فان لم تستطع فما قدرت علیه من الطواف.

امام صادق -علیه السلام- فرمود:

مستحب است که 360 طواف به تعداد روزهای ایام سال بجای آوری، اگر نتوانستی هر قدر که ممکن شد طواف کن.

بحار الانوار ج 96 204

27
دست کشیدن بر رکن حجرالاسود

قال رسول الله صلی الله علیه و آله طوفوا بالبیت واستلموا الرکن فانه یمین الله ارضه یصافح بها خلقه.

پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله- فرمود:

دور خانه خدا طواف کنید، رکن «حجر الاسود» را دست بسائید، زیرا به منزله دست است خدا در زمین است که با بندگانش دست می دهد.

بحار الانوار ج 96 202

28
نماز در مسجد الحرام

عن الباقر -علیه السلام- قال:

صلاة فی المسجد الحرام افضل من مائة الف صلاة فی غیره من المساجد.

امام باقر -علیه السلام- فرمود:

یک نماز در مسجد الحرام از صد هزار نماز در مساجد دیگر برتر است.

بحار الانوار ج 96 241

29
آب زمزم

قال رسول الله صلی الله علیه و آله ماء زمزم شفاء لما شرب له
 پیامبر اکرم -صلی الله علیه و آله- فرمود: آب زمزم به هر قصدی بنوشد برای آن شفاست.

بحار الانوار ج 96 245

30
دعا در عرفات

عن الرضا -علیه السلام- قال: کان ابو جعفر یقول:

ما من بر و لا فاجر یقف بجبال عرفات فیدعو الله الا استجاب الله له.

اما البر ففی حوائج الدنیا و الاخرة و اما الفاجر ففی امر الدنیا.

امام رضا-علیه السلام- فرمود:

هیچ نیکوکا و بدکاری در کوههای عرفات دعا نمی کند مگر اینکه خدا دعایش را می پذیرد. دعای نیکوکاران را در حوائج دنیا و آخرت و دعای بدکاران را در کار دنیا می پذیرد.

بحار الانوار ج 96 251

31
اهمیت عرفات

عن النبی -صلی الله علیه و آله- قال:

اعظم اهل عرفات جرما من انصرف و هو یظن انه لن یغفرله.

پیامبر اکرم -صلی الله علیه و آله- فرمود:

گناه کسی از همه بزرگتر است که از عرفات برگردد و خیال کند آمرزیده نخواهد شد.

بحار الانوار ج 96 248

32
ثواب رمی شیطان

عن ابی عبدلله -علیه السلام- فی رمی الجمار قال:

له بکل حصاة یرمی بها تحط عنه کبیرة موبقة.

امام صادق -علیه السلام- درباره رمی جمرات فرمود:

با هر سنگریزه ای که حاجی می زند یک گناه کبیره هلاکت بار از وی فرو می ریزد.

بحار الانوار ج 96 273

33
فلسفه رمی

عن علی بن جعفر عن اخیه موسی -علیه السلام- قال:

سئلته عن رمی الجمار لم جعل قال:

لان ابلیس اللعین کان یتراءی لابراهیم -علیه السلام- فی موضع الجمار. فرجمه ابراهیم -علیه السلام- فجرت السنة بذلک.

علی بن جعفر می گوید: از امام کاظم -علیه السلام- پرسیدم: چرا رمی جمرات واجب شده است؟

فرمود: چون ابلیس لعین در جایگاه این سنگها برای ابراهیم -علیه السلام- ظاهر شد و آن حضرت او را سنگسار کرد، این کار در حج سنت شد.

بحار الانوار ج 96 273

34
قربانی حج

قال علی بن الحسین -علیه السلام- فی حدیث له:

اذا ذبح الحاج کان فداه من النار.

امام سجاد -علیه السلام- در ضمن یک حدیث فرمود:

وقتی حاجی قربانی را ذبح کند در برابر آتش جهنم فدیه او خواهد بود.

بحار الانوار ج 96 288

35
دفن مو در منی

عن جعفر عن ابیه -علیه السلام- قال:

ان الحسن و الحسین کانا یامران بدفن شعورهما بمنی.

امام باقر -علیه السلام- از پدرش نقل کرده است که حضرت فرمود:

امام حسن و امام حسین علیهم السلام دستور می دادند موهایشان در منی دفن گردد.

بحار الانوار ج 96 302

36
زیارت پیامبر صلی الله علیه و آله

عن النبی -صلی الله علیه و آله- انه قال:

من رای [زار] قبری حلت له شفاعتی و من زارنی میتا فکانما زارنی حیا.

پیامبر اکرم -صلی الله علیه و آله- فرمود:

هر کس قبر مرا زیارت کند شفاعت من برای او روا گردد. و هر کس پس از مرگ به زیارت من بیاید گویا در زندگی مرا دیدار کرده است.

بحار الانوار ج 96 334

37
وداع کعبه

عن ابراهیم بن محمود قال:

رایت الرضا -علیه السلام- ودع البیت فلما اراد ان یخرج من باب المسجد خر ساجدا ثم قام فاستقبل الکعبة و قال:

اللهم انی انقلب علی ان لا اله الا الله.

ابراهیم بن محمود گوید:

اما رضا -علیه السلام- را در حال وداع کعبه دیدم. وقتی می خواست از در مسجد بیرون رود. به سجده افتاد سپس برخاست و رو به کعبه کرد و گفت: خدایا! من با عقیده توحید «لا اله الا الله » بازمی گردم.

بحار الانوار ج 96 370

38
حج و رهبری

عن ابی جعفر -علیه السلام- قال:

انما امر الناس ان یاتوا هذه الاحجار فیطوفو بها ثم یاتونا فیخبرونا بولایتهم و یعرضوا علینا نصرهم.

امام باقر -علیه السلام- فرمود:

مردم مامور شده اند بیایند دور این سنگها طواف کنند سپس نزد ما بیایند و اعلام وابستگی و حمایت و یاری نمایند.

بحار الانوار ج 96 374

39
استقبال و مصافحه حاجیان

عن ابی عبدالله علیه السلام من لقی حاجا فصافحه کان کمن استلم الحجر.

امام صادق -علیه السلام- فرمود:

هر کس با حاجی دیدار کند و با او مصافحه نماید گویا بر حجرالاسود دست کشیده است.

بحار الانوار ج 96 384

40
ولیمه حج

قال رسول الله صلی الله علیه و آله:

لا ولیمة الا فی خمس فی عرس او خرس او عذار او وکار او رکاز فاما العرس فالتزویج، و الخرس النفاس بالولد و العذار الختان و الوکار الرجل یشتری الدار و الرکاز الذی یقدم من مکة.

رسول خدا -صلی الله علیه و آله- فرمود:

ولیمه ای نیست مگر در پنج مورد:

1- در عروسی 2- در تولد کودک 3- در ختنه سوران 4- در خرید منزل 5- در بازگشت از سفر مکه.

بحار الانوار ج 96 384

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 16:13  توسط   | 

چهل حدیث خلوت با خالق‏

1- پيامبر صلى الله عليه وآله :Image
ما عَمِلَ ابْنُ آدَمَ شَيْئاً اَفْضَلَ مِنَ الصَّلاةِ وَ صَلاحِ ذاتِ الْبَيْنِ وَ خُلْقٍ حَسَنٍ ؛(1)
انسان هيچ كارى بهتر از نماز، اصلاح ميان مردم و خوش اخلاقى نكرده است.

2- پيامبر صلى الله عليه وآله :
اَلدُّعاءُ مِفْتاحُ الرَّحْمَةِ، وَ الْوُضوءُ مِفْتاحُ الصَّلاةِ، وَ الصَّلاةُ مِفْتاحُ الْجَنَّةِ؛(2)

دعا كليد رحمت، وضو كليد نماز و نماز كليد بهشت است.

3-پيامبر صلى الله عليه وآله :
لا تَزالُ اُمَّتى بِخَيرٍ ما تَحابّوا و اَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ اَقْرَوُا الضَّيْفَ، فَاِنْ لَمْ يَفْعَلُوا ابتُلُوا بِالسِّنينَ وَ الْجَدْبِ؛(3)

امتم همواره در خير و خوبى‏اند تا وقتى كه يكديگر را دوست بدارند، نماز برپا دارند، زكات بدهند و ميهمان را گرامى بدارند، پس اگر چنين نكنند به قحطى و خشكسالى گرفتار مى‏شوند.

4-پيامبر صلى الله عليه وآله :
اَحَبُّ الْاَعْمالِ اِلَى اللَّهِ الصَّلاةُ لِوَقْتِها، ثُمَّ بِرُّ الْوالِدَيْنِ، ثُمَّ الْجَهادُ فى سَبيلِ اللَّهِ؛(4)

دوست داشتنى‏ترين كارها نزد خداوند: نماز اول وقت، سپس نيكى به پدر و مادر و سپس جهاد در راه خداست.

5-پيامبر صلى الله عليه وآله :
اِسْتَوُوا تَسْتَوِ قُلوبُكُمْ وَ تَماسّوا تَراحَموا؛(5)

[در نماز جماعت‏] صف‏ها را هماهنگ و منظم نماييد تا دل‏هايتان هماهنگ شود و به يكديگر (شانه به شانه) متصل گرديد تا با هم مهربان شويد.

6-پيامبر صلى الله عليه وآله :
صَلاةُ الْجَماعَةِ اَفْضَلُ مِنْ صَلاةِ الْفَرْدِ بِخَمْسٍ وَ عِشْريْنَ دَرَجَةً؛(6)

فضيلت نماز جماعت بيست و پنج برابر نماز فُرادا است.

7-پيامبر صلى الله عليه وآله :
اَوَّلُ الْوَقْتِ رِضْوانُ اللَّهِ وَ وَسَطُ الْوَقْتِ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ آخِرُ الْوَقْتِ عَفْوُ اللَّهِ؛(7)

[نماز] اول وقت مايه خشنودى خداوند، ميان وقت دربردارنده رحمت خداوند و پايان وقت، موجب عفو خداوند است.

8-پيامبر صلى الله عليه وآله :
الرَّكْعَتانِ فى جَوْفِ اللَّيْلِ اَحَبُّ اِلَى اللَّهِ مِنَ الدُّنْيا وَ ما فيها؛(8)

دو ركعت نماز در دل شب، نزد خدا از دنيا و آنچه در آن است، محبوب‏تر است.

9-پيامبر صلى الله عليه وآله :
اَلصّلَواتُ الْخَمْسُ وَ الْجُمُعَةُ اِلَى الجُمُعَةِ كَفّاراتٌ لِما بَيْنَهُنَّ ما لَمْ تَغْشَ الكَبائِرُ؛(9)
نمازهاى پنجگانه و نماز جمعه تا نماز جمعه بعد، كفاره گناهان ميان آنهاست، تا وقتى كه گناهان كبيره‏اى در ميان نيايد.

10-پيامبر صلى الله عليه وآله :
اَيُّهَا النَّاسُ، اِنَّ الْمُصَلّى اِذا صَلّى‏ فَاِنَّهُ يُناجى رَبَّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى‏، فَلْيَعْلَمْ بِما يُناجيهِ؛(10)

اى مردم! نمازگزار هنگام نماز با پروردگار بلند مرتبه‏اش مناجات مى‏كند، پس بايد بداند چه مى‏گويد.

11-پيامبر صلى الله عليه وآله :
رَكْعَتَيْنِ بِسِواكٍ اَحَبُّ اِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ سَبْعينَ رَكْعَةً بِغَيْرِ سِواكٍ؛(11)

دو ركعت نماز با مسواك، نزد خداوند عزوجل محبوب‏تر از هفتاد ركعت نماز بدون مسواك است.

12-امام على عليه السلام :
اَلصّلاةُ حِصْنُ الرَّحْمنِ وَ مَدْحَرَةُ الشَّيطانِ؛(12)

نماز، دژ محكم خداوند مهربان و وسيله راندن شيطان است.

13-امام على عليه السلام :
لَوْ يَعْلَمُ الْمُصَلّى ما يَغْشاهُ مِنَ الرَّحْمَةِ لَما رَفَعَ رَأسَهُ مِنَ السُّجودِ؛(13)

اگر نماز گزار مى‏دانست تا چه حد مشمول رحمت الهى است، هرگز سر خود را از سجده بر نمى‏داشت.
 

14-امام على عليه السلام :
اُنْظُرْ فيما تُصَلّى وَ عَلى‏ ما تُصَلّى، اِنْ لَمْ يَكُنْ مِنْ وَجْهِهِ وَ حِلِّهِ فَلا قَبولَ؛(14)

بنگريد در چه [لباسى‏] و بر چه [چيزى‏] نماز مى‏گزارى، كه اگر از راه صحيح و حلالش نباشد، قبول نخواهد شد

15-امام باقر عليه السلام :
ذِكْرُ اللَّهِ لِاَهْلِ الصَّلاةِ اَكْبَرُ مِنْ ذِكْرِهِمْ ايّاهُ؛ اَلا تَرى‏ اَنَّهُ يَقولُ: اُذْكُرونى اَذْكُرْكُمْ؟؛(15)

ياد خدا از نمازگزاران، بالاتر از ياد آنان از خداوند است، مگر نمى‏بينى كه خداوند مى‏فرمايد: «مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم»؟

16-امام صادق عليه السلام :
صَلاةُ مُتَطَيِّبٍ اَفْضَلُ مِنْ سَبعينَ صَلاةً بِغَيْرِ طيبٍ؛(16)

يك نماز با بوى خوش (عطر) بهتر از هفتاد نماز بدون بوى خوش است.

17-امام صادق عليه السلام :
صَلاةُ اللَّيْلِ تُحَسِّنُ الْوَجْهَ وَ تُحَسِّنُ الْخُلْقَ وَ تُطَيِّبُ الرِّيحَ وَ تَدُرُّ الرِّزْقَ وَ تَقْضِى الدَّيْنَ وَ تَذْهَبُ بِالْهَمِّ وَ تَجْلُو الْبَصَرَ؛(17)

نماز شب، انسان را خوش سيما، خوش اخلاق و خوشبو مى‏كند و روزى را زياد، بدهى را پرداخت مى‏نمايد، غم و اندوه را از بين مى‏برد و چشم را نورانى مى‏كند

18-امام صادق عليه السلام :
مَنْ قَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ صَلاةً واحِدَةً لَمْ يُعَذِّبْهُ وَ مَنْ قَبِلَ مِنْهُ حَسَنَةً لَمْ يُعَذِّبْهُ؛(18)

خداوند از هر كس يك نماز و يا يك كار نيك قبول كند، عذابش نمى‏نمايد.

19-امام صادق عليه السلام :
اَحَبُّ الْعِبادِ اِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ رَجُلٌ صَدوقٌ فى حَديثِهِ مُحافِظٌ عَلى‏ صَلاتِهِ؛(19)

محبوب‏ترين بنده نزد خداى عزوجل كسى است كه راستگو و مراقب نمازش باشد.

20-امام رضا عليه السلام :
اِنَّما جُعِلَتِ الْخُطْبَةُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ لاَِنَّ الْجُمُعَةَ مَشْهَدٌ عامٌّ فَاَرادَ اَنْ يَكونَ لِلْاَميرِ سَبَبٌ اِلى‏ مَوْعِظَتِهِمْ وَ تَرْغيبِهِمْ فِى الطّاعَةِ وَ تَرْهيبِهِمْ مِنَ الْمَعْصيَةِ وَ تَوْقيفِهِمْ عَلى‏ ما اَرادَ مِنْ مَصْلَحَةِ دينِهِمْ وَ دُنْياهُمْ وَ يُخْبِرَهُمْ بِما وَرَدَ عَلَيْهِمْ مِنَ الْآفاقِ وَ مِنَ الْاَهوالِ الَّتى لَهُمْ فيها الْمَضَرَّةُ وَ الْمَنْفَعَةُ؛(20)

امام رضا عليه السلام :
فلسفه خطبه نماز جمعه اين است كه: چون جمعه، روز حضور عامه مردم است، حاكم وسيله‏اى براى پند و اندرز آنان داشته باشد و مردم را به طاعت تشويق كند و از معصيت بر حذر دارد و از تصميم خود درباره مصالح دين و دنيايشان آگاه سازد و از آنچه از گوشه و كنار مى‏رسد و حوادثى كه در آنها براى مردم سود و زيانى هست خبردار كند.


21-امام صادق عليه السلام :
اِذا قامَ الْعَبْدُ فِى الصَّلاةِ مَخَفَّفَ صَلاتَهُ قالَ اللَّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى‏ لِمَلائِكَتِهِ: اَما تَرَوْنَ اِلى‏ عَبْدى كَانَّهُ يَرى‏ اَنَّ قَضاءَ حَوائِجِهِ بِيَدِ غَيْرى! اَما يَعْلَمُ اَنَّ قَضاءَ حَوائِجِهِ بِيَدى؟(21)

امام صادق عليه السلام :
هرگاه بنده‏اى به نماز بايستد و آن را سبك به جا آورد، خداوند به فرشتگانش مى‏گويد: به بنده‏ام نمى‏نگريد؟ گويا برآوردن حاجت‏هايش را به دست كسى جز من مى‏داند؟ آيا او نمى‏داند تأمين نيازهايش به دست من است؟

 22- امام على عليه السلام :
رَكْعَتانِ مِنْ عالِمٍ خَيْرٌ مِنْ سَبْعينَ رَكْعَةً مِنْ جَاهِلٍ؛(22)

دو ركعت نماز دانشمند بهتر از هفتاد ركعت نماز نادان است.

23-پيامبر صلى الله عليه وآله :
لَيْسَ يَنْبَغى اَنْ يَكونَ فِى الْبَيْتِ شَىْ‏ءٌ يَشْغَلُ المُصَلِّىَ؛(23)

شايسته نيست در اطاق چيزى باشد، كه نمازگزار را مشغول سازد.

24-امام رضا عليه السلام :
اِنَّما جُعِلَتِ الْجَماعَةُ لِئَلّا يَكونَ الاِْخْلاصُ وَ التَّوْحيدُ وَ الْاِسْلامُ وَ الْعِبادَةُ لِلَّه اِلّا ظاهِراً مَكْشوفاً مَشْهوراً؛(24)

علت تشريع نماز جماعت آن است كه اخلاص، يكتاپرستى، تسليم حق بودن و بندگى براى خداوند، آشكار و بى‏پرده و نمايان باشد.
 

25-امام على عليه السلام :
لا يَقُومَنَّ اَحَدُكُمْ فِى الصَّلاةِ مُتَكاسِلاً وَ لا ناعِساً وَ لا يُفَكِّرَنَّ فى نَفْسِهِ فَاِنَّهُ بَينَ يَدَىْ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ اِنَّما لِلْعَبْدِ مِنْ صَلاتِهِ ما اَقْبَلَ عَلَيْهِ مِنْها بِقَلْبِهِ؛(25)

هيچ كس از شما كسل و خواب‏آلود به نماز نايستد و به خود نينديشد؛ زيرا كه نمازگزار در پيشگاه پروردگار خويش است. و براى بنده از نمازش تنها آنچه با دلش به آن توجه داشته، مى‏ماند.

26-امام صادق عليه السلام :
اِذا قُمْتَ فِى الصَّلاةِ فَاعْلَمْ اَنَّكَ بَيْنَ يَدَىِ اللَّهِ، فَاِنْ كُنْتَ لا تَراهُ فَاعْلَم اَنَّهُ يَراكَ فَأَقْبِلْ قِبَلَ صَلاتِكَ ... ؛(26)

هنگامى كه به نماز ايستادى بدان كه در پيشگاه خداوند هستى و اگر او را نمى‏بينى، او تو را مى‏بيند. پس به نمازت توجه كن... .

27-امام صادق عليه السلام :
مَنْ اَحَبَّ اَنْ يَعْلَمَ اَقُبِلَتْ صَلاتُهُ اَمْ لَمْ تُقْبَلْ، فَلْيَنْظُرْ هَلْ مَنَعَتْهُ صَلاتُهُ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ؟ فَبِقَدْرِ ما مَنَعَتْهُ قُبِلَتْ مِنْهُ؛(27)

كسى كه دوست دارد بداند نمازش قبول شده يا نه؟ بايد ببيند آيا نمازش او را از زشتى‏ها و ناپاكى‏ها دور كرده است يا خير؟ به همان اندازه كه دور كرده، قبول شده است.

28-پيامبر صلى الله عليه وآله :
لَو كانَ عَلى‏ بابِ دارِ اَحَدِكُمْ نَهْرٌ فَاغْتَسَلَ فى كُلِّ يَوْمٍ مِنْهُ خَمْسَ مَرّاتٍ أكانَ يَبْقى‏ فى جَسَدِهِ مِنَ الدَّرَنِ شَىْ‏ءٌ؟ قُلنا: لا. قالَ: فَاِنَّ مَثَلَ الصَّلاةِ كَمَثَلِ النَّهْرِ الْجارى، كُلَّما صُلِّىَ صَلاةٌ كَفَّرَتْ ما بَينَهُما مِنَ الذُّنوبِ؛(28)

پيامبر صلى الله عليه وآله :
اگر بر درِ خانه يكى از شما جويى بود و هر روز پنج بار خود را در آن مى‏شست، آيا در بدن وى چركى باقى مى‏ماند؟ گفتيم: نه. فرمودند: پس براستى نماز، مانند همان جوى روان است كه هرگاه به جا آورده شود، گناهان ميان دو نماز را پاك مى‏كند.

29-پيامبر صلى الله عليه وآله :
رَكْعَتانِ مِنْ رَجُلٍ وَرِعٍ اَفْضَلُ مِنْ اَلْفِ رَكْعَةٍ مِنْ مُخَلِّطٍ؛(29)
دو ركعت نماز انسان با تقوا، بهتر از هزار ركعت نماز لاابالى است.

30-امام صادق عليه السلام :
يُعْرَفُ مَنْ يَصِفُ الحَقَّ بِثَلاثِ خِصالٍ: يُنْظَرُ اِلى‏ اَصْحابِهِ مَنْ هُمْ؟ وَ اِلى‏ صَلاتِهِ كَيْفَ هىَ؟ وَ فى اَىِّ وَقْتٍ يُصَلّيها؛(30)
كسى كه از حق دَم مى‏زند با سه ويژگى شناخته مى‏شود: دوستانش ديده شوند كه چه كسانى هستند؟ نمازش چگونه است؟ و در چه وقت آن را مى‏خواند؟

31-پيامبر صلى الله عليه وآله :
مَنِ اغْتابَ مُسْلِماً اَو مُسْلِمَةً لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ تَعالى‏ صَلاتَهُ وَ لا صيامَهُ اَرْبَعينَ يَوْماً وَ لَيْلَةً اِلّا اَنْ يَغْفِرَ لَهُ صاحِبُهُ؛(31)
خداوند متعال تا چهل شبانه روز نماز و روزه غيبت كننده مرد و زن مسلمان را نمى‏پذيرد، مگر اين كه غيبت شونده او را ببخشد.

32-امام على عليه السلام :
لَيْسَ عَمَلٌ اَحَبَّ اِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنَ الصَّلاةِ، فَلا يَشْغَلَنَّكُمْ عَنْ اَوقاتِها شَىْ‏ءٌ مِنْ اُمورِ الدُّنيا؛(32)
هيچ عملى نزد خداوند، محبوب‏تر از نماز نيست، پس هيچ كار دنيايى شما را در وقت نماز به خود مشغول ندارد.

33-پيامبر صلى الله عليه وآله :
مَا اتَّخَذَ اللَّهُ اِبْراهيمَ خَليلاً اِلّا لِاِطْعامِهِ الطَّعامَ وَ صَلاتِهِ بِاللَّيْلِ وَ النَّاسُ نيامٌ؛(33)
خداوند متعال، حضرت ابراهيم را جز به خاطر غذا دادن (به مردم) و نماز شب خواندنش هنگامى كه مردم در خواب بودند، خليل و دوست خود انتخاب نكرد.

34-پيامبر صلى الله عليه وآله :
مَنْ تَرَكَ الصَّلاةَ مُتَعَمِّداً فَقَدْ كَفَرَ جِهاراً؛(34)
هر كس نماز را عمداً ترك كند، آشكارا كفر ورزيده است.

35-پيامبر صلى الله عليه وآله :
اِذا قامَ الْعَبْدُ اِلى‏ صَلاتِهِ وَ كانَ هَواهُ وَقَلْبُهُ اِلَى اللَّهِ انْصَرَفَ كَيَوْمٍ وَلَدَتْهُ اُمُّهُ؛(35)
هرگاه بنده به نماز بايستد و گرايش و دلش به سوى خدا باشد، از نماز فارغ مى‏شود همانند روزى كه از مادر زاده شد.

36-پيامبر صلى الله عليه وآله :
اَلصَّلاةُ تُسَوِّدُ وَجْهَ الشَّيْطانِ؛(36)
نماز چهره شيطان را سياه مى‏كند.

37-پيامبر صلى الله عليه وآله :
لا يَزالُ الْعَبْدُ فى صَلاةٍ مَا انْتَظَرَ الصَّلاةَ؛(37)
انسان تا وقتى كه منتظر نماز است، در حال نماز است.

38-امام صادق عليه السلام :
ما عالَجَ النّاسُ شَيْئاً اَشَدَّ مِنَ التَّعْقيبِ؛(38)
مردم به چيزى بهتر از تعقيبات نماز (ذكر و دعا) نپرداخته‏اند.

39-امام صادق عليه السلام :
تَسْبيحُ فاطِمَةَعليها السلام فى كُلِّ يَوْمٍ فى دُبُرِ كُلِّ صَلاةٍ اَحَبُّ اِلَىَّ مِنْ صَلاةِ اَلْفِ رَكْعَةٍ فى كُلِّ يَوْمٍ؛(39)
تسبيحات فاطمه زهراعليها السلام در هر روز پس از هر نماز، نزد من محبوب‏تر از هزار ركعت نماز در هر روز است.

40-امام صادق عليه السلام :
سَجْدَةُ الشُّكْرِ واجِبَةٌ عَلى‏ كُلِّ مُسْلِمٍ تُتِمُّ بِها صَلاتَكَ وَ تُرْضى بِها رَبَّكَ وَ تُعْجِبُ الْمَلائِكَةَ مِنْكَ ... ؛(40)
سجده شكر بر هر مسلمانى واجب است، با آن نمازت را كامل مى‏كنى، پروردگارت را خشنود مى‏سازى و فرشتگان را از خود به شگفتى مى‏آورى... .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 16:8  توسط   | 

چهل حدیث وحدت

قال الله تعالی:  و لا تکونوا کالذین تفرقوا و اختلفوا من بعد ما جائهم البینات و اولئک لهم عذاب عظیم . Image

و بسان آنانکه پراکنده شدند و پس از آمدن دلیل های روشن الهی، اختلاف کردند، نباشید «زیرا» برای آنان عذابی بزرگ خواهد بود.

آل عمران / 105
 

1.  فرمان وحدت

قال النبی ( صلی الله علیه و آله و سلم) :

إسمعوا و أطیعوا لمن ولاه الله الأمر، فإنه نظام الإسلام.

پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

از حاکمان الهی اطاعت کنید و گوش بفرمان باشید زیرا اطاعت از رهبری مایه «وحدت امت اسلام» است.

امالی مفید، جلد 1 ص 14 مجلس 2 حدیث 2

2. پیوندهای اجتماعی

قال الامام علی ( علیه السلام) :

.. و علیکم بالتواصل و التباذل و ایاکم و التدابر و التقاطع.

امام علی ( علیه السلام) در وصیت به حسنین ( علیهما السلام) می فرماید:

.. و بر شما باد به ارتباط و بذل و بخشش و دوری گزیدن از جدائی و پشت کردن به یکدیگر .

نهج البلاغه، نامه 47

3. انس و الفت

قال الباقر ( علیه السلام) :

.. یا معشر المؤمنین تألفوا و تعاطفوا.

امام محمد باقر ( علیه السلام) فرمود:

هان ای گروه مؤمنان، مأنوس و متحد باشید و به هم مهربانی کنید.

الکافی، جلد 2، ص 345

4. ایجاد وحدت

قال الامام علی ( علیه السلام) :

صلاح ذات البین أفضل من عامة الصلاة و الصیام.

امام علی ( علیه السلام) فرمود:

اصلاح اختلافها، از تمامی نمازها و روزه ها برتر است.

نهج البلاغه، وصیت 47

5. آشتی دادن

قال الامام الصادق ( علیه السلام) :

صدقة یحبها الله اصلاح بین الناس إذا تفاسدوا و تقارب بینهم إذا تباعدوا.

امام صادق ( علیه السلام) فرمود:

ایجاد وحدت هنگام پیدایش اختلاف، و تباهی امت و نزدیک کردن آنها در هنگام جدائی، صدقه ایست که خداوند آن را دوست دارد.

الکافی، جلد 2، ص 209

6. محور وحدت

قال رسول الله ( صلی الله علیه و آله و سلم) :

.. فأنتم «اهل البیت» أهل الله عزوجل الذین بهم تمت النعمة و اجتمعت الفرقة و ائتلفت الکلمة.

پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

شما اهل بیت، اهل الله هستید که به برکت شما، نعمت کامل گشته و پراکندگی بر طرف شده و اتحاد کلمه پدید آمده است.

الکافی، جلد 1، ص 446

7. خدا، پیامبر، قرآن

قال الامام علی ( علیه السلام) : «فی ذم أهل الرأی»

.. و إلههم واحد و نبیهم واحد و کتابهم واحد أفأمرهم الله سبحانه بالإختلاف فأطاعوه أم نهاهم عنه فعصوه؟

امام علی ( علیه السلام) فرمود:

خدا یکی، پیامبر یکی، و کتاب یکی است. آیا آنها را خداوند به اختلاف و دو دستگی فرمان داده و او را اطاعت می کنند؟ یا آنها را از اختلاف نهی کرده و فرمانش را سرپیچی می کنند؟

نهج البلاغه، خطبه 18

8. اهل بیت (ع)

قالت فاطمة الزهراء ( علیها السلام) :

.. و طاعتنا نظاما للملة و امامتنا لما للفرقة و الجهاد عز الاسلام.

فاطمه زهرا ( علیها السلام) فرمود:

پیروی از ما «اهل بیت» نظام امت، و رهبری ما عامل وحدت، و جهاد مایه عزت و سربلندی اسلام است.

کشف الغمة، جلد 2، ص 109

9. رهبری و وحدت

قال الإمام علی ( علیه السلام) :

و مکان القیم بالامر مکان النظام من الخرز یجمعه و یضمه فإذا انقطع النظام تفرق الخرز و ذهب ثم لم یجتمع بحذافیره أبدا.

امام علی ( علیه السلام) فرمود:

جایگاه رهبر و سرپرست در اجتماع، جایگاه رشته ای است که دانه ها را بهم پیوند داده و جمع می کند، و آنگاه که آن رشته بگسلد، دانه ها پراکنده گشته و هرگز تمام آنها جمع نخواهند شد.

نهج البلاغه، خطبه 146

10. فلسفه رهبری

قال الامام علی ( علیه السلام) :

فرض الله الإمامة، نظاما للأمة و الطاعة تعظیما للإمامة.

امام علی ( علیه السلام) فرمود:

امامت، موجب نظم و هماهنگی مردم و اطاعت، برای عظمت رهبری است.

نهج البلاغه، حکمت 252

11. حفظ وحدت

قال علی ( علیه السلام) :

إن هؤلاء قد تمالؤوا علی سخطة إمارتی و سأصبر ما لم أخف علی جماعتکم فإنهم إن تمموا علی فیالة هذا الرأی إنقطع نظام المسلمین.

امام علی ( علیه السلام) فرمود:

سینه اینان (خوارج) از دشمنی با حکومت من انباشته است و تا آن هنگام که بیم از هم پاشیدن جماعت (امت) نباشد، صبر می کنم، براستی اگر اینان بر این اندیشه سست ادامه دهند، نظام مسلمانان از هم خواهد گسست.

نهج البلاغه، خطبه 169

12.  وحدت، پایه دین

قال الإمام الرضا ( علیه السلام) :

إن الإمامة زمام الدین و نظام المسلمین و صلاح الدنیا و عز المؤمنین، ان الإمامة أس الإسلام النامی و فرعه السامی

امام رضا ( علیه السلام) فرمود:

امامت، زمام دین و مایه نظام و تشکیلات مسلمانان و صلاح دنیا و عزت مؤمنان است. رهبری، پایه بالنده اسلام و شاخه بلند آن است.

کافی، جلد 1، ص 200

.13 عوامل وحدت

قال النبی ( صلی الله علیه و آله و سلم) :

ألمؤمنون إخوة تتکافؤ دماؤهم و هم ید علی من سواهم.

نبی اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

مؤمنان با هم برادرند و خونشان برابر است و در برابر دشمن متحد و یکپارچه اند.

کافی، جلد 1، ص 404

.14 برادری اسلامی

قال رسول الله ( صلی الله علیه و آله و سلم) :

ألمسلمون إخوة لافضل لأحد علی أحد إلا بالتقوی.

پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

مسلمانان با هم برادرند و هیچکس بر دیگری برتری ندارد، جز به تقوی.

کنز العمال، جلد 1، ص 149 نهج الفصاحه، حدیث 3112

.15 پیوند روحی

قال الباقر ( علیه السلام) :

إن الله عزو جل خلق المؤمنین من طینة الجنان و أجری فیهم من ریح روحه فلذلک المؤمن أخو المؤمن لأبیه و أمه فإذا أصاب روحا من تلک الأرواح فی بلد من البلدان حزن، حزنت هذه لأنها منها.

امام محمد باقر ( علیه السلام) فرمود:

خداوند، مؤمنان را از خاک بهشت آفرید و از روح خود در آنان دمید، از این رو مؤمن با مؤمن، برادر پدر و مادری است پس هرگاه که به یکی از آنان در دیاری اندوهی برسد، دیگری هم در غم او اندوهگین می شود.

الکافی، جلد 2، ص 166

.16 بنی آدم اعضای یکدیگرند

قال الامام الصادق ( علیه السلام) :

إنما المؤمنون إخوة بنو أب و أم و إذا ضرب علی رجل منهم عرق سهر له الاخرون.

امام صادق ( علیه السلام) فرمود:

مؤمنان، با یکدیگر برادرند، و همگی فرزندان یک پدر و مادر و چون رگ یکی از آنان زده شود «مصیبتی بر او وارد شود» دیگران در غم او خوابشان نبرد.

الکافی، جلد 2، ص 165

.17 برادری، فرمان خدا

قال الصادق ( علیه السلام) :

تواصلوا و تباروا و تراحموا و کونوا إخوة أبرارا کما أمرکم الله عز و جل.

امام صادق ( علیه السلام) فرمود:

همان گونه که خدای عزوجل به شما دستور داده، با هم پیوند داشته باشید، به یکدیگر نیکی کنید، و برادرانی نیکوکار باشید.

وسایل الشیعه، جلد 8، ص 552، حدیث 3

.18 برادر دوستی

عن حفص بن البختری قال:

کنت عند أبی عبد الله ( علیه السلام) و دخل علیه رجل فقال لی: تحبه؟

فقلت: نعم، فقال لی: و لم لا تحبه و هو أخوک و شریکک فی دینک و عونک علی عدوک و رزقه علی غیرک.

حفص گوید:

نزد امام صادق ( علیه السلام) بودم، مردی وارد شد پس امام به من فرمود: آیا دوست داری او را؟

گفتم: آری.

حضرت فرمود: چرا او را دوست نداشته باشی و حال آن که او برادر تو و همکیش تو و یاور تو در برابر دشمن است و مخارج او هم بر عهده دیگری است.

الکافی، جلد 2، ص 166

.19 همدردی

قال الامام الباقر ( علیه السلام) :

ألمؤمنون فی تبارهم و تراحمهم و تعاطفهم کمثل الجسد،

إذا اشتکی تداعی له سائره بالسهر و الحمی.

امام باقر ( علیه السلام) فرمود:

مؤمنان در نیکی و شفقت و مهربانی به یکدیگر مانند یک پیکرند که اگر به عضوی از آن آسیبی برسد تمام اعضاء در تب و بیخوابی گرفتار آیند.

بحار الانوار، جلد 71، ص 234

.20 تعاون و همکاری

قال النبی ( صلی الله علیه و آله و سلم) :

ألمؤمن للمؤمن کالبنیان المرصوص یشد بعضه بعضا.

پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

مؤمن نسبت به مؤمن مانند بنای استواری است که اجزای آن، یکدیگر را استحکام می بخشند .

صحیح مسلم، جلد 4، ص 1999 نهج الفصاحه، حدیث 3103

.21 الفت و دوستی

قال النبی ( صلی الله علیه و آله و سلم) :

خیر المؤمنین من کان مألفة للمؤمنین و لا خیر فیمن لایألف و لایؤلف.

پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

بهترین مؤمنان، کسی است که محور الفت مؤمنان باشد، کسی که انس نگیرد و با دیگران مأنوس نشود خیری ندارد.

بحار الانوار، جلد 71، ص 393

.22 مدد الهی در سایه وحدت

قال النبی ( صلی الله علیه و آله و سلم) :

ید الله علی الجماعة...

پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

دست خدا بر سر جماعت است.

نهج الفصاحه، 3211

.23 وحدت و هماهنگی در حرکتهای نظامی

قال الامام علی ( علیه السلام) :

.. ایاکم و التفرق فإذا نزلتم فانزلوا جمیعا و إذا ارتحلتم فارتحلوا جمیعا.

امام علی ( علیه السلام) فرمود:

از تفرقه و جدایی بپرهیزید، سپس هرگاه در جائی فرود آمدید، همگی فرود آئید و هرگاه کوچ کردید، با هم کوچ کنید.

نهج البلاغه، وصیت 11

.24 آثار وحدت

قال الامام علی ( علیه السلام) :

.. فانظروا کیف کانوا حیث کانت الاملاء مجتمعة و الاهواء مؤتلفة و القلوب معتدلة و الایدی مترادفة، و السیوف متناصرة و البصائر نافذة و العزائم واحدة ألم یکونوا أربابا فی أقطار الأرضین و ملوکا علی رقاب العالمین.

امام علی ( علیه السلام) فرمود:

پس بنگرید، چگونه بودند «قوم بنی اسرائیل» زمانی که جمعیتها گرد آمده، و اندیشه ها با هم و دلها یکسان و دستها یاور هم و شمشیرها کمک یکدیگر و بینش ها ژرف و تصمیمات یکی بود، آیا در اطراف زمین «شهرها» ، بزرگ و بر همه جهانیان حاکم نبودند؟

نهج البلاغه، خطبه 192

.25 اختلاف، عذاب الهی

قال النبی ( صلی الله علیه و آله و سلم) :

ألجماعة رحمة و الفرقه عذاب.

پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

جماعت «وحدت» ، مایه رحمت و تفرقه موجب عذاب است.

نهج الفصاحه، حدیث 1323

.26 ذلت، سرانجام اختلاف

قال الامام علی ( علیه السلام) :

.. فانظروا إلی ما صاروا الیه فی اخر أمورهم حین وقعت الفرقة و تشتت الألفة و اختلفت الکلمة و الأفئدة و تشعبوا مختلفین و تفرقوا متحاربین قد خلع الله عنهم لباس کرامته و سلبهم غضارة نعمته و بقی قصص أخبارهم فیکم عبرا للمعتبرین.

امام علی ( علیه السلام) فرمود:

پس بنگرید به آخر کارشان «قوم بنی اسرائیل» آن هنگام که بین آنها تفرقه افتاد، و مهربانی و الفتها بهم خورد و سخنها و دلها مختلف و گروه گروه شدند و بجان هم افتادند و پراکنده گشتند و با هم جنگیدند، پس خداوند، لباس عزت را از تن آنها برکند و فراوانی نعمتش را از آنها گرفت و آنچه باقی مانده، سرگذشت آنان است تا مایه عبرت، عبرت گیرندگان باشد شود.

نهج البلاغه، خطبه 192

.27 اختلاف، موجب هلاکت

قال النبی ( صلی الله علیه و آله و سلم) :

لا تختلفوا، فإن من کان قبلکم اختلفوا فهلکوا.

پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

اختلاف نکنید، آنان که قبل از شما بودند اختلاف کردند و هلاک شدند.

کنز العمال، حدیث 894

.28 اختلاف، گسستن از اسلام

قال النبی ( صلی الله علیه و آله و سلم) :

من فارق الجماعة شبرا خلع الله ربقة الإسلام من عنقه.

پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

هر کس یک وجب از جامعه «مسلمین» دور شود خداوند رشته مسلمانی را از گردن او باز کند .

کافی، جلد 1، ص 404 نهج الفصاحه، 2769

.29 اختلاف، اندوه بزرگ علی (ع)

قال الامام علی ( علیه السلام) :

.. فیا عجبا! و الله یمیت القلب و یجلب الهم من اجتماع هؤلاء القوم علی باطلهم و تفرقکم عن حقکم.

امام علی ( علیه السلام) می فرماید:

شگفتا و عجبا! بخدا سوگند، وحدت اینان در راه باطل خود، و پراکندگی شما از راه حق، مایه دلمردگی و فزونی غم و اندوه است.

نهج البلاغه، خطبه 27

.30 برتری نژادی، هرگز

قال النبی ( صلی الله علیه و آله و سلم) :

یا أیها الناس، إن الرب واحد و الاب واحد و إن الدین واحد لیست العربیة لأحدکم باب و لا أم و إنما هی اللسان فمن تعلم العربیة فهو عربی.

پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

ای مردم، پروردگار شما یکی است «الله» ، پدر همه شما یکی است «آدم» ، و دین همه یکی است «اسلام» ، و عربیت، پدر و مادر هیچ یک از شما نیست، بلکه آن هم یکی از زبانهاست و هر کس زبان عربی را بیاموزد، عربی است.

معالم الحکومه 404

.31 جامعه، یک خانواده بزرگ

قال الإمام السجاد ( علیه السلام) :

.. یا زهری، اما علیک أن تجعل المسلمین منک بمنزلة أهل بیتک، فتجعل کبیرهم بمنزلة والدک، و تجعل صغیرهم بمنزلة ولدک، و تجعل تربک منهم بمنزلة أخیک.

امام سجاد ( علیه السلام) به زهری فرمود:

ای زهری، چه می شود که مسلمانان را مانند اهل خانه خود بدانی، بزرگ آنان را بمنزله پدر خود و کوچکشان را بمنزله فرزند و همسال خود را بمنزله برادرت قرار دهی.

بحار الانوار، جلد 68، .230 و بلاغة الامام علی بن الحسین ( علیه السلام)، ص 55، باب الخطب.

.32 خطر تکروی

قال النبی ( صلی الله علیه و آله و سلم) :

ثلاثة لاتسأل عنهم:

رجل فارق الجماعة و عصی إمامه و مات عاصیا

و أمة او عبد ابق من سیده فمات.

و امرأة غاب عنها زوجها و قد کفاها مؤونة الدنیا فتبرجت بعده، فلاتسأل عنهم.

پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

از سه کس مپرس؛ 1 مردی که از جماعت مسلمین دوری گزیند، و امام خود را نافرمانی کند، و در آن حال بمیرد. 2 کنیز یا بنده ای که در حال گریز از آقای خود بمیرد. 3 زنی که شوهرش از او دور باشد و مخارج او را بپردازد و در غیبت شوهرش، آرایش و خودنمایی کند، از اینها مپرس.

نهج الفصاحه، 1224

.33 مرگ جاهلی

قال النبی ( صلی الله علیه و آله و سلم) :

من فارق الجماعة مات میتة جاهلیة.

پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

هر کس از گروه «مسلمانان» جدا شود بر مرگ جاهلیت بمیرد.

نهج الفصاحة، 2855

.34 تکرو، شکار شیطان

قال الامام علی ( علیه السلام) :

.. فإن ید الله علی الجماعة و ایاکم و الفرقة فإن الشاذ من الناس للشیطان، کما أن الشاذ من الغنم للذئب.

امام علی ( علیه السلام) فرمود:

دست خدا بر سر جماعت است، از تفرقه بپرهیزید، زیرا شخص تکرو، شکار شیطان است همانگونه که گوسفند تکرو، طعمه گرگ است.

شرح نهج البلاغه، جلد 8، ص 112

35. جزای جدایی

قال الإمام الصادق ( علیه السلام) :

من فارق جماعة المسلمین و نکث صفقة الامام جاء إلی الله أجذم.

امام صادق ( علیه السلام) فرمود:

هر کس از جماعت مسلمین جدا شود و عهد و پیمان خود را با رهبر بشکند، دست بریده محشور خواهد شد.

کافی، جلد 1، ص 405

36. سبب اختلاف

قال امیرالمؤمنین ( علیه السلام) :

لو سکت الجاهل ما اختلف الناس.

امام علی ( علیه السلام) فرمود:

اگر جاهل سکوت می کرد، مردم اختلاف نمی کردند [سبب بسیاری از اختلافات، سخنهای ناآگاهانه است ].

بحار الانوار، ج 75، ص 81

37. پیامدهای اختلاف

قال النبی ( صلی الله علیه و آله و سلم) :

ما اختلف أمة بعد نبیها الا ظهر أهل باطلها علی اهل حقها.

پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

هیچ امتی پس از پیامبرشان، اختلاف نکردند مگر آنکه گروه باطل بر حق گرایان چیره شدند .

کنز العمال، حدیث 929

38. دین زدائی

قال النبی ( صلی الله علیه و آله و سلم) :

ألا إن فی التباغض الحالقة لا أعنی حالقة الشعر و لکن حالقة الدین.

پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

آگاه باشید که در دشمنیها، ستردن و تراشیدن نهفته است، اما نه تراشیدن مو، بلکه ستردن دین.

کافی، جلد 2، ص 346

39. تفرقه حق طلبان

قال الامام علی ( علیه السلام) :

و إنی و الله لأظن أن هؤلاء القوم سید الون منکم باجتماعهم علی باطلهم و تفرقکم عن حقکم و بمعصیتکم إمامکم فی الحق و طاعتهم إمامهم فی الباطل.

امام علی ( علیه السلام) می فرماید:

.. بخدا سوگند! گمان دارم اینان قدرت را از شما بگیرند، زیرا آنان بر باطل خویش، وحدت دارند و شما در حق خود پراکنده اید، آنان از رهبر خود در مسیر باطل اطاعت می کنند و شما از رهبر خود در راه حق فرمان نمی برید.

نهج البلاغه، خطبه 25

40. اختلاف، آفت اندیشه

قال الإمام علی ( علیه السلام) :

ألخلاف یهدم الرأی.

امام علی ( علیه السلام) فرمود:

اختلاف، بنیاد «اندیشه درست» را درهم می ریزد.

نهج البلاغه حکمت 215

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 16:6  توسط   | 

آه سحر؛‌ ادعیه و زیارات امام عصر(عجّل الله تعالی فرجه)

سلام بر یگانه یادگار خداوند در زمین ...Image

درود بی پایان بر حضرت بقیة الله الاعظم حجة بن الحسن المهدی، ارواحنا فداه.

خدایا، ظهورش را نزدیك فرما، و جهان را به نور قدومش روشن كن. و عدل مطلق را به دست او در سراسر گیتی حكمفرما ساز.

دعاها و زیارت‌های مربوط به ساحت مقدس امام زمان و صاحب اختیار عوالم امكان، بخش مهمی از فرهنگ شیعه را به خود اختصاص داده است. این گستردگی منشأیی جز این ندارد كه آن حضرت، خاتم اوصیا و امید امت‌هاست. و با امامتی كه تاكنون دوازده قرن از آن می گذرد، نمونه ای در انبیا و امامان گذشته است.

جمع آوری و تدوین ادعیه و زیارات مربوط به آن حضرت به صورت‌های مختلفی تاكنون انجام شده و دایره وسیعی دارد. در این نوشته به چند نمونه مشهور آنها اشاره می شود و با برداشت‌های موضوعی و تلخیصی كه از مضامین آنها شده، آشنایی بیشتری با محتوای این دعاها پیدا خواهیم كرد.

لازم به تذكر است كه دعا برای وجود شریف امام زمان،(عجّل الله  تعالی  فرجه)، در دعاهای مخصوص به حضرت محدود نمی شود؛ بلكه در زیارات ائمه و اعمال شب و روز جمعه و حتی در دعاهای نماز و غیره نیز به چشم می خورد، كه در این نوشته به آن موارد هم مراجعه شده است.

بخش اول

برداشتی از ادعیه و زیارات مربوط به امام زمان،(عجّل الله  تعالی  فرجه)، كه بیانگر محتوای آنهاست و آنچه ما بر زبان جاری می كنیم و باید به معنای آن توجه كنیم، بخش نخست این نوشتار است كه بطور خلاصه و فهرست وار تقدیم می شود:

دعاهایی كه در مورد خود حضرت موجود است:

1- تعجیل فرج و ظهور حضرت

این مضمون بیش از مضامین دیگر در ادعیه و زیارات آمده است. در دعاها و زیارت‌های مربوط به امام زمان(عج)، آنچه بیش از همه به چشم می خورد؛ دعا برای تعجیل فرج و مقرر گشتن امر ظهور حضرت از جانب خداوند به عبارت‌های مختلف است. دعا برای تعجیل فرج گاهی به صورت تصریح و گاهی به صورت كنایه است مانند: عزّت مؤمنان و ذلت جباران، منافقان، كفار، معاندان، دشمنان، سلاطین، رقیبان حضرت و آنان كه سعی در خاموش نمودن نور حضرت و از یاد بردن ذكر او دارند.

یاری مؤمنان و سركوب دشمنان توسط حضرت، درخواست چشم روشنی برای معصومین و ذریه آنها و نیز شیعیان، از خداوند كه اشاره به ظهور و فرج است؛ احیای دین و سنت و درستی تغییر یافته های قرآن و بازگرداندن احكام تغییر داده شده توسط حضرت، ظاهر شدن نور حضرت و برطرف شدن بدعت‌ها و باطل‌ها.

گسترش عدل و داد به دست حضرت پس از شیوع ظلم و جور، ایجاد رعب و سیطره برای حضرت پس از ظهور، نشر علم و پاكسازی جهان از ضلالت‌ها توسط حضرت، برطرف شدن تمامی مشكلات و غم‌های مؤمنان توسط حضرت، استقرار امنیت در همه جا توسط حضرت، هدایت تمامی بندگان به آن حضرت، جمع و یگانگی احزاب و فرقه های مختلف توسط حضرت و ...

2- دعا برای سلامتی حضرت

در دعا برای سلامتی امام زمان(عج)، نیز گاهی تصریح به سلامتی و حفظ حضرت شده و گاهی به صورت‌های دیگر آمده است. از نمونه این دعاها دفع حسد و شر حیله گران و ظالمان و جباران از حضرت است. سلام‌هایی كه به حضرت داده شده بسیار زیاد است و همه حاوی مضامین بالا از عقاید شیعه در مورد آن حضرت و صفات و خصائص و دیگر جوانب او است. این سلام‌ها همه به منزله دعا برای سلامتی حضرت بوده و نیز ادای احترام و عرض ادب خدمت اوست.

در این سلام‌ها اشاره شده كه تحیتی از جانب خود انسان و نیز درخواست از خداوند است كه سلام جمیع مؤمنین و مؤمنات از شرق و غرب عالم را به او برساند، حفظ حضرت از هر طرف و از هر جهت، حفظ پیامبر(صلّی الله علیه وآله)، و ائمه(علیهم السلام)، به آن حضرت و درباره آن حضرت، دعا برای طول عمر و زینت زمین به بقاء حضرت به عبارات مختلف.

صلوات‌هایی كه در ادعیه و زیارات نسبت به حضرت آمده به انواع و اقسام و عبارات مختلف است و اكثرا همواره با صلوات بر پیامبر(صلّی الله علیه وآله)، دیگر معصومین(علیهم السلام)، آمده است.

دعاهایی كه در ارتباط غیرمستقیم با حضرت است

الف- دعا برای دوستان و یاوران و خدام آن حضرت

دعا برای دوستان و یاوران و زائرین حضرت نیز در ادعیه و زیارات به چشم می خورد. مضامینی از قبیل كمك خواستن از خداوند و یاری حق تعالی برای آنها، دعا برای این كه خداوند آنها را دوست بدارد.

ب- دعاهای شخصی كه در رابطه با حضرت برای خود دعا می نماییم

در ادعیه و زیارات مضامینی آمده كه دعا برای خود انسان در رابطه با امام زمان(عج)، است. از نمونه های آن موارد زیر است:

از اعوان و انصار و یاران و ملازمان و محافظان و تابعین و دوستان و خونخواهان و خالصان و پیشروان در ادای اوامر حضرت و راضی و تسلیم بودن نسبت به آن حضرت، از منتظران ظهور و فرج حضرت بودن، محشور گشتن در زمره آن حضرت و زیر پرچم حضرت، در قیامت از یاران حضرت بودن، توفیق ادای حقوق آن حضرت، درك ظهور و زمان پس از ظهور حضرت و بازگشت و زنده شدن در صورت مرگ قبل از ظهور.

 

خداوند رأفت و رحمت و دعاهای خیر حضرت را به ما برساند، نماز ما را به خاطر او قبول كند، دعای ما را به او مستجاب فرماید، گناهان ما را به او ببخشد، رضایت او را بر ما منّت نهد، ما را به او ببخشد، رضایت او را بر ما منّت نهد، ما اجتهاد در طاعت او داشته باشیم و اجتناب از معصیت او كنیم.

 

برآوردن حوایج به خاطر او، توفیق زیارت حضرت به انواع آن و با عبارات مختلف، ثبات در متابعت حضرت و یقین در زمان غیبت بر وجود آن حضرت و مسأله ظهور، گرفته نشدن یاد او از ما، توفیق دعا برای حضرت، برطرف شدن شك و شبهه، دفع بلا از ما، به خاطر آن حضرت.

آنچه آل محمد(صلّی الله علیه وآله)، را خوش آید و آنچه دشمنانشان از آن حذر كنند از ما ببینند، خداوند ما را به محبت او منتفع سازد، دعا برای دوری از شكّ و شبهه در مورد حضرت و داشتن خلوص، دوری از كسالت و بیكاری، سلامتی در امتحان الهی، نرمی و خضوع باطنی برای ولی امر خداوند، صبر در زمان غیبت و عجله نداشتن در امر ظهور.

ج- دعا علیه دشمنان حضرت

در ادعیه و زیارات دعا بر علیه دشمنان و خواركنندگان حضرت نیز آمده است. مضامینی از قبیل خوار شدن خوار كنندگان (خاذلین) حضرت، دعا علیه انواع دشمنان حضرت، دعا برای این كه خداوند دشمنانش را دشمن بدارد.

در ادعیه و زیارات مربوط به حضرت مضامین دیگری نیز آمده كه به آنها اشاره می شود:

1. شكوای دل با خداوند و امام زمان(عج)، از دشواری‌های زمانه و طولانی شدن غیبت و استغاثه به آنها، كه اكثرا با مضامین بالا و به صورت خطابی است، و گاهی كلماتی از قبیل «الغوث» و «ادركنی» و «العجل» آمده است.

2. بیان فضائل و خصائص مظلومیت اهل بیت(علیهم السلام)، و بخصوص امام  زمان(عج).

3. شهادت به اعتقادات درباره حضرت؛ از قبیل طول عمر حضرت و رجعت و عدل جهانی كه به دست او تحقق می یابد.

4. تجدید بیعت و اعلام آمادگی برای جانفشانی و اطاعت از اوامر آن حضرت.

 

بخش دوم

برشمردن دعاها و زیارات مربوط امام عصر(عج)، و ذكر منابع آنها و فشرده ای از محتوای هر یك، بخش دوم این نوشتار را تشكیل می دهد.

1. دعای ندبه

دعای ندبه از اعمال سرداب مقدس امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه)، و نیز از اعمال عید فطر و روز جمعه است، و خواندن آن در همه اوقات مناسب است.

این دعا گرچه مربوط به امام زمان(عج) است، ولی می توان گفت یك دور عقاید تشیع در آن آمده است.

در این دعا ابتدا توحید و سپس نبوت انبیاء(صلوات الله علیهم)، و پیامبر و بعد مسأله وصایت امیرالمؤمنین(علیه السلام)، و فتنه های پس از پیامبر(صلّی الله علیه وآله)، آمده و پس از اشاره ای به ائمه(علیهم السلام)، موضوع امام زمان(عج)  آورده شده و درباره غیبت و دیگر جوانب مربوط به آن حضرت در قالب شكوای دل خطاب به حضرت آمده است و در آخر هم دعاهایی بسیار مختصر و جامع آمده است.(1)

2. دعای عهد

از امام صادق(علیه السلام) روایت شده كه فرمودند:

هر كس چهل روز صبح هنگام، دعای عهد را بخواند از یاران قائم ما است و اگر قبل از ظهور آن حضرت از دنیا برود خداوند او را در زمان ظهور از قبر بیرون می آورد كه در خدمت حضرت باشد. خداوند به هر كلمه ای از این دعا هزار حسنه عطا فرماید و هزار گناه محو می نماید.

دعای عهد ابتدا خداوند را به اسامی و صفات می خواند و بعد صلوات بر امام زمان(عج) است. سپس دعاهایی در مورد آن حضرت و فرج او و نیز حضور ما در زمان حضرت و دیدار روی حضرت دارد.(2)

3. زیارت آل یاسین

این زیارت توقیعی است كه از ناحیه مقدس امام عصر(عج) صادر گشته و حضرت می فرمایند:

هر گاه خواستید به ما توجه پیدا كنید همانگونه كه خداوند فرمود بگویید: سلام علی آل یاسین ...

این زیارت بسیار معتبر و پرمحتوا است و می توان گفت: خلاصه ای از عقیده هر شیعه در زمان غیبت است و آنچه یك شیعه باید در زمان غیبت بداند در آن آمده است.

در این زیارت ابتدا سلام‌های متعددی با مضامین بالا، خطاب به امام زمان(عج) آمده و سپس حضرت را برای عقاید قلبی خود از اقرار به ائمه(علیهم السلام)، و دیگر عقاید تشیع شاهد می گیرد.

در دعای بعد از زیارت آل یاسین هم پس از صلوات بر پیامبر(صلّی الله علیه وآله)، دعاهایی در مورد دعا كننده دارد و بعد صلوات بر حضرت حجت(عج) با القاب مخصوص است و بعد دعاهایی در مورد حفظ و فرج و تأیید و ظهور حضرت و درباره شیعیان آمده است.(3)

4. زیارت حضرت در حرم سامرا

زیارتی است كه شهید در مزار خود و نیز ابن مشهدی در المزار الكبیر آورده اند:

هنگامی كه از زیارت دو امام در سامرا فارغ شدی بر در حرم امام زمان(عج) بایست و بگو: السلام علیك یا خلیفة الله و ... سپس بر در سرداب غیبت، بین دو در بایست در حالی كه ...

این زیارت ابتدا سلام‌های متعددی با مضامینی بسیار سنگین دارد كه حاوی فضائل و خصایص حضرت و پاره ای از اعتقادات شیعه است و بعد شهادت به جوانب مختلف حضرت و مطالبی در مورد ظهور و بعد از ظهور خطاب به آن حضرت است و در آخر صلوات بر پیامبر(صلّی الله علیه وآله) و آل آن حضرت و دعا برای تعجیل فرج به چند شكل و برای یاری خداوند بوسیله حضرت و احیای دین توسط حضرت و ایجاد امنیت توسط حضرت و برپایی عدل و برطرف شدن ظلم توسط حضرت است و به صلوات ختم می شود.(4)

 

5. زیارت امام زمان(علیه السلام) در سرداب مقدس

زیارتی است كه شهید در مزار و ابن المشهدی در المزار الكبیر آورده اند كه هنگام داخل شدن در سرداب خوانده می شود و بعد از زیارت، دوازده ركعت نماز دارد و بعد دعای «الهی عظم البلاء ...» خوانده می شود.

این زیارت هم سلام‌هایی بسیار جامع و كامل دارد كه غیر از معصوم(علیه السلام) دیگری نمی تواند آن كلمات را بیان فرماید و در آخر حضرت را بر عقاید قلبی خود شاهد می گیرد و دعایی كوتاه در آخر دارد، و پس از آن نماز و صلواتی با عباراتی سنگین برای حضرت آمده است.(5)

6. صلوات بر امام زمان(عج)

صلواتی است شامل درود بر آن حضرت و دعا برای ظهور او به عبارت‌های مختلف و همچنین دعا برای بعد از ظهور حضرت است كه همان كارها و برنامه های حضرت است.(6)

7. زیارت حضرت پس از نماز صبح

زیارتی است كه هر روز پس از نماز صبح خوانده می شود. در این زیارت از خدا طلب صلوات بر حضرت از سوی جمیع مؤمنین می نماید و همچنین تجدید بیعت با حضرت و دعا برای خود كه از یاران حضرت و اطرافیان و نگهبانان و شهیدان در ركاب حضرت باشیم.(7)

8. دعا در زمان غیبت

دعایی است كه در زمان غیبت خوانده می شود و به گفته شهید و ابن مشهدی از ناحیه خود حضرت وارد شده و این دعا بعد از اعمال سرداب نیز خوانده می شود.

در این دعا ابتدا شكایت به خداوند از زمان غیبت آمده و پس از صلوات دعا برای فرج و استغاثه به پیامبر(صلّی الله علیه وآله) و امیرالمؤمنین(علیه السلام) و بعد استغاثه به امام زمان(عج) است.(8)

9. زیارت امام زمان(علیه السلام) در روز جمعه

زیارتی است كه در روز جمعه (كه روز ظهور امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه) خواهد بود) وارد شده است.

این زیارت ابتدا سلام‌هایی است متعدد كه همه حاوی صفات و خصایص و فضایل حضرت و گاهی حاوی دعای برای فرج و دیگر جوانب حضرت است و سپس ذكر صلوات آمده و دعا برای خود كه از منتظران و یاران و شهیدان و دوستان حضرت باشیم. بعد از آن خطاب به حضرت درد دل و شكوایی دارد.(9)

10. دعا برای حضرت در شب نیمه شعبان

دعایی است كه در شب نیمه شعبان خوانده می شود. در این دعا خداوند را به حق مولود نیمه شعبان قسم می دهد و القاب و فضایل حضرت و بعد صلوات بر حضرت آمده و دعا برای حضور در ظهور حضرت و از یاران آن حضرت بودن و در آخر صلوات بر ایشان و لعن بر دشمنان ایشان ذكر شده است.(10)

11. دعا برای امام زمان(علیه السلام) در روز جمعه

این دعا در اصل صلواتی است كه در اعمال روز جمعه وارد شده است. ابتدا صلوات‌هایی بر پیامبر(صلّی الله علیه وآله) و امیرالمؤمنین(علیه السلام) و ائمه(علیهم السلام)، و بعد صلواتی بر همه معصومین(علیهم السلام) است. سپس صلوات بر امام زمان(عج) است و بعد دعا برای طول عمر حضرت و حفظ حضرت از انواع شرور و دعا برای رعیت و شیعیان حضرت و دعا برای فرج و ظهور حضرت به انواع مختلف و در آخر صلواتی بر پنج تن(علیهم السلام)، و امام زمان(عج) آمده است.(11)

12. دعا برای امام زمان(علیه السلام) در سرداب مقدس

این دعا از امام رضا(علیه السلام) نقل شده و در اعمال سرداب مقدس آمده است. ابتدا دعا برای سلامتی حضرت با القاب خاص آمده و حفظ از شرور و تأیید آن حضرت از جانب خداوند و دعا برای فرج و ظهور حضرت و انواع دعا علیه دشمنان امام زمان(عج) و اقرار به صفات حضرت و دعا برای خود نسبت به حضرت و نیز دعاهایی كلی برای خود انسان و در آخر، صلوات بر ائمه(علیهم السلام) و اقرار به فضایل و خصایص اهل بیت(علیهم السلام) آمده است.(12)

13. دعا برای امام زمان(علیه السلام) در زمان غیبت

دعایی كه ابوعمرو، عثمان بن سعید عَمری، اولین نائب از نوّاب اربعه زمان در غیبت صغری خوانده و ابوعلی محمدبن همام شنیده و او را امر نموده كه این دعا را بخواند، و سید بن طاووس نیز فرموده كه ما این دعا را از فضل خدا می دانیم.

در ابتدای این دعا جمله «اللهم عرّفنی نفسك...» آمده و سپس به پیامبر(صلّی الله علیه وآله) و ائمه( علیهم السلام) شهادت داده و بعد دعا برای سلامتی امام زمان(عج) و دعا برای طول عمر حضرت است و در همه اینها معارف بالایی درباره آن حضرت آورده است.

سپس دعا برای خودمان از قبیل یقین و حالت انتظار و تسلیم در مقابل حضرت و از یاران حضرت بودن آمده است. بعد از آن دعا برای فرج و لعن بر دشمنان حضرت و دعا برای بعد از ظهور حضرت و صلوات بر ائمه(علیهم السلام) و سپس شكایت از زمان و دعا علیه دشمنان حضرت و نیز تحقق یافتن تمام خوبی‌ها توسط حضرت آمده است.(13)

امید است این مختصر، انس دل‌هایی باشد كه در عصر غیبت، انیسی جز مولایشان برای دل خود ندارند و با آنچه به عنوان خطاب با حضرت ولی عصر(عجّل الله تعالی فرجه) بر زبان می آورند، از اعماق وجود، آن محبوب دل‌ها را دعا كنند و از دور و نزدیك سلامش نمایند و بر او درود فرستند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 16:4  توسط   | 

چهل حديث از امام حسن عسکري (ع)

قالَ الامامُ الْعَسْكَري(عليه السلام): Image

1- پرهيز از جدال و شوخي
«لا تُمارِ فَيَذْهَبَ بَهاؤُكَ وَ لا تُمازِحْ فَيُجْتَرَأَ عَلَيْكَ.»:
جدال مكن كه ارزشت ميرود و شوخي مكن كه بر تو دلير شوند.

2- تواضع در نشستن
«مَنْ رَضِي بِدُونِ الشَّرَفِ مِنَ الَْمجْلِسِ لَمْ يَزَلِ اللّهُ وَ مَلائِكَتُهُ يُصَلُّونَ عَلَيْهِ حَتّي يَقُومَ.»:
هر كه به پايين نشستن در مجلس خشنود باشد، پيوسته خدا و فرشته ها بر او رحمت فرستند تا برخيزد.

3- هلاكت در رياست و افشاگري
«دَعْ مَنْ ذَهَبَ يَمينًا وَ شِمالاً، فَإِنَّ الرّاعِي يَجْمَعُ غَنَمَهُ جَمْعَها بِأَهْوَنِ سَعْي وَ إِيّاكَ وَ الاِْذاعَةَ وَ طَلَبَ الرِّياسَةِ، فَإِنَّهُما يَدْعُوانِ إِلَي الْهَلَكَةِ.»:
آن كه را به راست و چپ رود واگذار! به راستي چوپان، گوسفندانش را به كمتر تلاشي گِرد آوَرَد. مبادا اسرار را فاش كرده و سخن پراكني كني و در پيرياست باشي، زيرا اين دو، آدمي را به هلاكت ميكشانند.

4- گناهي كه بخشوده نشود
«مِنَ الذُّنُوبِ الَّتي لا تُغْفَرُ : لَيْتَني لا أُؤاخَذُ إِلاّ بِهذا. ثُمَّ قالَ: أَلاِْشْراكُ فِي النّاسِ أَخْفي مِنْ دَبيبِ الَّنمْلِ عَلَي الْمَسْحِ الاَْسْوَدِ فِي اللَّيْلَةِ الْمُظْلِمَةِ.»:
از جمله گنـاهاني كـه آمرزيده نشود ايـن است كه [آدمي ] بگويد: ي كاش مرا به غير از اين گناه مؤاخذه نكنند. سپس فرمود: شرك در ميان مردم از جنبش مورچه بر روپوش سياه در شب تار نهانتر است.

5- نزديكتر به اسم اعظم
«بِسْمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ أَقْرَبُ إِلَي اسْمِ اللّهِ الاَْعْظَمِ مِنْ سَوادِ الْعَيْنِ إِلي بَياضِها.»:
«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» به اسم اعظم خدا، از سياهي چشم به سفيدياش نزديكتر است.

6- دوستي نيكان و دشمني بدان
«حُبُّ الاَْبْرارِ لِلاَْبْرارِ ثَوابٌ لِلاَْبْرارِ، وَ حُبُّ الْفُجّارِ لِلاَْبْرارِ فَضيلَةٌ لِلاَْبْرارِ، وَ بُغْضُ الْفُجّارِ لِلاَْبْرارِ زَيْنٌ لِلاَْبْرارِ، وَ بُغْضُ الاَْبْرارِ لِلْفُجّارِ خِزْي عَلَي الْفُجّارِ.»:
دوستي نيكان به نيكان، ثوابست بري نيكان. و دوستي بدان به نيكان، فضيلت است بري نيكان. و دشمني بدان با نيكان، زينت است بري نيكان. و دشمني نيكان با بدان، رسوايي است بري بدان.

7- سلام نشانه تواضع
«مِنَ التَّواضُعِ أَلسَّلامُ عَلي كُلِّ مَنْ تَمُرُّ بِهِ، وَ الْجُلُوسُ دُونَ شَرَفِ الَْمجْلِسِ.»:
از جمله تواضع و فروتني، سلام كردن بر هر كسي است كه بر او ميگذري، و نشستن در پايين مجلس است.

8- خنده بيجا
«مِنَ الْجَهْلِ أَلضِّحْكُ مِنْ غَيْرِ عَجَب.»:
خنده بيجا از ناداني است.

9- همسايه بد
«مِنَ الْفَواقِرِ الَّتي تَقْصِمُ الظَّهْرَ جارٌ إِنْ رَي حَسَنَةً أَطْفَأَها وَ إِنْ رَي سَيِّئَةً أَفْشاها.»:
از بلاهي كمرشكن، همسايه ي است كه اگر كردار خوبي را بيند نهانش سازد و اگر كردار بدي را بيند آشكارش نمايد.

10- پندي گويا و جامع
«أُوصيكُمْ بِتَقْوَي اللّهِ وَ الْوَرَعِ في دينِكُمْ وَالاِْجْتَهادِ لِلّهِ وَ صِدْقِ الْحَديثِ وَ أَداءِ الأَمانَةِ إِلي مَنِ ائْتَمَنَكُمْ مِنْ بَرٍّ أَوْ فاجِر وَ طُولُ السُّجُودِ وَ حُسْنِ الْجَوارِ. فَبِهذا جاءَ مُحَمَّدٌ(صلي الله عليه وآله وسلم) صَلُّوا في عَشائِرِهِمْ وَ اشْهَدُوا جَنائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ، فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُمْ إِذا وَرَعَ في دينِهِ وَ صَدَقَ في حَديثِهِ وَ أَدَّي الاَْمانَةَ وَ حَسَّنَ خُلْقَهُ مَعَ النّاسِ قيلَ: هذا شيعِي فَيَسُرُّني ذلِكَ. إِتَّقُوا اللّهَ وَ كُونُوا زَيْنًا وَ لا تَكُونُوا شَيْنًا، جُرُّوا إِلَيْنا كُلَّ مَوَدَّة وَ ادْفَعُوا عَنّا كُلَّ قَبيح، فَإِنَّهُ ما قيلَ فينا مِنْ حَسَن فَنَحْنُ أَهْلُهُ وَ ما قيلَ فينا مِنْ سُوء فَما نَحْنُ كَذلِكَ.»:
لَناحَقٌّ في كِتابِ اللّهِ وَ قَرابَةٌ مِنْ رَسُولِ اللّهِ وَ تَطْهيرٌ مِنَ اللّهِ لا يَدَّعيهِ أَحَدٌ غَيْرُنا إِلاّ كَذّابٌ. أَكْثِرُوا ذِكْرَ اللّهِ وَ ذِكْرَ الْمَوْتِ وَ تِلاوَةَ الْقُرانِ وَ الصَّلاةَ عَلَي النَّبِي(صلي الله عليه وآله وسلم)فَإِنَّ الصَّلاةَ عَلي رَسُولِ اللّهِ عَشْرُ حَسَنات، إِحْفَظُواما وَصَّيْتُكُمْ بِهِ وَ أَسْتَوْدِعُكُمُ اللّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَيْكُمْ السَّلامَ.»:
شما را به تقوي الهي و پارسايي در دينتان و تلاش بري خدا و راستگويي و امانتداري درباره كسي كه شما را امين دانسته ـ نيكوكار باشد يا بدكار ـ و طول سجود و حُسنِ همسايگي سفارش ميكنم. محمّد(صلي الله عليه وآله وسلم)بري همين آمده است. در ميان جماعت هي آنان نماز بخوانيد و بر سر جنازه آنها حاضر شويد و مريضانشان را عيادت كنيد. و حقوقشان را ادا نماييد، زيرا هر يك از شما چون در دينش پارسا و در سخنش راستگو و امانتدار و خوش اخلاق با مردم باشد، گفته ميشود: اين يك شيعه است، و اين كارهاست كه مرا خوشحال ميسازد. تقوي الهي داشته باشيد، مايه زينت باشيد نه زشتي، تمام دوستي خود را به سوي ما بكشانيد و همه زشتي را از ما بگردانيد، زيرا هر خوبي كه درباره ما گفته شود ما اهل آنيم و هر بدي درباره ما گفته شود ما از آن به دوريم. در كتاب خدا بري ما حقّي و قرابتي از پيامبر خداست و خداوند ما را پاك شمرده، احدي جز ما مدّعي اين مقام نيست، مگر آن كه دروغ ميگويد. زياد به ياد خدا باشيد و زياد ياد مرگ كنيد و زياد قرآن را تلاوت نماييد و زياد بر پيغمبر(صلي الله عليه وآله وسلم) سلام و تحيّت بفرستيد. زيرا صلوات بر پيامبر خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) ده حسنه دارد. آنچه را به شما گفتم حفظ كنيد و شما را به خدا ميسپارم، و سلام بر شما.

11- انديشه در كار خدا
«لَيْسَتِ الْعِبادَةُ كَثْرَةَ الصِّيامِ وَ الصَّلوةِ وَ إِنَّما الْعِبادَةُ كَثْرَةُ التَّفَكُّرِ في أَمْرِ اللّهِ.»:
عبادت كردن به زيادي روزه و نماز نيست، بلكه [حقيقتِ] عبادت، زياد در كار خدا انديشيدن است.

12- پليدي خشم
«أَلْغَضَبُ مِفْتاحُ كُلِّ شَرٍّ.»:
خشم و غضب، كليد هر گونه شرّ و بدي است.

13- ويژگي هي شيعيان
«شيعَتُنا الْفِئَـةُ النّاجِيَةُ وَالْفِرْقَةُ الزّاكِيَةُ صارُوا لَنا رادِئًا وَصَوْنًا وَ عَلَي الظَّلَمَةِ أَلَبًّا وَ عَوْنًا سَيَفْجُرُ لَهُمْ يَنابيعُ الْحَيَوانِ بَعْدَ لَظْي مُجْتَمَعِ النِّيرانِ أَمامَ الرَّوْضَةِ.»:
پيروان ما، گروه هي نجات يابنده و فرقه هي پاكي هستند كه حافظان [آيين] مايند، و ايشان در مقابل ستمكاران، سپر و كمككار ما [هستند]. به زودي چشمه هي حيات [منجي بشريّت] بعد از گدازه توده هي آتش! پيش از ظهور بري آنان خواهد جوشيد.

14- ناآرامي كينه توز
«أَقَلُّ النّاسِ راحَةً أَلْحُقُودُ.»:
كينه توز ، ناآرامترينِ مردمان است.

15- پارساترين مردم
«أَوْرَعُ النّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَةِ، أَعْبَدُ النّاسِ مَنْ أَقامَ عَلَي الْفَرائِضِ أَزْهَدُ النّاسِ مَنْ تَرَكَ الْحَرامَ، أَشَدُّ النّاسِ اجْتَهادًا مَنْ تَرَكَ الذُّنُوبَ.»:
پارساترين مردم كسي است كه در هنگام شبهه توقّف كند. عابدترين مردم كسي است كه واجبات را انجام دهد. زاهدترين مردم كسي است كه حرام را ترك نمايد. كوشننده ترين مردم كسي است كه گناهان را رها سازد.

16- وجود مؤمن
«أَلْمُؤْمِنُ بَرَكَةٌ عَلَي الْمُؤْمِنِ وَ حُجَّةٌ عَلَي الْكافِرِ.»:
مؤمن بري مؤمن ،بركت و بر كافر، اتمام حجّت است.

17- محصول اعمال
«إِنَّكُمْ في آجال مَنْقُوصَة وَ أَيّام مَعْدُودَة وَ الْمَوْتُ يَأْتي بَغْتَةً، مَنْ يَزْرَعْ خَيْرًا يَحْصِدُ غِبْطَةً وَ مَنْ يَزْرَعْ شَرًّا يَحْصِدُ نِدامَةً، لِكُلِّ زارِع ما زَرَعَ لا يُسْبَقُ بَطيءٌ بِحَظِّهِ، وَ لا يُدْرِكُ حَريصٌ ما لَمْ يُقَدَّرُ لَهُ، مَنْ أُعْطِي خَيْرًا فَاللّهُ أَعْطاهُ، وَ مَنْ وُقِي شَرًّا فَاللّهُ وَقاهُ.»:
شما عمر كاهنده و روزهي برشمرده ي داريد، و مرگ به ناگهان ميآيد، هر كس تخم خيري بكارد به خوشي بِدْرَوَد، و هر كس تخم شرّي بكارد به پشيماني بِدْرَوَد. هر كه هر چه بكارد همان بري اوست. كُندكار را بهره از دست نرود و آزمند آنچه را مقدرّش نيست در نيابد، هر كه به خيري رسد خدايش داده، و هر كه از شرّي رهد خدايش رهانده.

18- شناخت احمق و حكيم
«قَلْبُ الأَحْمَقِ في فَمِهِ وَ فَمُ الْحَكيمِ في قَلْبِهِ.»:
قلب احمق در دهان او و دهان حكيم در قلب اوست.

19- تلاش بري رزق مقدّر
«لا يَشْغَلْكَ رِزْقٌ مَضْمُونٌ عَنْ عَمَل مَفْرُوض.»:
رزق و روزي ضمانت شده، تو را از كار واجب باز ندارد.

20- عزّتِ حقگرايي
«ما تَرَكَ الْحَقَّ عَزيزٌ إِلاّ ذَلَّ، وَلا أَخَذَ بِهِ ذَليلٌ إِلاّ عَزَّ.»:
هيچ عزيزي حقّ را رها نكند، مگر آن كه ذليل گردد و هيچ ذليلي به حقّ نياويزد، مگر آن كه عزيز شود.

21- دوست نادان
«صَديقُ الْجاهِلِ تَعَبٌ.»:
دوست نادان، مايه رنج است.

22- بهترين خصلت
«خَصْلَتانِ لَيْسَ فَوْقَهُما شَيءٌ: أَلاِْيمانُ بِاللّهِ وَ نَفْعُ الاِْخْوانِ.»:
دو خصلت است كه بهتر و بالاتر از آنها چيزي نيست:ايمان به خدا و سود رساندن به برادران.

23- نتيجه جسارت بر پدر
«جُرْأَةُ الْوَلَدِ عَلي والِدِهِ في صِغَرِهِ تَدْعُوا إِلَي الْعُقُوقِ في كِبَرِهِ.»:
جرأت و دليري فرزند بر پدرش در كوچكي، سبب عاقّ و نارضايتي پدر در بزرگي ميشود.

24- بهتر از حيات و بدتر از مرگ
«خَيْرٌ مِنَ الْحَياةِ ما إِذا فَقَدْتَهُ أَبْغَضْتَ الْحَياةَ وَ شَرُّ مِنَ الْمَوْتِ ما إِذا نَزَلَ بِكَ أَحْبَبْتَ الْمَوْتَ.»:
بهتر از زندگي چيزي است كه چون از دستش دهي، از زندگي بدت آيد، و بدتر از مرگ چيزي است كه چون به سرت آيد مرگ را دوست بداري.

25- وابستگي و خواري
«ما أَقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أَنْ تَكُونَ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّهُ.»:
چه زشت است بري مؤمن، دلبستگي به چيزي كه او را خوار دارد.

26- نعمت بلا
«ما مِنْ بَلِيَّة إِلاّ وَ لِلّهِ فيها نِعْمَةٌ تُحيطُ بِها.»:
هيچ بلايي نيست، مگر اين كه در آن از طرف خدا نعمتي است.

27- اكرام بدون افراط
«لا تُكْرِمِ الرَّجُلَ بِما يَشُقُّ عَلَيْهِ.»:
هيچ كس را طوري اكرام مكن كه بر او سخت گذرد.

28- ارزش پند پنهان
«مَنْ وَعَظَ أَخاهُ سِرًّا فَقَدْ زانَهُ، وَ مَنْ وَعَظَهُ عَلانِيَةً فَقَدْ شانَهُ.»:
هر كه در نهان، برادر خود را پند دهد او را آراسته، و هر كه آشكارا برادرش را پند دهد او را كاسته.

29- تواضع و فروتني
«أَلتَّواضُعُ نِعْمَةٌ لا يُحْسَدُ عَلَيْها.»:
تواضع و فروتني، نعمتي است كه بر آن حسد نبرند.

30- سختي تربيت نادان
«رِياضَةُ الْجاهِلِ وَ رَدُّ المُعْتادِ عَنْ عادَتِهِ كَالْمُعْجِزِ.»:
پرورش دادن نادان و ترك دادن معتاد از عادتش، مانند معجزه است.

31- شادي بيجا
«لَيْسَ مِنَ الأَدَبِ إِظْهارُ الْفَرَحِ عِنْدَ الَْمحْزُونِ.»:
اظهار شادي نزد غمديده، از بيادبي است.

32- جمال ظاهر و باطن
«حُسْنُ الصُّورَةِ جَمالُ ظاهر، وَ حُسْنُ الْعَقْلِ جَمالُ باطِن.»:
صورت نيكو، زيبايي ظاهري است،و عقل نيكو، زيبايي باطني است.

33- كليد تمام گناهان
«جُعِلَتِ الْخَبائِثُ في بَيْت وَ جُعِلَ مِفْتاحُهُ الْكَذِبَ.»:
تمام پليدي ها در خانه ي قرار داده شده و كليد آن دروغگويي است.

34- چشم پوشي از لغزش و يادآوري احسان
«خَيْرُ إِخْوانِكَ مَنْ نَسِي ذَنْبَكَ وَ ذَكَرَ إِحْسانَكَ إِلَيْهِ.»:
بهترين برادران تو كسي است كه خطايت را ناديده گيرد و احسانت را يادآور شود.

35- مدح نالايق
«مَنْ مَدَحَ غَيْرَالمُسْتَحِقِّ فَقَدْ قامَ مَقامَ المُتَّهَمِ.»:
هر كه نالايقي را ثنا گويد، خود در موضعِ اتّهام قرار گيرد.

36- راه دوست يابي
«مَنْ كانَ الْورَعُ سَجِيَّتَهُ، وَ الْكَرَمُ طَبيعَتَهُ، وَ الْحِلْمُ خُلَّتَهُ كَثُرَ صَديقُهُ.»:
كسي كه پارسايي خوي او، و بخشندگي طبيعت او، و بردباري خصلت او باشد دوستانش بسيار شوند.

37- انس با خدا
«مَنْ آنـَسَ بِاللّهِ إِسْتَوْحَشَ مِنَ النّاسِ.»:
كسي كه با خدا مأنوس باشد، از مردم گريزان گردد.

38- خرابي مناره ها و كاخ ها
«إِذا قامَ الْقائِمُ أَمَرَ بِهَدْمِ الْمَنائِرِ وَ الْمَقاصيرِ الَّتي فِي الْمَساجِدِ.»:
هنگامي كه قائم(عليه السلام) قيام كند، دستور به خرابي مناره ها و كاخ هي مساجد دهد.

39- نماز شب، سير شبانه
«إِنَّ الْوُصُولَ إِلَي اللّهِ عَزَّوَجَلَّ سَفَرٌ لا يُدْرَكُ إِلاّ بِامْتِطاءِ اللَّيْلِ.»:
وصول به خداوند عزّوجلّ، سفري است كه جز با عبادت در شب حاصل نگردد.

40- ادبي بسنده
«كَفاكَ أَدَبًا تَجَنُّبُكَ ما تَكْرَهُ مِنْ غَيْرِكَ.»:
در مقام ادب بري تو همين بس كه آنچه بري ديگران نميپسندي، خود، از آن دوري كني.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 15:58  توسط   | 

چهل حدیث گوهربار از امام جواد عليه السلام

قال الامام محمد تقی الجواد علیه السلام: Image

1.      توسد الصبر و اعتنق الفقر و ارفض الشهوات و خالف الهوي، و اعلم أنك لن تخلو من عين الله فانظر كيف تكون

صبر را بالش كن! و فقر را در آغوش گير! و شهوات را به دور انداز! و با هواي نفس مخالفت كن! و بدان كه در برابر ديده خدايي، پس بنگر كه چگونه‏اي؟

تحف العقول، ص 478

2.      ثلاث من كن فيه لم يندم: ترك العجلة، و المشورة، و التوكل علي الله عند العزم

سه چيز است كه هر كس آن را مراعات كند، پشميان نگردد:

 1 - اجتناب از عجله

 2 - مشورت كردن

 3 - توكل بر خدا در هنگام تصميم گيري.

مسند الامام الجواد، ص 247

3.      ان أنفسنا و أموالنا من مواهب الله الهنيئة، و عواريه المستودعة، يمتع بما متع منها في سرور و غبطة، و يأخذ ما أخذ منها في أجر و حسبة، فمن غلب جزعه علي صبره حبط أجره و نعوذ بالله من ذلك

جان و دارايي ما، از بخشش‏هاي گواراي خداست و عاريه سپرده اوست، تا آنجا كه از آن بهره‏مند شويم مايه خوشي و شادي است، و آنچه از آن برگرفته شود اجر و ثواب است، پس هر كه جزعش بر صبرش غالب شود اجرش ضايع شده و پناه به خدا از آن.

تحف العقول، ص 479

4.      من شهد أمرا فكرهه كان كمن غاب عنه، و من غاب عن أمر فرضيه كان كمن شهده

كسي كه در امري حاضر باشد و آن را ناخوش دارد، چون كسي است كه غائب بوده.و هر كه در امري حاضر نباشد ولي بدان رضايت دهد، مانند كسي است كه خود در آن بوده.

تحف العقول، ص 479

5.      ثلاث يبلغن بالعبد رضوان الله تعالي: كثرة الاستغفار، و لين الجانب، و كثرة الصدقة

سه چيز است كه بنده را به رضوان خدا مي‏رساند:

1 - زيادي استغفار

2 - نرمخويي

3 - صدقه بسيار دادن.

مسند الامام الجواد، ص 247

6.      إياك و مصاحبة الشرير، فإنه كالسيف المسلول يحسن منظره و يقبح أثره

از همراهي و رفاقت با آدم شرور و بدجنس بپرهيز! زيرا كه او مانند شمشير برهنه است كه ظاهرش نيكو و اثرش زشت است.

مسند الامام الجواد، ص 243

7.      تأخير التوبة اغترار

به تأخیر انداختن توبه فريب خوردن است.

تحف العقول، ص 480

8.      طول التسويف حيرة

همواره به تأخير انداختن انجام كارها، موجب سرگرداني است.

تحف العقول، ص 480

9.      القصد الي الله تعالي بالقلوب أبلغ من إتعاب الجوارح بالأعمال

با دل‏ها به سوي خداوند متعال آهنگ نمودن، رساتر از به زحمت انداختن اعضا با اعمال است.

مسند الامام الجواد، ص 244

10.      الإصرار علي الذنب أمن لمكر الله " و لا يأمن مكر الله الا القوم الخاسرون "

اصرار بر گناه آسودگي از مكر خداست، " و از مكر خدا آسوده نباشد جز مردم زيانكار ".

تحف العقول، ص 480

11.  لا ينقطع المزيد من الله حتي ينقطع الشكر من العباد

افزوني نعمت از طرف خدا بريده نمي‏شود، مگر شكرگزاري از سوي بندگان بريده شود.

تحف العقول، ص 480

12.  إظهار الشيء قبل أن يستحكم مفسدة له

اظهار چيزي پيش از آنكه پايدار شود مايه تباهي آن است.

تحف العقول، ص 480

13.  المؤمن يحتاج الي توفيق من الله، و واعظ من نفسه، و قبول ممن ينصحه

مؤمن نياز دارد به توفيقي از طرف خدا، و به پندگويي از طرف خودش، و به پذيرش از كسي كه او را نصيحت كند.

تحف العقول، ص 480

14.  العلماء غرباء لكثرة الجهال

عالمان، به سبب زيادي جاهلان، غريب‏اند.

مسند الامام الجواد، ص 247

15.  علم رسول الله (ص ) عليا (ع ) ألف كلمة، كل كلمة تفتح ألف كلمة

پيامبر اكرم صلوات الله علیه و آله، هزار كلمه (از علوم را) به علي علیه‏السلام آموخت، كه از هر كلمه‏اي هزار كلمه منشعب مي‏شد.

مسند الامام الجواد، ص 97

16.  إن رسول الله (ص ) قال لفاطمة (ع ): اذا أنا مت فلا تخمشي علي وجها، و لا ترخي علي شعرا، و لا تنادي بالويل، و لا تقيمي علي نائحة، ثم قال: هذا المعروف الذي قال الله عز و جل في كتابه و لا يعصينك في معروف "

رسول خدا صلوات الله علیه و آله به فاطمه سلام الله علیها فرمود: وقتي كه من از دنيا رفتم به خاطر من صورت نخراش! و مو پريشان مکن! و واويلا نكن و بر من نوحه نخوان! سپس فرمود: اين همان معروفي است كه خداوند عز و جل در كتابش فرموده: "و تو را در معروفي نافرماني نكنند."

مسند الامام الجواد، ص 101

17.  إن القائم منا هو المهدي الذي يجب أن ينتظر في غيبته و يطاع في ظهوره، و هو الثالث من ولدي

قائم ما همان مهدي است كه در غيبتش بايد منتظرش شوند، و در ظهورش اطاعتش كنند. او سومي از پسران من است.

مسند الامام الجواد، ص 131

18.  ملاقاة الاخوان نشرة و تلقيح للعقل، و إن كان نزرا قليلا

ملاقات و زيارت برادران سبب گسترش و باروري عقل است، اگر چه كم و اندك باشد.

مسند الامام الجواد، ص 242

19.  من أطاع هواه أعطي عدوه مناه

كسي كه فرمان هواي نفس خويش برد، آرزوي دشمنش را برآورد.

مسند الامام الجواد، ص 243

20.  الثقة بالله ثمن لكل غال و سلم الي كل عال

اعتماد به خداوند بهاي هر چيز گرانبها و نردبان هر امر بلند مرتبه‏اي است.

مسند الامام الجواد، ص 244

21.  كيف يضيع من الله كافله، و كيف ينجو من الله طالبه، و من انقطع الي غير الله و َكّله الله إليه

چگونه ضايع مي‏شود كسي كه خدا عهده دار و سرپرست اوست، چگونه فرار مي‏كند كسي كه خدا جوينده اوست، و كسي كه توجهش به غير خدا جلب گردد، خداوند او را به همان شخص واگذار نمايد.

مسند الامام الجواد، ص 243

22.  من لم يعرف الموارد أعيته المصادر

كسي كه محل ورود را نشناسد، از يافتن محل خروج درمانده گردد.

مسند الامام الجواد، ص 243

23.  إتئد تصب أو تكد

اگر آرام حركت كنيد، به مقصود دست يابيد يا به آن نزديك مي‏شويد.

مسند الامام الجواد، ص 243

24.  نعمة لا تشكر كسيئة لا تغفر

نعمتي كه براي آن شكرگزاري نشود، مانند گناهي است كه آمرزيده نگردد.

مسند الامام الجواد، ص 243

25.  من هجر المداراة قاربه المكروه

كسي كه سازش و مدارا با مردم را رها كند، ناراحتي به او روي مي‏آورد.

مسند الامام الجواد، ص 243

26.  من عمل علي غير علم ما يفسد أكثر مما يصلح

كسي كه بدون علم و دانش كار كند، خراب كاري‏اش بيش از اصلاحش خواهد بود.

مسند الامام الجواد، ص 244

27.  اذا نزل القضاء ضاق الفضاء

چون قضاي الهي فرود آيد، عرصه بر آدمي تنگ آيد.

مسند الامام الجواد، ص 244

28.  الأيام تهتك لك الأمر عن الأسرار الكامنة

روزگار و گذشت زمان، پرده از رازهاي نهفته برمي‏دارد.

مسند الامام الجواد، ص 245

29.  التحفظ علي قدر الخوف

به مقدار ترس احتياط كنيد.

مسند الامام الجواد، ص 245

29.  لا هَدمَ لِلدینِ مِثْلُ البدعِ وَلا اَفْسَدَ لِلرّجُلِ مِنَ الطَّمَعِ

هیچ چیزی برای دین مخرب‏تر از بدعت و برای انسان تباه کننده‏تر از طمع نیست.

(نور الابصار، ص 332)

30.  اَرْبَعُ مَنْ کُنّ فیهِ اِستَکْمَلَ ایمانَه: مَنْ اَعْطی للّه وَمَن مَنَع فِی اللّه وَاحَبّ لِلّه وَاَبْغَضَ فیه

چهار خصلت که در هر کس باشد، ایمانش کامل است؛ کسی که برای خدا ببخشد و در راه خدا منع نماید و برای خدا دوست بدارد و برای او خشمگین شود.

 (کشف الغمه، ج 2، ص 349)

31.  عَلَيْكُمْ بِطَلَبِ الْعِلْمِ، فَإنَّ طَلَبَهُ فَريضَةٌ وَالْبَحْثَ عَنْهُ نافِلَةٌ، وَ هُوَ صِلَةُ بَيْنَ الاْخْوانِ، وَ دَليلٌ عَلَى الْمُرُوَّةِ، وَ تُحْفَةٌ فِى الْمَجالِسِ، وَ صاحِبٌ فِى السَّفَرِ، وَ أُنْسٌ فِى الْغُرْبَة

بر شما باد به تحصيل علم و معرفت، زیرا فراگيرى آن واجب و بحث پيرامون آن مستحب و سودمند است. علم ارتباط میان دوستان و برادران، نشانه مروّت و جوانمردى، تحفه مجالس و محافل، همدم و رفيق انسان در سفر و انيس و مونس او در تنهایى است.

حلية الأبرار، جلد 4، صفحه 599.

32.  لَنْ یَسْتَكْمِلَ الْعَبْدُ حَقیقَهَ الاْیمانِ حَتّى یُؤْثِرَ دینَهُ عَلى شَهْوَتِهِ، وَ لَنْ یُهْلِكَ حَتّى یُؤْثِرَ شَهْوَتَهُ عَلى دینِهِ

بنده‏ حقیقت ایمان را در نمى‏یابد، مگر آنكه دین و احكام الهى را بر تمایلات و هواهاى نفسانى خود مقدّم دارد و كسى هلاك و بدبخت نمى‏شود، مگر آنكه هواها و خواسته‏هاى نفسانى خود را بر احكام إلهى مقدّم نماید.

بحارالأنوار: ج 75، ص 80، ح 63. 

33.  إنَّ بَیْنَ جَبَلَىْ طُوس قَبْضَهٌ قُبِضَتْ مِنَ الْجَنَّهِ، مَنْ دَخَلَها كانَ آمِناً یَوْمَ الْقِیامَهِ مِنَ النّار.

همانا بین دو سمت شهر طوس قطعه‏اى مى باشد كه از بهشت گرفته شده است، هر كه داخل آن شود و با معرفت زیارت كند، روز قیامت از آتش در أمان خواهد بود.

عیون اخبارالرّضا(علیه السلام) - شیخ صدوق - ج 2، ص 256، ح 6.

34.  مَنْ زارَ قَبْرَ أخیهِ الْمُؤْمِنِ فَجَلَسَ عِنْدَ قَبْرِهِ وَاسْتَقْبَلَ الْقِبْلَهَ وَ وَضَعَ یَدَهُ عَلَى الْقَبْرِ وَقَرَءَ: «إنّاأنْزَلْناهُ فى لَیْلَهِ الْقَدْرِ» سَبْعَ مَرّات، أمِنَ مِنَ الْفَزَعَ الاْكْبَرِ.

هركس بر بالین قبر مؤمنى حضور یابد و رو به قبله بنشیند و دست خود را روى قبر بگذارد و هفت مرتبه سوره مباركه «إنّا أنزلناه» را بخواند از شداید و سختی‏هاى صحراى محشر در أمان قرار مى‏گیرد.

اختیار معرفه الرّجال - شیخ طوسی - ص 564، ح 1066.

35.  ثَلاثُ خِصال تُجْلَبُ بِهَا المَوَدَّةُ: أَلاِْنْصافُ وَ الْمُعاشَرَةُ وَالْمُواساةُ فِى الشِّدَّةِ وَ الاِْنْطِواءُ عَلى قَلْب سَليم.

سه چيز است كه به وسيله آن دوستى حاصل گردد:انصاف، و معاشرت و هميارى در وقت سختى، و سپرى نمودن عمر با قلب پاك.

36. الْعامِلُ بِالظُّلْمِ، وَالْمُعینُ لَهُ، وَالرّاضى بِهِ شُرَكاءٌ.

انجام دهنده ظلم، كمك دهنده ظلم و كسى كه راضى به ظلم باشد، هر سه شریك خواهند بود.

كشف الغمّه: ج 2، ص 348، س 18، بحار: ج 75، ص 81، ح 69.

37.  التَّواضُعُ زینَهُ الْحَسَبِ، وَالْفَصاحَهُ زینَهُ الْكَلامِ، وَ الْعَدْلُ زینَهُ الاْیمانِ، وَالسَّكینَهُ زینَهُ الْعِبادَهِ، وَالْحِفْظُ زینُهُ الرِّوایَهِ.

تواضع و فروتنى زینت بخش حسب و شرف، فصاحت زینت بخش كلام، عدالت زینت بخش ایمان و اعتقادات، وقار و ادب زینت بخش اعمال و عبادات; و دقّت در ضبط و حفظ آن، زینت بخش نقل روایت و سخن مى‏باشد.

كشف الغمّه: ج 2، ص 347، س 19، بحار: ج 75، ص 80، ح 65.

38.  التَّوْبَةُ عَلى أرْبَع دَعائِم: نَدَمٌ بِالْقَلْبِ، وَاسْتِغْفارٌ بِاللِّسانِ، وَ عَمَلٌ بِالْجَوارِحِ، وَ عَزْمٌ أنْ لایَعُودَ.

شرایط پذیرش توبه چهار چیز است: پشیمانى قلبى، استغفار با زبان، جبران كردن گناه ـ نسبت به همان گناه حقّ الله و یا حقّ النّاس ـ تصمیم جدّى بر این كه دیگر مرتكب آن گناه نشود.

بحارالأنوار: ج 75، ص 81، ح 74.

39.  الْمُؤمِنُ یَحْتاجُ إلى ثَلاثِ خِصال: تَوْفیق مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ یَنْصَحُهُ.

مؤمن در هر حال نیازمند به سه خصلت است: توفیق از طرف خداوند متعال، واعظى از درون خود، قبول و پذیرش نصیحت كسى كه او را نصیحت نماید.

بحارالأنوار: ج 72، ص 65، ح 3، مستدرك الوسائل: ج 8، ص 329، ح 9576.

40.  یَخْفى عَلَى النّاسِ وِلادَتُهُ، وَ یَغیبُ عَنْهُمْ شَخْصُهُ، وَ تَحْرُمُ عَلَیْهِمْ تَسْمِیَتُهُ، وَ هُوَ سَمّیُ رَسُول اللهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) وَ كَنّیهِ.

 فرمود: زمان ولادت امام عصر (علیه السلام) بر مردم ـ زمانش ـ مخفى است، و شخصش از شناخت افراد غایب و پنهان است.

وسائل الشّیعه: ج 16، ص 242، ح 21466.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 15:57  توسط   | 

چهل حديث از امام صادق عليه السلام

حدیث اول : Image
من أحب لله و أبغض لله و أعطي لله فهو ممن كمل إيمانه .
امام جعفر صادق (ع) : هر كه براي خدا دوست دارد و براي خدا دشمن دارد و براي خدا عطاء كند ، از كساني است كه ايمانش كامل است .

 اصول كافي ، ج 3 ، ص 189


حدیث دوم :
ان المسلمين يلتقيان ، فافضلهما أشدهما حبا لصاحبه .
امام جعفر صادق (ع) : از دو مسلمان كه به هم برخورد مي كند آن كه ديگري را بيشتر دوست دارد بهتر است .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 193

حدیث سوم :
جعل الخير كله في بيت و جعل مفتاحه الزهد في الدنيا .
امام جعفر صادق (ع) : همه خير در خانه اي نهاده شده و كليدش را زهد و بي رغبتي به دنيا قرار داده اند .
اصول كافي ، ج 3 ، ص 194

حدیث چهارم:
اذا أراد الله بعبد خيرا زهده في الدنيا و فقهه في الدين و بصره عيوبها و من أوتيهن فقد أوتي خير الدنيا و الاخرة .
امام جعفر صادق (ع) : چون خدا خير بنده اي را خواهد او را نسبت به دنيا بي رغبت و نسبت به دين دانشمند كند و به دنيا بينايش سازد و به هر كه اين خصلتها داده شود خير دنيا و آخرت داده شده .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 196


حدیث پنجم:
خف الله كأنك تراه و إن كنت لا تراه فإنه يراك .
امام جعفر صادق (ع) : چنان از خدا بترس كه گويا او را مي بيني و اگر تو او را نمي بيني او تو را مي بيند .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 110


 

حدیث ششم :
كان أميرالمؤمنين صلوات الله عليه يقول : أفضل العبادة العفاف .
امام جعفر صادق (ع) : اميرالمؤمنين عليه السلام  مي فرمود : بهترين عبادت عفت است .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 125


حدیث هفتم :
قال رسول الله : من ترك معصية لله مخافة الله تبارك و تعالي أرضاه الله يوم القيامة .
امام جعفر صادق (ع) : پيامبر خدا فرمود : هر كه گناهي را براي خدا و ترس از او ترك كند خدا او را در روز قيامت خشنود گرداند .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 128


حدیث هشتم :
قال الله تبارك و تعالي : ما تحبب إلي عبدي بأحب مما افترضت عليه .
امام جعفر صادق (ع) : خداوند متعال فرموده است : بنده من با چيزي محبوبتر از انجام واجبات به من دوستي نكند .
اصول كافي ، ج 3 ، ص 129

حدیث نهم :
العباد ثلاثة : قوم عبدوا الله عز و جل خوفا فتلك عبادة العبيد و قوم عبدوا الله تبارك و تعالي طلب الثواب ، فتلك عبادة الأجراء و قوم عبدوا الله عز و جل حبا له فتلك عبادة الأحرار و هي أفضل العبادة .
امام جعفر صادق (ع) : عبادت كنندگان سه دسته اند : گروهي خداي متعال را از ترس عبادت كنند و اين عبادت بردگان است ، گروهي خداي متعال را به طمع ثواب عبادت كنند و اين عبادت مزدوران است . دسته اي خداي متعال را براي دوستيش عبادت كنند و اين عبادت آزادگان و بهترين عبادت است .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 131


حدیث دهم :
إنما خلد أهل النار في النار لأن نياتهم كانت في الدنيا أن خلدوا فيها أن يعصوا الله أبدا . و إنما خلد أهل الجنة في الجنة لأن نياتهم كانت في الدنيا أن لو بقوا فيها أن يطيعوا الله أبدا ، فبالنيات خلد هؤلاء و هؤلاء . ثم تلا قوله تعالي : " قل كل يعمل علي شاكلته " قال : علي نيته .
امام جعفر صادق (ع) : اهل دوزخ از اينرو در دوزخ جاودان باشند كه نيت داشتند اگر در دنيا جاودان باشند هميشه نافرماني خدا كنند و اهل بهشت از اينرو در بهشت جاودان باشند كه نيت داشتند اگر در دنيا باقي بمانند هميشه اطاعت خدا كنند پس اين دسته و آن دسته به سبب نيت خويش جاوداني شدند ، سپس قول خداي تعالي را تلاوت نمود : بگو هركس طبق طريقه خويش عمل مي كند . فرمود : يعني طبق نيت خويش .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 135 - 136


 

حدیث یازدهم :
لا تكرهوا إلي أنفسكم العبادة .
امام جعفر صادق (ع) : عبادت را به خود مكروه و ناپسند نداريد .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 137


حدیث دوازدهم :
ان الله عز و جل إذا أحب عبدا فعمل قليلا جزاه بالقليل الكثير.
ا
مام جعفر صادق (ع) : چون خداي تعالي بنده اي را دوست دارد و او عمل كوچكي انجام دهد ، خدا او را پاداش بزرگ دهد .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 137 – 138


حدیث سیزدهم :
الصبر رأس الايمان .
امام جعفر صادق (ع) : صبر سر ايمان است .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 140


حدیث چهاردهم :
ثلاث من علامات المؤمن : علمه بالله و من يحب و من يبغض .
امام جعفر صادق (ع) : سه چيز از علامات مؤمن است : شناختن خدا و شناختن دوستان و دشمنان خدا .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 192


حدیث پانزدهم :
من ابتلي من المؤمنين ببلاء فصبر عليه ، كان له مثل أجر الف شهيد .
امام جعفر صادق (ع) : هر مؤمني به بلائي گرفتار شود و صبر كند ، اجر هزار شهيد براي اوست .
 

اصول كافي ، ج 3 ، ص 146

حدیث شانزدهم :
محمد بن سليمان الديلمي عن أبيه قال : قلت لابي عبدالله - عليه السلام - فلان بن عبادته و دينه و فضله ! فقال : كيف عقله ؟ قلت : لا أدري : فقال : ان الثواب علي قدر العقل .
امام جعفر صادق (ع) : سليمان ديلمي مي گويد : به امام صادق - عليه السلام - عرض كردم فلاني در عبادت و ديانت و فضيلت چنين و چنان است . فرمود : عقلش چگونه است ؟ گفتم نمي دانم . فرمود : پاداش به اندازه عقل است .

اصول كافي ، ج 1 ، ص 12


حدیث هفدهم :
أكمل الناس عقلا أحسنهم خلقا .
امام جعفر صادق (ع) : عاقل ترين مردم خوش خلق ترين آنهاست .

اصول كافي ، ج 1 ، ص 27


حدیث هیجدهم :
قال رسول الله (ص ) : إنا معاشر الانبياء أمرنا أن نكلم الناس علي قدر عقولهم .
امام جعفر صادق (ع) : پيامبر خدا (ص ) فرموده است:ما گروه پيامبران مأموريم كه با مردم به اندازه عقل خودشان سخن بگوئيم .

اصول كافي ، ج 1 ، ص 27


حدیث نوزدهم :
قال رجل له - عليه السلام - ما العقل ؟ قال : ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان . قال : قلت : فالذي كان في معاوية ؟ فقال : تلك النكراء ، تلك الشيطنة ، وهي شبيهة بالعقل ، و ليست بالعقل .
امام جعفر صادق (ع) : شخصي از امام صادق - عليه السلام - پرسيد عقل چيست ؟ فرمود : چيزي است كه به وسيله آن خدا پرستش شود و بهشت بدست آيد . آن شخص گويد : گفتم پس آنچه معاويه داشت چه بود ؟ فرمود : آن نيرنگ است ، آن شيطنت است ، آن نمايش عقل را دارد ، ولي عقل نيست .

اصول كافي ، ج 1 ، ص 11


حدیث بیستم :
عبدالله بن سنان قال : ذكرت لابي عبدالله - عليه السلام - رجلا مبتلي بالوضوء و الصلاة و قلت : هو رجل عاقل ، فقال : أبو عبدالله و أي عقل له و هو يطيع الشيطان ؟ فقلت له : و كيف يطيع الشيطان ؟ فقلت له : سله هذا الذي يأتيه من أي شيء هو ؟ فانه يقول لك من عمل الشيطان .
امام جعفر صادق (ع) : ابن سنان گويد به حضرت صادق - عليه السلام - عرض كردم : مردي هست عاقل كه گرفتار وسواس در وضو و نماز مي باشد : فرمود چه عقلي كه فرمانبري شيطان مي كند ؟ گفتم : چگونه فرمان شيطان مي برد ؟ فرمود از او بپرس وسوسه اي كه به او دست مي دهد از چيست ؟ قطعا به تو خواهد گفت از عمل شيطان است .

اصول كافي ، ج 1 ، ص 13


حدیث بیست و یک :
قال - عليه السلام - : قال رسول الله : يا علي لا فقر أشد من الجهل ، لا مال أعود من العقل .
امام جعفر صادق (ع) : پيامبر خدا فرموده است : اي علي هيچ تهيدستي سخت تر از ناداني و هيچ مالي سودمندتر از عقل نيست .

اصول كافي ، ج 1 ، ص 30


حدیث بیست و دو :
ليس بين الايمان و الكفر الا قلة العقل قيل : و كيف ذاك يا ابن رسول الله ؟ قال : إن العبد يرفع رغبته الي مخلوق فلو أخلص نيته لله لأتاه الذي يريد في أسرع من ذلك .
امام جعفر صادق (ع) : ميان ايمان و كفر فاصله اي جز كم عقلي نيست . عرض شد : چگونه اي پسر پيغمبر ؟ فرمود : بنده خدا در حاجت خود متوجه مخلوق مي شود ، در صورتي كه اگر با خلوص نيت متوجه خدا شود آنچه خواهد در نزديكتر از آن وقت به او رسد .

اصول كافي ، ج 1 ، ص 32 – 33


حدیث بیست و سه :
اذا أراد الله بعبد خيرا فقهه في الدين .
امام جعفر صادق (ع) : چون خدا خير بنده اي خواهد ، او را در دين دانشمند كند .

اصول كافي ، ج 1 ، ص 39


حدیث بیست و چهار :
ليس بين الايمان و الكفر الا قلة العقل قيل : و كيف ذاك يا ابن رسول الله ؟ قال : إن العبد يرفع رغبته الي مخلوق فلو أخلص نيته لله لأتاه الذي يريد في أسرع من ذلك .
امام جعفر صادق (ع) : ميان ايمان و كفر فاصله اي جز كم عقلي نيست . عرض شد : چگونه اي پسر پيغمبر ؟ فرمود : بنده خدا در حاجت خود متوجه مخلوق مي شود ، در صورتي كه اگر با خلوص نيت متوجه خدا شود آنچه خواهد در نزديكتر از آن وقت به او رسد .

اصول كافي ، ج 1 ، ص 32 - 33


حدیث بیست و پنج :
طلب العلم فريضة .
امام جعفر صادق (ع) : كسب دانش واجب است .

اصول كافي ، ج 1 ، ص 35


 

حدیث بیست و ششم :
من زار أخاه في الله قال الله عز و جل : إياي زرت و ثوابك علي و لست أرضي لك ثوابا دون الجنة .
امام جعفر صادق (ع) : هر كسي كه براي خدا از برادرش ديدن كند ، خداي متعال فرمايد : مرا ديدن كردي و ثوابت بر من است و به ثوابي جز بهشت برايت خرسند نيستم .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 255


حدیث بیست و هفتم :
تصافحوا فإنها تذهب بالسخيمة .
امام جعفر صادق (ع) : با يكديگر مصافحه كنيد ، زيرا مصافحه كينه را مي برد .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 264


حدیث بیست و هشتم :
لا يقبل رأس احد و لا يده إلا رسول الله أو من اريد به رسول الله صلي الله عليه و آله .
امام جعفر صادق (ع) : نبايد سر يا دست كسي بوسيده شود مگر دست پيامبر خدا صلي الله عليه و آله يا كسي كه از او پيامبر خدا صلي الله عليه و آله قصد شود .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 267


حدیث بیست  و نهم :
شيعتنا الرحماء بينهم ، الذين اذا خلوا ذكروا الله .
امام جعفر صادق (ع) : شيعيان ما با يكديگر مهربانند ، چون تنها باشند خدا را ياد كنند .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 268


حدیث سی ام :
من أحب الاعمال الي الله عز و جل إدخال السرور علي المؤمن : اشباع جوعته أو تنفيس كربته أو قضاء دينه .
امام جعفر صادق (ع) : از جمله دوست داشتني ترين اعمال نزد خداي متعال شادي رسانيدن به مؤمن است و سير كردن او از گرسنگي ، يا رفع گرفتاري او يا پرداخت بدهيش .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 276


حدیث سی و یک ام :
قال عن سدير قال : قلت له - عليه السلام - هل يجزي الولد والده ؟ فقال : ليس له جزاء إلا في خصلتين يكون الوالد مملوكا فيشتريه ابنه فيعتقه أو يكون عليه دين فيقضيه عنه .
امام جعفر صادق (ع) : سدير گويد : به امام صادق عليه السلام عرض كردم : آيا فرزند مي تواند پدرش را پاداش دهد ؟ فرمود : پاداشي براي پدر نيست جز در دو صورت : پدر برده باشد و پسر او را بخرد و آزاد كند،پدر بدهي داشته باشد و پسر آن را بپردازد .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 237


حدیث سی و دوم :
شرف المؤمن قيام الليل و عزه استغناؤه عن الناس .
امام جعفر صادق (ع) : شرافت مؤمن به شب زنده داري و عزتش به بي نيازي از مردم است .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 218


حدیث سی و سوم :
قيل له - عليه السلام - اي الاعمال أفضل ؟ قال : الصلاة لوقتها و بر الوالدين و الجهاد في سبيل الله عز و جل .
امام جعفر صادق (ع) : به امام صادق عليه السلام عرض شد . كدام اعمال بهتر است ؟ فرمود : نماز در وقت و نيكي با پدر و مادر و جهاد در راه خداي متعال .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 231


حدیث سی و چهارم:
مثل الدنيا كمثل ماء البحر كلما شرب منه العطشان ازداد عطشا حتي يقتله .
امام جعفر صادق (ع) : دنيا مانند آب درياست كه هر چه شخص تشنه از آن بيشتر آشامد ، تشنگيش بيشتر شود تا او را بكشد .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 205


حدیث سی و پنجم :
من رضي من الله باليسير من المعاش رضي الله منه باليسير من العمل .
امام جعفر صادق (ع) : هر كه به يك زندگي ساده از خدا راضي باشد خدا هم به عمل اندك او راضي شود .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 207


حدیث سی و ششم :
إن كان ما يكفيك يغنيك فأدني ما فيها يغنيك و إن كان ما يكفيك لا يغنيك فكل ما فيها لا يغنيك .
امام جعفر صادق (ع) : اگر اندازه كفايت ، بي نيازت كند ، كمترين چيز دنيا بي نيازت كند و اگر اندازه كفايت بي نيازت نكند ، هر چه در دنيا هست بي نيازت نكند .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 209


حدیث سی و هفتم :
لا تستقل ما يتقرب به إلي الله عز و جل و لو شق تمرة .
امام جعفر صادق (ع) : چيزي كه مايه تقرب به خداي متعال است كوچك مشمار ، اگر چه پاره خرمايي باشد .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 212


حدیث سی و هشتم :
اذا هممت بشي ء من الخير فلا تؤخره ، فان الله عز و جل ربما أطلع علي العبد و هو علي شيء من الطاعة فيقول : و عزتي و جلالي لا أعذبك بعدها أبدا و اذا هممت بسيئة فلا تعملها فانه ربما اطلع الله علي العبد و هو علي شيء من المعصية فيقول : و عزتي و جلالي لا أغفر لك بعدها أبدا .
امام جعفر صادق (ع) : وقتي اراده كار خيري نمودي تأخيرش مينداز زيرا خداي متعال گاهي بر بنده مشرف مي شود كه او مشغول طاعتي است ، پس مي فرمايد : به عزت و جلالم سوگند كه تو را پس از اين هرگز عذاب نكنم و چون اراده گناهي كردي انجام مده ، زيرا گاهي خدا بر بنده مشرف مي شود كه او معصيتي انجام دهد ، پس مي فرمايد : به عزت و جلالم كه تو را بعد از اين ديگر نخواهم آمرزيد .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 213


حدیث سی و نهم :
لو يعلم المؤمن ما له من الأجر في المصائب لتمني أنه قرض بالمقاريض .
امام جعفر صادق (ع) : اگر مؤمن پاداشي را كه براي مصيبتها دارد بداند ، آرزو مي كند كه او را با قيچي تكه تكه كنند .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 354


حدیث چهلم :
سئل النبي (ص ) : ما كفارة الاغتياب قال : تستغفر الله لمن اغتبته كلما ذكرته .
امام جعفر صادق (ع) : از پيغمبر پرسيدند : كفاره غيبت چيست ؟ فرمود : براي آن كس كه غيبتش كردي هر زمان به يادش افتادي از خدا طلب آمرزش كني .

اصول كافي ، ج 4 ، ص 61

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 15:55  توسط   | 

چهل حدیث گوهر بار امام محمد باقر علیه السلام

قال الامام ابو جعفر محمد بن علی الباقر علیه السلام :Image

1. دقت در حساب به اندازه عقول در دنیا

انما يداق الله العباد في الحساب يوم القيامة علي قدر ما اتاهم من العقول في الدنيا. (1)

خدا در روز قيامت نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلي كه در دنيا به آنها داده است باريك بيني مي كند.

 ۲. در زمان غیبت باید چنین باشیم

اِصبِروا عَلي اداء الفَرائضِ، وَ صابِرو عَدُوُّكم ، وَ رابِطوا امامَكمُ المُنتَظَرِِ (2)

صبر كنيد برگزاردن احكام شرع و شكيبايي ورزيد در برابر دشمنتان و آماده و حاضر باشيد براي امامتان كه در انتظار او هستيد.

3. سخن نیک را از هرکس بگیرید

 خُذُوا الكلِمَةَ الطَّيبَةَ مِمَّن قالَها و إن لَم يعمَل بِها (3)

سخن طيب و پاكيزه را از هر كه گفت بگيريد،‌ اگر چه او خود،‌ بدان عمل نكند.

 ۴. نافرمان خداشناس نیست

ما عَرَفَ اَللهَ مَن عَصاهُ. (4)

خدا را نشناخته آن كه نافرماني اش كند.

5. حسد و تحقیر با دانش نمی سازد

لا يكونُ اَلعَبدُ عالِماً حَتّي لا يكونَ حاسِداً لِمَن فَوقَهُ و لا مُحَقِّراً لِمَن دُونَهُ. (5)

هيچ بنده اي عالم نباشد تا اينكه به بالا دست خود حسد نبرد و زير دست خود را خوار نشمارد.

6. جهادی مانند مبارزه با نفس نیست 

لا فَضيلَةَ كالجِهادِ ، ولا جِهادَ كمُجاهَدَةِ اَلهَوي . (6)

فضيلتي چون جهاد نيست ، و جهادي چون مبارزه با هواي نفس نيست. 

7. ترک جماعت مبطل نماز 

من ترك الجماعة رغبة عنها و عن جماعة المسلمين من غير علة فلا صلاة له. (7)

كسي كه از روي بي ميلي ،بدون عذر و علت نمازجماعت را كه اجتماع مسلمانان است ترك كند، نمازي براي او نيست.

8. گفتار بگونه ای که دوست داریم بشنویم 

قولوا للناس احسن ما تحبون ان يقال لكم. (8)

بهترين چيزي را كه دوست داريد درباره شما بگويند ، درباره مردم بگوييد. 

9. حفظ زبان سبب مصونیت از گناه

لا يسلم احد من الذنوب حتي يخزن لسانه. (9)

هيچ كس از گناهان سالم نمي ماند ، مگر اينكه زبانش را نگه دارد.

10.   صله رحم سریعترین طاعت

ان اعجل الطاعة ثوابا لصلة الرحم. (10)

نزديكترين و سريعترين طاعت در ثواب ، پيوند با خويشان است.

11.   مدارا قفل ایمان است

ان لكل شيءٍ قفلاً و قفل الايمان الرفق. (11)

هر چيزي قفلي دارد و قفل ايمان مدارا كردن و نرمي است

12.   غضب فرونشان تا عذاب فرونشیند 

ومن كف غضبه عن الناس كف الله تبارك وتعالى عنه عذاب يوم القيامة. (12)

كسي كه خشمش را از مردمان باز دارد خداوند نيز در روز قيامت عذابش را از او باز مي دارد  

13.   حق بندگی ادا کن تو خدا ترا کفایت کند 

من عَبَد الله حق عبادته آتاه الله فوق امانيه و كفايته. (13)

هر كه خدا را، آنگونه كه سزاوار اوست، بندگى كند، خداوند بيش ازآرزوها و كفايتش به او عطا مى كند.

14.   شوخی کننده بدون ناسزاگویی محبوب خدا است

 ان الله عزوجل يحب المداعب في الجماعه بلا رفث. (14)

خداوند عزوجل كسي را كه در ميان جمع ، بدون ناسزاگويي شوخي كند ، دوست دارد .  

15.   مبارزه با نفس مانند مبارزه با دشمن 

جَاهِد هَوَاك كمَا تُجَاهِدُ عَدُوَّك. (15)

با هواي نفساني خود مبارزه كن همانگونه كه با دشمنت مبارزه مي كني 

16.   خوش نیتی باعث افزایش رزق

من حسنت نيته ، زيد في رزقه (16) 

هر كه خوش نيت باشد ، روزي اش افزايش مي يابد .  

17.   دوست داشتن میزان محبوبیت 

اعرف المودة في قلب اخيك بما له في قلبك (17)

دوستي قلبي برادرت را از اندازه دوستي قلبي خودت نسبت به او بفهم.

18.   بهترین آمیزه  

ما شيب شي ء بشي ء احسن من حلم بعلم. (18)

چيزي با چيزي نياميخته است كه بهتر از حلم با علم باشد.  

19.   دعا درپشت سر برادر دینی  

اَوشَك دَعوَهُ و اَسرَعُ اِجابَه دُعاءَ المَرءِ لِاَخيهِ بِظَهرِ الغَيبِ. (19)

دعاي انسان پشت سر برادر ديني اش ، نزديكترين و سريعترين دعا به اجابت است .  

20.   بهترین نیکی در دنیا  

مَا حَسَنَةُ الدُّنيا إلّا صِلَةُ الإخوانِ وَالمَعارِفِ. (20)

خوبي دنيا جز در پيوند با برادران و آشنايان نيست. 

21. مدارا کننده صاحب ایمان

مَن قُسِمَ لَهُ الرَّفقُ قَسِمَ لَهُ الإيمانُ. (21)

كسي كه برايش مدارا تقسيم شده ايمان براي وي تقسيم گرديده 

22.   احیاء علم چیست؟ 

رحم الله عبدا أحيا العلم قال: قلت: وما إحياؤه؟ قال: أن يذاكر به أهل الدين وأهل الورع. (22)

فرمود خدا رحمت کند بنده ای را که علم را احیاء کند، أبي الجارود می گوید عرض کردم احیاء علم چیست؟ فرمود: مذاکره با اهل علم و پرهیزکاران احیاء علم است 

23.   بدزبان بیهوده گوی دشمن خدا است  

إنَّ اللهَ يبغِضُ الفَاحِشَ المُتَفَحِّشَ. (23)

راستي كه خداوند شخص بد زبان بيهوده گوي را دشمن مي داردي

24.   محبوبترین بنده خدا

مِن أحَبِّ عِبادِ اللهِ إلَي اللهِ المُحسِنُ التَّوَّابُ. (24)

يكي از محبوبترين بندگان خدا در نزد خداوند كسي است كه نيكوكار و بسيار توبه كننده باشد

25.   ره آورد تقوی 

اِنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ يقى بِالتَّقوى عَنِ العَبدِ ما عَزُبَ عَنهُ عَقلُهُ وَ يجَلّى بِالتَّقوى عَنهُ عَماهُ وَ جَهلَهُ. (25)

خداوند به وسيله تقوا بنده را حفظ مي ‏كند از آنچه كه عقلش به آن نمى ‏رسد و كور دلى و نادانى او را بر طرف مى ‏سازد.

26.   ره آورد نماز اول وقت

ايّما مؤمن حافظ علي الصلوات المفروضة فصلاها لوقتها فليس هذا من الغافلين. (26)

هر مؤمني  محافظت برنمازش نمايد، و او را در وقتش به جا آورد، از انسانهاي غافل شمرده نمي شود.

27.   ره آورد شوم ستم در دنیا

 الظُلمُ فِي الدُّنيا هُوَ الظُلُمَاتُ فِي الاَخِرَه. (27)

ظلم در دنيا همان ظلمتها و تاريكي هاي آخرت است.

28. لباس بردباری

اَلحِلمُ لِباسُ العالِمِ فَلا تَعرَينَّ مِنهُ. (28)

بردبارى لباس عالم است، پس تو خود را از آن عريان مدار.

29.    ارزش اشک ریختن از خوف خدا

ما مِن قَطرَةٍ احَبَّ الي اللهِ عَزَّوَجَلَّ مِن قَطرَةٍ دُمُوعٍ في سََوَادِ اللَّيلِ مَخَافَةً مِنَ اللهِ لا يریدُ بِها غَيرهُ. (29)

هيچ قطره اي در نزد خداوند عزوجل دوست داشتني تر و محبوب تر از قطره ي اشكهايي كه در تاريكي شب و از خوف خدا با اخلاص كامل ريخته مي شود نيست.

30.   خدا اهل مدارا را دوست دارد

اِنَّ اللهَ رَفيقٌ يحِبُّ الرِّفقَ ويعطى على الرفق ما لا يعطى على العنف. (30)

خداوند اهل مدارا است و مدارا را دوست دارد و به اهل عطا می کند آنچه را که به اهل عتاب و رفتار خشن عطا نمی کند.

31.   نیکو بودن نیکی و زشت بودن بدی

مَا اَحسَنَ الحَسَنَاتِ بَعدَ السَّيئاتِ وَ مَا اَقبَحَ السَّيئاتِ بَعدَ الحَسَنَاتِ

چه نيكوست نيكي ها بعد از بديها و چه زشت است بديها پس از نيكي ها

32.    بردباری لباس دانشمندان

اَلحِلمُ لِباسُ العالِمِ فَلا تَعرَينَّ مِنهُ. (32)

بردبارى لباس عالم است، پس تو خود را از آن عريان مدار.

33.    کبر سواری آتش

الكبرُ مَطَايا النَّارِ. (33)

كبر و بزرگي نمودن(به منزله ي) مركبي است كه سوار خود را به سوي آتش مي برد.

34.    اهل حیاء و عفت محبوب خدا

قال (ع): قال رسول الله صلى الله عليه وآله: ان الله يحب الحيئ الحليم العفيف المتعفف. (34)

همانا خداوند انسان با حيا و بردبار را دوست دارد. خداوند دوست مي دارد كسي را كه با حيا، بردبار، پاكدامن، و باز ايستنده ي از حرام باشد.

35.    آرایش خویشتن برای خداوند

تَزَين للَّهِ‏ِ بِالصِّدقِ فِي الاعمالِ. (35)

با راست كردارى، خود را براى خدا بياراى

36.    مشورت با چه کسی؟

اِستَشِر في أمرِك الَّذينَ يخشَونَ اللَّهَ. (36)

در كار خود، [فقط] با كسانى مشورت كن كه از خدا مي ‏ترسند .

37.    صبر چیست و کدام صبر افضل است؟

الصَّبرُ صَبرانِ: صَبرٌ عَلي البَلاءِ حَسَنٌ جَميلٌ وَ أفضَلُ الصَّبرَين الوَرَعُ عَن المَحارم. (37)

صبر بر دو گونه است: صبر بر بلا كه نيكو و زيباست و برترين اين دو قسم پرهيز نمودن از حرامهاي الهي است.

38.    بهترین عبادت چیست؟

مَا مِن عِبَادَة أفضَلَ عِندَ اللهِ مِن عِفَّةِ بَطن وَ فَرج. (38)

هيچ عبادتي در نزد خدا برتر از ترك شهوات شكم و فرج نيست.

39.   بهار قرآن

لِكلِّ شَيءٍ رَبِيعٌ، وَرَبِيعُ القُرآنِ شَهرُ رَمَضَانَ. (39)

هر چيزي بهاري دارد و بهار قرآن ماه رمضان است

40.    چگونگی منزل کردن در دنیای فانی

فَانزِل نَفسَكَ مِنَ الدُّنيا كَمَثَلِ مَنزِلٍ نَزَلتَهُ ساعَةً ثُمَّ ارتَحَلتَ عَنهُ. (40)

خود را در دنيا چنان منزل ده كه گويى ساعتى در آن منزل دارى وسپس از آن كوچ مي كني.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 15:53  توسط   | 

چهل حدیث از امام زین العابدین(علیه السلام)

چهل حدیث از امام زین العابدین(علیه السلام) در باب علم، خداشناسی،Image معاشرت، بندگی خدا، پدر ومادر،خوشبختی و...
 

1. إنَّ الْمَعْرِفَهَ، وَكَمالَ دینِ الْمُسْلِمِ تَرْكُهُ الْكَلامَ فیما لایُغْنیهِ، وَقِلَّهُ ریائِهِ، وَحِلْمُهُ، وَصَبْرُهُ، وَحُسْنُ خُلْقِهِ.
همانا معرفت و كمال دین مسلمان، در گرو رهاكردن سخنان و حرف هائى است كه به حال او و دیگران سودى ندارد. و از ریا و خودنمائى دورى جستن، در برابر مشكلات زندگى بردبار و شكیبا بودن و  داراى اخلاق پسندیده و نیك سیرت بودن است.

 

 

تحف العقول: ص 202، بحارالأنوار: ج 2، ص 129، ح 11

 

2. مَنْ لَمْ یَكُنْ عَقْلُهُ أكْمَلَ ما فیهِ، كانَ هَلاكُهُ مِنْ أیْسَرِ ما فیهِ.
كسى كه بینش و عقل خود را به كمال نرساند ـ و در رُكود فكرى و فرهنگى بسر برد ـ به سادگى در هلاكت و گمراهى و سقوط قرار خواهد گرفت.

 

بحارالأنوار: ج 1، ص 94، ح 26

 

3. عَجَباً كُلّ الْعَجَبِ لِمَنْ عَمِلَ لِدارِ الْفَناءِ وَتَرَكَ دارَ الْبقاء.
بسیار عجیب است از كسانى كه براى این دنیاى زودگذر و فانى كار مى كنند و خون دل مى خورند ولى آخرت را كه باقى و ابدى است رها و فراموش كرده اند.

 

بحارالأنوار: ج 73، ص 127، ح 128

 

4. نَظَرُ الْمُؤْمِنِ فِى وَجْهِ أخِیهِ الْمُؤْمِنِ لِلْمَوَدَّهِ وَالْمَحَبَّهِ لَهُ عِبادَه.
نظر كردن مؤمن به صورت برادر مؤمنش از روى علاقه و محبّت عبادت است.

 

تحف العقول: ص 204، بحارالأنوار: ج 78، ص 140، ح 3

 

5. إبْنَ آدَم إنَّكَ مَیِّتٌ وَمَبْعُوثٌ وَمَوْقُوفٌ بَیْنَ یَدَىِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلّ مَسْؤُولٌ، فَأعِدَّ لَهُ جَواباً.
اى فرزند آدم! (اى انسان! تو) خواهى مُرد و سپس محشور مى شوى و در پیشگاه خداوند متعال جهت سؤال و جواب احضار خواهى شد، پس جوابى (قانع كننده وکامل) مهیّا و آماده كن.

 

تحف العقول: ص 202، بحارالأنوار: ج 70، ص 64، ح 5

 

6. إنَّ أفْضَلَ الْجِهادِ عِفَّهُ الْبَطْنِ وَالْفَرْجِ.
با فضیلت ترین ومهمترین مجاهدت ها، عفیف نگه داشتن شكم و عورت است ـ از چیزهاى حرام و شبهه ناك ـ.

 

مشكاه الأنوار: ص 157، س 20

 

7. لَوْ یَعْلَمُ النّاسُ ما فِى طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْبِسَفْكِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ.
چنانچه مردم منافع و فضایل تحصیل علوم را مى دانستند هر آینه آن را تحصیل مى كردند گرچه با ریخته شدن و یا فرو رفتن زیر آب ها در گرداب هاى خطرناك باشد.

 

اصول كافى: ج 1، ص 35، بحارالأنوار: ج 1، ص 185، ح 109

 

8. مُجالَسَهُ الصَّالِحیِنَ داعِیَهٌ إلى الصَّلاحِ، وَ أَدَبُ الْعُلَماءِ زِیادَهٌ فِى الْعَقْلِ.

 

هم نشینى با صالحان انسان را به سوى صلاح و خیر مى كشاند; و معاشرت و هم صحبت شدن با علماء، سبب افزایش شعور و بینش مى باشد.

 

بحارالأنوار: ج 1، ص 141، ضمن ح 30، و ج 75، ص 304

 

9. مَنْ زَوَّجَ لِلّهِ، وَوَصَلَ الرَّحِمَ تَوَّجَهُ اللّهُ بتَاجِ الْمَلَكِ یَوْمَ الْقِیامَهِ.
هركس براى رضا و خوشنودى خداوند ازدواج نماید و با خویشان خود صله رحم نماید، خداوند او را در قیامت مفتخر و سربلند مى گرداند.

 

مشكاه الأنوار: ص 166

 

10. اَلْخَیْرُ كُلُّهُ صِیانَهُ الاْنْسانِ نَفْسَهُ.
سعادت و خوشبختى انسان در حفظ و كنترل اعضاء و جوارح خود از هرگونه كار زشت و خلاف است.

 

تحف العقول: ص201، بحارالأنوار: ج 75، ص 136، ح 3

 

11. یَا ابْنَ آدَم، إنَّكَ لا تَزالُ بَخَیْر ما دامَ لَكَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ، وَما كانَتِ الْمُحاسَبَهُ مِنْ هَمِّكَ، وَما كانَ الْخَوْفُ لَكَ شِعاراً.
اى فرزند آدم، تا آن زمانى كه در درون خود واعظ و نصیحت كننده اى دلسوز داشته باشى، و در تمام امور بررسى و محاسبه كارهایت را اهمیّت دهى، و در تمام حالات ـ از عذاب الهى ـ ترس و خوف داشته باشى; در خیر و سعادت خواهى بود.

 

مشكاه الأنوار: ص 246، بحارالأنوار: ج 67، ص 64، ح 5

 

12. سادَةُ النّاسِ فی الدُّنْیا الاَسْخِیاء، وَ سادَةُ الناسِ فی الاخِرَةِ الاَتْقیاء.
در این دنیا سرور مردم، سخاوتمندان هستند؛ و در قیامت سیّد و سرور مردم، پرهیزكاران خواهند بود.‏

 

مشكاة الا نوار: ص 232، س 20، بحارالا نوار: ج 78، ص 50، ح 77

 

13. كانَ [رسولُ الله] إذا أوَى إلىَ مَنزِلِهِ، جَزَّءَ دُخُولَهُ ثَلاثَةَ أجزَاءٍ: جُزءاً لِلَّهِ، وَجُزءاً لِأهلِهِ، وَجُزءاً لِنَفسِهِ
پیامبر (صلی الله علیه و آله) وقت خود را در منزل به سه قسمت میكرد: بخشی برای (عبادت) خدا ، بخشی برای خانواده و بخشی برای خودش.

 

مكارم الأخلاق، ج 1، ص 44

 

14. خَیرُ مَفَاتیحِ الأموُرِ الصِّدقُ وَخَیرُ خَوَاتیمِهَا الوَفَاءُ

 

بهترین گشایندۀ کارها، راستی و بهترین پایان برندۀ آن، وفاداری است.

 

بحارالأنوار، ج 75، ص 161

 

15. مَا مِن قَطرَةٍ أَحَبُّ إِلَی الله عَزَّوَجَل مِن قَطرَةِ دَمٍ فِی سَبِیلِ الله و قَطرَةِ دَمعَةٍ فِی سَوادِ اللَّیلِ
هیچ قطره ای نزد خداوند محبوبتر از دو قطره نیست: قطره خونی که در راه خدا ریخته شود و قطره اشکی که در سیاهی شب جاری  گردد.

 

خصائل الصدوق :ص 50

 

16. مَن عَمِلَ بما افتَرَضَ اللهُ عَلَیهِ فَهُوَ مِن خَیر النَّاس  
کسی که به آنچه خداوند بر او واجب ساخته عمل کند از بهترین مردمان است.

 

جهاد النفس ح 237

 

17. فَاَمّا حَقُّ اللّه‏ِ الاَْكْبَرُ فَاِنَّكَ تَعْبُدُهُ لا تُشْرِكُ بِهِ شَیْئا فَاِذا فَعَلْتَ ذلِكَ باِخْلاصٍ جَعَلَ لَكَ عَلى نَفْسِهِ اَنْ یَكْفیَكَ اَمْرَ الدُّنْیا وَ الآْخِرَةِ وَ یَحْفَظَ لَكَ ما تُحِبُّ مِنْها
حق بزرگ‏تر خداوند این است كه او را بپرستى و چیزى را با او شریك نسازى، كه اگر خالصانه چنین كنى، خداوند كار دنیا و آخرتت را كفایت مى‏كند و آنچه را دوست دارى برایت نگه مى‏دارد.

 

تحف العقول، ص 256

 

18. الدُّعاءُ یَدفَعُ البَلاءَ النّازِلَ وَما لَم یَنزِلْ
دعا ، بلاى نازل شده و نازل نشده را دفع مى‏كند.

 

الكافی : ج 2 ، ص 469 ح 5،میزان الحكمة : ج 2 ، ص 870

 

19. خَیرُ مَفَاتیحِ الأموُرِ الصِّدقُ وَخَیرُ خَوَاتیمِهَا الوَفَاءُ
بهترین گشایندۀ کارها راستی و بهترین پایان برندۀ آن وفاداری است.

 

بحارالأنوار، ج 75، ص 161

 

20. خَفِ اللَّهَ لِقُدرَتِهِ عَلَیكَ واستَحىِ مِنهُ لِقُربِهِ مِنكَ
از قدرت خداوند بر خویش بترس و از نزدیکى‏اش به خود شرمگین باش.

 

بحار الأنوار ، ج 75 ، ص 160

 

21. و نَعُوذُ بِكَ مِن شَماتَةِ الاَعدَاء، وَ مِنَ الفَقرِ إِلی الأَكفَاء، وَ مِن مَعِیشَةٍ فِی شِدَّةٍ، و مَیتَةٍ عَلی غَیرِ عُدَّة.
خدایا پناه می بریم به تو از شماتت و شاد شدن دشمنان و از نیازمندی به همانندان خودم و از زندگی در سختی ، و از مردن بی توشه سفر.

 

صحیفه سجادیه

 

22. وَ الذُّنُوبُ الّتى تُنزِلُ النِّقَمَ عِصیانُ العارِفِ بِالبَغىِ وَ التَطاوُلُ عَلَى النّاسِ وَ الاِستِهزاءُ بهِم وَ السُّخریَّةُ مِنهُم
گناهانى که باعث نزول عذاب مى‏شوند، عبارت‏اند از: ستم کردن شخص از روى آگاهى، تجاوز به حقوق مردم، و دست انداختن و مسخره کردن آنان.

 

معانى الاخبار ، ص 270

 

23. الَّلهُم صَلِّ عَلی مُحَمَّد و آلِه، و صَیِّرنا إِلَی مَحبُوبِك مِن التَوبَةِ، وَ أَزِلنَا عَن مَكرُوهِك مِن الاِصرار
بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست، و ما را به توبه و بازگشت كه پسندیده بازگردان، و از اصرار (بر گناه) كه آن را نمی پسندی دور گردان.

 

 صحیفه سجادیه

 

24. الَّلهُم إِن تَشأ تَعفُ عَنَّا فَبفَضلِک، و إِن تَشأ تُعَذِّبنا فَبعدلِك.
بار خدایا اگر بخواهی از ما بگذری از فضل و احسان توست (نه شایستگی ما) و اگر بخواهی ما را به كیفر رسانی از عدل و دادگری توست.

 

صحیفه سجادیه

 

25. ثَلاثٌ مُنْجِیاتٌ لِلْمُؤْمِن: كَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَاغتِیابهِمْ، وَإشْغالُهُ نَفْسَهُ بِما یَنْفَعُهُ لاَِّخِرَتِهِ وَدُنْیاهُ، وَطُولُ الْبُكأ ‏عَلی خَطیئَتِهِ.
سه چیز موجب نجات انسان مومن خواهد بود: نگهداری زبانش از حرف زدن درباره مردم و غیبت آنان، مشغول شدنش به خویشتن با كارهایی ‏كه برای آخرت و دنیایش ‍ مفید باشد و بسیار گریستن بر اشتباهاتش.‏

 

تحف العقول: ص 204، بحارالا نوار: ج 75، ص 140، ح 3

 

26. رَأیْتُ الْخَیْرَ كُلَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ فِی قَطْعِ الطَّمَعِ عَمّا فِی أیْدِی النّاسِ
تمام خیرات و خوبی‌های دنیا و آخرت را در چشم پوشی و قطع طَمَع از زندگی و اموال دیگران می‌بینم.

 

‏اصول كافی: ج 2، ص 320

 

27. إنَّ لِسانَ ابْنَ آدَمٍ یَشْرُفُ عَلی جَمیعِ جَوارِحِهِ كُلَّ صَباحٍ فَیَقُولُ: كَیْفَ أصْبَحْتُمْ؟ فَیَقُولُونَ: بخَیْرٍ إنْ تَرَكْتَنا، إنَّما نُثابُ وَ نُعاقَبُ بكَ
زبان آدمی بر تمام اعضا و جوارحش تسلط دارد و هر صبحگاهان به آنها می‌گوید: چگونه شب را به روز رساندید؟ جواب می دهند: اگر تو ما را رها كنی خوب و آسوده هستیم، چون كه ما به وسیله تو مورد ثواب و عقاب قرار ‏می‌گیریم.‏

 

اصول كافی: ج 2، ص 115، وسائل الشّیعة: ج 12، ص 189، ح 1

 

28. آیاتُ الْقُرْآنِ خَزائِنُ الْعِلْمِ، كُلَّما فُتِحَتْ خَزانَةٌ، فَیَنْبَغی لَكَ أنْ تَنْظُرَ ما فیها
آیه‌های قرآن، هر كدام آن، خزینه علوم (خداوند) است، هر گاه خزینه‌ای باز می‌شود شایسته است كه خوب در آن بنگری.‏

 

مستدرك الوسائل: ج 4، ص 238، ح 3

 

29. حَقُّ الکَبِیر توقیرهُ لِسِنِّهِ و اجلالُهُ لِتَقدَّمَهُ فی الِاسلام
حق آنکه بزرگتر است این است که او را به خاطر سنش احترام کنی و او را به خاطر اینکه برتو در مسلمانی پیشی داشته است،بزرگ شماری.

 

جهادالنفس،ح19

 

30. لَوِ اجْتَمَعَ أَهْلُ السَّماءِ وَالارْضِ أَنْ یَصِفُوا اللّهَ بعَظَمَتِهِ لَمْ یَقْدِرُوا
اگر تمامى اهل آسمان و زمین گِرد هم آیند و بخواهند خداوند متعال را در جهت عظمت و جلالش توصیف و تعریف كنند، قادر نخواهند بود.

 

اصول كافى: ج 1، ص 102، ح 4

 

31. إیّاكَ وَمُصاحَبَةُ الْفاسِقِ، فَإنّهُ بائِعُكَ بِأَكْلَةٍ أوْ أَقَلّ مِنْ ذلِكَ وَإیّاكَ وَمُصاحَبَةُ الْقاطِعِ لِرَحِمِهِ فَإنّى وَجَدْتُهُ مَلْعُونا فى كِتاب ِاللّهِ
بر حذر باش از دوستى و همراهى با فاسق چون كه او به یك لقمه نان و چه بسا كمتر از آن هم ، تو را مى فروشد؛ و مواظب باش از دوستى و صحبت كردن با كسى كه قاطع صله رحم مى باشد چون كه او را در كتاب خدا ملعون یافتم.

 

تحف العقول ص 202، بحارالا نوار: ج 74، ص 196، ح 26

 

32. إنَّ دینَ اللّهِ لایُصابُ بِالْعُقُولِ النّاقِصَةِ، وَالآراءِ الْباطِلَةِ، وَالْمَقاییسِ الْفاسِدَةِ، وَلایُصابُ إلاّ بالتَّسْلیمِ، فَمَنْ سَلَّمَ لَنا سَلِمَ، ومَنِ اهْتَدى بِنا هُدِىَ، وَمَنْ دانَ بِالْقِیاسِ وَالرَّأْىِ هَلَكَ.
به وسیله عقل ناقص و نظریه هاى باطل، و مقایسات فاسد و بى اساس نمى توان احكام و مسائل دین را به دست آورد، بنابراین تنها وسیله رسیدن به احكام واقعى دین، تسلیم محض مى باشد، پس هركس در مقابل ما اهل بیت تسلیم باشد از هر انحرافى در امان است و هر كه به وسیله ما هدایت یابد خوشبخت خواهد بود، و شخصى كه با قیاس و نظریات شخصى خود بخواهد دین اسلام را دریابد، هلاك مى گردد.

 

مستدرك الوسائل : ج 17، ص 262، ح 25

 

33. الَّلهُم صَلِّ عَلی مُحمَّدٍ و آله، و اجعَلنِی لَهُم قَرِیناً، و اجعَلنِی لَهُم نَصِیراً، و امنُن عَلَیَّ بشوقٍ اِلَیك، و بالعَمَلِ لَكَ بما تُحِبُّ و تَرضَی، إِنَّكَ عَلی كُلِّ شَیٍء قَدِیر، و ذلِكَ عَلیكَ َیسِیر
بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست، و من را با ایشان همنشین قرار داده و یاری كننده ایشان گردان، و به شوق و دل باختگی به خود و به انجام آن چه دوست داری و خشنود می گردی بر من منت گزار (توفیق عطا فرما) زیرا تو بر هر چیز توانایی، و خواسته من برای تو آسان است.

 

صحیفه سجادیه

 

34. الَّلهُمَّ... وَاجْعَلْنى مِمَّنْ اَطَلْتَ عُمْرَهُ وَ حَسَّنْتَ عَمَلَهُ وَ اَتْمَمْتَ عَلَیْهِ نِعْمَتَكَ وَ رَضَیْتَ عَنْهُ وَ اَحْیَیْتَهُ حَیاةً طَیِّـبَةً فى اَدْوَمِ السُّرورِ وَ اسْبَغِ الْكَرامَةِ وَ اَتـَمِّ الْعَیْشِ.
خداوند! مرا از كسانى قرار ده كه عمرشان را دراز و كردارشان را نیكو گردانیده‏اى و نعمتت را بر آنان تمام كرده‏اى و از آنان خُرسندى، و به آنان زندگى اى پاك، همراه با پایدارترین شادمانى و سرشارترین كرامت و كامل‏ترین رفاه، عطا نموده‏اى.

 

بحارالأنوار ، ج 98، ص 91، ح 2

 

35. الَّلهُم خَفِّض لَهُما صَوتِی، و اَطِب لَهُما كَلامِی، و اَلِن لَهُما عَریكَتِی، و اعطِف عَلَیهِما قَلبی، و صِیِّرنِی بهِما رَفِیقاً، و عَلَیهِما شَفِیقاً
بار خدایا صدایم را در برابر ایشان(پدرو مادر) آهسته، و سخنم را خوشایند و خویم را نرم نما، و دلم را بر آن ها مهربان كن، و من را به ایشان سازگار و بر آنان رحیم گردان.

 

صحیفه سجادیه

 

36. الّلهُم إِن یَكُنِ النَدمُ تَوبَةٌ إِلَیكَ فَأَنا أَندَمُ النَّادِمِین، و إِن یَكُنِ التَّركُ لِمَعصِیَتِكَ إِنابَةٌ فَأَنا أَوَّلُ المُنیبین، و إِن یَكُنِ الِاستِغفَارُ حطَّةٌ لِلذُّنُوبِ فَإِنِّی لَكَ مِنَ المُستَغفِرِین
بار خدایا اگر پشیمانی به سوی تو توبه است پس من پشیمان ترین پشیمان هایم، و اگر بجا نیاوردن گناه تو، توبه و بازگشت (به سوی تو) است پس من نخستین توبه كنندگانم، و اگر درخواست آمرزش، سبب ریختن گناهان است پس من به درگاه تو از درخواست كنندگان آمرزشم.

 

صحیفه سجادیه

 

37. الرِّضا بِمَكْرُوهِ الْقَضاءِ، مِنْ اءعْلى دَرَجاتِ الْیَقینِ
شادمانى و راضى بودن به سخت ترین مقدّرات الهى از عالى ترین مراتب ایمان و یقین خواهد بود.

 

مستدرك الوسائل: ج 2، ص 413، ح 16

 

38. الدُّنْیا سِنَةٌ، وَالاَّْخِرَةُ یَقْظَةٌ، وَنَحْنُ بَیْنَهُما أضْغاثُ أحْلامِ
دنیا همچون نیمه خواب (چرت) است و آخرت بیدارى مى باشد و ما در این میان رهگذر، بین خواب و بیدارى به سر مى بریم.

 

تنبیه الخواطر، معروف به مجموعة ورّام : ص 343، س 20

 

39. مَنْ أطْعَمَ مُؤْمِنا مِنْ جُوعٍ أطْعَمَهُ اللّهُ مِنْ ثِمارِ الْجَنَّةِ، وَمَنْ سَقى مُؤْمِنا مِنْ ظَمَاءٍ سَقاهُ اللّهُ مِنَ الرَّحیقِ الْمَخْتُومِ، وَمَنْ كَسا مُؤْمِنا كَساهُ اللّهُ مِنَ الثّیابِ الْخُضْر
هركس مؤ من گرسنه اى را طعام دهد خداوند او را از میوه هاى بهشت اطعام مى نماید، و هر كه تشنه اى را آب دهد خداوند از چشمه گواراى بهشتى سیرآبش مى گرداند، و هركس برهنه اى را لباس بپوشاند خداوند او را از لباس سبز بهشتى -كه بهترین نوع و رنگ مى باشد- خواهد پوشاند.

 

مستدرك الوسائل: ج 7، ص 252، ح 8

 

40. أرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فیهِ كَمُلَ إسْلامُهُ، وَمَحَصَتْ ذُنُوبُهُ، وَلَقِیَ رَبَّهُ وَهُوَ عَنْهُ راضٍ: وِقاءُ لِلّهِ بِما یَجْعَلُ عَلى نَفْسِهِ لِلنّاس، وَصِدْقُ لِسانِه مَعَ النّاسِ، وَالاْ سْتحْیاء مِنْ كُلِّ قَبِیحٍ عِنْدَ اللّهِ وَعِنْدَ النّاسِ، وَحُسْنِ خُلْقِهِ مَعَ أهْلِهِ.
هركس داراى چهار خصلت باشد، ایمانش كامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتى خداوند را ملاقات مى كند كه از او راضى وخوشنوداست:
1-خصلت خودنگهدارى و تقواى الهى به طورى كه بتواند بدون توقّع و چشم داشتى ، نسبت به مردم خدمت نماید.
2-راست گوئى و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگى
3-حیا و پاكدامنى نسبت به تمام زشتى هاى شرعى و عرفى .
4-خوش اخلاقى و خوش برخوردى با اهل و عیال خود.

 

مشكاة الا نوار: ص 172، بحارالا نوار: ج 66، ص 385، ح 48

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 15:49  توسط   | 

چهل حدیث عاشورایی

آتش عشق حسینىImage
" قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم: ان لقتل الحسین علیه السلام حرارة فى قلوب المؤمنین لا تبرد ابدا."
پیامبراكرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: براى شهادت حسین علیه السلام، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است كه هرگز سرد و خاموش نمى‏شود. (جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص556)

عاشورا، روز غم
قال الرضا علیه السلام:" من كان یوم عاشورا یوم مصیبته و حزنه و بكائه جعل الله عزوجل یوم القیامة یوم فرحه و سروره."
امام رضا علیه السلام فرمود: هر كس كه عاشورا، روز مصیبت و اندوه و گریه‏اش باشد، خداوند روز قیامت را براى او روز شادى و سرور قرار مى‏دهد. (بحارالانوار،ج 44، ص284)

محرم، ماه سوگوارى
قال الرضا علیه السلام:" كان ابى اذا دخل شهر المحرم لا یرى ضاحكا و كانت الكابة تغلب علیه حتى یمضى منه عشرة ایام، فاذا كان الیوم العاشر كان ذلك الیوم یوم مصیبته و حزنه و بكائه... "
امام رضا علیه السلام فرمود: هر گاه ماه محرم فرا مى‏رسید، پدرم (موسى بن‏ جعفر علیهماالسلام) دیگر خندان دیده نمى‏شد و غم و افسردگى بر او غلبه مى‏یافت تا آن كه ده روز از محرم مى‏گذشت، روز دهم محرم كه مى‏شد، آن روز، روز مصیبت و اندوه و گریه پدرم بود. (امالى صدوق، ص 111)


دیده‏هاى خندان
قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:" یا فاطمة! كل عین باكیة یوم القیامة الا عین بكت على مصاب الحسین فانها ضاحكة مستبشرة بنعیم الجنة."
پیامبراكرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: فاطمه جان! روز قیامت هر چشمى گریان است، مگر چشمى كه در مصیبت و عزاى حسین گریسته باشد، كه آن چشم در قیامت خندان است و به نعمتهاى بهشتى مژده داده مى‏شود. (بحارالانوار،ج 44، ص293)

 

سالگرد سوگ حسین (ع)
عن الصادق علیه السلام: "نیح على الحسین بن على سنة فى كل یوم و لیلة و ثلاث سنین من الیوم الذى اصیب فیه."
حضرت صادق علیه السلام فرمود: یك سال تمام، هر شب و روز بر حسین بن على علیه السلام نوحه خوانى شد و سه سال، در روز شهادتش سوگوارى برپا گشت. (بحارالانوار،ج 79، ص102)

 

بودجه عزادارى
قال الصادق علیه السلام: " قال لى ابى: یا جعفر! اوقف لى من منالى كذا و كذا النوادب تندبنى عشر سنین بمنى ایام منى."
امام صادق علیه السلام مى‏فرماید: پدرم امام باقرعلیه السلام به من فرمود: اى جعفر! از مال خودم فلان مقدار وقف نوحه خوانان كن كه به مدت ده سال در «منا» در ایام حج، بر من نوحه خوانى و سوگوارى كنند. (بحارالانوار،ج 46، ص220)

 

نوحه خوانى سنتى
عن ابى هارون المكفوف قال:"دخلت على ابى عبد الله علیه السلام فقال لى: انشدنى، فأنشدته فقال: لا، كما تنشدون و كما ترثیه عند قبره..."
ابوهارون مكفوف مى‏گوید: خدمت حضرت صادق علیه السلام رسیدم. امام به من فرمود: «برایم شعر بخوان». پس برایش اشعارى خواندم. فرمود: اینطور نه، همان طور كه (براى خودتان) شعر خوانى مى‏كنید و همانگونه كه نزد قبر حضرت سید الشهدا مرثیه مى‏خوانى. (بحارالانوار،ج 44، ص287)

 

پاداش شعر گفتن براى حسین علیه السلام
قال الصادق علیه السلام: "ما من احد قال فى الحسین شعرا فبكى و ابكى به الا اوجب الله له الجنة و غفر له."
امام صادق علیه السلام به جعفر بن عفان فرمود: هیچ كس نیست كه درباره حسین علیه السلام شعرى بسراید و بگرید و با آن بگریاند مگر آن كه خداوند، بهشت را بر او واجب مى‏كند و او را مى‏آمرزد. (رجال شیخ طوسى، ص289)

 

سرودن براى اهل بیت علیهم السلام
قال الصادق علیه السلام: "من قال فینا بیت شعر بنى الله له بیتا فى الجنة. "
امام صادق علیه السلام فرمود: هر كس در راه ما و براى ما یك بیت شعر بسراید، خداوند براى او خانه‏اى در بهشت، بنا مى‏كند. (وسائل الشیعه،ج 10، ص467)

 

اصحاب مدح و مرثیه
قال الصادق علیه السلام: "الحمد لله الذى جعل فى الناس من یفد الینا و یمدحنا و یرثى لنا. "
امام صادق علیه السلام فرمود: خدا را سپاس كه در میان مردم، كسانى را قرار داد كه به سوى ما مى‏آیند و بر ما وارد مى‏شوند و ما را مدح و مرثیه مى‏گویند. (وسائل الشیعه،ج 10، ص469)

 

شعر خوانى در ایام عزا
قال الرضا علیه السلام:" یا دعبل! احب ان تنشدنى شعرا فان هذه الایام حزن كانت علینا اهل البیت علیه السلام."
امام رضا علیه السلام به دعبل (شاعراهل بیت) فرمود: اى دعبل! دوست دارم كه برایم شعرى بسرایى و بخوانى، چرا كه این روزها (ایام عاشورا) روز اندوه و غمى است كه بر ما خاندان رفته است. (جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص567)

 

مرثیه، نصرت اهل بیت علیه السلام
عن الرضا علیه السلام:" یا دعبل! ارث الحسین علیه السلام فانت ناصرنا و مادحنا ما دمت حیا فلا تقصر عن نصرنا ما استطعت."
امام رضا علیه السلام فرمود: اى دعبل! براى حسین بن على علیه السلام مرثیه بگو، تو تا زنده‏اى، یاور و ستایشگر مایى، تا مى‏توانى، از یارى ما كوتاهى مكن. (جامع احادیث الشیعه،ج 12، ص567)

 

شیعیان همراه و همدل
قال على علیه السلام: "ان الله...اختار لنا شیعة ینصروننا و یفرحون بفرحنا و یحزنون لحزننا."
على علیه السلام فرمود: خداوند براى ما، شیعیان و پیروانى برگزیده است كه ما را یارى مى‏كنند، با خوشحالى ما خوشحال مى‏شوند و در اندوه و غم ما، محزون مى‏گردند. (غررالحكم،ج 1، ص235)

 

كشته اشك
قال الحسین علیه السلام:" انا قتیل العبرة لا یذكرنى مؤمن الا بكى."
حسین بن على علیه السلام فرمود: من كشته اشكم. هیچ مؤمنى مرا یاد نمى‏كند مگر آن كه - به خاطر مصیبتهایم- گریه مى‏كند. (بحارالانوار،ج 44، ص279)

 

یك قطره اشك
قال الحسین علیه السلام: "من دمعت عیناه فینا قطرة بوأه الله عز و جل الجنة."
حسین بن على علیه السلام فرمود: چشمان هر كس كه در مصیبتهاى ما قطره‏اى اشك بریزد، خداوند او را در بهشت جاى مى‏دهد. (احقاق الحق،ج 5، ص523)

 

بهشت، پاداش عزادارى
قال على بن الحسین السجاد علیه السلام: "ایما مؤمن دمعت عیناه لقتل الحسین و من معه حتى یسیل على خدیه بوأه الله فى الجنة غرفا."
امام سجاد علیه السلام فرمود: هر مؤمنى كه چشمانش براى كشته شدن حسین بن على علیه السلام و همراهانش اشكبار شود و اشك بر صورتش جارى گردد، خداوند او را در غرفه‏هاى بهشتى جاى مى‏دهد. (ینابیع الموده، ص429)

 

به یاد فرزندان فاطمه علیها السلام
قال السجاد علیه السلام: "انى لم اذكر مصرع بنى فاطمة الا خنقتنى لذلك عبرة."
امام سجاد علیه السلام فرمود: من هرگز شهادت فرزندان فاطمه علیها السلام را به یاد نیاوردم، مگر آن كه به خاطر آن، چشمانم اشكبار گشت. (بحارالانوار،ج 46، ص109)

 

سوگوارى در خانه‏ ها
قال الباقر علیه السلام: "ثم لیندب الحسین و یبكیه و یأمر من فى داره بالبكاء علیه و یقیم فى داره مصیبته باظهار الجزع علیه و یتلاقون بالبكاء بعضهم بعضا فى البیوت و لیعز بعضهم بعضا بمصاب الحسین علیه السلام."
امام باقرعلیه السلام نسبت به كسانى كه در روز عاشورا نمى‏توانند به زیارت آن حضرت بروند، اینگونه دستورعزادارى دادند و فرمودند: برحسین علیه السلام ندبه و عزادارى و گریه كند و به اهل خانه خود دستور دهد كه بر او بگریند و در خانه‏اش با اظهار گریه و ناله بر حسین علیه السلام، مراسم عزادارى بر پا كند و یكدیگر را با گریه و تعزیت و تسلیت گویى در سوگ حسین علیه السلام در خانه‏هایشان ملاقات كنند. (كامل الزیارات، ص175)
 

اشك على علیه السلام در سوگ شهداى كربلا
قال الباقر علیه السلام: "مر على بكربلا فى اثنین من اصحابه قال: فلما مر بها ترقرقت عیناه للبكاء ثم قال: هذا مناخ ركابهم و هذا ملقى رحالهم و هیهنا تهراق دماؤهم، طوبى لك من تربة علیك تهراق دماء الأحبة."
امام باقر علیه السلام فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام با دو تن از یارانش از «كربلا» گذركردند، حضرت، هنگام عبور از آنجا، چشمهایش اشك آلود شد، سپس فرمود: اینجا مركبهایشان بر زمین مى‏خوابد، اینجا محل بارافكندنشان است و اینجا خونهایشان ریخته مى‏شود، خوشا به حال تو اى خاكى كه خون دوستان بر روى تو ریخته مى‏شود! (بحارالانوار،ج 44، ص 258)
 

اشك، حجاب دوزخ
قال الباقر علیه السلام: "ما من رجل ذكرنا او ذكرنا عنده یخرج من عینیه ماء و لو مثل جناح البعوضة الا بنى الله له بیتا فى الجنة و جعل ذلك الدمع حجابا بینه و بین النار."
امام باقرعلیه السلام پس از شنیدن سروده‏هاى «كمیت» درباره اهل بیت، گریست و سپس فرمود : هیچ كس نیست كه ما را یاد كند، یا نزد او از ما یاد شود و از چشمانش هر چند به اندازه بال پشه‏اى‏ اشك آید، مگر آن كه خداوند برایش در بهشت، خانه‏اى بنا كند و آن اشك را حجاب میان او و آتش دوزخ قرار دهد. (الغدیر،ج 2، ص202)
 

بیست سال گریه
قال الصادق علیه السلام:" بكى على بن الحسین علیه السلام عشرین سنة و ما وضع بین یدیه طعام الا بكى."
امام صادق علیه السلام فرمود: امام زین العابدین علیه السلام بیست ساله (به یاد عاشورا) گریست و هرگز طعامى پیش روى او نمى‏گذاشتند مگر این كه گریه مى‏كرد. (بحارالانوار،ج 46، ص 108)

 

ادب سوگوارى
قال الصادق علیه السلام: "لما مات ابراهیم بن رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم حملت عین رسول الله بالدموع ثم قال النبى صلى الله علیه و آله و سلم: تدمع العین و یحزن القلب و لا نقول ما یسخط الرب و انا بك یا ابراهیم لمحزونون. "
امام صادق علیه السلام فرمود: چون ابراهیم پسر رسول خدا از دنیا رفت، چشم پیامبر پر از اشك شد. سپس پیامبرفرمود: چشم، اشكبار مى‏شود و دل غمگین مى‏گردد، ولى چیزى نمى‏گوییم كه خدا را به خشم آورد، و ما در سوگ تو اى ابراهیم اندوهناكیم. (بحارالانوار،ج 22، ص157)
 

چشم هاى اشكبار
قال الصادق علیه السلام: "من ذكرنا عنده ففاضت عیناه حرم الله وجهه على النار. "
امام صادق علیه السلام فرمود: نزد هر كس كه از ما (و مظلومیت ما) یاد شود و چشمانش پر از اشك گردد، خداوند چهره‏اش را بر آتش دوزخ حرام مى‏كند. (بحارالانوار،ج 44، ص285)


احیاء خط اهل بیت علیهم السلام
قال الصادق علیه السلام: " تزاوروا و تلاقوا و تذاكروا و احیوا امرنا."
امام صادق علیه السلام فرمود: به زیارت و دیدار یكدیگر بروید، با هم به سخن و مذاكره بنشینید و امر ما را -- كنایه از حكومت و رهبرى- زنده كنید. (بحارالانوار،ج 71، ص352)

 

مجالس حسینى
قال الصادق علیه السلام للفضیل:"تجلسون و تحدثون؟ فقال: نعم، قال: ان تلك المجالس احبها فأحیوا امرنا، فرحم الله من احیى امرنا."
امام صادق علیه السلام از «فضیل» پرسید: آیا (دور هم) مى‏نشینید و حدیث و سخن مى‏گویید؟ گفت: آرى ‏فرمود: اینگونه مجالس را دوست دارم، پس امر(امامت) ما را زنده بدارید. خداى رحمت كند كسى را كه امر و راه ما را احیا كند. (وسائل الشیعه، ج 10، ص392)

 

اشك هاى ارزشمند
قال الصادق علیه السلام: "..رحم الله دمعتك، اما انك من الذین یعدون من اهل الجزع لنا و الذین یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا، اما انك سترى عند موتك حضور آبائى لك... "
امام صادق علیه السلام به «مسمع» كه از سوگواران و گریه كنندگان بر عزاى حسینى بود، فرمود: خداى، اشك تو را مورد رحمت قرار دهد. آگاه باش، تو از آنانى كه از دلسوختگان ما به شمار مى‏آیند، و از آنانى كه با شادى ما شاد مى‏شوند و با اندوه ما غمگین مى‏گردند. آگاه باش! تو هنگام مرگ، شاهد حضور پدرانم بر بالین خویش خواهى بود. (وسائل الشیعه،ج 10، ص397)
 

دلهاى سوخته
قال الصادق علیه السلام: "اللهم...و ارحم تلك الأعین التى جرت دموعها رحمة لنا و ارحم تلك القلوب التى جزعت و احترقت لنا و ارحم الصرخة التى كانت لنا."
امام صادق علیه السلام بر سجاده خود نشسته و بر زائران و سوگواران اهل بیت، چنین دعا مى‏كرد و مى‏فرمود: خدایا...آن دیدگان را كه اشكهایش در راه ترحم وعاطفه بر ما جارى شده و دلهایى را كه به خاطر ما نالان گشته و سوخته و آن فریادها و ناله‏هایى را كه در راه ما بوده است، مورد رحمت قرار بده. (بحارالانوار،ج 98، ص8)
 

گریه بر مظلومیت شیعه
قال الصادق علیه السلام: "من دمعت عینه فینا دمعة لدم سفك لنا او حق لنا نقصناه او عرض انتهك لنا او لأحد من شیعتنا بوأه الله تعالى بها فى الجنة حقبا."
امام صادق علیه السلام فرمود: هر كس كه چشمش در راه ما گریان شود، به خاطر خونى كه از ما ریخته شده است، یا حقى كه از ما گرفته‏اند، یا آبرویى كه از ما یا یكى از شیعیان ما برده وهتك حرمت كرده‏اند، خداى متعال به همین سبب، او را در بهشت جاودان، براى ابد جاى مى‏دهد. (امالى شیخ مفید، ص175)
 

ثواب بى حساب
قال الصادق علیه السلام:" لكل شیى‏ء ثواب الا الدمعة فینا. "
امام صادق علیه السلام فرمود: هر چیزى پاداش و مزدى دارد، مگر اشكى كه براى ما ریخته شود - كه چیزى با آن برابرى نمى‏كند و مزد بى اندازه دارد-. (جامع احادیث الشیعه،ج 12، ص548)
 

كوثر و اشك
قال الصادق علیه السلام: "ما من عین بكت لنا الا نعمت بالنظر الى الكوثر و سقیت منه. "
امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ چشمى نیست كه براى ما بگرید، مگر این كه برخوردار از نعمت نگاه به «كوثر» مى‏شود و از آن سیرابش مى‏كنند. (جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص554)
 

گریه آسمان
عن الصادق علیه السلام: "یا زرارة! ان السماء بكت على الحسین اربعین صباحا. "
امام صادق علیه السلام فرمود: اى زراره! آسمان چهل روز، در سوگ حسین بن على علیهما السلام گریه كرد. (جامع احادیث الشیعه،ج 12، ص552)
 

گریه و اندوه مطلوب
قال الصادق علیه السلام:"كل الجزع و البكاء مكروه سوى الجزع و البكاء على الحسین علیه السلام. "
امام صادق علیه السلام فرمود: هر نالیدن و گریه‏اى مكروه است، مگر ناله و گریه بر حسین علیه السلام. (بحارالانوار،ج 45، ص313)

پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم و گریه بر شهید
قال الصادق علیه السلام: "ان النبى لما جائته وفاة جعفر بن ابى طالب و زید بن حارثة كان اذا دخل بیته كثر بكائه علیهما جدا و یقول: كانا یحدثانى و یؤانسانى فذهبا جمیعا."
امام صادق علیه السلام فرمود: وقتى خبر شهادت جعفر بن ابى طالب و زید بن حارثه به پیامبر خدا رسید، از آن پس هر گاه وارد خانه‏ مى‏شد، بر آن دو شهید به شدت مى‏گریست و مى‏فرمود : آن دو شهید، با من هم سخن و همدم و انیس بودند، و هر دو رفتند! (من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص177)
 

نفس هاى تسبیح
قال الصادق علیه السلام:"نفس المهموم لظلمنا تسبیح و همه لنا عبادة و كتمان سرنا جهاد فى سبیل الله.ثم قال ابو عبد الله علیه السلام: یجب ان یكتب هذا الحدیث بالذهب."
امام صادق علیه السلام فرمود: نفس كسى كه به خاطر مظلومیت ما اندوهگین شود، تسبیح است و اندوهش براى ما،عبادت است و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست. سپس امام صادق علیه السلام افزود: این حدیث را باید با طلا نوشت! (امالى شیخ مفید، ص 338)
 

فرشتگان سوگوار
قال الصادق علیه السلام: "اربعة الاف ملك عند قبر الحسین علیه السلام شعث غبر یبكونه الى یوم القیامة. "
امام صادق علیه السلام فرمود: چهارهزار فرشته نزد قبر سید الشهدا علیه السلام ژولیده و غبارآلود، تا روز قیامت بر آن حضرت مى‏گریند. (كامل الزیارات، ص 119)


گریه بر حسین علیه السلام
قال الرضا علیه السلام: "یا ابن شبیب! ان كنت باكیا لشى‏ء فابك للحسین بن على بن ابى طالب علیه السلام فانه ذبح كما یذبح الكبش. "
امام رضا علیه السلام به «ریان بن شبیب» فرمود: اى پسر شبیب! اگر بر چیزى گریه مى‏كنى، بر حسین بن على بن ابى طالب علیه السلام گریه كن، چرا كه او را مانند گوسفند سر بریدند. (بحارالانوار،ج 44، ص 286)
 

مجالسى به یاد ائمه علیهم السلام
قال الرضا علیه السلام: "من جلس مجلسا یحیى فیه امرنا لم یمت قلبه یوم تموت القلوب. "
امام رضا علیه السلام فرمود: هر كس در مجلسى بنشیند كه در آن، امر (و خط و مرام ما) احیا مى‏شود، دلش در روزى كه دلها مى‏میرند، نمى‏میرد. (بحارالانوار، ج 44، ص278)
 

آثار گریستن بر حسین علیه السلام
قال الرضا علیه السلام: "فعلى مثل الحسین فلیبك الباكون فان البكاء علیه یحط الذنوب العظام. "
امام رضا علیه السلام فرمود: گریه كنندگان باید بر كسى همچون حسین علیه السلام گریه كنند، چرا كه گریستن براى او، گناهان بزرگ را فرو مى‏ریزد. ( بحارالانوار، ج 44، ص284)
 

اشك و آمرزش گناه
قال الرضا علیه السلام: "یابن شبیب! ان بكیت على الحسین علیه السلام حتى تصیر دموعك على خدیك غفر الله لك كل ذنب اذنبته صغیرا كان او كبیرا قلیلا كان او كثیرا. "
امام رضا علیه السلام فرمود: اى پسر شبیب! اگر بر، حسین علیه السلام آن قدر گریه كنى كه اشكهایت بر چهره‏ات جارى شود، خداوند همه گناهانت را كه مرتكب شده‏اى مى‏آمرزد، كوچك باشد یا بزرگ، كم باشد یا زیاد. (امالى صدوق، ص112)
 

همدلى با عترت
قال الرضا علیه السلام: "ان سرك ان تكون معنا فى الدرجات العلى من الجنان فاحزن لحزننا و افرح لفرحنا. "
امام رضا علیه السلام به ریان بن شبیب فرمود: اگر تو را خوشحال مى‏كند كه در درجات والاى بهشت با ما باشى، پس در اندوه ما غمگین باش و در شادى ما خوشحال باش. (جامع احادیث الشیعه،ج 12، ص549)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 15:47  توسط   | 

چهل حديث در مورد امام حسين عليه السلام

1-  حريم پاکImage

عن النبى (ص) قال: ... و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة.

پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در ضمن حديث بلندى مى‏ فرمايد:

کربلا پاک ترين بقعه روى زمين و از نظر احترام بزرگترين بقعه‏ ها است والحق که کربلا از بساط هاى بهشت است.(1)
2- سرزمين نجات

قال رسول الله صلى الله عليه و آله: يقبر ابنى بأرض يقال لها کربلا هى البقعة التى کانت فيها قبة الاسلام نجا الله التى عليها المؤمنين الذين امنوا مع نوح فى الطوفان.

پيامبر خدا (ص) فرمود: پسرم حسين در سرزمينى به خاک سپرده مى‏شود که به آن کربلا گويند، زمين ممتازى که همواره گنبد اسلام بوده است، چنان که خدا ياران مومن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد .(2)

3- مسلخ عشق‏

قال على عليه السلام: هذا... مصارع عشاق شهداء لا يسبقهم من کان قبلهم ولا يلحقهم من کان بعدهم.

حضرت على عليه السلام روزى گذرش از کربلا افتاد و فرمود: اينجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهيدان است شهيدانى که نه شهداى گذشته و نه شهداى آينده به پاى آنها نمى‏رسند.(3)
 

4- عطر عشق‏

قال على عليه السلام: واها لک ايتها التربة ليحشرن منک قوم يدخلون الجنة بغير حساب. (4)

اميرالمومنين عليه السلام خطاب به خاک کربلا فرمود: چه خوشبويى اى خاک! در روز قيامت قومى از تو به پا خيزند که بدون حساب و بى درنگ به بهشت روند.
 

5- ستاره سرخ محشر

قال على بن الحسين عليه السلام: تزهر أرض کربلا  يوم القيامة کالکوکب الدرى و تنادى انا ارض الله المقدسة الطيبة المبارکة التى تضمنت سيدالشهداء و سيد شباب اهل الجنة.(5)

امام سجاد عليه السلام فرمود: زمين کربلا  در روز رستاخيز، چون ستاره مرواريدى مى‏درخشد و ندا مى‏دهد که من زمين مقدس خدايم، زمين پاک و مبارکى که پيشواى شهيدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است.


6- کربلا وبيت المقدس‏

قال ابوعبدالله عليه السلام: الغاضرية من تربة بيت المقدس.(6)
امام صادق عليه السلام فرمود: کربلا از خاک بيت المقدس است.
 

7-  فرات و کربلا

قال ابوعبدالله: ان أرض کربلا و ماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارک و تعالى...(7)

امام صادق عليه السلام فرمود: سرزمين کربلا و آب فرات، اولين زمين و نخستين آبى بودند که خداوند متعال به آنها قداست و شرافت بخشيد.
 

8-  کربلا کعبه انبياء

قال ابوعبدالله عليه السلام: ليس نبى فى السموات والارض و الا يسألون الله تبارک و تعالى ان يوذن لهم فى زيارة الحسين عليه السلام  ففوج ينزل و فوج يعرج.(8)

امام صادق عليه السلام فرمود: هيچ پيامبرى در آسمانها و زمين نيست مگر اين که مى‏خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زيارت امام حسين عليه السلام مشرف شوند، چنين است که گروهى به کربلا فرود آيند و گروهى از آنجا عروج کنند.
 

9- کربلا، مطاف فرشتگان‏

قال ابوعبدالله عليه السلام: ليس من ملک فى السموات والارض إلا يسألون الله تبارک و تعالى ان يوذن لهم فى زيارة الحسين عليه السلام  ففوج ينزل و فوج يعرج.(9)

امام صادق عليه السلام  فرمود: هيچ فرشته‏اى در آسمانها و زمين نيست مگر اين که مى‏خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زيارت امام حسين عليه السلام مشرف شود، چنين است که همواره فوجى از فرشتگان به کربلا فرود آيند و فوجى ديگرعروج کنند و از آنجا اوج گيرند.
 

10- راه بهشت‏

قال ابوعبدالله عليه السلام: موضع قبرالحسين عليه السلام  ترعة من ترع الجنة.(10)

امام صادق عليه السلام  فرمود: جايگاه قبر امام حسين عليه السلام  درى از درهاى بهشت است.
 

11- کربلا حرم امن‏

قال ابوعبدالله عليه السلام: ان الله اتخذ کربلا حرما آمنا مبارکا قبل ان يتخذ مکة حرماً.(11)

امام صادق (ع) فرمود: به راستى که خدا کربلا را حرم امن و با برکت قرار داد پيش از آن که مکه را حرم قرار دهد.( شايان ذکر است منظور از اين روايت درعالم بالا مي باشد که قبل از مکه، کربلا حرم امن الهي قرار گرفت.)


 

12-  زيارت مداوم‏

قال الصادق عليه السلام: زوروا کربلا ولا تقطعوه فان خير أولاد الانبياء ضمنته...(12)

امام صادق (ع) فرمود: کربلا را زيارت کنيد و اين کار را ادامه دهيد، چرا که کربلا بهترين فرزندان پيامبران را در آغوش خويش گرفته است.
 

13- بارگاه مبارک‏

قال الصادق عليه السلام: « شاطى‏ء الوادى الايمن» الذى ذکره الله فى القرآن،( قصص/30) هو الفرات و« البقعة المبارکة» هى کربلا. (13)

امام صادق (ع) فرمود: آن « ساحل وادى ايمن» که خدا در قرآن ياد کرده فرات است و « بارگاه با برکت» نيز کربلا است.
 

14- شوق زيارت‏

قال الامام باقرعليه السلام: لو يعلم الناس ما فى زيارة  قبرالحسين عليه السلام  من الفضل، لماتوا شوقاً.(14)

امام باقرعليه السلام  فرمود: اگر مردم مى‏دانستند که چه فضيلتى در زيارت مرقد امام حسين عليه السلام  است از شوق زيارت مى‏مردند.
 

15- حج مقبول و ممتاز

قال ابوجعفرعليه السلام: زيارة قبر رسول الله صلى الله عليه و آله و زيارة قبور الشهداء، و زيارة قبرالحسين بن على عليهما السلام تعدل حجة مبرورة مع رسول الله صلى الله عليه و آله.(15)

امام باقر عليه السلام فرمودند: زيارت قبر رسول خدا (ص) و زيارت مزار شهيدان، و زيارت مرقد امام حسين عليه السلام معادل است با حج مقبولى که همراه رسول خدا (ص) بجا آورده شود.
 

16-  تولدى تازه‏

عن حمران قال: زرت قبرالحسين عليه السلام فلما قدمت جاء نى ابو جعفر محمد بن على عليه السلام ... فقال عليه السلام ابشر يا حمران فمن زار قبور شهداء آل محمد (ص) يريد الله بذلک وصلة نبيه حرج من ذنوبه کيوم ولدته امه.(16)

حمران مى‏گويد هنگامى که از سفر زيارت امام حسين (ع) برگشتم، امام باقرعليه السلام  به ديدارم آمد و فرمود: اى حمران! به تو مژده مى‏دهم که هر کس قبور شهيدان آل محمد (ص) را زيارت کند و مرادش از اين کار رضايت خدا و تقرب به پيامبر(ص) باشد، از گناهانش بيرون مى‏آيد مانند روزى که مادرش او را زاده است.
 

17-  زيارت مظلوم‏

عن ابى جعفر و ابى عبدالله عليهماالسلام يقولان: من احب أن يکون مسکنه و مأواه الجنة، فلا يدع زيارة المظلوم.(17)

از امام باقر و امام صادق عليهماالسلام  نقل شده که فرمودند: هر کس که مى‏خواهد مسکن و مأوايش بهشت باشد، زيارت مظلوم - امام حسين-  را ترک نکند.
 

18- شهادت و زيارت‏

قال الامام الصادق عليه السلام: زوروا  قبرالحسين عليه السلام  ولا تجفوه فانه سيد شباب أهل الجنة من الخلق و سيد شباب الشهداء.(18)

امام صادق (ع) فرمود: مرقد امام حسين عليه السلام  را زيارت کنيد و با ترک زيارتش به او ستم نورزيد، چرا که او سيد جوانان بهشت از مردم و سالار جوانان شهيد است.
 

19-  زيارت، بهترين کار

قال ابوعبدالله عليه السلام: زيارة قبرالحسين بن على عليهماالسلام من أفضل ما يکون من الأعمال.(19)

امام صادق (ع) فرمود: زيارت قبر امام حسين عليه السلام از بهترين کارهاست که مى‏تواند انجام يابد.
 

20-  سفره‏هاى نور

قال الامام الصادق عليه السلام: من سره ان يکون على موائد النور يوم القيامة فليکن من زوارالحسين بن على عليهماالسلام.(20)
امام صادق (ع) فرمود: هر کس دوست دارد روز قيامت، بر سر سفره‏هاى نور بنشيند بايد از زائران امام حسين عليه السلام باشد.
 

21-  شرط شرافت‏

قال الصادق عليه السلام: من اراد ان يکون فى جوار نبيه و جوارعلى و فاطمه عليهم السلام  فلا  يدع زيارة الحسين عليه السلام. (21)

امام صادق (ع) فرمود: کسى که مى‏خواهد در همسايگى پيامبر(ص) و در کنارعلى (ع) و فاطمه (س) باشد زيارت امام حسين (ع) را ترک نکند.
 

22- زيارت، فريضه الهى‏

قال ابوعبدالله عليه السلام: لو ان احدکم حج دهره ثم لم يزرالحسين بن على عليهماالسلام  لکان تارکا حقا من حقوق رسول الله (ص) لان حق الحسين فريضة من الله تعالى واجبه على کل مسلم.(22)

امام صادق (ع) فرمود: اگر يکى از شما تمام عمرش را احرام حج  ببندد اما امام حسين عليه السلام  را زيارت نکند حقى از حقوق رسول خدا (ص) را ترک کرده است؛ چرا که حق حسين (ع) فريضه الهى و بر هر مسلمانى واجب و لازم است.
 

23- کربلا کعبه کمال‏

قال ابوعبدالله عليه السلام: من لم يأت قبرالحسين عليه السلام  حتى يموت کان منتقص الايمان منتقص الدين، ان ادخل الجنة کان دون المؤمنين فيها.(23)


امام صادق (ع) فرمود: هر کس به زيارت قبر امام حسين (ع) نرود تا بميرد، ايمانش ناتمام و دينش ناقص خواهد بود به بهشت هم که برود پايين تر از مومنان در آنجا خواهد بود.

24- از زيارت تا شهادت‏

قال ابوعبدالله عليه السلام: لا تدع زيارة الحسين بن على عليهماالسلام و مُرّ أصحابک بذلک يمدالله فى عمرک و يزيد فى رزقک و يحييک‏ الله سعيدا ولا تموت الا شهيدا.(24)

امام صادق (ع) فرمود: زيارت امام حسين عليه السلام را ترک نکن و به دوستان و يارانت نيز همين را سفارش کن! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زياد کند و خدا تو را با سعادت زنده دارد و نميرى مگر با شهادت.
 

25-  حديث محبت‏

عن ابى عبدالله قال: من اراد الله به الخير قذف فى قلبه حب الحسين عليه السلام  و زيارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسين عليه السلام  و بغض زيارته.(25)

امام صادق (ع) فرمود: هر کس که خدا خير خواه او باشد محبت حسين (ع) و زيارتش را در دل او مى‏اندازد و هر کس که خدا بدخواه او باشد کينه و خشم حسين (ع) و خشم زيارتش را در دل او مى‏اندازد.
 

26- نشان شيعه بودن‏

قال الصادق عليه السلام: من لم يأت قبرالحسين عليه السلام  و هو يزعم انه لنا شيعة حتى يموت فليس هو لنا شيعة و ان کان من اهل الجنة فهو من ضيفان اهل الجنة.(26)

امام صادق عليه السلام فرمود: کسى که به زيارت قبر امام حسين نرود و خيال کند که شيعه ما است و با اين حال و خيال بميرد او شيعه ما نيست و اگر هم از اهل بهشت باشد از ميهمانان اهل بهشت خواهد بود.
 

27-  سکوى معراج‏

قال الصادق عليه السلام: من اتى قبرالحسين عليه السلام عارفا بحقه کتبه الله عزوجل فى اعلى عليين.(27)

امام صادق (ع) فرمود: هر کس که به زيارت قبر حسين عليه السلام  نايل شود و به حق آن حضرت معرفت داشته باشد خداى متعال او را در بلندترين درجه عالى مقامان ثبت مى‏کند.
 

28- مکتب معرفت‏

قال ابوالحسن موسى بن جعفرعليه السلام: أدنى ما يثاب به زائر ابى عبدالله عليه السلام  بشط فرات إذا عرف حقه و حرمته و ولايته ان يغفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخز.(28)

حضرت امام موسى کاظم عليه السلام فرمود: کمترين ثوابى که به زائر امام حسين عليه السلام  در کرانه فرات داده مى‏شود اين است که تمام گناهان  بخشوده مى‏شود. بشرط اين که حق و حرمت ولايت آن حضرت را شناخته باشد.
 

29- همچون زيارت خدا

قال الرضا عليه السلام: من زار قبرالحسين (ع) بشط الفرات کان کمن زار الله.(29)

امام رضا عليه السلام  فرمود: کسى که قبر امام حسين عليه السلام  را در کرانه فرات زيارت کند، مثل کسى است که خدا را زيارت کرده است.
 

30-  زيارت عاشورا

قال الصادق عليه السلام: من زارالحسين عليه السلام  يوم عاشورا وجبت له الجنة.(30)

امام صادق (ع) فرمود: هر کس که امام حسين عليه السلام  را در روز عاشورا زيارت کند بهشت بر او واجب مى‏شود.
 

31-  بالاتر از روسپيدى

قال ابوعبدالله عليه السلام: من باب عند قبرالحسين عليه السلام  ليلة عاشورا لقى الله يوم القيامة ملطخا بدمه کأنما قتل معه فى عرصة کربلا.(31)

امام صادق (ع) فرمود: کسى که شب عاشورا در کنار مرقد امام حسين عليه السلام  سحر کند روز قيامت در حالى به پيشگاه خدا خواهد شتافت که به خونش آغشته باشد، مثل کسى که در ميدان کربلا و در کنار امام حسين عليه السلام کشته شده باشد.
 

32-  نشانه ‏هاى ايمان‏

قال ابو محمدالحسن العسکرى عليه السلام: علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسين، و زيارة الاربعين، والتختم فى اليمين، و تعفير الجبين والجهر ببسم الله الرحمن الرحيم.(32)

امام حسن عسکرى عليه السلام فرمود: نشانه‏هاى مؤمن پنج چيز است: 1 ـ پنجاه رکعت نماز( نماز يوميه و نمازهاي نافله)  2 ـ زيارت اربعين 3 ـ انگشتر به دست راست کردن 4 ـ بر خاک سجده کردن 5 ـ بسم الله الرحمن الرحيم را در نماز بلند گفتن.
 

33-  رواق منظر يار

قال رسول الله (ص): الا و ان الإجابة تحت قبته والشفاء فى تربته، و الائمة عليهم السلام من ولده.(33)

پيامبر خدا(ص) فرمود: بدانيد که اجابت دعا، زير گنبد حرم او و شفاء در تربت او، و امامان عليهم السلام از فرزندان اوست.‏
 

34-  تربت و تربيت‏

قال الصادق عليه السلام: حنکوا اولادکم بتربة الحسين (ع) فإنها امان.(34)

امام صادق (ع) فرمود: کام کودکانتان را با تربت حسين (ع) برداريد چرا که خاک کربلا فرزندانتان را بيمه مى‏کند.
 

35- بزرگترين دارو

قال ابوعبدالله عليه السلام: فى طين قبرالحسين عليه السلام الشفاء من کل داء و هو الدواء الاکبر.(35)

امام صادق (ع) فرمود: شفاى هر دردى در تربت قبر حسين عليه السلام است و همان است که بزرگترين داروست.
 

36- تربت و هفت حجاب‏

قال الصادق عليه السلام: السجود على تربة الحسين عليه السلام يخرق الحجب السبع.(36)

امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت حسين عليه السلام حجابهاى هفتگانه را پاره مى‏کند.
 

37- سجده بر تربت عشق‏

کان الصادق (ع) لا يسجد الا على تربة الحسين (ع) تذللا لله و إستکانة اليه.(37)

رسم حضرت امام صادق (ع) چنين بود که: جز بر تربت حسين (ع) به خاک ديگرى سجده نمى‏کرد و اين کار را از سر خشوع و خضوع براى خدا مى‏کرد.
 

38-  تسبيح تربت

قال الصادق (ع): السجود على طين قبرالحسين (ع) ينور الى الارض السابعة و من کان معه سبحة من طين قبرالحسين (ع) کتب مسبحا و ان لم يسبح بها...(38)

امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت قبر حسين (ع) تا زمين هفتم را نور باران مى‏کند و کسى که تسبيحى از خاک مرقد حسين (ع) را با خود داشته باشد، تسبيح گوى حق محسوب مى‏شود، اگر چه با آن تسبيح هم نگويد.
 

39- تربت شفا بخش

عن موسى بن جعفرعليه السلام قال: ولا تأخذوا من تربتى شيئا لتبرکوا به فأن کل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسين بن على عليهماالسلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء لشيعتنا و أوليائنا.(39)

حضرت امام کاظم (ع) در ضمن حديثى که از رحلت خويش خبر مى‏داد فرمود: چيزى از خاک قبر من برنداريد تا به آن تبرک جوييد؛ چرا که خوردن هر خاکى جز تربت جدم حسين (ع) بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت کربلا را براى شيعيان و دوستان ما شفا قرار داده است.
 

40-  يکى از چهار نياز

قال الامام موسى الکاظم (ع): لا تستغنى شيعتنا عن أربع: خمرة يصلى عليها و خاتم يتختم به و سواک يستاک به و سبحة من طين قبر أبى عبدالله عليه السلام... (40)

حضرت امام موسى بن جعفر عليهماالسلام فرمود: پيروان ما از چهار چيز بى‏نياز نيستند:

1 ـ سجاده‏اى که بر روى آن نماز خوانده شود.

 2 ـ انگشترى که در انگشت باشد.

3 ـ مسواکى که با آن دندانها را مسواک کنند.

4 ـ تسبيحى از خاک مرقد امام حسين (ع) .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 15:45  توسط   | 

دوستى با خدا

پيامبر صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله : Image

اِنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ بُغاةَ الْعِلْمِ ؛(1)

خداوند جويندگان دانش را دوست دارد.


كافى، ج1، ص 30، ح1 .

 

پيامبر صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله :

اِنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ الحَيَّى الحَليمَ العَفيفَ المُتَعَفِّفَ؛(1)

خداوند انسان با حياىِ بردبارِ با عفّتى را كه پاكدامنى مى‏ورزد، دوست دارد.


1 كافى، ج2، ص 112، ح8 .

 

پيامبر صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله :

اِنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ مِنَ الْخَيْرِ ما يُعَجَّلُ؛(1)

خداوند كار خيرى را كه به آن شتاب شود دوست دارد.


كافى، ج 2، ص 142، ح4.

 

پيامبر صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله :

اِنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ الرِّفْقَ وَ يُعينُ عَلَيْهِ؛(1)

خداوند مدارا كردن را دوست دارد و بر آن يارى مى‏دهد.


1 كافى، ج2، ص 120، ح 12.

 

پيامبر صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله :

اِنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ اِغاثَةَ اللَّهْفانِ؛(1)

خداوند فرياد رسىِ دلسوختگان و درماندگان را دوست دارد.

 

 


1 نهج الفصاحه، ح 756.

 

 

پيامبر صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله :

اِنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ مِنْ عِبادِهِ الْغَيورَ؛(1)

خداوند بندگان غيرتمند خود را دوست دارد.


1 نهج الفصاحه، ح 752.


 

پيامبر صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله :

اِنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ مَعالِىَ الاُْمورِ وَ اَشْرافَها وَ يَكْرَهُ سَفْسافَها؛(1)

خداوند كارهاى والا و شرافتمند را دوست دارد و از كارهاى پست و ناچيز بيزار است.

 

 


1 نهج الفصاحه، ح 804 .

 

پيامبر صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله :

كُنْ بَشّاشا فَاِنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ البَشّاشينَ وَ يُبْغِضُ الْعَبوسَ كَريهَ الْوَجْهِ؛(1)

گشاده‏رو باش كه خداوند انسان‏هاى گشاده‏رو را دوست دارد و با اخموى ترش‏رو دشمن است.

 

 


1 الشهاب فى الحكم والآداب، ص 38.


پيامبر صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله :

اِنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ اَنْ تَعْدِلوا بَيْنَ اَولادِكُمْ حَتّى فِى الْقُبَلِ؛(1)

خداوند دوست دارد كه بين فرزندانتان به عدالت رفتار كنيد حتى در بوسيدنشان.

 


1 نهج الفصاحه، ح 754.

 

پيامبر صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله :

اِنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ الشّابَّ الَّذى يُفْني شَبابَهُ فى طاعَةِ اللّه‏ِ؛(1)

خداوند جوانى كه جوانيش را در اطاعت از او بگذراند دوست دارد.


1 نهج الفصاحه، ح 800 .

 

پيامبر صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله :

اِنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ اِذا عَمِلَ اَحَدُكُمْ عَمَلاً اَنْ يُتْقِنَهُ؛(1)

خداوند دوست دارد كه وقتى يكى از شما كارى انجام مى‏دهد در آن محكم‏كارى كند.


1 نهج الفصاحه، ح 726.

 

پيامبر صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله :

اِنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ السَّهْلَ الطَّليقَ؛(1)

خداوند انسان آسان‏گيرِ گشاده‏رو را دوست دارد.


1 نهج الفصاحه، ح 748.

 

پيامبر صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله :

اِنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ الاِْنْفاقَ وَ يُبْغِضُ اْلاِقْتارَ، فَاَنْفِقْ وَ اَطْعِمْ وَ لا تُصَرْصِرْ فَيَعْسِرْ عَلَيْكَ الطَّلَبُ؛(1)

خداوند خرج كردن را دوست دارد و با سخت خرج كردن دشمن است پس انفاق و اطعام كن و به ثروت اندوزى مپرداز كه كسب ثروت تو را به سختى مى‏اندازد.


1 بحارالأنوار، ج64، ص 282، ح 43 .

 

پيامبر صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله :

اِنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ الْمُلِحّينَ فِى الدُّعاءِ؛(1)

خداوند اصرار كنندگان در دعا را دوست دارد.


1 بحارالأنوار، ج 93، ص 378 .

 

پيامبر صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله :

اِنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ الرَّجُلَ القَوِىَّ المُبْدِئَ الْمُعيدَ عَلَى الْفَرَسِ المُبْدِئَ المُعيدِ؛(1)

خداوند مردِ نيرومندى را كه هميشه براى جهاد پا به ركاب است دوست دارد.


1 بحارالأنوار، ج 64، ص 184، ح 40 .

 

پيامبر صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله :

اِنَّ اللّه‏َ تَعالى يُحِبُّ الاَْتْقياءَ الاَْبْرارَ الاَْخْفياءَ الَّذينَ اِذا حَضَروا لَمْ يُعْرَفوا وَ اِذا غابوا لَمْ يُفْتَقَدوا، قُلوبُهُمْ مَصابيحُ الْهُدى يَنْجونَ مِنْ كُل غَبْراءَ مُظْلِمَةٍ؛(1)
پيامبر صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله :

خداوند تعالى بندگان پرهيزگارِ نيكوكارِ گمنام را دوست دارد، كسانى كه چون حاضرند، شناخته نمى‏شوند و آنگاه كه غايب‏اند سراغشان را نمى‏گيرند، قلب هايشان چراغ‏هاى هدايت است و از هر تيرگى و تاريكى نجات مى‏يابند.


1 نثر الدّر، ج 1، ص 156 .
 

پيامبر صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله :

اِنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ الْبَصَرَ النّافِذَ عِندَ مَجيى‏ءِ الشَّهَواتِ، وَالْعَقْلَ الكامِلَ عِندَ نُزولِ الشُّبَهاتِ و يُحِبُّ السَّماحَةَ وَ لَوْ عَلى تَمراتٍ وَ يُحِبُّ الشَّجاعَةَ وَ لَوْ عَلى قَتْلِ حَيَّةٍ؛(1)
پيامبر صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله :

خداوند چشم تيز بين هنگام روى آوردن هوا و هوس‏ها، و عقل كامل هنگام آمدن شبهه‏ ها را دوست دارد و بخشندگى را هر چند به دانه‏هاى خرما، دوست دارد و شجاعت را اگر چه به كشتن يك مار دوست دارد.


1 مسند الشهاب، ج 2، ص 152، ح 1080 .

 

پيامبر صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله :

اِنَّ اللّه‏َ تعالى يُحِبُّ الْمُداوَمَةَ عَلَى الاِْخاءِ الْقَديمِ فَداوِمُوا؛(1)

خداوند تداوم دوستى ديرينه را دوست دارد، پس در دوستى مداومت ورزيد.


1 نهج الفصاحه، ح 751.

 

پيامبر صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله :

اِنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ مادامَ مِن عَمَلٍ صالِحٍ وَ اِن كانَ يَسيرا؛(1)

خداوند عمل صالح مداوم را هر چند اندك باشد، دوست دارد.

 


1 كنزالعمال، ح 5348 .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 15:42  توسط   | 

چهل حدیث غدیر

غدیر در قرآن
الیوم کملت لکم دینکم  و اتممت علیکم نعمتى  و رضیت لکم الاسلام دینا . ( مائده : .3 )
روز غدیر خم دین شما را به حد کمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را بعنوان دین براى شما پسندیدم .Image

» جایگاه عید غدیر در مکتب

1ـ عید خلافت و ولایت
 روى زیاد بن محمد قال :
دخلت على ابى عبد الله (ع) فقلت :
للمسلمین عید غیر یوم الجمعة والفطر والاضحى ؟
 قال : نعم ، الیوم الذى نصب فیه رسول الله (ص) امیرالمؤمنین (ع) . مصباح المتهجد : .736

 زیاد بن محمد گوید :

بر امام صادق (ع) وارد شدم و گفتم : یا مسلمانان عیدى غیر از عید قربان و عید فطر و جمعه دارند ؟ امام (ع) فرمود :
آرى ، روزى که رسول خدا (ص) امیرمؤمنان (ع) را ( به خلافت و ولایت ) منصوب کرد .


2ـ برترین عید امت

قال رسول الله (ص) :
یوم غدیر خم افضل اعیاد امتى و هو الیوم الذى امرنى الله تعالى ذکره فیه بنصب اخى على بن ابى طالب علما لامتى، یهتدون به من بعدى و هو الیوم الذى کمل الله فیه الدین و اتم على امتى فیه النعمة و رضى لهم الاسلام دینا . ( امالى صدوق : 125، ح .8 )

 رسول خدا (ص) فرمود :
روز غدیر خم برترین عید هاى امت من است و آن روزى است که خداوند بزرگ دستور داد ؛ آن روز برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمدار ( و فرمانده ) امتم منصوب کنم ، تا بعد از من مردم توسط او هدیت شوند ، و آن روزى است که خداوند در آن روز دین را تکمیل و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را به عنوان دین براى آنان پسندید .


3ـ عید بزرگ خدا
 عن الصادق (ع) قال :
هو عید الله الکبر ، و ما بعث الله نبیا الا و تعید فى هذا الیوم و عرف حرمته و اسمه فى السماء یوم العهد المعهود و فى الارض یوم المیثاق المأخوذ و الجمع المشهود . ( وسائل الشیعه ، 5: 224، ح .1 )

 
امام صادق (ع) فرمود :
روز غدیر خم عید بزرگ خداست ، خدا پیامبرى مبعوث نکرده ، مگر ینکه این روز را عید گرفته و عظمت آن را شناخته و نام این روز در آسمان ، روز عهد و پایمان و در زمین ، روز پایمان محکم و حضور همگانى است .

4ـ عید ولایت
 قیل لابى عبد الله (ع) :
للمؤمنین من الاعیاد غیر العیدین و الجمعة ؟
قال : نعم لهم ما هو اعظم من هذا ، یوم اقیم امیرالمؤمنین (ع) فعقد له رسول الله الولیة فى  اعناق الرجال والنساء بغدیر خم . ( وسائل الشیعه ، 7: 325، ح .5 )

 
به امام صادق (ع) گفته شد :
یا مؤمنان غیر از عید فطر و قربان و جمعه عید دیگرى دارند ؟ فرمود :
آرى ، آنان عید بزرگتر از اینها هم دارند و آن روزى است که امیرالمؤمنین (ع) در غدیر خم بالا برده شد و رسول خدا مسأله ولایت را بر گردن زنان و مردان قرار داد .

5ـ روز تجدید بیعت
 عن عمار بن حریز قال دخلت على ابى عبد الله (ع) فى  یوم الثامن عشر من ذى الحجة فوجدته صائما فقال لى :
هذا یوم عظیم عظم الله حرمته على المؤمنین و کمل لهم فیه الدین و تمم علیهم النعمة و جدد لهم ما أخذ علیهم من العهد و المیثاق . ( مصباح المتهجد : .737 )

 
عمار بن حریز گوید :
روز هجدهم ماه ذیحجه خدمت امام صادق (ع) رسیدم و آن حضرت را روزه یافتم . امام به من فرمود : امروز ، روز بزرگى است ، خداوند به آن عظمت داده و آن روز دین مؤمنان را کامل ساخت و نعمت را بر آنان تمام نمود و عهد و پایمان قبلى را تجدید کرد .

6ـ عید آسمانى
قال الرضا (ع) : حدثنى ابى ، عن ابیه (ع) قال :
إن یوم الغدیر فى السماء اشهر منه فى الارض . ( مصباح المتهجد : .737 )

 
امام رضا (ع) فرمود :
پدرم به نقل از پدرش ( امام صادق (ع) ) نقل کرد که فرمود :روز غدیر در آسمان مشهورتر از زمین است .

7ـ عید بى  نظیر
 قال على (ع) :
إن هذا یوم عظیم الشأن ، فیه وقع الفرج ، ورفعت الدرج و وضحت الحجج و هو یوم الیضاح والافصاح من المقام الصراح ، و یوم کمال الدین و یوم العهد المعهود ... ( بحارالانوار ، 97: .116 )

 
على (ع) فرمود :
امروز ( عید غدیر ) روز بس بزرگى است .
در این روز گشایش رسیده و منزلت ( کسانى که شایسته آن بودند ) بلندى گرفت و برهان  هاى خدا روشن شد و از مقام پاک با صراحت سخن گفته شد و امروز روز کامل شدن دین و روز عهد و پایمان است .

8ـ عید پربرکت
 عن الصادق (ع) :
والله لو عرف الناس فضل هذا الیوم بحقیقته لصافحتهم الملائکة فى کل یوم عشر مرات ...
و ما اعطى الله لمن عرفه ما لیحصى بعدد . ( مصباح المتهجد : .738 )

 
امام صادق (ع) فرمود :
به خدا قسم اگر مردم فضیلت واقعى « روز غدیر » را مى  شناختند ، فرشتگان روزى ده  بار با آنان مصافحه مى  کردند و بخشش هاى خدا به  کسى  که  آن روز را شناخته ، قابل  شمارش نیست .

9ـ عید فروزان
 قال ابو عبد الله (ع) :
... و یوم غدیر بین الفطر والاضحى  و یوم الجمعة کالقمر بین الکوکب . ( اقبال سید بن طاووس : .466 )

 
امام صادق (ع) فرمود :
... روز غدیر خم در میان روز هاى عید فطر و قربان و جمعه همانند ماه در میان ستارگان است .

10ـ یکى  از چهار عید الهى
 قال ابو عبد الله (ع) :
اذا کان یوم القیامة زفت اربعة یام الى  الله عز و جل کما تزف العروس الى خدرها :
یوم الفطر و یوم الاضحى و یوم الجمعةو یوم غدیر خم . ( اقبال سید بن طاووس : .466 )

 
امام صادق (ع) فرمود :
هنگامى که روز قیامت برپا شود چهار روز بسرعت بسوى خدا مى  شتابند همانطور که عروس به حجله  اش بسرعت مى  رود .
آن روزها عبارتند از :
روز عید فطر و قربان و جمعه و روز غدیر خم .

 

» شایسته  ها و بایسته  هاى غدیر

11ـ روز پیام و ولایت
 قال رسول الله (ص) :
یا معشر المسلمین لیبلغ الشاهد الغائب ، اوصى من آمن بى و صدقنى بولیة على ، الا ان ولیة على ولایتى و ولایتى ولیة ربى ، عهدا عهده الى ربى و أمرنى أن أبلغکموه . ( بحارالانوار 37: 141، ح .35 )

 
رسول خدا (ص) ( در روز غدیر ) فرمود :
اى مسلمانان ! حاضران به غیبان برسانند : کسى را که به من ایمان آورده و مرا تصدیق کرده است ، به ولایت على سفارش مى  کنم ، آگاه باشید ولایت على ، ولایت من است و ولایت من ، ولایت خداى من است . این عهد و پایمانى بود از طرف پروردگارم که فرمانم داد تا به شما برسانم .

12ـ روز اطعام
 قال ابو عبد الله (ع) :
... و انه الیوم الذى اقام رسول الله (ص) علیا (ع) للناس علما و ابان فیه فضله و وصیه فصام شکرا لله عزوجل ذلک الیوم و انه لیوم صیام و اطعام و صلة الاخوان و فیه مرضاة الرحمن ، و مرغمة الشیطان . ( وسائل الشیعه 7: 328، ضمن حدیث .12 )

 
امام صادق (ع) فرمود :
عید غدیر ، روزى است که رسول خدا (ص) على (ع) را بعنوان پرچمدار براى مردم برافراشت و فضیلت او را در این روز آشکار کرد و جانشین خود را معرفى کرد ، بعد بعنوان سپاسگزارى از خداى بزرگ آن روزه را روزه گرفت و آن روز ، روز روزه  دارى و عبادت و طعام دادن و به دیدار برادران دینى رفتن است . آنروز روز کسب خشنودى خداى مهربان و به خاک مالیدن بینى شیطان است .

13ـ روز هدیه
 عن امیر المؤمنین (ع) قال :
... اذا تلاقیتم فتصافحوا بالتسلیم و تهابوا النعمة فى  هذا الیوم ، و لیبلغ الحاضر الغائب ، والشاهد البین ، ولیعد الغنى الفقیر و القوى على الضعیف امرنى رسول الله (ص) بذلک . ( وسائل الشیعه 7: .327 )

 
امیر المؤمنین (ع) ( در خطبه روز عید غدیر ) فرمود :
وقتى که به همدیگر رسیدید همراه سلام ، مصافحه کنید ، و در این روز به یکدیگر هدیه بدهید ، این سخنان را هر که بود و شنید ، به آن که نبود برساند ، توانگر به سراغ مستمند برود ، و قدرتمند به یارى ضعیف ، پیامبر مرا به این چیزها امر کرده است .

14ـ روز کفالت
 عن امیر المؤمنین (ع) قال :
... فکیف بمن تکفل عددا من المؤمنین والمؤمنات و أنا ضمینه على  الله تعالى الامان من الکفر والفقر ( وسائل الشیعه 7: .327 )

 
امیر مؤمنان (ع) فرمود :
... چگونه خواهد بود حال کسى که عهده  دار هزینه زندگى تعدادى از مردان و زنان مؤمن ( در روز غدیر ) باشد ، در صورتى که من پیش خدا ضامنم که از کفر و تنگدستى در امان باشد .

15ـ روز سپاس و شادى
 قال ابو عبد الله (ع) :
... هو یوم عبادة و صلوة و شکر لله و حمد له ، و سرور لما من الله به علیکم من ولایتنا ، و انى احب لکم ان تصوموه . ( وسائل الشیعه 7: 328، ح .13 )

 
امام صادق (ع) فرمود :
عید غدیر ، روز عبادت و نماز و سپاس و ستایش خداست و روز سرور و شادى است به خاطر ولایت ما خاندان که خدا بر شما منت گذارد و من دوست دارم که شما آن روز را روزه بگیرید .

16ـ روز نیکوکارى
 عن الصادق (ع) :
... و لدرهم فیه بألف درهم لإخوانک العارفین ، فأفضل على اخوانک فى هذا الیوم  و سر فیه کل مؤمن و مؤمنة . ( مصباح المتهجد : .737 )

 
از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود :
یک درهم به برادران با ایمان و معرفت ، دادن در روز عید غدیر برابر هزار درهم است ، بنابرین در این روز به برادرانت انفاق کن و هر مرد و زن مؤمن را شاد گردان .

17ـ روز سرور و شادى
 قال ابو عبد الله (ع) :
انه یوم عید و فرح و سرورو یوم صوم شکرا لله تعالى . ( وسائل الشیعه 7: 326، ح .10 )

 
امام صادق (ع) فرمود :
عید غدیر ، روز عید و خوشى و شادى است و روز روزه  دارى به عنوان سپاس نعمت الهى است .

18ـ روز تبریک و تهنیت
 قال على (ع) :
عودوا رحمکم الله بعد انقضاء مجمعکم بالتوسعة على عیالکم ، والبر باخوانکم و الشکر لله عزوجل على ما منحکم ، و اجتمعوا یجمع الله شملکم ، و تباروا یصل الله الفتکم ، و تهانؤا نعمة الله کما هنا کم الله بالثواب فیه على أضعاف الاعیاد قبله و بعده الا فى مثله ... ( بحارالانوار 97: .117 )

 
على (ع) فرمود :
بعد از پایان گردهم آیى خود ( در روز غدیر ) به خانه برگردید ، خدا بر شما رحمت فرستد . به خانواده خود گشایش و توسعه دهید ، به برادران خود نیکى کنید ، خداوند را بر این نعمت که شما را بخشیده است ، سپاس گزارید ، متحد شوید تا خدا به شما وحدت بخشد ، نیکویى کنید تا خدا دوستیتان را پایدار کند ، به همدیگر نعمت خدا را تبریک بگوئید ، همانطور که خداوند در این روز با چندین برابر عید هاى دیگر پاداش دادن به شما تبریک گفته ، این گونه پاداش ها جز در روز عید غدیر نخواهد بود .

19ـ روز درود و برائت
 روى الحسن بن راشد عن ابى عبد الله (ع) قال :
قلت : جعلت فدک ، للمسلمین عید غیرالعیدین ؟ قال : نعم ، یا حسن ! اعظمهما و اشرفهما ، قال : قلت له : و أى یوم هو ؟
قال : یوم نصب امیرالمؤمنین (ع) فیه علما للناس .
قلت له : جعلت فدک وما ینبغى لنا ان نصنع فیه ؟
قال : تصومه یا حسن و تکثر الصلوة على محمد و آله فیه و تتبرأ الى الله ، ممن ظلمهم ، فان الانبیاء کانت تأمر الاوصیاء بالیوم الذى کان یقام فیه الوصى ان یتخذ عیدا . ( مصباح المتهجد : .680 )

 
حسن بن راشد گوید :
به امام صادق (ع) گفتم : یا مسلمانان بجز آن دو عید ، عید دیگرى هم دارند ؟ فرمود : بله ، بزرگترین و بهترین عید . گفتم : کدام روز است ؟
فرمود : روزى که امیرمؤمنان بعنوان پرچمدار مردم منصوب شد .
گفتم : فدایت شوم در آن روز سزاوار است ، چه کنیم ؟ فرمود : روزه  بگیر و درود برمحمد و آل او بفرست و از ستمگران به آنان برائت بجوى ، زیرا پیامبران به جانشینان دستور مى  دادند که روزى را که جانشین انتخاب مى  شود ، عید بگیرند .

20ـ عید اوصیاء
 عن ابى عبد الله (ع) قال :
... تذکرون الله عز ذکره فیه بالصیام والعبادة و الذکر لمحمد و آل محمد ، فان رسول الله (ص) اوصى امیرالمؤمنین ان یتخذ ذلک الیوم عیدا ، و کذلک کانت الانبیاء تفعل ، کانوا یوصون أوصیائهم بذلک فیتخذونه عیدا . ( وسائل الشیعه 7: 327، ح .1 )

 
امام صادق (ع) فرمود :
در روز عید غدیر ، خدا را با روزه و عبادت و یاد پیامبر و خاندان او یادآورى کنید ، زیرا رسول خدا به امیرالمؤمنین سفارش کرد که آن روز را عید بگیرد ، همینطور پیامبران هم به جانشینان خود سفارش مى  کردند که آن روز را عید بگیرند ، آنان هم چنین مى  کردند .

21ـ روز گشایش و درود
 عن ابى عبد الله (ع) قال :
والعمل فیه یعدل ثمانین شهرا ، و ینبغى ان یکثر فیه ذکر الله عزوجل ، والصلوة على النبى (ص) ، و یوسع الرجل فیه على عیاله . ( وسائل الشیعه 7: 325، ح .6 )

 
امام صادق (ع) فرمود :
ارزش عمل در آن روز ( عید غدیر ) برابر با هشتاد ماه است ، و شایسته است آن روز ذکر خدا و درود بر پیامبر (ص) زیاد شود ، و مرد ، بر خانواده خود توسعه دهد .

22ـ روز دیدار رهبرى
 عن مولانا ابى  الحسن على بن محمد (ع) قال لابى اسحاق :
و یوم الغدیر فیه اقام النبى (ص) أخاه علیا علما للناس و اماما من بعده ، [ قال  ] قلت :
صدقت جعلت فدک ، لذلک قصدت ، اشهد انک حجة الله على خلقه . ( وسائل الشیعه 7: 324، ح .3 )

 
امام هادى (ع) به ابواسحاق فرمود :
در روز غدیر پیامبر اکرم (ص) برادرش على (ع) را بلند کرد و به عنوان پرچمدار ( و فرمانده ) مردم و پیشواى بعد از خودش معرفى کرد .
ابواسحاق گفت : عرض کردم ، فدایت شوم راست فرمودى . به خاطر همین به زیارت و دیدار شما آمدم ، گواهى مى  دهم که تو حجت خدا بر مردم هستى .

23ـ روز تکبیر
 عن على بن موسى الرضا (ع) :
من زار فیه مؤمنا أدخل  الله قبره سبعین نورا و وسع فى قبره و یزور قبره کل یوم سبعون ألف ملک و یبشرونه بالجنة . ( اقبال الاعمال : .778 )

 
امام رضا (ع) فرمود :
کسى که در روز ( غدیر ) مؤمنى را دیدار کند ، خداوند هفتاد نور بر قبر او وارد مى کند و قبرش را توسعه مى  دهد و هر روز هفتاد هزار فرشته قبر او را زیارت مى  کنند و او را به بهشت بشارت مى  دهند .

24ـ روز دیدار و نیکى
 قال الصادق (ع) :
ینبغى لکم ان تتقربوا الى الله تعالى بالبر و الصوم و الصلوة و صلة الرحم و صلة الاخوان ، فان الانبیاء علیهم السلام کانوا اذا اقاموا اوصیاء هم فعلوا ذلک و امروا به . ( مصباح المتهجد : .736 )

 
امام صادق (ع) فرمود :
شایسته است با نیکى کردن به دیگران و روزه و نماز و بجاآوردن صله رحم و دیدار برادران ایمانى به خدا نزدیک شوید ، زیرا پیامبران زمانى که جانشینان خود را نصب مى  کردند ، چنین مى  کردند و به آن توصیه مى  فرمودند .

25ـ نماز در مسجد غدیر
 عن ابى عبد الله (ع) قال :
انه تستحب الصلوة فى مسجد الغدیرلان النبى (ص) اقام فیه امیر المؤمنین (ع) و هو موضع اظهرالله عزوجل فیه الحق . ( وسائل الشیعه 3: .549 )

 
امام صادق (ع) فرمود :
نماز خواندن در مسجد غدیر مستحب است ، چون پیامبر اکرم (ص) در آنجا امیرمؤمنان (ع) را معرفى و منصوب کرد . و آنجایی است که خداى بزرگ ، حق را آشکار کرد .

26ـ نماز روز غدیر
 عن ابى عبد الله (ع) قال :
و من صلى فیه رکعتین اى وقت شاء و افضله قرب الزوال و هى الساعة التى اقیم فیها امیرالمؤمنین (ع) بغدیر خم علما للناس و ... کان کمن حضر ذلک الیوم ... ( وسائل الشیعه 5: 225، ح .2 )

 
امام صادق (ع) فرمود :
کسى که در روز عید غدیر هر ساعتى که خواست ، دو رکعت نماز بخواند و بهتر ینست که نزدیک ظهر باشد که آن ساعتى است که امیرالمؤمنین(ع) در آن ساعت در غدیر خم به امامت منصوب شد ، ( هر که چنین کند ) همانند کسى است که در آن روز حضور پیدا کرده است ...

27ـ روزه غدیر
 قال الصادق (ع) :
صیام یوم غدیر خم یعدل صیام عمر الدنیا لو عاش انسان ثم صام ما عمرت الدنیا لکان له ثواب ذلک . ( وسائل الشیعه 7: 324، ح .4 )

 
امام صادق (ع) فرمود :
روزه روز غدیر خم با روزه تمام عمر جهان برابر است . یعنى اگر انسانى همیشه زنده باشد و همه عمر را روزه بگیرد ، ثواب او به اندازه ثواب روزه عید غدیر است .

28ـ روز تبریک و تبسم
 عن الرضا (ع) قال :
... و هو یوم التهنئة یهنئ بعضکم بعضا ، فاذا لقى المؤمن أخاه یقول :
« الحمد لله الذى جعلنا من المتمسکین بولیة أمیر المؤمنین و الائمة (ع) »
و هو یوم التبسم فى وجوه الناس من اهل الایمان ... ( اقبال : .464 )

 
امام رضا (ع) فرمود :
عید غدیر روز تبریک و تهنیت است . هر یک به دیگرى تبریک بگوید ، هر وقت مؤمنى برادرش را ملاقات کرد ، چنین بگوید : « حمد و ستایش خدیى را که به ما توفیق چنگ زدن به ولایت امیرمؤمنان و پیشویان عطا کرد » آرى عید غدیر روز لبخند زدن به چهره مردم با ایمان است ...

» ولایت در غدیر

29ـ پیامبر و ولایت على (ع)
 عن ابى سعید قال :
لما کان یوم غدیر خم امر رسول الله (ص) منادیا فنادى : الصلوة جامعة ، فاخذ بید على (ع) و قال :
اللهم من کنت مولاه فعلى مولاه ، اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه . ( بحارالانوار 37: 112، ح .4 )

 
ابو سعید گوید :
در روز غدیر خم رسول خدا (ص) دستور داد : منادى ندا دهد که : براى نماز جمع شوید . بعد دست على (ع) را گرفت و بلند کرد و فرمود :
خدیا کسى که من مولاى اویم پس على هم مولاى اوست ، خدیا دوست بدار کسى را که على را دوست بدارد و دشمن بدار کسى را که با على دشمنى کند .

30ـ زندگى پیامبرگونه
 قال رسول الله (ص) :
من یرید ان یحیى حیاتى ، و یموت مماتى ، ویساکن جنة الخلد التى وعدنى ربى  فلیتول على ابن ابى طالب ، (ع)
فانه لن یخرجکم من هدى ، ولن یدخلکم فى ضلالة . ( الغدیر 10: .278 )
 

رسول خدا (ص) فرمود :
کسى که مى  خواهد زندگى و مرگش همانند من باشد و در بهشت جاودان ه اى که پروردگارم به من وعده کرده ، ساکن شود ، ولایت على بن ابى طالب (ع) را انتخاب کند ، زیرا او هرگز شما را از راه هدیت بیرون نبرده ، به گمراهى نمى  کشاند .

31ـ پیامبر و امامت على (ع)
 عن جابر بن عبد الله الانصارى قال : سمعت  رسول الله (ص) یقول لعلى بن ابى طالب (ع) :
یا على ! انت اخى و وصیى و وارثى  وخلیفتى على  امتى فى  حیوتى و بعد وفاتى  محبک محبى و مبغضک مبغضى  و عدوک عدوى . ( امالى صدوق : 124، ح .5 )

 
جابربن عبد الله انصارى مى  گوید :
از رسول خدا (ص) شنیدم که به على بن ابى  طالب (ع) فرمود :
اى على ، تو برادر و وصى و وارث و جانشین من در میان امت من در زمان حیات و بعد از مرگ منى . دوستدار تو دوستدار من و دشمن و کینه  توز تو دشمن من است .

32ـ پایه  هاى اسلام
 عن ابى جعفر (ع) قال :
بنى الاسلام على خمس :
الصلوة و الزکوة و الصوم و الحج و الولیةو لم یناد بشى ء ما نودى بالولیة یوم الغدیر . ( کافى 2، 21، ح .8 )

 
امام باقر (ع) فرمود :
اسلام بر پنج پایه استوار شده است : نماز ، زکات ، روزه ، حج و ولایت و به هیچ چیز به اندازه آنچه در روز غدیر به ولایت تاکید شده ، ندا نشده است .

33ـ ولایت جاودانه
 عن ابى الحسن (ع) قال :
ولیة على (ع) مکتوبة فى صحف جمیع الانبیاء ولن یبعث  الله رسولا الا بنبوة محمد و وصیة على (ع). ( سفینة البحار 2: .691 )

 
امام کاظم (ع) فرمود :
ولایت على (ع) در کتاب هاى همه پیامبران ثبت شده است و هیچ پیامبرى مبعوث نشد ، مگر با میثاق نبوت محمد (ص) و امامت على (ع).

34ـ ولایت و توحید
 قال رسول الله (ص) :
ولیة على بن ابى طالب ولیة الله  و حبه عبادة الله و اتباعه فریضة الله و اولیاؤه اولیاء الله و اعداؤه اعداء الله  و حربه حرب الله و سلمه سلم الله عز و جل . ( امالى صدوق : .32 )

 
رسول خدا (ص) فرمود :
ولایت على بن ابیطالب (ع) ولایت خداست ، دوست داشتن او عبادت خداست ، پیروى کردن او واجب الهى است و دوستان او دوستان خدا و دشمنان او دشمنان خدایند ، جنگ با او ، جنگ با خدا و صلح با او ، صلح با خداى متعال است .

35ـ روز ناله نومیدى شیطان
 عن جعفر ، عن ابیه (ص) قال :
ان ابلیس عدوالله رن اربع رنات :
یوم لعن ، و یوم اهبط الى الارض ، و یوم بعث النبى (ص) و یوم الغدیر . ( قرب الاسناد : .10 )

 
امام باقر (ع) از پدر بزرگوارش امام صادق (ع) نقل کرد که فرمود :
شیطان دشمن خدا چهار بار ناله کرد : روزى که مورد لعن خدا واقع شد و روزى که به زمین هبوط کرد و روزى که پیامبر اکرم (ص) مبعوث شد و روز عید غدیر .

36ـ ولایت علوى دژ توحید
 عن النبى (ص) :
یقول الله تبارک و تعالى : 
ولیة على بن ابى طالب حصنى ، فمن دخل حصنى أمن من نارى . ( جامع الاخبار : 52، ح .7 )

 
پیامبر اکرم (ص) فرمود :
خداوند مى  فرمید : ولایت على بن ابیطالب دژ محکم من است ، پس هر کس داخل قلعه من گردد ، از آتش دوزخم محفوظ خواهد بود .

37ـ جانشین پیامبر
 قال رسول الله (ص) :
 یا على انا مدینة العلم و انت بابها و لن تؤتى المدینة الا من قبل الباب ... انت امام امتى و خلیفتى علیها بعدى ، سعد من اطاعک و شقى من عصک ، و ربح من تولک و خسر من عادک . ( جامع الاخبار : 52، ح .9 )

 
رسول خدا (ص) فرمود :
اى على من شهر علمم و تو درب آن هستى ، به شهر جز از راه درب آن وارد نشوند . ... تو پیشواى امت من و جانشین من در این شهرى ، کسى که اطاعت تو کند سعادتمند است ، و کسى که تو را نافرمانى کند ، بدبخت است ، و دوستدار تو سود برده و دشمن تو زیان کرده است .

38ـ اسلام در سایه ولایت
 قال الصادق (ع) :
اثافى الاسلام ثلاثة :
الصلوة و الزکوة و الولیة ، لا تصح واحدة منهن الا بصاحبتیها . ( کافى : 2، ص .18 )

 
امام صادق (ع) فرمود :
سنگ هاى زیربناى اسلام سه چیز است :
نماز ، زکات و ولایت که هیچ یک از آنهابدون دیگرى درست نمى  شود .

39ـ ده هزار شاهد
 قال ابو عبد الله (ع) :
العجب یا حفص لما لقى على بن ابى  طالب !! انه کان له عشرة الاف شاهد لم یقدر على اخذ حقه و الرجل یأخذ حقه بشاهدین . ( بحار الانوار : 37، .140 )

 
امام صادق (ع) فرمود :
اى حفص ! شگفتا از آنچه على بن ابى طالب (ع) با آن مواجه شد ! او با ده هزار شاهد و گواه ( در روز غدیر ) نتوانست حق خود را بگیرد ، در حالى که شخص با دو شاهد حق خود را مى  گیرد .

40ـ على (ع) ، مفسر قرآن
 عن النبى (ص) فى احتجاجه یوم الغدیر :
على تفسیر کتاب الله ، و الداعى الیه ، الا و ان الحلال و الحرام کثر من أن احصیهما و اعرفهما ، فآمر بالحلال و أنهى عن الحرام فى مقام واحد، فأمرت أن آخذ البیعة علیکم و الصفقة منکم ، بقبول ما جئت به عن الله عز و جل فى على امیر المؤمنین و الائمة من بعده ، معاشر الناس تدبروا و افهموا یاته ، و انظروا فى محکماته و لا تتبعوا متشابهه ، فو الله لن یبین لکم زواجره ، و لا یوضع لکم عن تفسیره الا الذى انا آخذ بیده . ( وسایل الشیعه : 18، 142، ح .43 )

 
پیامبر اکرم (ص) روز عید غدیر فرمود :
على (ع) تفسیر کتاب خدا ، و دعوت کننده به سوى خداست ، آگاه باشید که حلال و حرام بیش از آنست که من معرفى و به آنها امر و نهى کنم و بشمارم . پس دستور داشتم که از شما عهد و پایمان بگیرم که آنچه را در مورد على امیرمؤمنان ، و پیشویان بعد او از طرف خداوند بزرگ آوردم ، بپذیرید .
اى مردم ! اندیشه کنید و آیات الهى را بفهمید ، در محکمات آن دقت کنید و متشابهات آن را دنبال نکنید . به خدا قسم هرگز کسى نداهاى قرآن را نمى  تواند بیان کند و تفسیر آن را روشن کند ، جز آن کسى که من دست او را گرفته  ام ( و او را معرفى کردم ) .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 15:38  توسط   | 

چهل حدیث از حضرت فاطمه سلام الله علیها

1- حضرت فاطمه(س)مي‌فرمايند: و من، آن كلمه‌ي نيكوي خداوندم. (الفضائل/80)
من فاطمه‌ام، واژه‌ي حسناي خداوندImage
از ماه نشان دارم و با آينه پيوند
من فاطمه‌ام، سرخ تر از خاطره ي سيب
من فاطمه ام، سبزتر از واژه‌ي لبخند

2- حضرت فاطمه(س)مي‌فرمايند: و ما وسيله‌‌ي ارتباط خدا با مخلوقاتيم. (دلائل‌الامامه/32)
سرشار نگاه آسمان كن ما را
از خود برهان و بي‌نشان كن ما را
اي واسطه‌ي فيض خداوند كريم
بر سفره‌ي دوست، ميهمان كن ما را

3- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: و ماييم برگزيدگان خدا و جايگاه پاكي‌ها. (ارشاد شيخ مفيد/1/270)
اي محرم راز جمع افلاكي‌ها
چون سرو، رها ز مجمع خاكي‌ها
يك جرعه زلال آفتابم بچشان
اي روح بلند قله‌ي پاكي‌ها

4- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: ... و ما دليل‌هاي روشن خداييم. (ارشاد شيخ‌ مفيد/1/270)
در ظلمت شب، دليل راهم هستيد
چون كوه، هميشه تكيه‌گاهم هستيد
اي حجّت‌هاي روشن خالق مهر
در تيرگي زمانه ما‌هم هستيد

5- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: ... و ما وارثان پيامبران الهي هستيم. (ارشاد شيخ مفيد/1/270)
دريا صفتيد و روح باران داريد
چون سبزه طراوت بهاران داريد
هستيد شما وارث پيغامبران
در سينه هميشه نور قرآن داريد
6- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: خداوند، حج را براي استواري و تحكيم دين قرار داد. (بحارالانوار/29/223)
تا چشمه‌ي عشق، جاري دين گردد
دل‌هاي همه، بهاري دين گردد
واجب شده حج به امر يكتاي بزرگ
تا مايه‌ي استواري دين گردد

7- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: خداوند، رسيدگي به خويشان را براي طول عمر و باعث فزوني در خويشان قرار داد. (بحارالانوار/29/223)
چونان كه ادب به آبرو افزايد
اخلاص، به قدر هر نكو افزايد
اهل صله‌ي رحم اگر بود كسي
فرمود: خدا بر اهل او افزايد
8- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: خداوند، اطاعت از ما- اهل‌بيت عليهم‌السلام- را براي ايجاد نظم و همبستگي در مردم قرار داد. (بحارالانوار/29/223)
خواهي ز گسستگي رهايي يابي
يا جلوه‌اي از نور خدايي يابي
فرمان ببر از اوامر حضرت دوست
تا راه به اوج كبريايي يابي

9- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: خداوند، صبر را وسيله‌ي استحقاق و شايستگي پاداش قرار داد. (بحارالانوار/29/223)
گر پنجره‌ي نگاه تو غم دارد
صدها گره بزرگ و مبهم دارد
با صبر بر آن، رسي به پاداشي نيك.
كاين راه، هزار پيچ و صد خم دارد
10- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: خداوند، شرك را به منظور اخلاص بندگي، حرام نمود. (بحارالانوار/29/223)
تا دور شود هر عمل از شيوه‌ي بد
اعمال همه، خالص و زيبا گردد
داناي تواناي عزيز يكتا
.بر دفتر شرك، مهر«باطل شد» زد

11- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: خداوند، وفاي به نذر را براي رسيدن به مغفرت و آمرزش خويش قرار داد. (بحارالانوار/29/223)
اي آن‌كه به دل اميد رحمت داري
از حق طلب رحم و عنايت داري
در راه وفا به نذر خود سخت بكوش
گر ميل رسيدن به سعادت داري
12- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: خداوند، نيكي به پدر و مادر را سبب امان از خشم خود قرار داد. (بحارالانوار/29/223)
خواهي برهي ز خشم ايزد، اي دوست
چون برگ، گناه تو بريزد، اي دوست
نيكي به پدر- مادرخود كن بسيار
از كار بدت لطف نخيزد، اي دوست

13- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: خداوند، جهاد را مايه‌ي عزّت و شكوه اسلام قرار داد. (بحارالانوار/29/223)
چون سرو، هميشه آسمان همّت باش
هم‌قامت آسمان پر شوكت باش
وقتي كه جهاد، عزت اسلام است
جهدي كن و هم‌ركاب اين عزت باش
14- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: خداوند، امر به معروف را براي حفظ مصالح عمومي جامعه قرار داد. (بحارالانوار/29/223)
هر جامعه‌اي كه اهل تقوي گردد
سرشار شكوفه و شكوفا گردد
يك قطره نكويي اگر آنجا افتد
با امر به معروف، چو دريا گردد

15- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: از مؤمنين نيست كسي كه همسايه‌اش از شر و آزار او در امان نباشد. (دلائل‌الامامه/1)
حيف است طريق عشق را سد باشي
در روشني آب، مردّد باشي
در سايه‌ي سبز زندگاني، اي دوست!
همسايه چو با كسي شدي، بد باشي
16- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: از بخل دوري كن، زيرا بخل درختي است در جهنم كه شاخه‌هايش در دنيا مي‌باشد و هر‌كس به آن شاخه‌ها بياويزد، داخل در جهنم مي‌شود. (دلائل‌الامامه/4)
آن شاخه كه بي ميوه قدي خم دارد
بخل است، كه ريشه در جهنم دارد
هر‌كس كه از آن شاخه بياويزد سخت
شك نيست- زمين خوردن محكم دارد

17- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: سخاوت، درختي است در بهشت كه شاخه‌هايش در دنيا گسترده است و هر‌كس شاخه‌اي از آن را بگيرد داخل بهشت مي‌شود. (دلائل‌الامامه/4)
اي دوست! سخاوت، آسمان پيوند است
اين شاخه‌ي سبز باغ بي‌مانند است
چيد آن‌كه از اين شاخه گلي- بي ترديد-
در هر دو سرا، عزيز و عزّتمند است
18- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: همانا از بندگان خدا، تنها دانشمندان از خدا مي‌هراسند. (بحارالانوار/2/45)
زنهار! به جمع جهل، ملحق نشوي
گستاخ، در امر حضرت حق نشوي
با روشني علم، ره صبح بجوي
تا همدم تاريكي مطلق نشوي

19- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: دو لشكر ظلم، با هم برخورد نمي‌كنند جز اين‌كه خداوند، آن‌ها را به خودشان وا‌مي‌گذارد. (كشف‌الغمه/2/581)
در لشكر ظلم، مرد حق‌باور نيست
چون جامعه‌اي كه «نهي از منكر» نيست
وقتي كه به هم دو لشكر ظلم رسند
دستي به عنايت از سوي داور نيست
20- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: بهترين شما كساني هستند كه با تواضع، ديگران را ياري مي‌كنند. (دلائل‌الامامه/7)
پرهيز كن از غرور، از «من» بودن
از سنگ‌شدن، شبيه آهن بودن
خواهي كه به بام رستگاري برسي
بايد كه چو خورشيد، فروتن بودن

21- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: اگر به آنچه شما را امر نموديم عمل مي‌كني و از آنچه شما را بر حذر داشته‌ايم دوري مي‌كني از شيعيان ما هستي و گرنه هرگز. (بحار‌الانوار/65/156)
با هر‌چه نكويي‌ست، نكو بايد شد
سرشار زلال آبرو بايد شد
مي‌خواهي اگر شيعه‌ي مولا باشي
فرمانبر امر و نهي او بايد شد
22- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: از بخل دور باش، زيرا بخل مرضي است كه در شخص كريم وجود ندارد. (دلائل‌الامامه/4)
بخل از قطرات سبز باران دور است
فرياد كويري از بهاران دور است
بخشنده‌تر از بهار بايد بودن
بيماري بخل، از كريمان دور است

23- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: همانا خداوند، نيكوكار بردبار با‌ عفت را دوست مي‌دارد. (دلائل‌الامامه/1)
در جاده‌ي‌ رنج، نا‌شكيبي نكني
با خواب سراب، خود‌فريبي نكني
از دامن پاكدامني خوشه بچين
تا خويش، دچار بي‌نصيبي نكني
24- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: همانا حيا از ايمان است و نتيجه‌ي ايمان، بهشت مي‌باشد. (كافي/2/106)
در دست سپيده، بركاتي دگر است
پيغام سحر را، كلماتي دگر است
اي آن‌كه اميد زندگاني داري
.در روشني حيا، حياتي دگر است

25- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: شيعيان ما از بهترين افراد اهل بهشتند. (بحارالانوار/65/156)
در دامن روشني، كبوتر باشد
در ظلمت روزگار، اختر باشد
در باغ بهشت، شيعه‌ي آل علي
چون سرو سهي از همگان سر باشد
26- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: همانا خوشبخت واقعي كسي است كه علي را چه در زمان حياتش و چه پس از وفاتش دوست بدارد. (بحارالانوار/27/74)
در دفتر روشنايي و برگ سحر
نقل است چنين ز دختر پيغمبر:
آنان كه حقيقتا سعادتمندند
دارند به دل مدام، حبّ حيدر

27- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: جانم فداي تو و جان و روح من سپر بلاهاي جان تو يا اباالحسن! همواره با تو خواهم بود- اگر تو در خير و نيكي به سر ببري با تو خواهم زيست و اگر در سختي‌ها و بلاها گرفتار شدي باز هم با تو خواهم بود. (كوكب الدري/1/196)
گردم به فداي حضرتت يا مولا
اي روشن از انوار تو تاريكي‌ها
در نيك و بد زمانه همراه توام
هرگز نشوم از تو و عشق تو جدا
28- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: آن لحظه‌اي كه زن در خانه‌ي خود مي‌ماند- و به امور تربيت فرزند مي‌پردازد- به خدا نزديك‌تر است. (بحارالانوار/43/92)
آن‌گاه كه زن جامه‌ي تقوي پوشد
در تربيت صحيح طفلش كوشد
در سايه‌ي قرب خالق بي‌همتاست
از خانه‌ي او چشمه‌ي هستي جوشد

29- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: بعد از غدير خم، خداوند براي هيچ‌كس عذر و بهانه‌اي باقي نگذاشته است. (دلائل‌الامامه/37)
بعد از غدير، آينه معنا گرفته است
آري؛ دوباره فصل نوي پا گرفته است
ديگر نمانده جاي دليل و بهانه‌اي
عشق علي‌ست؛ در دل ما جا گرفته است
30- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: كسي كه عبادت‌هاي خالصانه‌ي خود را به سوي خدا فرستد، پروردگار بزرگ، برترين مصلحت او را به سويش فرو خواهد فرستاد. (بحارالانوار/67/249)
در خانه‌ي دل ياد خدا جاري ساز
جان و دل خود، به سوي حق ده پرواز
خواهي برسد عاقبت نيك اي دوست
خالص شو و عاشقانه كن راز و نياز

31- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: اول همسايه بعد اهل خانه. (وسائل‌الشيعه/7/112)
اي شمع وجود عشق را پروانه
با بخشش و ايثار مشو بيگانه
همسايه به اهل خانه اولي بشمار
تا نور شود تيرگي كاشانه
32- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: لذتي كه از خدمت حضرت حق مي‌برم، مرا از هر خواهشي باز‌داشته است. (رياحين‌الشريعه/1/105)
شادم به لقاي روي او هر نفسي
جز او نبود براي من دادرسي
شوقي كه براي خدمت حق دارم
بسته است به روي من در هر هوسي

33- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: بهشت، زير پاي مادران است. (مستدرك/15/180)
آيينه‌اي از صفات داور باشد
سرچشمه‌اي از حيات كوثر باشد
در خدمت او باش كه فرمود: بهشت
در زير قدوم پاك مادر باشد
34- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: خشنودم به آنچه كه خدا و پيامبر او براي من رضايت دادند. (مناقب ابن‌شهرآشوب/3/351)
از دست مده آ‌نچه خدايت داده است
يا معرفتي كه مصطفايت داده است
مردان خدا هميشه راضي هستند
.بر آنچه خدا بدان رضايت داده است

35- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: مثَلَ امام، مانند كعبه است. مردم بايد در اطراف آن طواف كنند نه آن‌ كه دور مردم طواف نمايد. (بحارالانوار/36/353)
نور است امام، كعبه‌ي اميد است
تابان و فروزنده‌تر از خورشيد است
اندر دل شيعه مهر او كم نشود
چون گرد مدار لطف او چرخيده‌ست
36- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: آنچه براي زنان نيكوست اين است كه- بدون ضرورت- مردان نا‌محرم را نبينند، و نامحرمان نيز آن‌ها را ننگرند. (بحارالانوار/43/54)
گر زن به حجاب خويش مستور شود
از ديده‌ي آلوده و بد دور شود
نيكوست براي زن كه الگو گيرد
از فاطمه، تا شاخه‌اي از نور شود

37- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: پاداش خوشرويي در برابر مؤمن، بهشت است. (بحارالانوار/72/401)
آن‌كس كه گشاده‌رو و خوش‌رفتار است
دل‌خوش نه به اين جهان بي‌مقدار است
در باغ بهشت مي‌دهندش مأوا
سر‌خوش به لقاي حضرت دادار است
38- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: تا زنده‌ام، همواره به ارزش‌هاي امام علي(ع) معترف خواهم بود. (بحارالانوار/43/38)
فرموده چنين گوهر هستي زهرا:
سوگند به آن ‌كه داده هستي ما را
بر ارزش والاي علي معترفم
هرگز نكشم دست ز راه مولا

39- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: خداوند متعال، امامت ما را براي ايمني از تفرقه قرار داد. (بحارالانوار/29/223)
آرام شود تا دل خلق نگران
تا گم نكنيم راه؛ حيّ سبحان
در جامعه ايجاد امامت فرمود
تا تفرقه آتش نزند هستي‌مان
40- حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: خداوند، روزه را براي پابرجايي اخلاص واجب نمود. (بحارالانوار/29/223)
تا پاك‌تر از نگاه مهتاب شويم
چون آينه بي‌رياتر از آب شويم
روزي‌ده خلق،‌روزه واجب فرمود
تا ناب‌تر از گوهر ناياب شويم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 15:32  توسط   | 

چهل حديث نوراني از رسول رحمت حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم

1ـ قال رَسُولُ اللّهِ (صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) : لا تُضَیِّعُوا صَلاتَكُمْ، فَإنَّ مَنْ ضَیَّعَ صَلاتَهُ، حُشِرَ مَعَ قارُونَ وَ هامانَ، وَ كانَ حَقّاً عَلىِ اللّهِ أنْ یُدْخِلَهُ النّارَ مَعَ الْمُنافِقینَ.(1)Image
 پیامبر مكرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: نماز را سبك و ناچیز مشمارید، هر كس نسبت به نمازش بى اعتنا باشد و آنرا سبك و ضایع گرداند همنشین قارون و هامان خواهد گشت و حقّ خداوند است كه او را همراه منافقین در آتش داخل نماید.

2ـ قالَ (صلى الله علیه وآله): مَنْ مَشى إلى مَسْجِد مِنْ مَساجِدِ اللّهِ، فَلَهُ بِكُّلِ خُطْوَه خَطاها حَتّى یَرْجِعَ إلى مَنْزِلِهِ، عَشْرُ حَسَنات، وَ مَحى عَنْهُ عَشْرُ سَیِّئات، وَ رَفَعَ لَهُ عَشْرُ دَرَجات.(2)
فرمود: هر كس قدمى به سوى یكى از مساجد خداوند بردارد، براى هر قدم ثواب ده حسنه مى باشد تا برگردد به منزل خود، و ده خطا از لغزش هایش پاك مى شود، همچنین در پیشگاه خداوند ده درجه ترفیع مى یابد.

3ـ بَیْنَما رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله) جا لِسٌ فِى الْمَسْجِدِ، إذْدَخَلَ رَجُلٌ فَقامَ یُصَلّى، فَلَمْ یُتِمَّ رُكُوعَهُ وَ لا سُجُودَهُ، فَقالَ: نَقَرَ كَنَقْرِ الْغُرابِ، لَئِنْ ماتَ هذا وَ هكَذا صَلوتُهُ لَیَمُوتُنَّ عَلى غَیْرِ دینی.(3)
 رسول خدا (صلى الله علیه وآله) در مسجد نشسته بود كه شخصى وارد شد و مشغول خواندن نماز شد و ركوع و سجودش را كامل انجام نمى داد و عجله و شتاب مى كرد. حضرت فرمود: كار این شخص همانند كلاغى است كه منقار بر زمین مى زند، اگر با این حالت از دنیا برود بر دین من نمرده است.
 

4ـ قالَ (صلى الله علیه وآله) لِعَلىّ(علیه السلام): أنَا رَسُولُ اللّهِ الْمُبَلِّغُ عَنْهُ، وَ أنْتَ وَجْهُ اللّهِ وَ الْمُؤْتَمُّ بِهِ، فَلا نَظیر لى إلاّ أنْتَ، وَ لا مِثْلَ لَكَ إلاّ أنَا.(4)
 رسول خدا (صلى الله علیه وآله) به امام علىّ (علیه السلام) فرمود: من رسول خدا هستم، كه از طرف او تبلیغ و هدایت مى نمایم; و تو وجه اللّه مى باشى، كه امام و مقتداى (بندگان خدا) خواهى بود، پس نظیرى براى من وجود ندارد مگر تو; و همانند تو نیست مگر من.
 

5ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): یا أباذَر، اَلدُّنْیا سِجْنُ الْمُؤْمِن وَ جَنَّهُ الْكافِرِ، وَ ما أصْبَحَ فیها مُؤْمِنٌ إلاّ وَ هُوَ حَزینٌ، وَ كَیْفَ لایَحْزُنُ الْمُؤْمِنُ وَ قَدْ أوَعَدَهُ اللّهُ أنَّهُ وارِدٌ جَهَنَّمَ.(5)
فرمود: اى ابوذر، دنیا زندان مؤمن و بهشت كافران است، مؤمن همیشه محزون و غمگین مى باشد، چرا چنین نباشد و حال آن كه خداوند به او - در مقابل گناهان و خطاهایش - وعده مجازات و دخول جهنّم را داده است.
 

6ـ وَ قالَ(صلى الله علیه وآله): یا عَلىّ! اِفْتَحْ طَعامَكَ بِالْمِلْحِ، فَإنَّ فیهِ شِفاءٌ مِنْ سَبْعینَ داء، مِنْها: الْجُنُونُ وَ الْجُذامُ وَ الْبَرَصُ وَ وَجَعُ الْحَلْقِ وَ الاْضْراسِ وَ وَجَعُ الْبَطْنِ.(6)
رسول خدا (صلى الله علیه وآله) به امام علىّ (علیه السلام) فرمود: غذاى خود را با (تناول نمودن كمى) نمك شوع نما، همانا كه در آن درمان و شفاء هفتاد نوع بلا و آفت خواهد بود، كه دیوانگى، پیسى، جُذام، درد و ناراحتى هاى حلق، دندان ها; و شكم و معده از آنها مى باشد.
 

7ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): شَرُّالنّاسِ مَنْ باعَ آخِرَتَهُ بِدُنْیاهُ، وَ شَرٌّ مِنْ ذلِكَ مَنْ باعَ آخِرَتَهُ بِدُنْیا غَیْرِهِ.(7)
فرمود: بدترین افراد كسى است كه آخرت خود را به دنیایش بفروشد و بدتر از او آن كسى خواهد بود كه آخرت خود را براى دنیاى دیگرى بفروشد.
 

8ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): ثَلاثَهٌ أخافُهُنَّ عَلى اُمتَّى: ألضَّلالَهُ بَعْدَ الْمَعْرِفَهِ، وَ مُضِلاّتُ الْفِتَنِ، وَ شَهْوَهُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ.(8)
 فرمود: در سه چیز براى امّت خود احساس خطر مى كنم: گمراهى، بعد از آن كه هدایت و معرفت پیدا كرده باشند. گمراهى ها و لغزش هاى به وجود آمده از فتنه ها. مشتهیات شكم، و آرزوهاى نفسانى و شهوت پرستى.
 

9ـ قالَ (صلى الله علیه وآله): ثَلاثَهٌ مِنَ الذُّنُوبِ تُعَجَّلُ عُقُوبَتُها وَ لا تُؤَخَّرُ إلى الاخِرَهِ: عُقُوقُ الْوالِدَیْنِ، وَ الْبَغْیُ عَلَى النّاسِ، وَ كُفْرُ الاْحْسانِ.(9)
فرمود : عقاب و مجازات سه دسته از گناهان زودرس مى باشد و به قیامت كشانده نمى شود: ایجاد ناراحتى براى پدر و مادر، ظلم در حقّ مردم، ناسپاسى در مقابل كارهاى نیك دیگران.
 

10ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): إنَّ أعْجَزَ النّاسِ مَنْ عَجَزَعَنِ الدُّعاءِ، وَ إنَّ أبْخَلَ النّاسِ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلامِ.(10)
فرمود: عاجز و ناتوان ترین افراد كسى است كه از دعا و مناجات با خداوند ناتوان و محروم باشد، و بخیل ترین اشخاص كسى خواهد بود كه از سلام كردن خوددارى نماید.
 

11ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): إذا تَلاقَیْتُمْ فَتَلاقُوا بِالتَّسْلیمِ وَ التَّصافُحِ، وَ إذا تَفَرَّقْتُمْ فَتَفَرَّقُوا بِإلاسْتِغْفارِ.(11)
 فرمود: هنگام بر خورد و ملاقات با یكدیگر سلام و مصافحه نمائید و موقع جدا شدن براى همدیگر طلب آمرزش كنید.
 

12ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): بَكِرُّوا بِالصَّدَّقَهِ، فَإنَّ الْبَلاءَ لا یَتَخَطاّها.(12)
فرمود: صبحگاهان حركت و كار خود را با دادن صدقه شروع نمائید چون كه بلاها و آفت ها را بر طرف مى گرداند.
 

13ـ قالَ(صلى الله علیه وآله) : یُؤْتَى الرَّجُلُ فی قَبْرِهِ بِالْعَذابِ، فَإذا اُتِیَ مِنْ قِبَلِ رَأسِهِ دَفَعَتْهُ تِلاوَهُ الْقُرْآنِ، وَ إذا اُتِیَ مِنْ قِبَلِ یَدَیْهِ دَفَعَتْهُ الصَّدَقَهُ، وَ إذا اُتِیَ مِنْ قِبَلِ رِجْلَیْهِ دَفَعَهُ مَشْیُهُ إلىَ الْمَسْجِدِ.(13)
 فرمود: هنگامى كه بدن مرده را در قبر قرار دهند، چنانچه عذاب از بالاى سر بخواهد وارد شود تلاوت قرآنش مانع عذاب مى گردد و چنانچه از مقابل وارد شود صدقه و كارهاى نیك مانع آن مى باشد. و چنانچه از پائین پا بخواهد وارد گردد، رفتن به سوى مسجد مانع آن خواهد گشت.
 

14ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): عَلَیْكُمْ بِمَكارِمِ الاْخْلاقِ، فَإنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ بَعَثَنی بِها، وَ إنَّ مِنْ مَكارِمِ الاْخْلاقِ: أنْ یَعْفُوَالرَّجُلُ عَمَّنْ ظَلَمَهُ، وَ یُعْطِیَ مَنْ حَرَمَهُ، وَ یَصِلَ مَنْ قَطَعَهُ، وَ أنْ یَعُودَ مَنْ لایَعُودُهُ.(14)
 فرمود: بر شما باد رعایت مكارم اخلاق، كه خداوند مرا بر آن ها مبعوث نمود، و ـ بعضى از ـ آن ها عبارتند از: كسى كه بر تو ظلم كند ـ به جهت غرض شخصى ـ او را ببخش، كسى كه تو را نسبت به چیزى محروم گرداند كمكش نما، با شخصى كه با تو قطع دوستى كند رابطه دوستى داشته باش، شخصى كه به دیدار تو نیاید به دیدارش برو.
 

15ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): مَنْ وَجَدَ كَسْرَهً اَوْ تَمْرَهً فَأكَلَهَا لَمْ یُفارِقْ جَوْفَهُ حَتّى یَغْفِرَاللّهُ لَهُ.(15)
فرمود: هر كس تكّه اى نان یا دانه اى خرما در جائى ببیند، و آن را بردارد و میل كند، مورد رحمت و مغفرت خداوند قرار مى گیرد.
 

16ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): ما تَواضَعَ أحَدٌ إلاّ رَفَعَهُ اللّهُ.(16)
فرمود: كسى اظهار تواضع و فروتنى نكرده، مگر آن كه خداوند متعال او را رفعت و عزّت بخشیده است.
 

17ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): مَنْ أنْظَرَ مُعْسِراً، كانَ لَهُ بِكُلِّ یَوْم صَدَقَهٌ.(17)
فرمود: هر كس بدهكار ناتوانى را مهلت دهد براى هر روزش ثواب صدقه در راه خدا مى باشد.
 

18ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): ما مِنْ هُدْهُد إلاّ وَ فی جِناحِهِ مَكْتُوبٌ بِالِسّرْیانیَّهِ «آلُ مُحَمَّد خَیْرُ الْبَریَّهِ».(18)
 فرمود: هیچ پرنده اى به نام هدهد وجود ندارد مگر آن كه روى بال هایش به لغت سریانى نوشته شده است: آل محمّد (صلوات الله علیهم اجمعین) بهترین مخلوق روى زمین مى باشند.
 

19ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): یَأتی عَلىَ النّاسِ زَمانٌ، الصّابِرُ مِنْهُمْ عَلى دینِهِ كَالْقابِضِ عَلىَ الْجَمَرِ.(19)
فرمود: زمانى بر مردم خواهد آمد كه صبر نمودن در برابر مسائل دین ـ و عمل به دستورات آن ـ همانند در دست گرفتن آتش گداخته است.
 

20ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): سَیَأتی زَمانٌ عَلى اُمتَّی یَفِرُّونَ مِنَ الْعُلَماءِ كَما یَفِرُّ الْغَنَمُ مِنَ الذِّئْبِ، إبْتَلاهُمُ اللّهُ بِثَلاثَهِ أشْیاء: الاْوَّلُ: یَرَفَعُ الْبَرَكَهَ مِنْ أمْوالِهِمْ، وَ الثّانی: سَلَّط اللّهُ عَلَیْهِمْ سُلْطاناً جائِراً، وَ الثّالِثُ: یَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنْیا بِلا إیمان.(20)
فرمود: زمانى بر امّت من خواهد آمد كه مردم از علماء گریزان شوند همان طورى كه گوسفند از گرگ گریزان است، خداوند چنین جامعه اى را به سه نوع عذاب مبتلا مى گرداند: 1 ـ بركت و رحمت خود را از اموال ایشان برمى دارد. 2 ـ حكمفرمائى ظالم و بى مروّت را بر آن ها مسلّط مى گرداند. 3 ـ هنگام مرگ و جان دادن، بى ایمان از این دنیا خواهند رفت.
 

21ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): اَلْعالِمُ بَیْنَ الْجُهّالِ كَالْحَىّ بَیْنَ الاْمْواتِ، وَ إنَّ طالِبَ الْعِلْمِ یَسْتَغْفِرُلَهُ كُلُّ شَیء حَتّى حیتانِ الْبَحْرِ، وَ هَوامُّهُ، وَ سُباعُ الْبَرِّ وَ أنْعامُهُ، فَاطْلُبُوا الْعِلْمَ، فَإنّهُ السَّبَبُ بَیْنَكُمْ وَ بَیْنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَ إنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ فَریضَهٌ عَلى كُلِ مُسْلِم.(21)
 فرمود: دانشمندى كه بین گروهى نادان قرار گیرد همانند انسان زنده اى است بین مردگان، و كسى كه در حال تحصیل علم باشد تمام موجودات برایش طلب مغفرت و آمرزش مى كنند، پس علم را فرا گیرید چون علم وسیله قرب و نزدیكى شما به خداوند است، و فراگیرى علم، بر هر فرد مسلمانى فریضه است.
 

22ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): مَنْ زارَ عالِماً فَكَأنَّما زارَنی، وَ مَنْ صافَحَ عالِماً فَكأنَّما صافَحَنی، وَ مَنْ جالَسَ عالِماً فَكَأنَّما جالَسَنی، وَ مَنْ جالَسَنی فِى الدُّنْیا أجْلَسْتُهُ مَعى یَوْمَ الْقِیامَهِ.(22)
فرمود: هر كس به دیدار و زیارت عالم و دانشمندى برود مثل آن است كه مرا زیارت كرده، هر كه با دانشمندى دست دهد و مصافحه كند مثل آن كه با من مصافحه نموده، هر شخصى همنشین دانشمندى گردد مثل آن است كه با من مجالست كرده، و هر كه در دنیا با من همنشین شود، در آخرت همنشین من خواهد گشت.
 

23ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): مَنْ تَزَوَّجَ إمْرَأهً لِمالِها وَ كَلَهُ اللّهُ إلَیْهِ، وَ مَنْ تَزَوَّجَها لِجَمالِها رَأى فیها ما یَكَرَهُ، وَ مَنْ تَزَوَّجَها لِدینِها جَمَعَ اللّهُ لَهُ ذلِكَ.(23)
فرمود: هر كس زنى را به جهت ثروتش ازدواج كند خداوند او را به همان واگذار مى نماید، و هر كه با زنى به جهت زیبائى و جمالش ازدواج كند خوشى نخواهد دید، و كسى كه با زنى به جهت دین و ایمانش تزویج نماید خداوند خواسته هاى او را تأمین مى گرداند.
 

24ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): مَنْ قَلَّ طَعامُهُ، صَحَّ بَدَنُهُ، وَ صَفا قَلْبُهُ، وَ مَنْ كَثُرَ طَعامُهُ سَقُمَ بَدَنُهَ وَ قَسا قَلْبُهُ.(24)
فرمود: هر كه خوراكش كمتر باشد بدنش سالم و قلبش با صفا خواهد بود، و هر كس خوراكش زیاد باشد امراض جسمى بدنش و كدورت، قلبش را فرا خواهد گرفت.
 

25ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): لا تُشْبِعُوا، فَیُطْفأ نُورُ الْمَعْرِفَهِ مِنْ قُلُوبِكُمْ.(25)
 فرمود: شكم خود را از خوراك سیر و پر مگردانید، چون كه سبب خاموشى نور عرفان و معرفت ـ در افكار و ـ قلب هایتان مى گردد.
 

26ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): مَنْ تَوَلّى عَمَلا وَ هُوَیَعْلَمُ أنَّهُ لَیْسَ لَهُ بِأهْل، فَلْیتُبَّوَءُ مَقْعَدُهُ مِنَ النّارِ.(26)
فرمود: هر كه ریاست و مسئولیتى را بپذیرد و بداند كه أهلیّت آن را ندارد، ـ در قبر و قیامت ـ جایگاه او پر از آتش خواهد شد.
 

27ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): إنَّ اللّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَیُبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعیفِ الَّذی لادینَ لَهُ، فَقیلَ: وَ ما الْمُؤْمِنُ الضَّعیفُ الَّذی لا دینَ لَهُ؟ قالَ: اَلذّی لا یَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ.(27)
 فرمود: همانا خداوند دشمن دارد آن مؤمنى را كه ضعیف و بى دین است، سؤال شد: مؤمن ضعیف و بى دین كیست؟ پاسخ داد: كسى كه نهى از منكر و جلوگیرى از كارهاى زشت نمى كند.
 

28ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): صَدَقَهُ السِّرِّ تُطْفِىءُ الْخَطیئَهَ، كَما تُطْفِىءُ الماءُ النّارَ، وَ تَدْفَعُ سَبْعینَ باباً مِنَ الْبَلاءِ.(28)
فرمود: صدقه اى كه محرمانه و پنهانى داده شود سبب پاكى گناهان مى باشد، همان طورى كه آب، آتش را خاموش مى كند، همچنین صدقه هفتاد نوع بلا و آفت را بر طرف مى نماید.
 

29ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): عَجِبْتُ لِمَنْ یَحْتَمى مِنَ الطَّعامِ مَخافَهَ الدّاءِ، كَیْفَ لایَحْتمى مِنَ الذُّنُوبِ، مَخافَهَ النّارِ.(29)
فرمود: تعجّب دارم از كسانى كه نسبت به خورد و خوراك خود اهمیّت مى دهند تا مبادا مریض شوند ولیكن اهمیّتى نسبت به گناهان نمى دهند و باكى از آتش سوزان جهنّم ندارند.
 

30 ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): حُبُّ الْجاهِ وَ الْمالِ یُنْبِتُ النِّفاقَ فِى الْقَلْبِ، كَما یُنْبِتُ الْماءُ الْبَقْلَ.(30)
 فرمود: علاقه نسبت به ریاست و ثروت سبب روئیدن نفاق در قلب و درون خواهد شد، همان طورى كه آب و باران سبب روئیدن سبزیجات مى باشند.
 

31ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): مَنْ اَصابَ مِنْ إمْرَأه نَظْرَهً حَراماً، مَلاَاللّهُ عَیْنَیْهِ ناراً.(31)
 فرمود: هركس نگاه حرامى به زن نامحرمى بیفكند، خداوند چشم هاى او را پر از آتش مى گرداند.
 

32ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): حَسِّنُوا أخْلاقَكُمْ، وَ ألْطِفُوا جیرانَكُمْ، وَ أكْرِمُوا نِسائَكُمْ، تَدْخُلُوا الْجَنّهَ بِغَیْرِ حِساب.(32)
 فرمود: رفتار و اخلاق خود را نیكو سازید، نسبت به همسایگان با ملاطفت و محبّت برخورد نمائید، زنان و همسران خود را گرامى دارید تا بدون حساب وارد بهشت گردید.
 

33ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): اَلْمَرْءُ عَلى دینِ خَلیلِهِ، فَلْیَنْظُر أحَدُكُمْ مَنْ یُخالِطُ.(33)
فرمود: انسان بر روش و اخلاق دوستش پرورش مى یابد و شناخته مى شود، پس متوجّه باشید با چه كسى دوست و همنشین مى باشید.
 

34ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): اَلصَّدقَهُ بِعَشْر، وَ الْقَرْضُ بِثَمانِیَهَ عَشَرَ، وَ صِلَهُ الرَّحِمِ بِأرْبَعَهَ وَ عِشْرینَ.(34)
فرمود: پاداش و ثواب دادنِ صدقه ده برابر درجه، ودادن قرض الحسنه هیجده درجه، و انجام صله رحم بیست و چهار درجه افزایش خواهد داشت.
 

35ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): لا یَمْرُضُ مُؤْمِنٌ وَ لا مُؤْمِنَهٌ إلاّ حَطّ اللّهُ بِهِ خَطایاهُ.(35)
 فرمود: هیچ مؤمن و مؤمنه اى مریض نمى گردد مگر آن كه خطاها و لغزش هایش پاك و بخشوده مى شود.
 

36ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): مَنْ وَقَّرَ ذا شَیْبَه فِى الاْسْلامِ أمَّنَهُ اللّهُ مِنْ فَزَعِ یَوْمِ الْقِیامَهِ.(36)
فرمود: هر كس بزرگ سال مسلمانى را گرامى دارد و احترام نماید، خداوند او را در قیامت از سختى ها و مشكلات در أمان مى دارد.
 

37ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): كُلُّ عَیْن باكِیَهٌ یَوْمَ الْقِیامَهِ إلاّ ثَلاثَ أعْیُن: عَیْنٌ بَكَتْ مِنْ خَشْیَهِ اللّهِ ، وَ عَیْنٌ غُضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللّهِ، وَ عَیْنٌ باتَتْ ساهِرَهً فى سَبیلِ اللّهِ.(37)
 فرمود: تمامى چشم ها در روز قیامت گریانند، مگر سه دسته: 1 ـ آن چشمى كه به جهت خوف و ترس از عذاب خداوند گریه كرده باشد. 2 ـ چشمى كه از گناهان و موارد خلاف بسته و نگاه نكرده باشد. 3 ـ چشمى كه شبها در عبادت و بندگى خداوند متعال بیدار بوده باشد.
 

38ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): سادَهُ النّاسِ فِى الدُّنْیا الأسْخِیاء، سادَهُ النّاسِ فِى الاخِرَهِ الاْتْقِیاء.(38)
 فرمود: سرور و سیّد مردم در دنیا افراد سخاوتمند خواهند بود، و سیّد و سرور انسان ها در قیامت پرهیزكاران مى باشند.
 

39ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): وَ عَظَنی جِبْرئیلُ(علیه السلام): یا مُحَمَّدُ ، أحْبِبْ مَنْ شِئْتَ فَإنَّكَ مُفارِقُهُ، وَ اعْمَلْ ما شِئْتَ فَإنَّكَ مُلاقیهِ.(39)
 فرمود: جبرئیل مرا موعظه و نصحیت كرد: با هر كس كه خواهى دوست باش، بالأخره بین تو و او جدائى خواهد افتاد. هر چه خواهى انجام ده، ولى بدان نتیجه و پاداش آنرا خواهى گرفت.
 

40ـ قالَ(صلى الله علیه وآله): اَوْصانى رَبّى بِتِسْع: اَوْصانى بِالاْخْلاصِ فِى السِّرِّ وَ الْعَلانِیَهِ، وَ الْعَدْلِ فِى الرِّضا وَ الْغَضَبِ، وَ الْقَصْدِ فِى الْفَقْرِ وَ الْغِنى، وَ اَنْ أعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَنى، وَ أعطِیَ مَنْ حَرَمَنى، وَ أصِلَ مَنْ قَطَعَنى، وَ اَنْ یَكُونَ صُمْتى فِكْراً، وَ مَنْطِقى ذِكْراً، وَ نَظَرى عِبْراً.(40)
 فرمود: پروردگار متعال، مرا به 9 چیز سفارش نمود: اخلاص در آشكار و پنهان، دادگرى در خوشنودى و خشم، میانه روى در نیاز و توانمندى، بخشیدن كسى كه در حقّ من ستم روا داشته است، كمك به كسى كه مرا محروم گردانده، دیدار خویشاوندانى كه با من قطع رابطه نموده اند، و این كه خاموشیم اندیشه و سخنم، یادآورى خداوند; و نگاهم عبرت و پند باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 15:30  توسط   | 

چهل حديث ازکلمات قصار امام علي(علیه السلام)

قال علي عليه السلام :                                                      Image

1.احسن الي المسي تسده

هر كه بد كرد با خود كرد تو نكويي كن و از آن بگذر
نيكويي كن به بد كننده ي خويش كز نكويي شوي بر او مهم تر

2.ومن كلامه،ادب المرء خير من ذهبت

ادب آموز و مال را بگذار زينت مرد باشد از ادبش
نزد ارباب دين و دانش هست ادب مرد بهتر از ذهبش

3.اخوان هذا الز‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍مان جواسيس العيوب

دوست مشمار آن جماعت را كه به تو يارو آشنا باشند
دوستان و برادران زمان جمله جاسوس عيبها باشند

4.و من كلامه بشر نفسك بالظفر بعدا لصبر

در همه كار صبربايد كرد كه بود صبر از همه بهتر
مژده ده نفس خويش را آخر كه پس از صبر ميرسي به ظفر

 

5.توكل علي الله يكفيك

تكيه بر كار روزگار مكن تا نسازد ز عمر بيزارت
رو توكل به حضرت حق كن تا كفايت كند همه كارت

6.و من كلامه (ع)،تاكيد الموده في الحرمه

با همه مردان به حرمت باش تا بدارند جمله حرمت تو
حرمت دوست را نگه مي دار تا مؤكد شود محبت تو

7.ثبات الملك با لعدل

ملك اگربايدت عدالت كن هست وابسته ذات ملك به عدل
ملك ويران شود ز بي عدلي بود آري ثبات ملك به عدل

8.و من كلامه:ثواب الاخره خير من نعيم الدنيا

در جهان كار آخرت مي كن بايدت گر ثواب روز جزا
زان كه باشد ثواب ان دنيي بهتر از جمله نعمت دنيا

9.جمال المرء في الحلم

بردباري خوش است مردم را كارها را مدار بر حلب است
خواري آمد نتيجهي سبكي زينت و زيب مرد درحلب است

10.و من كلامه ،جليس السوء شيطان

در جهان همنشين نيك طلب بهره ور شو ز صحبت نيكان
دور از همنشين بد مي باش كه بود همنشين بد شيطان

11.حلي الرجال،الادب

به حلي ادب محلي شو ازلباس ادب مشو عريان
سرور اوليا چنين فرمود كه ادب هست زيور مردان

12.من كلامه حرم الوفاء علي من لا اصل له

در وفا اصل را بسي دخل است بشنو اين را كه دارد اصل تمام
هر كه بد اصل و بد نهاد بود هست بروي وفاي اصل حرام

13.من كلامه ،خف الله تامن من غيره

هر كه او از خداي مي ترسد مي نترسد ز كافر و مؤمن
از خداوند ذو الجلال بترس تا از غير خدا شوي ايمن

14.خير الاصحاب من يدلك علي الخير

ببر از دوستان بي ايمان كه تو را مي برند جانب دير
بهترين مصاحبان ان است كه دلالت كند تو را بر خير

15.من كلامه(ع)،خالف نفسك تسترح
تابع نفس هر كه شد به يقين مي كشد در جهان بسي محنت
كار جز بر خلاف نفس مكن تا بيايي فراغت و راحت

16.من كلامه (ع)،خليل المرء دليل عقله

خردوعقل هركسي به جهان شود از دوستار او معلوم
يار نيكو گزين كه مي گردد عقل هر كس زيار او معلوم

17.دواء القلب،الرضا،بالقضاء

هر كه دارد ز دهر درد دلي چاره اش صبروانقياد ورضاست
سخن مرتضي علي اين است درد دل زادوا رضا به قضاست

18.من كلامه (ع)،دار من جفاك تخجيلا
تا تواني به كس جفا نكني كز جفا نيست جز جفا حاصل
با جفا كار خود مدارا كن تا شود از جفاي خويش خجل

19.ذنب واحد كثير،والف طاعه قليل

تا تواني دلابه طاعت كوش طاعت كردگار مغتنم است
يك گنه مرد را بود بسيار طاعت ارباشدش هزاركم است

20.رويه الحبيب جلاء العين

چون ز ناديدن رخ ياراست موجب ضعف و بي جلايي چشم
ازرخش ديده برمداركه هست ديدن دوست روشنايي چشم

21. رتبه العلم اعلي الرتب

صاحب علم راست مرتبه اي كه به تعريف مي نيايد راست
رتبهي علم را شه مردان گفت بالاترين مرتبه هاست

22.و من كلامه (ع)،زياره الحبيب اطراء المحبه

پرستش دوستان كندهمه وقت هر كه او قدر دوستان داند
رفتن دوستان به ديدن دوست دوستي را زياده گرداند

23.زينه الباطن خيرمن زينه الظاهر

باطن خويش را مزين ساز ظاهر خود چه مي كني طاهر
زينت باطن از سر تحقيق بهتر از زيب و زينت ظاهر

24.و من كلامه ،سيره المرء تنبي عن سريرته

آنچه درباطن كسي مخفيست زود ظاهر شود ز سيرت او
چون خبر ميدهد به قول امير سيرت مرد از سيرت او

25.و من كلامه (ع)،شرط الالفه ترك الكلفه

گر توراميل الفت است به كس تابعش باش تا شود الفت
بگذراز كلفت گذشته كه هست شرط الفت گذشتن از كلفت

26.صمت الجاهل ستره

جاهلان را خموش بايد بود تا نگردد عيوبشان ظاهر
خامشي در زمانه جاهل را پوشش عيب او شود آخر

27.ومن كلامه ،صاحب الاخيار،تامن من الاشجار

هر كه خواهد در امان باشد نيكوان را كند مصاحب و يار
با كسان نكو مصاحب شو تاشوي ايمن از همه اشرار

28.و من كلامه،ضياء القلب من اكل الحلال

گر تو روشندلي حرام مخور باشد از خوردن حرام،وبال
دايما لقمه ي حلال طلب هست روشندلي زاكل حلال

29.طال عمر من قصر تعبه

درزمانه چه عمرخواهدداشت؟ بر دل ان را كه صد علم باشد
عمر ان كس دراز خواهد بود كه ورا رنج و غصه كم باشد

30.و من كلامه(ع)،طاعه العدو هلاك

هر كه فرمان خصم خويش برد حال او در جهان چه سان باشد
آدمي را اطاعت دشمن بي تكلف هلاك جان باشد

31.ظل عمر الظالم قصير

ظل ظالم بسي نخواهد بود ور بود خود به جاي ظل الله
سايه اش را مكن پناه كه هست سايه ي عمر ظالمان كوتاه

32.و من كلامه (ع)،عسر المرء مقدمه اليسر

هر كه را حال او پريشان است رفع خواهد شد آن پريشاني
مرد را در جهان پر غم و درد بعد دشواري است آساني

33.غدرك من دلك علي الاسائه

از فريب كسان مشو غافل گر تو مرد بهوش و با خردي
مي فريبد تو را يقين آن كس كه دلالت همي كند به بدي

34.و من كلامه،فطنه المرء يدل علي اصله

هركه رانيست طبع وذات وخرد هست گويا قصور در قصرش
مرد را زيركي و خوش طبعي شاهد است و دليل بر اصلش

35.قول المرء يخبر عما في قلبه

مي توان فهم كرد در انسان از بد و نيك آنچه حاصل اوست
زان كه قول وحديث هرمردي هست مخبراز آنچه در دل اوست

36.و من كلامه،لين الكلام قيد القلوب

تا تواني سخن درشت مگو تا نمايي به چشم مردم خوب
سخن نرم گو با مردم سخن نرم هست قيد قلوب
37.نور قبرك بالصلوه في الظلم

تابه كي خفته اي؟شبي برخيز از گناهان خويشتن ياد آر
قبر خود را زنور روشن ساز به نمازونيازدرشب وتار

38.و من كلامه،ويل لمن ساء خلقه وقبح خلقه

خلق نيكو و خلقت نيكو ز آتش آن جهان كند دورت
واي آن كس كه درجهان بودش بدي خلق و زشتي صورت

39.هيهات من نصيحه العدو

نيك خواهي نيايد از اعداء بشنو اين نكته را به وجه حسن
دشمنت گر نصيحتي بكند دور باش از نصيحت دشمن

40.ياتيك ما قدر لك
كرم ولطف حضرت حق بين كه نگيرد تو را به تقصيرت
به تو خواهد رسيد آخر كار آنچه حق كرده است تقديرت

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 20:34  توسط   |